رازهای هیرمند فرهمند
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

سرزمین هیرمند فره مند کهن ترین نام واژه ی برجای مانده درمتن های دور ایران زمین است .سرزمینی که خاستگاه نخستین زیست بوم های شهرنشینی بشریست.دراین سرزمین،نور آسمانها  وزمین همیشه مورد احترام مردم بوده ونخستین پرسشها از خداوندگار هستی ها از حرکت ماه وستارگان درمدارهای معین بوده وآب وزمین ، زن وزایش همه ازیک روان زایشگر  برخودار بوده اند که ازاراده ی خداوند  ،به سازوکار هستی ،،معنا،،زندگی،، و،،زیبایی،، می بخشیده اند. بی دلیل نیست که متن های تاریخی درراز گشایی از واژه ی زابل نوشته اند که بن مایه ی این واژه از آب وگل برآمده وسپس به زاب وگل وبعد زاول ودرنهایت  به زابل دگرگونی یافته است.کتاب ارجمند تاریخ سیستان تصحیح شادروان ملک الشعرای بهار پس از این نوشته ها،توضیح می دهد که درسیستان از آب وگل خانه ها بسته می شود.این متن تاریخی که به بازگشایی راز نام واژه ی زابل یاری می رساند وبه روشنی نشان  می دهد که دراین سرزمین دیر سال وتاریخمند سنت های کهن معماری وبنایی درساخت وبرآوردن شهرها وخانه ها با خرد ودانایی مردمان این دیارهمیشه همراه بوده.پژوهشهای تازه به درستی وهمسو باهمین نام واژه ی فرمند،گواهان بسیاری را از دل هزاره های پرتکاپوی مردم این سرزمین به دید کرده اند.از تکاپوهای پنج هزار ساله ی  شهر سوخته تا دهانه ی غلامان که روایتگر دوران زرین ومردم زرنگ وبرگزیده کوروش هخامنشی اند ،تا چینه ها وخشت هایی که از فراز کوه خواجه ،آسمان بلند رانشانه رفته اند وازاین فراز تاریخ ،تاج برسرشاهنشاه ایران می گذاشته اند ونظاره گر سرزمینهای سیستان و تورستان وسرزمین های کرانه های سند بود ه اند، تا نجواگران دیگر رازهای فرهنگ وتمدن گاه شرق ،حوض دار وزاهدان کهنه و....همه ی این یادمانهای تنها مانده درغربت روزگار ،گفتگوگرانی پر غوغا وپراز رازهای دانایی وخرد مردمانی هستند که درجاری زمان نخستین پیوند هارا باآّ ب وگل خویش استوار  ساخته اند واز آمیزش آب وگل با سرشت انسانی  به گل و چینه ،خشت ودیوار ،درودرگاه، رف وزیبند،خم وگوشواره زیباترین مفاهیم نخست را درتاریخ معماری وهنرایران به زایش نشسته اند ،زایشی که از دید استاد بزرگ این مکتب، درسبک شناسی معماری ایران دریک مرزبندی به معماری شرقی ایران نامورگردیده .روانشاد پیرنیا سپس با واکاوی واژگان، ژرف معنای، این گستره به واژه ی ،،رازی گر،، دربیان وانتقال مفاهیم عمیق معماری ایرانی می رسند که با ،،رژ،،و،،رایش،،هم وند وهم ریشه است .استاد پیرنیا به این برهان که چون نخستین شعر درخراسان سروده شده وسپس سبکی به نام شعرخراسانی درادبیات به ثبت رسیده ،پس معماری ایران ودرست تر رازیگری ایران شرقی هم باید به  نام سبک خراسانی شناخته شود،که به دیده ی استاد ادامه ی همان سبک پارتی دررازیگری ایرانی است.اما ای کاش استاد از سروده شدن نخستین شعر پارسی بعد ازا سلام دردربار یعقوب لیث صفاری شهریار ایران زمین درسیستان آگاهی داشتند،ای کاش استاد به منزلت کوه خواجه ی سیستان درارایه ی نخستین شواهد رازیگری ایرانی رسیده بودند،ای کاش استاد از طایفه ی اصالتمند وکهن رازهای قلعه نوی سیستان که جملگی پدرپیشه به بنایی ورازیگری روزگار می گذرانند آشنا می بودند وای کاش.. به هرحال در ایران تنها یک واژه است که هم زاد بااسطوره های ایرانی وخاستگاه نخستین اندیشه های نظام مند درحوزه ی جهان نگریهای نخستین ایرانیان است ،،زابل ،،وپیوند آن با آب  وگل که خمیرمایه نخسین مردمان وپروراننده ی کهن ترین رازی گران ایران است.علیرضاخسروی


ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 تير 1394برچسب:, :: 1:51 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

پهنه ای دیگرازتمدن سیستان ؛ناحیه ی وسیع و آبادان در دوران آریاییان کهن، و اما ویران و سوزان در عصر کنونی دشت مارگوویامرغومی باشد.این سرزمین جای داردمورد پژوهشهای پیکرشناسی، کرونولوژی و باستان شناسی قرارگیرد. دشت مارگو دراستان نیمروز افغانستان امروزی قراردارد. این دشت در قرون قبل از اسلام به نام درنگیانا و در عهد ساکها به نام ساکستانابا استفاده از رود معروف هیرمند،سراسر سر سبز و شاداب و آبادان بوده ومدنیتهای درخشانی را از سر گذرانیده است. اما امروز به دشت سخت گذر و سوزانی مبدل شده است و از همین جاست که نام دشت مارگورا گرفته است، یعنی که دشت مارگو به معنای دشت مرگ است و بعضاًهم آن را دشت جهنم گفته اند، البته دشت مرغوبه روزگارپرازمرغان دریایی وزمینی دردوران شکوفایی وسرسبزی اش نیزمی تواندنام گرفته باشد.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 بهمن 1393برچسب:, :: 12:54 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

اقوال:

1-در برهان قاطع در تعریف سگزی آمده است: به کسر اول و ثالث و سکون ثانی و تحتانی به معنی سگز است که نام کوهی باشد در زابلستان (کوه خواجه)و ساکنان آنجا را به نام آن کوه می خوانند و سگزیان می گویند(طایفه سرگزی ازجمله این مردمان هستند) و رستم زال از آنجاست؛ و بعضی گویند سگزی به معنی سیستانی است چه سیستان را سگستان هم می گویند و معرب آن سجزی است.واعراب چون حرف گ ندارندسجستان خوانند.

