زبان سکاها
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

سکایی باستان
سکاها دسته ای از ایرانیان بودند که در خاور دربای کاسپین و باختر آن پراکنده بودند.سکاهای باختری، چندی بر مادها مسلط بودند و هیچ دور از ذهن نیست که در این مدت این دو زبان از همدیگر اثر گرفته باشند.این زبان با زبانهای مادی و پارسی یکسان نبوده اما تفاوت فراوانی هم نداشته است چنانچه هرودوت مینویسد که هووَخشتَر "پادشاه ماد"، با گروهی از سکاییان جنگجو که پناه آورده بودند؛ به احترام رفتار کرد و دسته ای از کودکان ماد را به ایشان سپرد تا زبان خود را به آنان بیاموزانند. همین مورخ برخی از افسانه های ملی و داستانهای سکایی را درباره اصل و نژاد و تاریخ کهن این قوم آورده است. استرابون (جغرافیایی نویس یونانی سده نخست میلادی) به نزدیکی فراوان زبانهای سکایی و مادی و پارسی باستان اشاره کرده است.
از زبان سکاهای خاوری و باختری،چند واژه که بیشتر آنها نام خاص هستند باقی مانده است که در زیر چند نمونه از زبان سکاییان باختری را که در نوشته های یونانی و لاتینی به جای مانده است، می آوریم:
Arvant تند و سریع
Aspa اسب
Aatar آذر
Baazu بازو
Charma چرم
Chyavشدن
Gaushaگوش
Haptaهفت
Hushkaخشک
سکایی میانه
سکاها از قبایل آریایی نژادی هستند که از هزاره نخست پیش از میلاد تا سده دهم میلادی در گستره ی پهناوری از کناره های دریای سیاه تا غربی ترین استان های چین پراکنده بودند. از زبان ایشان در دوره باستان اثری جز چند واژه و نام خاص باقی نمانده است اما از این زبان در دوره ی میانه، آثار زیادی یافت شده که بیشترآنها، مربوط به سده ی هفتم تا دهم میلادی می باشند، برای نوشتن این زبان از الفبای براهمی استفاده شده که برای نگارش سکایی متناسب شده بود؛ این الفبا را سکاها از هندیها و آنها نیز از آرامی ها گرفته بودند.الفبای براهمی از چپ به راست نوشته میشود و همچون میخی پارسی باستان ، به شکل هجایی است به این ترتیب که همراه هر صامت یک مصوت نیز وجود دارد.


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 18 آبان 1394برچسب:, :: 8:40 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

به قلم محمودخلیلی:

انتشار چند جلد از «مجموعه سیستان» – کتاب های «گویش سیستان» و «ادبیات سیستان»- که داستانگوی دانش، فرهنگ خویی و پشتکار غلامرضا عمرانی است، کوششی ستودنی برای نگه داشت گوهری گرانقیمت از میراث معنوی ایرانیان است...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 3 آبان 1394برچسب:, :: 4:31 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

سفر تازه رییس جمهوری به استان کردستان بار دیگر اهمیت رسیدگی بیشتر به حقوق اقوام را مورد توجه قرار داد. ایران کشوری رنگارنگ و متکثر است که حفظ وحدت ملی در گرو رعایت این تنوع و حقوق همه اقوام است.تدریس رشته زبان و ادبیات کردی در دانشگاه و راه اندازی بخش کردی خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، دستاوردهای سفر دولت یازدهم برای خطه کردستان است که نه فقط در ایران بلکه در جهان نیز با بازتاب های مثبتی همراه بود .همین امر اهتمام جدی دولت درامور سایرقومیت هاازجمله سیستانی ها رانیزمی طلبد....

 



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 11 مرداد 1394برچسب:, :: 6:55 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

يكي از مهمترين  دغدغه هاي سيستان  صرف نظر از مشكلاتي طبيعي  فراموشي وبكارگيري به  اشتباه  گويش ، لهجه ويا همان  لبظ  شيواي سيستاني است.اين روزها با توجه  به  برخي تغيير وتحولات  ناشي از رشد فرهنگي ، چشم  وهم چشمي ها ويا برتري خواهي افراد  باعث گرديده تا قشر تحصیل كرده  سيستاني نيز با اين  نوع  گويش فاصله  گرفته  تا بدانجا كه  در جمع خانوادگي ، اجتماع وموارد مشابه  حاضر به  حرف زدن  به  لهجه سيستاني نباشند...

