یعقوب لیث زابلی
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

یعقوب ليث،دلاور مرد سيستاني يكي از پادشاهان ايراني و از دودمان صفاري بود .صفاريان از دودمان هاي ايراني بودند كه فرمانروايي بخش هايي از ايران را برعهده داشتند و پايتخت آن ها شهر زرنگ(زابل)بود.يعقوب ليث با عشق آتشين به تجديد مجدو عظمت ايران بزرگ پرداخت و با آرزوي احداي زبان فارسي و هويت ايراني و ستيز با حاكميت ستمگرانه بيگانه و عيادي آن در سيستان قيام خود را آغاز نمود.يعقوب ليث را مردي با خرد و استوار توصيف كرده اند. او كوشش كرد خلافت عباسي را سر نگون كند وو حتي تا نزديكي بغداد نيز پيشرفت ولي روزگار به او امان نداد و در ماه شوال 265هجري قمري به بيماران قولنج مبتلا و سرانجام در جندي شاپور رخ در نقاب خاك كشيد.

 y' aqoub Leith the brave hero of sistan was an lranian king of saffari by-nasty. saffari kings were from Iranian families who ruleb parts of lran anb their capital city was zarang. Y' aqoub Leith intenbeb to revive the past gandeur of lran as persian language  and identity and therefore rose against the tyrannical rule of occupiers and their henchmen in sistan. He was a wise and determined man.he tried to topple Abbasid rule and progressed as far as Baghdad but he went down with severe cramps in 265 AH and finally died in gondi shaapoor


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 20 اسفند 1393برچسب:, :: 8:15 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

اشک یکم (سلطنت از250پیش ازمیلادتا247پیش ازمیلاد)نام بنیان‌گذار شاهنشاهی اشکانیان است. 

اشک یکم پادشاه اشکانی  ازطایفه پرنی وسکایی تبار(اجدادسیستانیان)بوده است.این شخص با طایفهٔ خود پرنی همدست شد و در سال ۲۵۶ پ. م. پرچم مخالفت با سلوکی‌ها بیفراشت و جنگهای متعدد با آنها نمود، در نتیجه غلبه یافت و دولت پارت را تأسیس کرد (۲۵۰ پ.م). پس از این فتح، عزیمت باختر نمود و با این مملکت که آن نیز مستقل شده بود، جنگ کرد. او در حین جنگ از دست نیزه‌دارش زخمی برداشت و بر اثر آن درگذشت (۲۴۷ پ.م.).

چون ارشک بانی سلطنت اشکانی بود، شاهان دیگر اشکانی او را تقدیس می‌کردند، چنان که به او لقب اپی فانس (به زبان یونانی به معنی نامی و پر افتخار) دادند و به یاد بود اینکه او سرسلسله حکومت اشکانی است، به اسم خود کلمه ارشک (اشک را یونانی‌ها «آرزاکس» نوشته‌اند که یونانی شده ارشک است) را افزودند (ارشک بعدها اشک شد). مورخین و تاریخدانان هم این نکته را رعایت کردند.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 28 آبان 1393برچسب:, :: 5:37 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

با مرگ ابوجعفرخلف بن لیث «352 ق / 963 م»، فرزندش خلف بن احمد جانشین او شد. وی که به سال 353 ق / 964 م«، آهنگ سفر حج کرده بود، سیستان را به دست شوهر خواهر خود، طاهر، سپرد و از او خواست تا قاتلان پدرش را تنبیه کند. طاهر در نبودن امیر خلف، وزیر او را که محمد بن یعقوب مدرکی بود به زندان انداخت و پس از گذشت چهار سال او را به قتل رساند.
طاهر، امیری مردم دار و رعیت پرور بود که شورش ترکان را در 357 ق / 968 م، در بُست فرو نشاند. در سال 358 ق / 969 م، امیر خلف پس از بازگشت از حج به خدمت منصوربن نوح سامانی رفت که در آن جا با احترام فراوانی رو به رو شد، پس از چند روز اقامت در آن مکان، امیر به سیستان بازگشت. چون طاهر از بازگشت خلف آگاه شد، در ظاهر به خاطر مال زیادی که برداشت نموده بود، از بیم امیر خلف، به شهر اسفزار رفت و به این ترتیب شهر را به خلف واگذار کرد. اما چندی بعد لشکری آراست و زرنج را از خلف گرفت. خلف نیز به ناچار تا سال 359 ق / 970 م، که سال مرگ طاهر بود در آن جا اقامت کرد.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 20 تير 1393برچسب:, :: 5:49 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