2-در زمانی بسیار دورتر نیز مهاجرتی از سوی سکاها(سگاها)به این منطقه صورت گرفته است که سگستان خوانده شده است.

3-چون جامعه ایران در ازمنه کهن،بزرگ وبی دروپیکربوده و همچون گله های گوسفندنیازبه داشتن قومی پاسبان وهمچون سگ نگهبان نیازداشته تاازاین گله هامحافظت کنندبایدازقومی که هیچگاه چهره منفی نداشته وهمواره وفادارایران بوده طلب یاری می نمودندلذاسگستان نامیده شده است.درتاییداین نظرهمین بس که هرگاه شاهان ایران موردتهدیداقوام قرارمی گرفتندبه استنادشاهنامه همیشه پیکی به دنبال رستم وخاندان سگزی گسیل می کردند.

4-چون به همراه حضرت زرتشت (ع)؛سگی همیشه همراه وبسیاروفاداربوده است،ازاینروی دردین زرتشت سگ حیوان مقدسی شد وازطرفی آئین زرتشت ازسیستان زادگاه حضرت زرتشت نشوونماپیداکرده لذابه امت همراه اوکه وفاداران وپیروانش بودند،سگستان می گفتند.


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 5 بهمن 1393برچسب:, :: 10:1 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

سیستو : sisto سیستان یا سیوستان جایگاه مردان . آن اندیشه و هم انگیز که سیستان را به سکا وصل میکند زاییده ی خیال زاییده طلب هایی است که گمان میکنند اصالت بومیان اولیه سیستان در برابر سکاها در خور توجه نیست. زاولی یا زابلی ، سیستانی یا سیوستانی صاحب شناسنامه و فرهنگی اصیل تر از قوم سکایی است، زیرا؛ سکاها نیز به مثابه ی عرب ها ، مغول ها ، تاتارها و ازبک ها برای مدتی به این سرزمین آمدند و استحاله شدند و تسلیم فرهنگ بومی ایران زمین گشتند. بنابراین با جرات هر نوع ارتباط ریشه ای گویش خود را با گویش سکایی مردود میشمارم و معتقدم که گویش بومی و اصیل من شناسنامه ای کهن تر از گویش سکائی دارد ، به زبان ساده تر چندین قرن تسلط اعراب نتوانست ریشه فرهنگ ایرانی سیستانی مرا دگرگون سازد تا چه رسد به قومی مثل سکاهای وحشی که توقف تا استحاله ی آنان در سیستان به یک قرن نیز نمیرسد.غلامعلی رئیس الذاکرین دهبانی


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 5 بهمن 1393برچسب:, :: 9:46 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

تیمور لنگ، در آن هنگام که می خواهد پس از یک سیاحت چند روزه سیستان را ترک کند، عنوان می کند که من نمی توانستم زیاد در زابلستان توقف کنم زیرا قشون من در قائن بود و می باید مراجعت نمایم و قشون خود را از قائن برگردانم لیکن قبل از بازگشت از سالار زابلستان پرسیدم که آیا ممکن است که من عده ای از مردان بلند قامت و نیرومند زابلستان را اجیر کنم و یک سپاه از آنها بوجود بیاوریم.
سالار زابلستان گفت: ای امیر تیمور تو میهمان من هستی و قبول درخواست میهمان بر میزبان واجب است لیکن من نمی توانم این درخواست تو را بپذیرم زیرا سکنۀ این سرزمین در قشون اجنبی سرباز نمی شوند و اگر من به آنها بگویم که سرباز تو شوند، نمی پذیرند اینجا ایران است و مردان ایران از دورۀ رستم تا امروز عادت دارند که فقط در قشون ایران سرباز شوند و وارد قشونهای اجنبی نخواهند شد.
نقل از کتاب: منم تیمور جهانگشا ص 92.

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 14 دی 1393برچسب:, :: 7:43 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

آنجایی که زیبایی و جلال در نهایت کمال حکمفرماست ، آنجا که روحها در آرامش ابدی بوده ، گذشت روزگاران فهمیده نمیشود...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 10 دی 1393برچسب:, :: 7:39 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