 

 



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 4 مرداد 1394برچسب:, :: 8:6 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

در راستای حفظ، احیاء و تقویت زبان مادری وبرابراصل15قانون اساسی جمهوری اسلامی «تدوین و تدریس کتابچه آموزشی زبان سیستانی» در مدارس سیستان جزء ضروریات فرهنگی این منطقه است تازبان وگویشی دیگربه زبانهای مرده دنیاافزوده نگردد.

پیشنهاد می شود از مجموعه کتب گویش سیستان، تألیفات ارزشمند استاد بزرگوار غلامرضا عمرانی که به زودی شاهد انتشار جلد هشتم آن نیز خواهیم بود، جزوه ای آموزشی جهت تدریس زبان سیستانی در مدارس سیستان تهیه شود.


ارسال شده در تاریخ : شنبه 13 تير 1394برچسب:, :: 1:9 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

هر قوم و ملتی به همان اندازه که مرزهای زندگی مادی و تفکرات معنوی خود را گسترش می دهد زبان خود را توانا تر و عمر آن را درازتر می نماید زیرا همانگونه که آشکار است و همگان به آن پی برده اند زبان پدیده ایست همچون موجودات زنده ٬ روزی هستی می یابد ٬ مدتی چند به حیات خود ادامه می دهد و چون مناسبت و سرزندگی خود را از دست داد عمرش به سر می رسد . طول عمر هر زبانی ٬ بسته به نیروی حیاتی و قوه ابداع و خلاقیت اهل آن زبان است.

اهل زبان را می توان به ساکنان شهر هایی تشبیه کرد که معماران آن زبان ساخته اند و این معماران کسانی نیستند جز شاعران ٬نویسندگان ٬ علما و متفکران آن قوم . معماران زبان اصیل سیستانی نیز متفکران و بزرگان این قوم در هزاران سال پیش اند که کلمه به کلمه این زبان را همچون معماران ماهر کنار هم چیده اند و دلیل بقای این زبان نیز مهارت معماران گذشته آن بوده و بس .

اکنون وظیفه ما ساکنان شهر زبان سیستانی پاسداری و حراست از میراث گران قدریست که این بزرگان از خود به یادگار گذاشته اند . بدیهیست که اهل این شهر ( شهر زبان سیستانی ) در آستانه ورود به قرن بیست و یکم ٬ با نیاز ها و مسائل خاصی مواجهند که ناچار باید به وسعت و ظرفیت آن بیافزایند اما نه بگونه ایی که این میراث گرانبها ی بجا مانده از نیاکانمان را ویران نموده و از ساختارهای نحوی اصیل سیستانی به آسانی بگذریم زیرا برماست که با استفاده از ساختار ها و صرف و نحو های اصیل سیستانی در لغات وارد شده در این زبان٬آن را همچنان اصیل و سالم نگه داشته تا مبادا در آینده روزی فرا رسد که سیستانی زبانان به واقع سیستانی صحبت نمی کنند و دو سیستانی زبان هم را نمی فهمند

زبان سیستانی زبانیست که اندیشه٬هویت و قومیت ما را شکل داده و دست کم با برخی از ظریفترین و ژرف ترین جنبه های معنوی آن یکی شده است . از این روست که اگر زنده ترین و خلاق ترین انگلیسی زبانان و فارسی زبانان و عرب زبانان جهان گرد آیند و همه توانایی های زبانی خویش را روی هم ریزند قادر نخواهند بودمحتوای اندیشه و تفکرات معماران زبان سیستانی را بدرستی در ظرف زبانی دیگر بیان کنند


ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 تير 1394برچسب:, :: 1:6 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

گاش :(GASH)در سخن سیستانی به شکل دایره  گاش می گویند.

مانند: وقتی که هاله به دور ماه تشکیل میشود میگویند :دور ماه گاش بسته است.

ویا به محل نگهداری گوسفندان که شکل مدوری دارد گاش گوسپندان می گویند.