چون خبر اسیر شدن لیث بن علی به سیستان رسید، مردم برادرش محمد را به فرمانروایی انتخاب کردند «298 ق / 910 م».


وی مردی دلاور و شایسته بود و به گفته نویسنده «تاریخ سیستان»،در بخشش به حاتم طایی و در دلاوری به «عمرو بن معدی کرب» همانند بود.در آغاز کار برادرش، عدل، به کرمان تاخت و آن شهر را غارت کرد که از این غارت توانست مال زیادی به سیستان ببرد، اما محمد از بیم نیرو گرفتن برادر، او را به زندان انداخت و به این ترتیب مردم سیستان، سُبت، کابل و غزنین، خطبه به نام محمد خواندند.
هنگامی که سبکری، لیث بن علی را به بغداد آورد، خلیفه عباسی پیمان و پرچم سیستان را برای احمد بن اسماعیل سامانی فرستاد و او حسین بن علی مرورودی را با لشکری به سیستان اعزام داشت. محمد بن علی پس از آگاهی، با سپاه حسین بن علی، رو به رو شد، اما سرانجام شکست خورده و به زرنج آمد، سپس برادر خود معدل را از زندان بیرون آورد تا به همراهی وی، با دشمنان رو به رو شود.
ولی معدل پس از رهایی از زندان با برادر از در کینه و دشمنی درآمد که ناگزیر، محمد به بُست فرار کرد. مردم سیستان که از این دشمنیها و آشوبها خسته شده بودند، از احمد بن اسماعیل سامانی درخواست کمک کردند.
امیر سامانی پس از ورود به بُست و در یک تعقیب و گریز، محمد بن لیث را اسیر کرد. از سوی دیگر، فرمانده سامانی، سپاه معدل را در سیستان محاصره کرد و چون او تاب مقاومت نداشت، خود را تسلیم نمود. امیر سامانی، دو برادر را به هرات برد و از آنجا رهسپار بخارا شد که در این میان محبت فراوانی در حق آنان روا نمود.
اما عاقبت نامه خیفه عباسی، مبنی بر تسلیم محمد بن لیث به بغداد رسید و وی به ناچار، او را روانه بغداد ساخت و به این ترتیب کارش به پایان رسید


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 11 ارديبهشت 1393برچسب:, :: 4:30 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

گویند: وقتی یعقوب لیث ارادۀ سفری داشت و ایام تابستان بود، رفت و سلاح پوشید. بر بامی در آفتاب ایستاده بود و انتظار وقتی می کشید که منجمان تعیین کرده بودند یکی از ندماء معروض داشت که هوا به غایت گرم شده است اگر پادشاه در سایه استراحت کند، تا وقت مقرر نزدیک شود به صواب نزدیکتر خواهد بود.

یعقوب گفت که: هر گاه مرا تاب گرمی آفتاب نباشد و به استراحت خود را عادت فرمایم، فردا در معرکۀ جنگ تاب تندی نیزه و شمشیر و تیر چگونه دارم؟

و به کدام استعداد بر دشمنان حمله آرم؟

به نقل از کتاب: تاریخ نهضتهای ملی ایران- ص6


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 17 آذر 1392برچسب:, :: 8:28 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

در بعضی کتاب ها نام ایرانی یعقوب را چنین بیان کرده اند از جمله عبدالحسین زرین کوب ( رادمان  پسر ماهک )...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 26 آبان 1392برچسب:, :: 6:46 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