امیر تیمور جهانگشا هنگامی که به سیستان می رسد دربارۀ قضیۀ دیدار خود با «امیر گرشاسب» فرمانروای زابلستان چنین می گوید:
من کنار دریای هامون توقف کردم و تصمیم گرفتم که یک ایلچی نزد امیر زابلستان بفرستم و به او بگویم که من برای جنگ نیامده ام و قصدی جز تفریح ندارم. نام فرمانروای زابلستان، امیر گرشاسب بود و می گفتند که یکصد سال از عمرش می گذرد. ایلچی می رفت و مراجعت کرد و گفت: ای امیر تیمور، گرشاسب می گوید که اگر قصد جنگ نداری و به مهمانی آمده ای، قدمت مبارک باشد لیکن اگر برای جنگ آمده باشی برای کارزار آماده هستیم. من برای اینکه نشان بدهم که برای جنگ نیامده ام، هدایایی جهت گرشاسب فرستادم و آنگاه خبر دادند که امیر زابلستان به استقبال من می آید. من چشم به راه دوخته بودم که سواران امیر گرشاسب را ببینم ولی حیرت زده مشاهده کردم که یک عده گاو سوار از دور می آیند. گاوها مثل اسب چهار نعل حرکت می کردند و گاوسواران به سرعت به ما نزدیک شدند، من تا آن روز قشون گاو سوار ندیده بودم. وقتی گاوها نزدیک گردیدند، مشاهده کردم به قدری قوی و بلند هستند که انسان از مشاهده آنها دچار شگفتی می شود.
پیرمردی ریش سفید و بلندی داشت و معلوم بود که برتر از سایرین می باشد از گاو فرود آمد و دست را بالای چشم نهاد که بتواند اطراف را ببیند و با صدایی بلند بانگ زد: من گرشاسب از نوادۀ گودرز سالار زابلستان هستم... امیر تیمور کیست؟
بعد از فرود آمدن آن پیرمرد تمام کسانی که سوار گاوها بودند فرود آمدند و آنهایی که پیرامون من قرار داشتند از فرط تعجب انگشت به دهان بردند... همه ریش های بلند داشتند با این تفاوت که ریش بلند بعضی از آنها سفید بود و بعضی سیاه و برخی خاکستری. لباس آنها جامه ای بلند بود و یک طرف دامان جامه را روی شانه چپ انداخته بودند. وقتی گرشاسب- سالار زابلستان نزدیک من شد، من چند قدمی به سوی او رفتم و گفتم: ای سالار زابلستان من فقط برای دیدن کشور تو اینجا آمده ام و قصد جنگ ندارم امیر گرشاسب گفت: قدمت مبارک باد و بیا تا تو را به خانه خود ببرم. گفتم: ای امیر زابلستان شماره همراهان من زیاد است و ما سه هزار نفر هستیم و اگر به خانه تو بیایم، تولید مزاحمت خواهیم کرد. گرشاسب گفت: قشون تو سه روز مهمان من هستند و غذا را به اردوگاه آنها می آوردند ولی تو باید در خانه من سکونت کنی و آنجا غذا بخوری و بخوابی. گرشاسب و همراهانش سوار بر گاوها شدند و من با عده ای از سواران خود بر پشت اسب براه افتادم و در حالی که می تاختیم از دریای هامون به سوی شهر رفتیم....
به نقل از کتاب: منم تیمور جهانگشاه صص 90-91

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 4 آذر 1393برچسب:, :: 6:54 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

اگر بخواهيم يكي از ويژگيهاي برجسته فرهنگي مردم سيستان را در برابر تاريخ مشخص كنيم علاوه بر همه شايستگيهاي ديگري كه اين قوم در طول تاريخ از خود بروز داده اند، آن ويژگي برجسته و بارز سلحشوري و مردانگي سيستانيها است. به عبارتي ديگر حضور اين قوم در تاريخ حضوري سلحشورانه بوده و هست و اين را فقط با استناد به تنها حماسه‌هاي ملي ايران كه سيستانيها آنها را آفريده‌اند نمي‌گوييم بلكه استناد تاريخي و تحقيقي بيانگر مردانگي و دشمن ستيزي اين مردم است. از اين رو اسس كه تاريخ نويس نامدار رومي(آميانوس مارسليتيوس) مي‌نويسد سيستانيان در غيرت و مردانگي مانند ندارندچون اسلام عزيز به سرزمين سيستان آمد مردم اين ناحيه به شعار برادري و مساوات آن درآويختند و اسلام را با تمام وجود پذيرا شدند ولي امیري نپاييد كه صاحبان ناحق و غاصبان ناسواب اسلام راستين را با تعصبات قومي درآميختند و با چهره كريه نابرابري بار ديگر به ظلم وجود پرداختند ولي روح بلند پرواز و اوج گير مردم دلاور سيستان هيچگاه تسليم ادعاي برتري فاتحين ظلم نگرديد و براي آرامش بخشيدن به روح حق جوي خود مبارزه علمي را پيشه نمود كه منجر به قيام عياران در سيستان گرديد درباره اهميت قيامهاي عياران سيستان و سلحشوريهاي بي‌مانند آنها همين كافي است كه بگوييم اين قوم تنها عياران ايران هستند كه موفق شدند نخستين حكومت مستقل ايران را تشكيل دهند و استقلال كشور را بازيابند هرچند بر همگان روشن است كه سيستان بزرگ به مركزيت شهر زابل يك منطقه شگفت انگيز، ديدني وارزشمند است اما در اين جا با ذكر نكاتي از محاسن اين سرزمين جوهره واقعي آن را بايد از نگاه ديگري به تصوير درآيد لذا لازم است به اهم محاسن اشاره‌اي داشته باشيم. سيستان سرزميني است كه كوروش هخامنشي به مردمانش لقب انصار داد محل استقرار خاندان سورن بزرگ‌ترين خاندان ايراني است كه بدون اعلام حمايت آنها هيچ حكومتي پايداري خود را باور نداشت و به راستي اينگونه بود. نخستين رصدخانه‌هاي ايرانيان در سيستان شكل گرفته و نصف النهار قديم كه با ايجاد اولين رصدخانه‌ها در آن پيشينه دانش‌ كيهان شناسي ايرانيان به سيستان باز مي‌گردد. سيستان زادگاه بزرگاني چون رستم پهلوان نامي ايران، فرخي شاعر، شاعر شهيدقرن چهارم هجري، يعقوب ليث امير و كشورگشاي جوانمرد، محمدبن وصيف سيستاني نخستين شاعر پارسي گوي، ابوسعيد ستاره شناس و رياضيدان بزرگ ايراني كه به حركت وضعي زمين عقيده داشت و اسطرلاب زورقي را اختراع نمود، حريربن عبدا... سبخري اولين فقيه شيعه خلف بن احمد صفاري حاكم فهيم و بزرگي كه به دستور او در قبال يكصد هزار سكه قرآن خطي نوشته شد و هم اكنون زينت بخش موزه پاريس است. ابو يعقوب سجستاني نويسنده كتاب كشف المحجوب ابوحاتم سیستاني، ابوسليمان سجستاني و صدها عالم انديشمندان شاعر و متفكر ديگر كه همگي از سرآمدان روزگار خود بوده است و سرزمين سيستان پايتخت شكوهمند ايران در زمان حكومت سلسله صفاري بوده است.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 27 آبان 1393برچسب:, :: 6:13 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