گرا-(GRAA) درکل  به معنای عبور و رد شدن است و بصورت ترکیب با واژه های دیگر بکار می رود.مثل:

گرا بَردَ(ن)=عبور دادن    –    گرا دادَ(ن)= انتقال دادن     -     گرا ، شتَ (ن)= رد شدن

گُ دَر-(GODAR) = گذر= گذرگاه

گـََستَرgas-tar : گاو ماده جوان که هنوز جفت گیری نکرده باشد.گوساله ماده رسیده

گو-gow: گاو

 گیرَ ک(GIRAK):درگویش سیستان به مقداری از اشیاء(پودری شکل) که بیشتر از یک مشت است ومیتوان آنرا با با کنار هم گذاشتن دو کف دست برداشت گفته می شود. مثل :  " یَک گیرَکِ آرد"

گچگو:بچه ها
گو گَلو:نوعي سوسك googalo
گَپ وخراس:صحبت كردن،بحث،گفتگو gap o khrass

گَلو(gaalo): خربزه رسیده


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 14 دی 1393برچسب:, :: 9:24 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba


گپ کپرگی نیه اگه بگو لبظ سیستونی غریب ترین و مظلوم ترین لبظ ایرونی بشه. شمه سئ کنه منا لبظه ئ ایرونی ور خوا رسم الخطئ ره جا پرونده نو ور خوا ویکی پدیا مستقلئ دارا شته؛ در ای شرایط استه که سیستونیگو باسته که بشترک تلاش بکنه نو بشترک دور و پش لبظ خوا دشته بشه.

خئ تلاشه ئ ادبی و زبانشناسی کلونون مشمه از سون رئیس الذاکرین و عمرانی و خمک و سیستانی و سرحدی و ... بودده که ته ای دم، زوون رشید مشمه سرپو مونده نو شیری تئرکه شته؛ ور مشمه استه که در ای زمونه، لبظ خوا وه دروستی ته بالا بکنه نو خئ کلونون خودخوا یاوری دشته بشه.
قصت مه از ای گپّ و خراس، ای نیه که ناسیسونالیسم و شوونیسم دست و پو شکسته نو پیره جوتّئ ره وه شمه علم کنو، مه مخوائو بگو آلا که لبظ توناک مشمه متره که در عمیق ترین مباحث ادبیات و علوم انسانی غوطّه بزنه نو خودخوا شونی بدیه، ورچزه مشمه یگ کوچکئ زر خزه نو بئ موچ شه؟
ور چزه مثلا رئیس الذاکرینئ که چن دهه از زندگی خوا ور ته بالا کردن ادبیات سیستونی شته بشه از جماعت سیستونی غصّه بشیه نو ایطو شعرئ بگه :


وه تین نفت بیت ذاکرانی      کسئ مئض شفا خودخوا نمشوره

اگه بودّ بزنه رو دفتر شعر     کسئ جز مرده شو سر نه نمجوره
وه مند مه، مشمه باسته که وه فکر گسترش لبظ خوا در میون نسل جوون و ترنگون سیستونی بشه نو نسل سیستو شناس و سیستو دوست جدیدئ ره دست و پو بکنه، در ای زمونه که کمتر ببو موکه خئ گوچه خوا وه سیستونی گپ مزنه، مشمه باسته که تلاش بشتر دشته بشه نو نلّه که زوون بپور بی بی گون مشمه از اوش خورککو بریه.پیام سیستانی

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 14 دی 1393برچسب:, :: 8:6 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

کولک : بادگیر سقف گنبدی
کمچینی( kenchini ): (پش لپچ)-دختری که درپاسخ دادن ازهمه پیشی می گیرد

کَتَم : katamاصطلاحا به تکه های بزرگ پهن گفته می شود.

