منظومه طنز
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

در زمان های دور سیستان به دور خورشید می چرخید،

 زمین هم به دور سیستان

یهو زمین و سیستان با هم تصادف کردند

و چون زمین از سیستان بزرگتر بود یه تیکه از سیستان جدا شد و اسمش شد ماه

به همین خاطر وقتی به یکی میگن چقدر ماهی یعنی چقدر سیستانی هستی....

ما سیستانی ها هیچوقت سعی نمیکنیم جذاب باشیم

بلکه این جذابیته که سعی میکنه با ما باشه...


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 18 مرداد 1394برچسب:, :: 1:59 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 3 ارديبهشت 1394برچسب:, :: 5:44 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

-وه جعفروک مه گه فعل "شنسته" رو صرف کو، مه گه:بشنستو،بشنستی،بشنستک،بشنسته،دگه جا نیه که برشینه!!!

-"نینا نینا "چیست ؟نوعی ترانه زابلی بسیار شنیدنی که زابلیها بعد از شنیدن هرخبر شادی ازخود بروز میدهند !!!

-پشت نویسی کارت عروسی در یکی ازروستاهای زابل:آقای غلامعلی با خانواده محترم بجز پسه وسطی اصغرک که حرف زدنخا نمفهمه خاک ور سرشما خه گوچه تربیت کردنخا اصلا هیچکدک حق نداره بیه ای !!!

-ول کنه منه، و ارواح مرده گو اگه بلدو(مقاومت اصغروک برای نرقصیدن در مجلس عروسی)

-نحوه درس خواندن اصغروک:اینه خه بلدو،ایه خه مهم نییه،ایه طولانیه نمیایه،ایه خه ایشالا نمیه،ایه خه تقلب منو،آخیش تمام شه......... حالا ته برا خو شا !!!

ما زین جهان از پی دلدار میرویم/ز شوق دیدن حیدر کرار میرویم/درب بهشت گر نگشایند روی ما/ما زابلی ایم و از روی دیوار می رویم

روز قیامت براتوک با یه نیسان پر حیوان با سرعت میره به طرف بهشت. میپرسن کجا؟ براتوک میگه: همگی بری کنار مه اضرت نوح هستو کشتی خا فروختا نیسان استوندا...

غلامعلی اونقدر تو اعمال حج به ستون شیطان محکم و دقیق سنگ میزنه که شیطان تو بلندگو اعلام کرد: غلامعلی از زابل یواشتر!

من در قلب خورککت همانند چوغوکی هستم که با دو شخلک نگاهت مرا به زمین القچ کردی و من به پلپتک افتادمو تو بی تفاوت از کنارم گرا شدی

یکه از گوچگون خوب سیستونی مشما، گوچه خا رايی مينه ور انگلیس ته زوون خاریجکی یاد بگیرا،بعد چند سال که مگذره، مرا و رد گوچه خا که اونه بیَره.تا همکلاسیگون گوچیو، بابه نَ مبینه، و زوون سیتونی مگه:ممدک پوشو که ببه تو اومده و رد تو !!!

قربو زن ژاپنی مگیره، هر وقت اونه نگاه مینه مه گه: خوب کنجه پدرسگ اگه ترا خوا داره برو خوشو، ور چزه چرت مزنی؟؟؟

ملنگ مه ره باله کوه ،داد مه زنه خدایا ورچه پول نمده؟ خونه نمده؟ ماشین نمده؟ یک دفعه پرت میشه پایین میگه: نمده که نمده ورچه تلنگه میده !!!

براتوک باله قله اورست مه ره ازو مپرسه:چه احساسی داری بلندترین قله جهان رو فتح کردی؟مه گه: مه احساس مساس سرمه نمشیه اومدا سوزی وکاکولک ورخه جم کونو !!


ارسال شده در تاریخ : شنبه 14 تير 1393برچسب:, :: 10:21 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

 

 

اوهو غُلام مَ مَد, پَخَلی رَچَروندِ

پسَرون لَ جوجِ تو دِ والَه رَ لَموندِ

اوهو غُلام م َ مَد,اِشتِنَه ور خو ا بَر دِ

کوتروکه پِو گیر ِتو خُوردَ گونه َ رَموندِ

او هو غُلام مَ مَد ,دُشمنی خی ما کَردِ

وَر خاطر دُو پشمک از جَکِ ما پَرو ندِ

اوهو غُلام ِ مَ مَد , خیَرک پَخک ِ کَر دِ

پَخک که دِیرو کَردِ,زَرَک نَه تَرخُوندِ

او هو غُلام ِمَ مَد,آبِرو وَر ما نَشتِ

خُروسِ تو دیرو اُمد,مَرغِ مَرَو تُسُوندِ

 