شهر بُست در شرق سيستان وجزء حوزه باستانی سیستان و در كناره رود هيرمند، با شهر زرنگ مركز سيستان در يك عرض جغرافيايى قرار دارد. اين شهر كه قدمت آن به 500 قبل از ميلاد می رسد، مركز مبادلات بازرگانى بين هند و بلاد اسلامى بوده است. بُست، اول بار توسط غوريان به آتش كشيده شد و پس از آن در دوره صفويان به توپ بسته شد. شهر جديد بُست به نام لشكرگاه، امروزه مركز ولايت (استان)هلمند و يكى از مراكز عمده كشاورزى افغانستان است.شهر باستانى بُست موقعيت استراتژيكى بسيار نيرومندى از نظر اقتصادى، سياسى و نظامى داشته و نقش بسيار مهمى در تحولات شرق و جنوب شرق خلافت اسلامى ايفا كرده است، هم‏چنان‏كه دورى از مركز خلافت، آن را مكان و مركزى مناسب براى شورش‏ها و قيام‏هاى خوارج و عياران قرار داده بود. يكى از اولين دولت‏هاى مستقل اسلامى در همين سرزمين پاگرفت و غازيان، آن‏جا را پايگاه مناسبى براى جهاد عليه كفار مى‏ دانستند. با توجه به اين ويژگى‏هاست كه در متون قديمى، به خصوص متون جغرافيايىِ عمده، هم‏چون المسالك والممالك ابن خرداذبه، مسالك و ممالك اصطخرى، صورة الارض ابن حوقل و... مطالبى در مورد بُست وجود دارد.

 


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 22 آبان 1393برچسب:, :: 10:37 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

حدود دو هزار و پانصد و چهل سال پیش مردمی که در شهرهای بزرگ و متمدن زابلستان و  پیرامون سجستان زندگی می‎کردنداز تازش قومی دد و مخوف و كوچنده یاد می‎كردند که به دام و دامان و و خان وكنام ایشان دست درازی کرده و چون بادی که بگریزد ز شهر،‌ناپدید می‎شوند.آری آنهاتلفیق دو نژادقفقازی سان و نژاد زرد بودند که کوچنده بوده و این نژاد را با نام تورانیسان میشناسیم.مردمی که زشت خویی و كینه‎توزی نژاد زرد و سخت كوشی و هوش نژادآریایی یا همان قفقازی سان را دارا بودند.لذااین اتفاقات موجب شد آخیاک ارشد سیستان و سپهسالار ایران به فکرچاره‎ای بيفتد. چاره این بود، از آنجا که نمیشود به باد مشت كوبید یا بایست بادبان شد یا چون طوفان بود و آن بادراشکست.لذاسیستانیان این قوم دلیرایرانی مجبور شدندتابرای جنگ مهیاگردند.در آن جنگ آخیاک و سپهسالاران ورزک‎های (نقشه) تازه‎ای را به کار بستند و در مورد آن با ساتراپ سرزمین همسایه(خجند) به سگالش (مشورت) نشستند.

جنگ شروع شد
ساتراپ‎های سیستان که تجربیاتی در زمینه تعقیب و گریز و جنگهای پراكنده آن اقوام تازشگر داشتند روا دانستند تا مردم را برای همیشه از گزند این قوم شجاع اما تازشگر و نامهربان و خونریزآسوده سازند. طرح دوم پس از پیروزی ساخت دیوارهای بزرگ گرداگرد شهر [ارگ] و کندک[خندق] بود؛ این کار در نبرد با ازبكهای بربر چاره‎گره افتاده بود اما در برابر آن قوم تازه سربرآورده از دل تاریخ چاره‎گر نبود. چرا که آنان از فراز كوه‎ها وژرفنای دره‎ها گذشته و از سخت‎ترین راه‎ها برای آسیب‎زدن به مردم و شهرهای سیستان ودزدی و چپاول، گذر می‎كردند.
از راه‎کنشهای آن بربرها یورشهای شبانه بود. سیستانیان با شناسایی و سخت کردن گذرگاه‎ها و تقسیم نیروهایش درمناطق استراتژیک توانستند مهاجمان را غالفگیر کنند. آن پابرهنه‎ها که تنها شجاعت و تیر وکمان و شمشیر‎های کوتاه داشتند نمی‎توانستندباسربازان سیستان بجنگند. و سپهسالارسیستان بسته به نیاز و اینكه در کدام مناطق باید با دشمن روبرو شده و آنها را غافلگیر کند از ابزارهای مناسب استفاده کرد. طرح استتار در پشت سنگها و استفاده از قاطر برای بردن آذوقه سربازان به مناطق و معابرسخت گذر؛استفاده از كمند اندازان و گرزداران،فروریختن و خراب کردن راه‎های برگشت برای دشمن درسرزمین خودآنهاو ... توانست برای چندین دهه شر این قوم را از سر مردم سیستان وایران کم کند.بعدهااین نبردسیستانیان باتورانیان درشاهنامه فردوسی وباذکردلاوریهای رستم زابلی برای همیشه جاودانه ماند.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 16 آبان 1393برچسب:, :: 2:15 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

سيستان، سرزمين رازهاي سر به مهر، هويت ملي ايرانيان و زميني كه سكونت- گاه موقت حضرت نوح (ع) نام نهاده شده است، افتخارات زيادي در پرونده تاريخي خود دارد...