کارتوک:kartok خاراندن

كْلَتَسكْ –كْرَپْ:صداي ناشي از شكستن ويا افتادن شيئي

کعمال :kamalبه مخلوط کاه سبوس وآب گفته می شود وغذای حیوانات است

کملکو kmalako کاکلی ها
کمال komal خوردن

که توک katok جمجمه

که دو : کاهدان


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 1 دی 1393برچسب:, :: 6:51 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

فِجهِ کَردن:اصرار وپا فشاری کردن
خود مَخَه و َجُ نِ خَئه کردَ: فشار وسختی زندگی را بیان می کند
سیهَ کُتَه: دختر ترشیده را گویند

رو دار خ نمبینو : حال و حوصله ندارم
از خ کنو ارزشیابی کنم = سبک سنگین کنم = بسنجم

روز شَ :آشکار شد،حقیقت معلوم شد
- روز مِشو: آشکار شدن حقیقت،پرده برداشتن از موضوعی

مزه ره از قلیه برده.:وقتی کسی کارهایش تکراری شود این را به کار میبرند.

روبِندِ خ نمه بینو)) یا ((بی رو بندو)) : این دو هم به معنای بی حوصله بودن هستن

وقتی که به آدم بد حسابی نسیه بدهند یا طرفی که مال میخواهد و بد حساب است میگویند اگه از دس خا بده باید خه پو خا بجی.


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 1 دی 1393برچسب:, :: 6:32 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

1-بالا مِرَه خدا مِشو ، پایی میایه جدا مِشو ؟

(بالا میره خدا میشه پایین میاد جدامیشه؟)  

جواب: نقطه  
 2-کر َ که کمـــری ، در نوور مْچـــــَری؟

(بزغاله سفید درنهر می چرید) 
 جواب:ماهی 
3-تندور ِ پـَر از کْلوچـَه ، صبح که پو مـِئ شی ، ایچی نی یـَه ؟

(تنورپرکلوچه صبح که بلند میشی هیچ چیزی نیست)  

جواب:آسمان پر ستاره 

 4-ای نیمِ کو برف -- او نیمِ کو جاله -- مِیونِکو پخ پخ بزغاله؟

(این طرف کوه برف -اون طرف کوه ژاله -وسط کوه صدای بزغاله؟
 جواب:دستگاه تمیز کردن پنبه  یا به اصطلاح سیستانی "چَر" 
 5-او چِزیه که از بالا مْیـــَفته گوچگونیو دورِیو مْرِزه  

(اون چیه وقتی ازبالا می افته بچه هاش دورش جمع میشن؟)

جواب: هندوانه یابهاصطلاح سیستانی"کَوَل"

6-کـَدُو چـِزیـَه که کهنه یُو ، از نُوییُو بـِئتـَرَه؟

(کدام چیز کهنه اش از نوش بهتره؟)

جواب:دوست 
7-اسب سیَه ِ چِل لَجُم ، وَ اَر لَجُم یَک غُلُم .

(اسب سیاه چهل کگام برای هرلگام یک غلام.)

جواب:پـــَلاس یا سیاه چادر

 8-او چِزیه که گوشتیو بیـــرون ِ پُوسْتَ ؟

آن چیست که کوشتش بیرون پوستش هست؟

جواب: سنگدان مرغ یاسُندُنَک

 9-چیز چیز: وَ او مْزَنی مِشکَنَ وَ کوه مْزَنی نْمِشکَنَ ؟

(اون چیه به آب میزنی میشکند ولی به کوه میزنی نمی شکند؟)

جواب:کاغذ

 10-چیز چیز در دل تو مِنَ پْلیس پْلیس

(اون چیه که داخل دلت صدامیده؟)

 جواب:روده 

11-اُ چَزیَ کِ امَّ جَ رَ مْبینَ اما از دَرِ آلِ خا بورو نْمِیَیَ؟

(اون چیه همه جا راتسلط داره ولی ازخونه اش بیرون نمیاد؟)

 جواب:چشم

 12-اُ چَزیَ کِ مرده جو وَرَدِ زندَ جو مْگَردَ؟

(اونچیه که مرده است ولی زنده راجستجومیکند؟)

  جواب:تله


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 4 آذر 1393برچسب:, :: 6:49 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

هفتادکلمه به لهجه سیستانی

 



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 6 آبان 1393برچسب:, :: 8:9 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

بنده که زه بنده اُوه مبره bande ke zabandaiombara-بنده که زن ببنددآب می برد-این ضرب المثل زمانی استفاده می شود که وصلتی راتمامی صحبت هایش توسط زن ها شده باشدبه بند سست تشبیح می کردند که آخر عاقبت ندارد

کار نشد ندارَkaar nashod ndara-یه جورایی معادل خواستن توانستن است. یعنی هر کاری ممکنه! (فقط اراده می خواد!)