عمرولیث دومین فرمانروای سلسله صفاری؛

عمرو، برادر یعقوب که در آخرین سفر از وی رنجشی به دل گرفته بود، با ترک برادر به سیستان بازگشت. ولی هنگامی که یعقوب در جندی شاپور، در بستر بیماری افتاد، عمرو پوزش خواهانه به نزد برادر بازگشت.
یعقوب که از آزردگی عمرو، اندوهگین و اندیشمند بود، از این اقدام خشنود شد و او را مورد مهر و نوازش فراوان قرار داد.
عمرو تا هنگام مرگ برادر، مراقت از وی را بر عهده گرفت. یعقوب نیز او را به جانشینی خود برگزید و به یاران خویش توصیه نمود که از وی پیروی کنند.



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 21 مهر 1392برچسب:, :: 8:49 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

آرامگاه یعقوب لیث اکنون در ۱۲ کیلومتری جنوب شرقی دزفول در روستایی به نام اسلام آبادیاشاه آبادقرار دارد. قدمت آرامگاه یعقوب لیث صفاری، به دوره سلجوقی تا قاجار می‌رسد و در روستایی در ۱۰ کیلومتری دزفول (سمت راست جاده دزفول شوشتر) واقع شده‌است. درواقع، آرامگاه شاه ابوالقاسم، سردار نامی ایران، یعقوب لیث صفاری، است که در شهر جندی شاپور وفات یافته‌است. آرامگاه با گنبد مضرس ساخته شده و با توجه به مرمت‌های مختلف، قدیمی‌ترین قسمت آن مربوط به دوره سلجوقی است.به گفته‌ی برخی پژوهشگران‌، باستان‌شناسان و تاریخ‌دانان دزفولی، ۲۵ سال پیش، کتیبه‌ای بر روی دیوار گنبد وجود داشته که بر آن نام یقعوب لیث به‌روشنی ديده مي‌شده است اما اين روزها از آن نوشته، خبري نيست.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 10 خرداد 1392برچسب:, :: 8:46 بعد از ظهر :: توسط : SOHRAB

پادشاه ایران دردوران کهن که دراوشیدای اهورایی ساکن بود.وی به همراه دودانشمند(مغ-پیشوای زرتشتیان)دیگراین دیار،ستاره تولدمسیح رارصدنمودوباعث تقدس این خاک پاک واوشیدای کهن ازمنظرمسیحیان شد.این سه بزرگ،درمتون مسیحی بویژه انجیل ،بنامهای:گاسپار(شاه شاهان)-بالزار-مولیکادو، نامیده شده اند.گندافره ازامرای خاندان سیستانی سورن بودکه دراواسط قرن اول میلادی،دههاسال برسکاهافرمانروایی کرد.ازدیگاه برخی تاریخ نویسان،رستم افسانه ای همان گنده فاراست.رستم سکایی(کاسپار) درکتاب اعمال سنت توماس،شاه هندوستان نیز بوده است.

منبع: کتاب ایران درشرق باستان اثر:ارنست هرتسفلد


ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 دی 1391برچسب:, :: 3:59 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

یعقوب در آغاز برای مدتی به گروه مطوعه داوطلب ولایت - تحت رهبری صالح البستی - که به مبارزه با آشوبگران و عمال نالایق محلی برخاسته بودند، ملحق شد. در سال 237 که طاهربن عبدالله در خراسان حکومت میکرد مردی از اهل بست بنام صالح بن نصر کنانی بر سیستان مستولی شد و یعقوب به خدمت وی در آمد. طاهر که مردی با تدبیر بود صالح بن نصر را از سیستان براند و پس از وی شخصی بنام درهم بن نضر خروج کرد و سیستان را تصرف نمود و سپاهیان طاهر را از سیستان براند. درهم که نتوانست از عهده  ی سپاهیان برآید یعقوب را سردار سپاه خویش تعیین کرد، سپاهیان چون ضعف فرماندهی درهم را دیدند از فرماندهی یعقوب استقبال نمودند. پس از چندی والی خراسان با چاره ئ تدبیر درهم را اسیر کرد و به بغداد فرستاد، او مدتی در بغداد زندانی بود بعد آزاد گردید و به خدمت خلیفه در آمد. درین زمان است که کار یعقوب نیز بالا میگیرد او به دفع خوارج میرود، یعقوب چون مردی با تدبیر و عیار بود تمام یارانش از وی چنان فرمانبرداری میکردند که برون از تصور بود.در جنگی که در این ایام، با یک سر کرده خوارج محلی به نام «عمار» کرد، او را کشت و اندکی بعد، سر کرده انتخابی جنگجویان ضد خوارج شد