 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 11 شهريور 1393برچسب:, :: 12:18 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

زالق . [ ل ِ ] (اِخ ) رستاق یا قلعه ای بوده است در سجستان (سیستان ). بلاذری آرد: عبداﷲبن عامربن کریز که در 30 هَ . ق . بعزم خراسان میرفت با لشکریان خود در شیرجان (سیرجان ) کرمان فرود آمد و ربیعبن زیادبن انس حارثی را به سجستان فرستاد. ربیع پس از گذشتن از فهرج و همچنین از بیابانی بطول 75 فرسخ به زالق که قلعه ای بود واقع در 5فرسخی سجستان رسید. در روز مهرجان (مهرگان ) بدان حمله برد و آن را گشود و چون بر دهقان (رئیس ) قلعه دست یافت دهقان نیزه ٔ خود را در زمین فرو کرد و جای آن را از طلا و نقره پر ساخت و با آن مبلغ طلا و نقره ، آزادی خود را از ربیع خریداری کرد. سپس ربیع به قریه ٔ کرکویه در 5فرسخی والق رفت . در همان روزها که مردم زرنج امیر خود را جانشین عبدالرحمن بن سمرة (خلیفه ٔ عبداﷲبن عامر) بود اخراج کردند، مردم زالق نیز پیمان صلح خود را شکستند و چون علی (ع ) از جنگ جمل فراغت یافت حسکةبن عتاب حبطی و عمران بن فصیل برجمی با گروهی از دزدان عرب بزالق رفتند، اموالی از مردم آنجا گرفتند و جد بختری (اصم بن مجاهد) را اسیر کردند. (از فتوح البلدان بلاذری چ بریل صص 393 - 395). یاقوت آرد: رستاقی است بزرگ در سجستان مشتمل بر قصرها و قلعه ها و ربیعبن کریز آن را گشود و 10هزار تن از اهالی آنجا را ببردگی گرفت . اتفاقاً غلام دهقان (رئیس ) زرنج که 300هزار درهم از درآمد غلات قریه های مولای خود گرد آورده بود و همراه خود داشت ، بدست ربیع افتاد. ربیع از غلام پرسید همه ساله منافع دهقان به این مبلغ میرسد گفت آری . پرسید از کجا بدست آورده است جواب داد: به کمک بیل و کلنگ . (از المعجم البلدان ).


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 26 مرداد 1393برچسب:, :: 3:1 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

من یک زابلی ام، سرزمين بادها ، خاستگاه اسطوره‌ها ،سرزمين يادها و هويت‌ها، سرزمين خاطره‌انگيز شاهنامه فردوسي با جمع رستم و سهراب وپهلوانان.يعقوب ليث صفار و رويگر زادگان  وعیاران عاشق وطن؛ از زابل و شهر سوخته‌اش هستم كه بخشي از هويت علمي و پزشكي ايران را از 5200 سال پيش در دل خود حفظ كرده است. زابلي، مردي ايراني است كه دوست دارد همه به اعتقادات و باورهايش احترام بگذارند. جوانان و پيران سیستان افتخارشان اين است كه از نوادگان رستم و پور دستان هستند. با خود مي‌انديشم شهري با شناسنامه چندين هزار ساله كه خاستگاه داستان‌هاي اساطيري شاهنامه است؛ چرا اکنون نمي‌تواند فرزندان خود را در كنار خود نگه دارد؟

شماپاسخ بدهید...


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 مرداد 1393برچسب:, :: 10:31 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

فتح سرزمین­های شرق خلافت اسلامی که از زمان خلیفه دوم آغاز شد، در حدود سال 30ق منجر به فتح سیستان گردید

منبع:بلاذری، أبوالحسن؛ فتوح البلدان، ترجمه محمد توکل، تهران، نقره، 1337، ج 2، صص 443 ـ 444 و مؤلف مجهول، تاریخ سیستان، تحقیق ملک الشعرای بهار، تهران، کلاله خاور، چاپ دوم، 1366ش، صص 80 ـ 82.

در سالیان حکومت خلفای راشدین و خلفای اموی، سیستان به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم توسط نمایندگانی که از سوی خلفا انتخاب می­شدند، اداره می­گردید

منبع: بلاذری، صص 547 ـ 560 و تاریخ سیستان، پیشین، صص 80 ـ 200 و الیعقوبی، احمد بن أبی یعقوب؛ البلدان، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1422ق، صص 56 ـ 60.

در سال ٢٣ هجري، در دوران خلافت "عمر بن‌ خطاب" لشكر مسلمانان از راه كرمان به‌ حدود خراسان وسیستان رسيده‌ بود و دو تن از فرماندهان به نامهاي "عاصم‌ بن ‌عمرو تميمي" و "عبدالله ‌بن ‌عمير" به سيستان و مركز آن يعني زرنج حمله ‌كرده ‌بودند كه سرانجام مردم زرنج به ‌دادن خراج رضايت‌ داده و صلح ‌نموده‌ بودند. در اين ‌دوره، گستردگي سيستان بيش از خراسان بود و مرزهاي آن به قندهار مي‌رسيد.

منبع:ابن اعثم كوفي، محمد بن علي؛ الفتوح؛ ص402.

سيستان و سرزمين‌هاي اطراف آن درزمان عثمان ابن عفان زير نظر امير بصره اداره ‌مي‌شد. بنابر اين، پس از اينكه "عثمان ‌بن‌ عفان" "ابوموسي اشعري" را از امارت بصره عزل ‌كرد و "عبدالله ‌بن ‌عامر ‌بن‌ كريز" را جايگزين او كرد، اداره‌ي امور خراسان و سيستان و ادامه‌ي فتوحات در اين منطقه  بدو سپرده ‌شد.

منبع:خليفة بن خياط؛ تاريخ خليفة بن خياط؛ تصحيح: مصطفي نجيب فواز و حكمت كشي فواز؛ بيروت: دارالكتب العلميه، چ1، 1415ه.ق.، ص 106؛ ابن اعثم كوفي، محمد بن علي؛ الفتوح؛ ترجمه: مستوفي هروي، محمد بن احمد؛ تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، چ1، 1372 ش.، ص 280.