دسه پیشکی ره مزنی که پس نیفتی :این ضرب المثل زمانی استفاده می شود که درقبال پیش دستی کردن دیگران پاسخ دهید

از زن شَلیتَه نو دِوال شکَستَ بترس-از آدم بد دهن دوری کن

خرَ اَگجا گرگ خاردَه؟ اَمجا کِ ( ریز )خاردَه.کنایه به شخصی که از میهمان نوازی دیگری سوء استفاده میکند.( ریز یا اِریز ) نوعی گیاه به شکل تره ولی نازکتر که مورد علاقه چهارپایان است.

مَردَه رَ اَگَ نشستا مَردَه شورَ خَا دیدا...یعنی خودم کارم را بلدم

یگ دیده علی یگ دیده محمد:این ضرب المثل در پاسخ به کسانی داده می شود که به شما می گویند شما فلانی رابیشتر از مادوست دارید وپاسخ می شنوید یگ دیده علی یگ دیده محمد:یعنی شما همه برای ما مساوی هستید

خرما بخَرُ نُ خَستَکِه نَ کُت کُنُ @ قرض خواه که بِیَه گردَنِ خه چُوت کُنُ-این ضرب المثل زمانی به کار می رود که شخصی به دنبال کار و تلاش برای امرار معاش نباشد و از دیگران پول قرض کرده و با آن نیاز های خود را برطرف می کند .

گَزيلِِه پوُدهَ ، امي كه بودَه بودَه -اين ضرب المثل در مورد افرادي بكار مي رود كه معمولا" تنبل هستند وگذر زمان هم تغييري در حالات وجودي آنها ايجاد نمي كنند .بسيار هم سست اراده هستند -پ.ن :گزيل : ريشه هاي بزرگ درخت پوده : پوسيده امي : همين

عَقرَب و کَدو اِشتِه. ( aghrab o kaado eshtey )عقرب از ماه های تقویم شمسی رایج در سیستان قدیم ( آبان ماه) که زمان شروع سرمای شدید وخشکیدن بوته گیاهان بوده بجز ( کدو ) که در این ماه به اصطلاح با سرما ستیز کرده و به بار مینشسته.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 26 شهريور 1393برچسب:, :: 8:22 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

از خاردنه که گوجه گردنه

  و سیستو برو مادیونه بینکو کرّه نه بستو
  تئشه زدی کو خاکه تو ؟
  خاک ور سر سیه دونه که از توسکه توسو مونه
  تخم از خرمَ دور نیّه
  اسبه نو ساله یگله نَشقاره او
  سزا قروت ، او وه گرمه
  پلاس سیه ، سوه نمئشو
  ئر جه خاره ، پو خاکساره                    

باسرشتا Basareshta – منو عصبانی کرده ، اعصابم خراب شده


ارسال شده در تاریخ : جمعه 20 تير 1393برچسب:, :: 6:19 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

ماضی ساده :

برفتو / برفتی / برفتک - بره / برفته ئ / برفته ئ / برفته ئ

ماضی استمراری :

مئ رفتو / مئ رفتی / مئ رفتک / مئ رفته ئ / مئ رفته ئ / مئ رفته ئ

ماضی بعید :

  • صورت قدیمی تر : رفتدو / رفتدی / رفتدک / رفتدهء / رفتدهء / رفتدهء
  • صورت جدید تر : رفته بودو / رفته بودی / رفته بو(دک) / رفته بوده ئ/ رفته بوده ئ / رفته بوده ئ

ماضی نقلی :

رفتا / رفته ئ / رفته / رفته ء / رفته ء / رفته ء

ماضی نقلی استمرای :

مرفتا / مرفته ئ / مرفته / مرفته ء / مرفته ء / مرفته ء

ماضی نقلی بعید :

مرفتدا / مرفتدی / مرفتده / مرفتده ء / مرفتده ء / مرفتده ء

مضارع ساده :

برا / بره ئ / بریه / برئه / برئه / برئه

مضارع استمراری :

مئ را / مئ ریء / مئ ره / مئ ره / مئ ره / مئ ره

مستقبل :

  • صورت جدید تر : مو رفتنو / مو رفتنئ / مو رفتنه / مو رفتنه ئ / مو رفتنه ئ / مو رفتنه ئ
  • صورت قدمی تر : کمه رفتنو / کمه رفتنئ / کمه رفتنه / کمه رفتنه ئ / کمه رفتنه ئ / کمه رفتنه ئ .

ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 16 تير 1393برچسب:, :: 9:24 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

خشتیو از خرره رفته-معادل آفتاب لبه بومه

اسبه که نیم مه جو بدیی آخریو تره نمبره
کسی رو که زیاد تحویل بگیری آخرش بهت پشت میکنه

ده ریو مره مسوزه بورونیو مردمه
dareio mare msoze booroniyo mardome
چیزی که دارنده اش را اذیت میکند اما دیگران به آن حسادت میکنند

 منه وه سر خودمه ملّه : مرا به حال خویش وامگذارید ...

پشت و رئند کرده : پرس و جو از خاندان و طایفه ی کسی ...

شئب و باله خه گم کرده : سرگردان شدن ، حیران شدن ...
.و گور سیه :دو مفهوم دارد که در جمله مشخص میشود: الف)هر چه بادا باد ب).در اصطلاح فارسی ((به درک)) میشود

پُچَک وَر مالستَه: به ادمی گفته می شود که همیشه در حال رفت وامد به خانه های دیگران می باشد

سپَک پُچَک: به ادمی گفته می شود سبک بازی در می اورد.

رو دارَ مِثلِ لُ وَِندَکِه:ادمی که صورتش بزرگ است


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 21 خرداد 1393برچسب:, :: 10:31 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

پـَلپـَـتــَک یعنی تلاش-تکاپو ودست وپازدن و همانند کلمه Palpitate به معنی تپیدن-به تپش یا لرزش درآوردن.تند زدن

پَلَـــگَت ْ:قاطي كردن ،به هم زدن

پُوتْلاشك :تكه هاي چوب كه از كنده هاي چوب جدا شده و نوك تيك تيز ميباشند .
پوتک potk به نوزاد تازه متولد شده گفته می شود
په چه pa che جویبارکوچک
پووچک pochak ساق پا
پوزک puzak لب چیدن قبل گریه
پوزدموک :به اشخاص زودرنج گفته می شود
پورره purra تکمیل
پیشک pishk ترکه چوب

 


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 11 خرداد 1393برچسب:, :: 3:6 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

"خه سایه خا شیش تیه"-با سایه اش شش تاست:به کسی اطلاق می شود که خودشیفته باشد و مغرور و به بزرگتر از خود احترام نگذارد . "

وه یک بی بی ، بیسکویت تارف مئنو ... مئگه : ننه جان ، دوندونه مه جو نداره ...:" یعنی دندان هایم ( و فک ) توانایی جویدن ندارند ... ( دندان ام جان ندارد ) ، جو دار : نیز به غذایی که هنوز قابل خوردن است ، می گویند . "

فلونی ور سورمه جوونه ...:" یعنی آنقدر کهن سال نیست که برای جوان تر دیده شدن ، سرمه به چشمانش بکشد . قدیم تر ها ، افراد مسن ، سرمه به چشم می کشیدند ... ! "

خودخه سراسر کارد مکو ...:" یعنی به مرگ ه خویش راضی مباش ، خودت را به کشتن مده . "

راس مِگه که "چلّه خورد وَ کوله مِنَ":chelle khurd va kula mena
" [
ب]زن تُوپ ورُ " bZane Tope Varo:وقتی بکار میره که کسی قصد انجام کاری داشته باشه که نتونه از عهدی انجام دادنش بر بیاد ..


بِل مَر َ بِ روسوایی.... (bel ma ra be rosvAi):یه جورایی میشه همون گیر ندین لطفا!!!! یا بی خیال !!!

" پوزنه چور کرده بو " Pooz na chor karda boo:یعنی دماغ سوختگی برایش ایجاد کرده بود.