.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 24 مرداد 1391برچسب:, :: 9:46 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

یعقوب، فرزند لیث بن معدل بن حاتم بن ماهان صفاری ، زاده سیستان بودکه درقرن9میلادی سلسله پادشاهی صفاریان رابنیان نهاد. لیث پدر یعقوب در سیستان شغل رویگری (مسگری)داشت. لیث سه پسر داشت بنامهای یعقوب ،عمرو ،علی، هر سه پسران لیث حکومت کردندوباسایرامرای صفاری دوره ی حکومت  آنهاچندان نپایید(140سال) نخستین امیر این خانواده یعقوب بود که دولت مستقل صفاریان را بنیان نهاد .وی در جوانی به همراه برادرانش: عمرو و علی، در عیاریها و شبگردیهای شهر شرکت می‏جست. یعقوب نیز در اوایل مانند پدر رویگری میکرد و هرآنچه بدست می آورد جوانمردانه به دوستان و همسالانش ضیافت میکرد. چون به سن رشد رسید تعدادی از مردان زرنگ و عیار گردش  به دلیل هوش سرشارش وپهلوانی ومردانگی اش جمع شده او را به سرداری خود برگزیدند.( آنهاعيّاران بودند؛ جواناني ورزش کار، چالاک و جوان‌مرد با احساسات ملّي تند همراه با مهارت در جنگ که ضدخوارج،ضدطاهری وضدخلیفه بودند ) در روزگار یعقوب و به ویژه در زادگاهش سیستان؛ که خاطره پهلوانیهای خاندان زال و سام نریمان در اذهان مردم هنوز زنده بود، خاطر رویگر زاده جوان و عیار پیشه، که متأثر از قصه‏های رستم و جنگجوییهای پهلوانی‏اش بود، از همان ایام جوانی، پتک و چکش رویگری را کنار نهاد و شمشیر و سلاح جنگاوری بر گرفت. در آغاز راهزنی را پیشه کرد اما مدتی بعد شیوه عیاری، او را از تعدی در حق فقرا و مظلومان منع کرد، از این رو، یعقوب در نزد مردم پهلوانی محبوب جلوه کرد. یعقوب با دسته کوچک عیارانش که به خاطر سخاوت و فتوت وی، گردش جمع شده بودند، توانست در بین دسته‏های غازیان و مطوعه ی محلی حیثیت و اعتبار قابل ملاحظه‏ای کسب کند.. یعقوب ليث اميري جدّي، نيرومند و شجاع بود. از مردم داري، پاکي و دادگستري او داستان ها گفته اند. وي بسيار ساده مي زيست و از تجمّل و هوس راني بيزار بود. نوشته اند که وي در جنگ ها بر پاره نمدي مي‌نشست و بر سپري که درکنارش بود تکيه مي‌داد و هنگام خواب سپر را زيرسر مي‌گذاشت و همان جا مي‌خفت. صفات جوان مردي و پاک‌نظري و بلندطبعي عيّاران، در رفتار يعقوب ليث به طور کامل مصداق داشت.پايتخت يعقوب زَرَنج (سيستان) بود. وي حدود هفده سال با مروّت و مردانگي حکم راند و بيشتر اوقات خود را در جنگ و مبارزه و جهاد گذراند.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 11 مرداد 1391برچسب:, :: 4:3 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

صفحه قبل 1 صفحه بعد

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content