عبدالله ‌بن‌ عامر" "عبدالرحمن ‌بن ‌سمره" را همراه با لشكري مجهز به سيستان فرستاد. "ابن ‌سمره" سيستان را گشود و از آنجا به ‌سوي كابل رفت

منبع:طبري، محمد بن جرير؛ تاريخ الامم والملوك؛ ج2، ص 544 .

بعد از آن مردمان سیستان شوریدند و "امیر ابن احمر یشکری" که از قهرمانان عرب بود و کارگزار امام علی هم بود با شورش مردم از شهر بیرون شد و از پرداخت باج سرباززدند . بلاذری مینویسد بدلیل آنکه فتوحات داخلی ایران ثروتهای بیشتری را نصیب لشگریان اسلام مینمود آنان راضی به دفاع از جنگ های داخلی برضد علی نبودند و بیشتر مایل به گشودن شهرهای ایران بودند . او اضافه میکند : شهر زالک سیستان مردمانش پیمان شکنی کرده بودند . در آن زمان طایفه حسکه در سیستان از فرمانهای سپاه امام علی سرپیچی کردند . امام علی (ع)سوگند یاد کرد که  4000  تن از این طایفه را خواهم کشت . بلاذری یادآور میشود : راهزنی و غارتگری در زمان خلافت علی(ع) به اوج خود میرسد به طوری که به خود نام ( لصوص ) به معنای راهزنان داده بودند . امام علی(ع) "ربعی ابن کاس عنبری" را با  4000  تن روانه سیستان کرد . در این لشگر " حصین ابن ابی الحر عنبری " و " ثابت ابن ذی احره حمیری" حضور داشتند هنگامی که سپاه اسلام وارد سیستان شد مردمان حسکه به جنگ برخاستند . در آخر مردمان حسکه کشته شدند و ربعی سیستان را فتح نمود و عده زیادی از ایرانیان اسیر شدند

منبع:يعقوبي؛ البلدان؛ ص 101.

بدين ‌ترتيب، بسياري از مناطق خراسان و سيستان در دوره‌ي خلفاي راشدين فتح‌ شدند و اگر هم  مسلمان نشدند، با پرداخت جزيه و خراج در كنار مسلمانان به زندگي ادامه دادند.


ارسال شده در تاریخ : شنبه 18 مرداد 1393برچسب:, :: 6:55 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

سیستان به سان جزیره ای در میان بیابانهای بیکرانه مرکزی ایران و شمال پاکستان و جنوب افغانستان احاطه شده است و این شرایط ژئو مورفولوژیک از سیستان یک تمدن درونگرا ساخته است . درونگرایی تمدن سیستانی به معنای انزوا نیست بلکه سیستان با همین شرایط که ذکر شد محل تعامل تمدنهای غرب در بین النهرین و یونان با تمدن شرق یعنی چین هند و موهونجودارو بوده و بار انداز تاریخی محسوب می شده است .
در دوره میانه هم با واکنش نشان دادن به شهادت امام حسین علیه السلام و نیز با قیام یعقوب لیث صفار و تبدیل زرنج به پایتخت ایران این میدان داری را اثبات نموده است.
اکنون هم می بینیم که بدلایل متعدد این بار انداز سنتی و محل تعامل تمدنی بصورت کمرنگ دیده می شود.
استعمار از تمدن های زنده هراس دارد چون همیشه باعث دردسر هستند . طبعا می کوشد تا تمدن را به سرنوشتهایی به شرح زیر دچار کند:
1- فراموشی تمدنی2- مسخ تمدنی3- نفرت تاریخی و تمدنی4- نفی تمدنی5- استهزا تمدنی6- ادغام تمدنی7- امحا تمدنی8- مثله سازی تمدنی یعنی پاره پاره کردن یک تمدن از حیث تاریخی و جغرافیایی و پیوند نسلها
خیانت استعمار پیر در تقسیم مرز باعث شد تا تمدن سیستان پاره پاره شود و منهای مسائل سیاسی بزرگترین دگرگونی تمدنی در شرق آسیا با کشیدن سه مرز مبهم از وسط تمدن سیستان عوارضی را پدید آورد که تا کنون کسی به آن نپرداخته است و از دیدگان پنهان مانده است...
ما دارای فرهنگی غنی هستیم لاکن فرهنگ در قالب ساز و کارهایی تعریف می شود که آن ساز و کارها از دست رفته یا آنها را از بین برده اند. این ساز و کارها عبارتند از:
1- جغرافیای تاریخی
2- پیوستگی نسل کنونی با گذشته تاریخی
3-بالنده گی فرهنگی و افزایش یافته های فرهنگی نو
4- نسل درک دار نه مدرک دار
5-توجه به اسناد تاریخی و فرهنگی و هویت بخشی آن و بروز دادن این آرشیوها برای نسل نو


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 6 مرداد 1393برچسب:, :: 10:33 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

سیستان زادگاه آسبادها در جهان است.به عنوان نمونه یکی ازاین آسبادهاحضورشماخوانندگان محترم وبلاگ معرفی می گردد:

حدود جغرافيايي منطقه آسياب بادي طول شرقي 25 ، 61 و عرض شمالي 45 ، 30 ميباشد .موقعيت اين اثر در فاصله 62 كيلومتري جنوبغربي زابل به فاصله 5 كيلومتري شمال پايگاه باستان شناسي شهر سوخته واقع شده است.

مشخصات بنا :اين بنا در دو طبقه ساخته شده كه در طبقه همكف 3 اتاق وجود دارد كه يكي از آنها آسيا خانه مي باشد كه شامل مخزن آب و محلي براي چرخيدن سنگ آسياب است و دو اتاق ديگر كه انبار يا اطاقهاي خدماتي هستند اما در طبقه فوقاني فقط چرخ بادي تعبيه شده است مصالح بنا نيز بطور كامل از خشت و كاهگل مي باشد ديوارهاي قطور نيز خود دليلي بر قدمت زياد بناست .