"انگار دارَ چَک مبارَ":وقتی هوا بیش از حد سرد باشه این رو به کار میبرند

كَلُو گَپ:به كسي گفته ميشه كه« گنده تر از خودش حرف بزنه »


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 7 خرداد 1393برچسب:, :: 6:25 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

بادپچک BAADPECHAK: گردباد

بنگارک(BENGAARAK) : دستنبو - ازصیفی جات وخربزه هاست (به اندازه یک پرتقال)-خوشبو وخوشرنگ است باخطهای راه راه نارنجی رنگ

بــٌل بــٌل کردن به معنی ایجاد حالت جوشیدن در آب است و بسیار مشابه کلمه boilبه معنای جوشاندن است.

بگه : غروب

بُتّا(botta): بوته...
بغورک ( baghorak )
: هرگاه کسی بیش از اندازه خوشحال شود وبی تابی کند این واژه استفاده می شود

بور په رو :borparoبه افرادی گفته می شود که بی واهمه سخن می گویند ودرهر مجلسی با کنایه وبدون فکر سخن می گویند

بدپنک: به افرادی میگند که وارد شدن آنهادر هر محیطی باعث بدشانسی برای اطرافیان می شود

بلموندک blamondak خراب کرد
بشه لوندک bsha londak بیرون کشید


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 1 خرداد 1393برچسب:, :: 7:35 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

چاردوگـَردَه chaar-doo-garda: محاصره کردن – گرداگرد چیزی قرار گرفتن - این واژه ترکیبی از (چار(چهار)+ دو+ گَرد+ َ ) است که قرار گرفتن در شش جهت اطراف چیزی را می رساند.

چرُ خ -  (CHROX برقی که در شیئی می افتد

چَک خاردَ(ن)(CHAK-XARDA(N))-: دیدار وبرخورد تصادفی -مثلا:" اگه چَک بخَره وَر تو از بازارخورمَه مِستونو"-یعنی :اگر در بازار احیانا (تصادفا) خرما دیدم برایت می خرم.

چَکّی(CHAKKI) :تخمینی - تصادفی -گتره ای -مثلا :در خرید وفروش، یک روش این است که کالا را براساس واحدی (کیلوگرم -متر-تعداد آن-...)قیمت گذاری می کنند. و روش دیگر "چکـّی " است که قیمت یک کالا تخمینی وحدودی تعیین می شود. مانند حالتی که قیمت یک گوسفند را(بدون وزن کردن)می پرسند؛می گویند:"چَکی چنده؟"

چیلاسک(CHILAASK) : آدم لاغر مردنی

چَمَک باز (chamak-baaz): فرصت طلب - یا کسی که با سوءاستفاده از شرایط بخواهد به مقصود برسد.

چش و چرو : سرگرم چشم چرانی

چه مله: چقدرزیاد

چَك چَكي : با غمزه    

 چَپٌه‌توُ : واژگون


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 24 ارديبهشت 1393برچسب:, :: 4:8 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

ازهر خشته بد بری دن لحدتو مه شو
معادل مار از پونه بدش میاد.........

احمد پوده امو که بوده
یعنی همون که بوده هست فرقی نکرده

دگ سر سه کوته مسته
deg sare se kotte meste
بگمانم:هرچیز قانون خودش رادارد(اطمینان ندارم)

کسه که درو ندیه منگاله نمشکنه
kase ke dro ndeye mangala nmeshkane
کسیکه کمک نمیکنه مزاحمم نمیشه

پسو از که سونه
paso AZ kasone
از دارندگان باقی میماند نه از فقرا

کسه که از ارف ننگ نکنه از چو ا نمنه
کسیکه آبروسرش نمیشه باهیچ چیز راه نمیاد

گووه تو زاییده گسله کوره آرده
معادل گاوت زاییده بدهم زاییده

مرده کفن وده کشیده
marde kafan VA da kashide
هرگاه مرگها پیاپی گردد گفته میشود

 سفره خا وازه، مگس ا شرمه وکاره
sofre kha vaze magasa sharme VA kare
معادل: دردیگ بازه حیای گربه کجاست

پس دوالی ره مونه
خجالتی است


ارسال شده در تاریخ : شنبه 10 اسفند 1392برچسب:, :: 6:25 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

در هر نقطه ای از کشورمان نوعی خاص  از آب وهوا حکمفرماست ،که به طبع تاثیری خاص ،برخلق وخوی مردم آن دیار می گذارد.