ارسال شده در تاریخ : شنبه 27 ارديبهشت 1393برچسب:, :: 6:58 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

یه زابلی میره تهران.سوار خط واحدمیشه.بلیط رومیده .راننده بهش میگه:اینجاتهرانه!بایدبلیط تهران روبدی.زابلی میگه:آخه مگه روبلیط نوشته نیه زابل وحومه؟

 


ارسال شده در تاریخ : جمعه 26 ارديبهشت 1393برچسب:, :: 5:32 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

      کنجِه حُسین دادُ لَک نو نَه رَپور کَرده بو

     مَردینه یو خی تیر چووچَش نَه کور کرده بو

     چَش ِکه  کور نمی بینه لوَدسُ لَپ ُگیر  کَه

     کَفلِزِنمَکِ دَرِ دِگ رِختَه نو شور کَرده بو

     دیشنَه وَ جای او جیزَک ایتی وَروی کُتَه بشتَ

     لیتی ر َ گُربَه خوار دَ نو پوز ِ نَه چور کَرده بو

     اِمرو که بِرَفت پَرسیُدُ  اَوای نواسه   دادُلَه

     مَردینه یو خی اِشتنِ سَر نَه وَگور  کَرده بو


ارسال شده در تاریخ : جمعه 29 آذر 1392برچسب:, :: 7:42 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

ملانصرالدین از سیستانی قدری نان خواست او از نداری عذر خواست
ملا گفت لیوانی آب ده پاسخ شنید غیر بهداشتی است و بهداشتی آن را برای از ما بهتران برده اند
ملا گفت بی انصاف قدری آرد ده تا نانی بنهم پاسخ شنید کارخانه آرد ما را با چند هزار تن گندم سر کیسه و تعطیل کرده اند و نهاد های نظارتی هم انگار نه انگار
ملا گفت بدبخت دستشون در یک کاسه است پاسخ شنید الله و اعلم !
ملا گفت آدرس بده بروم کارخانه سیمان سیستان مزدوری کنم و شکمی از عزا در آرم پاسخ شنید بدبخت ، کارخانه از مزایای سیستان دائر و سیستان فقط نام آن را به یدک میکشد و مزایای درآمدی و اشتغال آن به همت مقامات به غیر ما رسید و ما هم با حلوا حلوا کردن دهن شیرین میکنیم، برای مزدوری در کارخانه در خانه غیر زن.
ملا گفت جایی برای خواب چی پاسخ شنید مسکن مهر در اینجا با مشکل بر خورده است و مسکن ما ایمن نیست
ملا گفت از آن همه شعار چیزی نصیب شما نشد پاسخ شنید به حد کافی ذوق زده شدیم ولی سفره ما کماکان بی رنگ است
ملا گفت علوفه ای برای شکم خرم بده پاسخ شنید نمیدانی از بی همتی اینان هامون سیستان به تلی از ماسه بادی تبدیل شده است و حیات و ممات ما خاکستر شده و دادرسی نیز نداریم
ملا گفت طویله ای برای اسکان خر من چی پاسخ شنید شن های روان طویله ها را در نوردیده و عنقریب خانه و روستا را
ملا گفت آدرس بازارچه های مرزی را ده پاسخ شنید آن هم برای شکم سیری از ما بهتران است و آه و نالۀ آن از آن ما سیستانی هاست
ملا گفت لااقل آدرسی برای سرگرمی ده تا گرسنگی فراموش شود پاسخ شنید سال هاست سینما ها و مکان های تفریحی ما را لولو خورده

ملا گفت شنیدم سیستان از نعمت دانشگاه ها پر از نوابغ است کجایند نوابغ پاسخ شنید شغلی نبود برای امرار معاش پی رانندگی ، پسته چینی و کارگری عازم دیار دگر شدند.
ملا گفت پس سوی رودخانه مشترک بشم تا دست و رویی تازه کنم پاسخ شنید تعجیل نکن از نعمت دیوار مرزی آب را بر ما بستند. گر خواهی آن سوی شو اما با عذاب غیر مواجه خواهی شد لذا سیستانی ها عطایش را به لقایش بخشیدند
ملا گفت بی انصاف راه فرار از مرز را نشان ده پاسخ شنید دیوار مرزی راهی برای فرار ندارد مگر از بند پ بری که آن هم در ید ما نیست
ملا گفت بزرگ خانه کجاست پاسخ شنید عزاداری رفته است ملا گفت سیستان شما با این حال و روزی که دارد باید همواره در تعزیت باشد
پاسخ شنید اسباب تعزیت هم از ما ربودند

منبع:نطق نماینده سابق زابل درمجلس شورای اسلامی


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391برچسب:, :: 8:44 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

-براتوک اسم پیامبره فراموش مینه .مه گه :بر خاسر حضرت علی صلوات!