نوع بهره برداري و خصوصيات بارز بنا :ساختار و ديوارهاي اين بنا طوري ساخته شده است كه به هنگام وزش بادهاي صد و بيست روزه سيستان باد به صورت برج به ميان آنها فرو مي رود و سه بال از هشت بال كثير اضلاع شكل آسياب را به حركت در مي آورد ولي بقيه ي بالها كه در جهت وزش باد نيستند مانع حركت دايره وار نمي شود . بالها به شكل عمودي كار گذاشته شده اند سنگ روئين آسيا را روي سنگ زيرين به حركت در مي آورد و به علت شكل قيف مانند دهانه ورودي باد به داخل هدايت شده و در نتيجه باد با سرعت و شدت به پره ها برخورد مي كند

عوامل تزيين و نوع آنها:تزيينات موجود در بنا شامل تزئينات بيروني دو ديوار شرقي و غربي بنا مي باشد كه با فضاي منفي كه بوسيله خشت در ديوار ايجاد شده نقشهاي بسيار زيبايي خلق كرده اند.


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 6 مرداد 1393برچسب:, :: 10:9 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

زمانی که پارتها درخراسان قد علم مي‌كنند و رفته رفته دست جانشينان سلوكوس را از ايران كوتاه مي‌سازند، دراين زمان سيستان نيز مانند بقيه ي قسمتهاي ايران تحت حكومت اشكانيان در مي‌آيد.
احتمالاً از همين زمانهاست كه براي نخستين بار اين خطه به نام سيستان نامگذاري مي‌شود. درباره ي ريشه لغوي كلمه ي سيستان نوشته اند كه اين كلمه در قرون نخستين اسلامي «سجستان» (
sajestan) تلفظ مي‌شده كه ريشه ي آن در پهلوي ساساني «سکستان» (Sakestan) بوده است و اين سَگِستان خود مشتق است از لفظ «سکستان»(Sakaestan)مرکب از دو واژه ي «سک» (Saka) و «استان» (estana) به معني جايگاه و ماندگاه قوم سكا.
سكاهاي قومي از اقوام ايراني زبان آسياي ميانه بودند كه مقارن فروپاشي دولت هخامنشي از شمال خراسان بزرگ به مناطق جنوبي مهاجرت مي‌كنند و در سيستان مسكن مي‌گزينند و اين منطقه به همين مناسبت سكستان نام مي گيرد.
در تمامي طول مدت حكومت اشكانيان – يعني از حدود سال 247 پيش از ميلاد تا سال 226 ميلادي- آن چنانكه رسم كشوري داري آنان بوده است، سيستان يا سكستان يك پادشاهي خود مختار در درون مرزهاي دولت اشكاني بود و شاخه‌اي از قوم پارت در اينجا حكومت مي‌كردند.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 7 خرداد 1393برچسب:, :: 5:31 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

در سال  30  ربیع ابن زیاد حارثی فرمانده وحشی تازیان با لشگری راهی سیستان شد . مردم سیستان در جشن سیزدهم نوروز بودند و شادمانی میکردند . آبادی زالک در سیستان خاطره دهشتناکی در تاریخ ایران به حساب می آید . مسلمانان عرب مردان ده را یکی پس از دیگری کشتند و زنان را اسیر و برده کردند . در برخی نقاط شهر های سیستان محاصره شدند و مردمان از گرسنگی از پای در آمدند و تسلیم شدند . سپس کرکویه - هیسون - نوک - زوشت - ناشروز - شراود یکی پس از دیگران ویران و قتل عام شدند . شهر زرنگ ( زرنج امروزی ) در سیستان مقاومت های بسیاری در برابر اعراب نمود . زرنگ از شهرهای بسیار مهم ایران محسوب می شده و داریوش بزرگ نیز در کتیبه اش به نام درنگیانا ذکر کرده است . این شهر پلی ارتباطی و تجاری ایران و هند محسوب می شده است .
بلاذری از کشتار سیستان چنین حکایت میکند:
ربیع ابن زیاد که مردی بلند قامت و سیاه چهره و خشک و چروکیده بود بعد از فتح سیستان قبل از آنکه مرزبان آن شهر را به حضور بپذیرد دیواری قطور از اجساد سیستانی بنا نهاد که صف عظیمی را تشکیل داده بود . وی در بالای این دیوار بر روی اجساد ایرانیان نشست و بعد از آن مرزبان سیستان را فراخواند
وچون مرزبان سیستان ایران بن رستم آزادخوچشمش به ربیع افتاد وصدراو از کشته گان دید، روبه همراهان نمود وگفت:« میگوینداهریمن به روز فرادید نیاید، اینک فرادید آمد که اندرین هیچ شک نیست...»


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 1 خرداد 1393برچسب:, :: 3:46 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

با زوال قدرت دولت هخامنشي، سيستان وایران شاهد حضور اسكندر و سپاهيان يوناني و مقدوني اوست. بعدها يكي ازاعقاب اسكندر يعني سلوكس يكم وارث بخشي از قلمرو او مي‌شود و دولت سلوكي را بنيان مي‌نهد. در اين زمان سيستان محل برخورد منافع دولت سلوكي با شاهزادگان هندي مي‌شود و در اينجا نبردهايي ميان سلوكيان و هنديان اتفاق مي‌افتد.