ایرانی ها در هرمنطقه ای که زندگی میکنند ،به داشتن اخلاق ومرام خاص آن منطقه ،معروف ومشهورند.

برخی خوش خو ،بعضی تند مزاج و...

چه بسا افرادی از سایر مناطق کشور به ، منطقه ای که دارای آب وهوایی خاص است کوچ میکنند، به زودی تغییر خلق وخو میدهند وهمرنگ مردم این دیار میگردنند وگاهی نیز گوی سبقت از آنها می ربایند.

سرزمین سیستان از دیر باز مرکز پرورش پهلوانان نامی ایران بوده است .

شهر سابوری – شاهپوری =هامون سابوری شاه  از این جمله اند که در حال حاضر در میان آبرفتهای  هیرمند ودر میان دریاچه  هامون مدفون است  .هامون سابوری.

این شهر محل پرورش شاهزادگان ایرانی بوده که توسط پهلوانان سیستانی اداره میشده است .

در گذشته های دور اکثر شاهان ایران دوران نوجوانی وجوانی خویش را در این دیار به مشق شمشیر وآموزش عیاری وجوانمردی وسیاست  میگذراندند.

اگرچه سیستان محل پرورش شاهان وشاهزادگان ایرانی بوده  ولی به رسم عیاران وجوانمردان پهلوانان سیستانی همواره تاج بخش بوده اند نه تاج گذار.

در صورتی که خیلی وقتها میتوانستند پادشاهی ایران را از آن خویش نمایند ولی به رسم جوانمردی آن را به دیگری واگذار کرده وتا پای جان از آن دفاع می نموده اند مثل این زمان .

خلق وخوی جوانمردی وعیاری سیستانیان زبانزد خاص وعام بوده وهست ،که دلیل آن تاثیر مثبت آب وهوای سیستان بر شخصیت ومنش مردم این سامان است.

بسیاری از مردمی که از سایر نقاط به سیستان کوچیده اند پس از مدتی تبدیل به سیستانی های دو آتشه شده اند وگوی سبقت از دیگران ربوده اند وبرای اعتلای فرهنگ سیستانی گریبان چاک کرده اند.

 


ارسال شده در تاریخ : جمعه 15 آذر 1392برچسب:, :: 7:9 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

تَپ – (TAPP) –  ضربه – آسیب – ( تَپ زدَ(ن) = آسیب زدن – ضربه زدن ) –جالب است بدانیم که در زبان انگلیسی ،  TAP دقیقا به همین معناست.

ترپو(Tarapo)-تهدیدکردن باصدای بلند

تلِنگـَـه – (TLENGA)  تلنگر

تَوار ِه - (tavaareh)- تغییر یافته عبارت " تا باری "است .به معنی "آیا که" - "که آیا"

توینه:Tavine- به معنای تاببینیم

تونوکه - (tonoka) -شلوار کوتاه- شورت

 توتک too tak سوسک
تشنک tashnak پیشانی
تیشت tisht شاخ زدن

تکورTakor:نام طایفه ای درسیستان


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 14 آذر 1392برچسب:, :: 5:11 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

کشاورزي در سيستان،ابزار آلات و اصطلاحات خاصی دارد كه  عموميت  داشته  ودر بين  كشاورزان  استفاده  مي شود در اين  پست  به برخي از اين  اصطلاحات  اشاره می گردد...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : شنبه 20 مهر 1392برچسب:, :: 8:16 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

در بحث تدوین رسم الخط سیستانی، در نخستین گام به ضرورت برگزینش یک الفبای نوشتاری کارآمد و در تناسب با روح زبان سیستانی بر می خوریم. در این بین زبان های نوشتاری لاتین و عربی، دو منبع الهام بزرگ و از گزینه های اصلی مورد توجه برای نوشتار سیستانی خواهند بود، چه آنکه اکثریت مخاطبین این زبان از آشنایی و تسلط نسبی نسبت به هر دوی الفبای لاتین و عربی برخوردار می باشند.



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 14 مهر 1392برچسب:, :: 8:41 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content