-اصغروک میره پیتزافروشی . مه گه:ای ۱۰۰تومنه بگی-بی زَمَت دو تا بورَک وَر مِه پَزَک!

-غلامعلی دشته مرفته ژاپن - وه بپورخه مه گه چزه برتو بیه رو؟ بپوریو مه گه : از اونجه وَر مِه یَک تیشه خوبه ناسیونالِ بیاری!

-معلم و گلوسه مه گه : مرغ چندبخشه؟ مه گه:هشت ریزگی!

براتوک مه ره حرم امام رضا .بعد از زیارت عابر بانک خه مه پرنه تو ضریح، مه گه یا امام رضا آجت منا بده تا رمز کارت خا ور تو بگو!

قربو مه ره کلیسا در مزنه که بره مسیحی بشه ی، یک راهبه خوشگل دره وا مینه، قربو هول مه شه مه گه ،ببخشه همشیره عیسی خونیه؟!

 


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 4 دی 1391برچسب:, :: 10:56 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

چون موسی درگریزازفرعون به نیل رسید،خدافرمود:موسی بستک!

اماموسی نمستادک.خدافرمود:موسی دره  اوکا مرو،نیل گوده،بستک!

اماموسی نمستادک.وچنین بودکه نیل رافرمان آمد،ای نیل توبستک،موسی زابلیه نمسته


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 23 مهر 1391برچسب:, :: 8:31 بعد از ظهر :: توسط : SOHRAB

كنون رزم Virus و رستم شنو / دگرها شنيدستي اين هم شنو
كه اسفنديارش يكي Disk داد / بگفتا به رستم كه اي نيكزاد
در اين Disk باشد يكي File ناب / كه بگرفتم از Site افراسياب
چنين گفت رستم به اسفنديار / كه من گشنمه نون سنگگ بيار
جوابش چنين داد خندان طرف / كه من نون سنگگ ندارم به كف
برو حال مي‌كن بدين Disk، هان! / كه هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوي خانه‌اش / شتابان به ديدار رايانه‌اش
چو آمد به نزد Mini Tower اش / بزد ضربه بر دكمه Power اش
دگر صبر و آرام و طاقت نداشت / مر آن Disk را در Drive اش گذاشت
نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت / يكي List از Root ديسكت گرفت
در آن Disk ديدش يكي File بود / بزد Enter آنجا و اجرا نمود
كز آن يك Demo شد پس از آن عيان / با فيلم و موزيك و شرح و بيان
به ناگه چنان سيستمش كرد Hang / كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ
چو رستم دگرباره Reset نمود / همي كرد Hang و همان شد كه بود
تهمتن كلافه شد و داد زد / ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود / بيامد كه ليسانس رايانه بود
بدو گفت رستم همه مشكلش / وز آن Disk و برنامه خوشگلش
چو رستم بدو داد قيچي و ريش / يكي ديسك Bootable آورد پيش
يكي Toolkit، Hard اندرش / چو كودك كه گردد پي مادرش
به ناگه يكي رمز Virus يافت / پي حذف امضاي ايشان شتافت
چو Virus را نيك بشناختش / مر از Boot Sector برانداختش
يكي ضربه زد بر سرش Toolkit / كه هر Byte آن گشت هشتاد Bit
به خاك اندر افكند Virus را / تهمتن به رايانه زد بوس را
چنين گفت تهمينه با شوهرش / كه اين بار بگذشت از پل خرش
دگر باره اما سادگی مكن / ز رايانه اصلا تو صحبت مكن
قسم خورد رستم به پروردگار / نگيرد دگر Disk از اسفندیار


ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 خرداد 1391برچسب:, :: 1:12 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 28 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 9:35 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

چند شب پيش خواب عجيبی ديدم .

 



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 7 فروردين 1391برچسب:, :: 6:29 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

صفحه قبل 1 صفحه بعد

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content