ارسال شده در تاریخ : شنبه 27 ارديبهشت 1393برچسب:, :: 8:59 بعد از ظهر :: توسط : SOHRAB

درباره این خاک مقدس کتب تاریخی متعددی نوشته اند و نویسندگانی چون ابو عبداله از راویان حدیث و ابو محمد و امیر محمد ابن مبارز و محمود ابن یوسف اصفهانی و مولف تاریخ سیستان و ملک شاه حسین ابن غیاث الدین محمد ، کتابهائی در این باره نوشته اند ...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 23 ارديبهشت 1393برچسب:, :: 1:47 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

سرزمین دلاور پرور سیستان در طول تاریخ  پر فرازو نشیب خود  همواره مورد   طمع  قدرتهای   بیگانه  بوده است   . اقتصاد قوی و نظام  اجتماعی  محکم  و سابقه تمدن  درخشان  و روحیه  سلحشوری و غیرتمندی  مردم  این خطه  از سرزمین  ایران و  فدا کاری  و دین مداری  که در نهاد مردم  آن است ، از  عواملی  بوده که همواره  از سیستان   بزرگ دژی  تسخیر ناپذیر   در مقابل  هجوم  اقوام مجاور  و حکومتهای غارتگر   ساخته  است  .

اما درد از کجا آغاز شد ؟...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 23 ارديبهشت 1393برچسب:, :: 1:27 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

 بدون تردید باید گفت که اساس فرهنگ و تاريخ پارسی، افسانه و داستان و پَی سنگِ شعر و ادب و بنیاد شاهنامه و نظم و نثر پارسی دری در سرزمین زابلستان هِشته و بالنده شده است.

 

 

الف) اهل تحقیق به خوبی میدانند که دو كتاب كهن مذهبي بنام کتاب «رِیگ بَید» (حدود1500 تا 4000 سال پیش از میلاد، دوره پیشدادی) و کتابِ «اَوِستا» (630 پ م، دوره کیانی) که در حقيقت دو سند گرانبها و کهن تاريخي نیز هستند،  در کناره های جنوبی رود سَرَسوَتی (هیرمند) سروده شده اند. یعنی بخشهای نخستین ریگ بید و تمام اَوِستا در حوزة سیستان آفریده و پرورده شده اند.

ب) كهن ترين کتب تاریخ و جغرافیا به زبان پارسی دري در این حوزه نوشته شده اند و دو سوم شاهنامه فردوسی از سرزمین زابل و از شاهان و پهلوانان زابلی سخن گفته است.

ج) کهن ترین کتاب تاریخ و جغرافیا «تاریخ سیستان» (ق 3 تا 5) و هم چنین بهترین کتاب تاریخ و جغرافیا به زبان عربی چون«البدء والتاریخ، بُست» در حوزه زابلستان و حواشی آن نوشته شده اند.

د) بسیاری از پیشگامان و سرآمدان علوم تاریخ، جغرافیا، سیاست، نجوم، تصوف، عرفان، فلسفه، و بسیاری از شاهنامه سرایان پیشگام و نخستین شاعران زبردست پارسی همچون افرادزیر در حوزه زابل زاده و پرورده شده اند.

1)محمد بن وصیف سیستانی (نخستین شاعر دري، ق دوم)

2)نويسندة نا معلوم کتاب «تاريخ سيستان» (این کتاب تاریخی يكي از چهار كتاب قديمه نثر دری و متعلق به حدود قرن سوم تا پنجم است. در این کتاب کهن ترین شعر دری مربوط به پیش از اسلام بنام «سرود کَرکُوی» ذکر شده است. سرود کَرکُوی یک سرود مذهبی است که در آتشکده کَرکُوی سیستان که در سه فرسنگی شهر زرنج واقع بوده ، توسط زردشتیان و مَزدیَسنان خوانده می شده است.

3)ابوالفتح بٌستی (دانشمند و شاعر و محدث مشهور، ق چهارم)

4)فرخي سيستاني (شاعر پارسی ق چهارم پنجم).

5)رابعه قصداری(نخستین شاعر زن به زبان دری).

6)و...

خلاصه: سرایش سرودهای ویدی و اوستایی و رشد فرهنگ و ادب غنی و ظهور شاعران برجسته و نامدار و پیشگام پارسی در حوزه سیستان همه و همه نشانگر این نکته مهم و واقعیت عینی است که فرهنگ عالی و ذوق شاعرانه و قدرت تخیلات بلند و دلکش از قرنها پیش از مسیح تا به امروز از ویژگیهای مردم این سرزمین بوده است. وجود اسناد منظوم یاد شده نشان دهندة یک رسم و فرهنگ دیرینه و نشان دهندة توانایی و غنای فرهنگی و هنری باشندگان این سرزمین در گذشته است. اینکه ملتی تمام باورهای دینی و حماسه های ملی و تاریخی و افسانه ها و اسطوره های خود را در قالب شعر ریخته و به یادگار بگذارند، مخصوص این حوزه میباشد و این هنرمندی در تمام دنیا بی همتا است.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 21 اسفند 1392برچسب:, :: 4:53 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

دکتر محمدتقی رخشانی

با مهاجرت اقوام آریایی از زیستگاه اولیه خود حرکتی بزرگ در زندگی انسان بر پهنه ی زمین آغاز شد...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : جمعه 11 بهمن 1392برچسب:, :: 8:33 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

بدون تردید تاریخ سیستان ؛ازریگ‌بَید (کتاب مقدس مِهریان) و اَوِستا (کتاب مقدس پارسیان)شاهنامه و از تاریخ شاهان پیشدادی ، خاندان سام ، ملوک کیانی و پهلوانان نیمروز، دهقان‌ها ،صفاریان سیستان، و از تاریخِ فرهنگ و ادب و زبان فارسی و از تاریخ ایران جدا نیست اما بارعایت احترام؛سیستان همان ایران است...

 



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 7 بهمن 1392برچسب:, :: 10:16 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

با فرو پاشی دولت ساسانی، آئين زردشتی از پشتیبانی دستگاهی غير روحانی محروم گرديد. سطوح بالای سلسله مراتب رسمی، يعنی سطوح موبذموبذان در بالا و آهورامزد موبذان که بلا فاصله پس از وی قرار داشت، اکنون ديگر وجود نداشت. و اين از ميان رفتن رهبری به اسلام آوردن سريع طبقات بالای زردشتی درشهرهای بزرگ و ميانه کمک کرد. اما...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 23 دی 1392برچسب:, :: 8:50 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content