چراسگستان؟
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

اقوال:

1-در برهان قاطع در تعریف سگزی آمده است: به کسر اول و ثالث و سکون ثانی و تحتانی به معنی سگز است که نام کوهی باشد در زابلستان (کوه خواجه)و ساکنان آنجا را به نام آن کوه می خوانند و سگزیان می گویند(طایفه سرگزی ازجمله این مردمان هستند) و رستم زال از آنجاست؛ و بعضی گویند سگزی به معنی سیستانی است چه سیستان را سگستان هم می گویند و معرب آن سجزی است.واعراب چون حرف گ ندارندسجستان خوانند.

2-در زمانی بسیار دورتر نیز مهاجرتی از سوی سکاها(سگاها)به این منطقه صورت گرفته است که سگستان خوانده شده است.

3-چون جامعه ایران در ازمنه کهن،بزرگ وبی دروپیکربوده و همچون گله های گوسفندنیازبه داشتن قومی پاسبان وهمچون سگ نگهبان نیازداشته تاازاین گله هامحافظت کنندبایدازقومی که هیچگاه چهره منفی نداشته وهمواره وفادارایران بوده طلب یاری می نمودندلذاسگستان نامیده شده است.درتاییداین نظرهمین بس که هرگاه شاهان ایران موردتهدیداقوام قرارمی گرفتندبه استنادشاهنامه همیشه پیکی به دنبال رستم وخاندان سگزی گسیل می کردند.

4-چون به همراه حضرت زرتشت (ع)؛سگی همیشه همراه وبسیاروفاداربوده است،ازاینروی دردین زرتشت سگ حیوان مقدسی شد وازطرفی آئین زرتشت ازسیستان زادگاه حضرت زرتشت نشوونماپیداکرده لذابه امت همراه اوکه وفاداران وپیروانش بودند،سگستان می گفتند.


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 5 بهمن 1393برچسب:, :: 10:1 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

تصاویری ازسکاها


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 1 دی 1393برچسب:, :: 6:54 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

سکاها نام قوم قدیم ایرانی نژاد آسیای مرکزی بود که چادرنشین بودند و تنها نقطه تمایز آن ها با سغدیان یا خوارزمیان همین شیوه زندگی آنها بود. آن ها جزو هند و اروپاییان و از نژاد ایرانی اند.

در خصوص وجه تسمیه سکاها پروفسور بیلی آن را به معنی مردان و مأخوذ از سک به معنی نیرومند و چیره دست آورده است. از سویی برخی بر این باورند که سکا از سگ گرفته شده که احتمالا توتم قبیله ایشان بوده است.

در هر حال نام مشترک تمامی این اقوام سکولات بوده و یونانیان برای اولین آن ها را سیت می نامند، این نام از نام پادشاه شان گرفته شده است.

کهن ترین اسنادی که حاوی نام سکا می باشند تاریخ هرودوت و متون خط میخی داریوش اول است.

سکاها با قبیله یوئه چیه در همسایگی چین ارتباط داشته اند. در یک حرکت اجباری توسط این قبیله رانده می شوند و بعدها توسط پارت ها و هندویونانی ها در سیستان امروزی محدود می شوند. در ازمنه بعدی به نیرویی مهاجم تبدیل می شوند که برخی از ملوک اشکانی را شکست می دهند اما در زمان اردوان دست نشانده وی می شوند.

سکاها الفبا و سکه نداشتند، اما هنری مردمی را آفریدند و پل ارتباطی بین جهان باستان و روسیه اسلاوی محسوب می شدند.

 

در حدود سال  128  پیش از میلاد سیستان توسط سکاها فتح شد و نام شهر بر پایه تصرف سکاها سیستان گذاشته شده است به معنی محل سکاها . در این سال اردوان دوم شاهنشاه مسن ایران بود که هنوز دولتشان قدرت کافی برای مقابله در برابر تجاوزات بیگانگان را نداشتند. اردوان در سال  124  پیش از میلاد درگذشت .

 


ارسال شده در تاریخ : شنبه 22 شهريور 1393برچسب:, :: 8:36 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

بسیاری از دانشمندان ایران باستان «سکاها» را کهن‌ترین نژاد جهان دانسته‌اند.تروگوس پومپئیوس مورخ سده اول ق.م تأکید کرده است که سکاها همیشه در نظر همگان به جز مصریان که از مدت‌ها پیش با این نظر مخالف بودند، کهنترین نژاد جهان به شمار می‌رفتند. در این مورد، حق با مصریان بود، زیرا بر خلاف مطالبی که دربارۀ اصل و منشاء خود نگاشته‌اند، سکاها مدت‌ها پیش از سدۀ هشتم ق.م موجودیت ملی قابل تشخیص نداشته، بنابر این نمی‌توانستند از لحاظ قدامت نژادی با مصریان به رقابت بپردازند. با وجود این سکاها در روزگار خود نیروی سیاسی مهمی را تشکیل می‌دادند، و اگر چه در زمان ما تاریخ آنها در بعضی از کتاب‌ها مفصل‌تر مرجع تنها چند خطی را اشغال می‌کند با این حال سکاها به منزلۀ منبع افسانه‌های مطلوب ما باقی مانده‌اند، به این ترتیب «ایایا» یا «سرزمین خورشید طالع» در «اودیسه» (Odysses) همان دنیای پس از مرگ است که در سکائیه در سواحل شرقی دریای سیاه و در محلی وجود دارد که در روزگارما «کوبان» یا شبه جزیره «تامان» نامیده می‌شود.

کاوشهای روزگار ما همچنان دلائلی در تأیید بعضی ازاین گفته‌های باستانی به دست می‌دهد و مطالعۀ دقیق متون کهن، به انضمام نتایجی که ازکاوش در «استیپ»ها حاصل شده به اندازه اداب و رسوم بدوی عصر «سکاها» را آشکار ساخته است که می‌توانیم روش زندگی آنان را تاحدی که انتظار نمی‌رود روشن سازیم و با کمی دقت، اهمیت سهم آنان را در هنر اروپای غربی

طی سده‌های تاریک (منظور سده‌های است که از سدۀ پنجم میلادی تا حدود سدۀ دهم میلادی در اروپا ادامه داشته است.) ارزیابی کنیم. سکاها بطور اخص در واقع، قوم عمدۀ از یک گروه عظیم بیابان‌گرد بودند که طوائف‌شان را نمی‌توان با اشارات نویسندگان پیشین به آنها، از یکدیگر تمیز داد. اصل و منشاء این طوائف آسیای را نمیتوان به دقت تعیین کرد، ولی بعضی از آنها به اندازه‌ای در هنر سکائی سهیم شدند و به آن کمک کردند که همۀ این گروه در هر صورت از لحاظ هنری و فرهنگی شائسته‌اند که یک واحد ملحوظ شوند. بنابر این در این نوشته، اصطلاح سکائی بویژه در مورد طوائف سکاهائی بکار خواهد رفت که در «کوبان» بخشهای از «کریمه» و بسترهای عظیم جنوب روسیه مقیم بودند. اصطلاح «سکاهائی خویشاوند» دربارۀ طوائف بیابان گرد «آلتای» به کار خواهد رفت. استرابون در واقع منطقه دو بروجا (Doubrudja) را «سکائیه کوچک» و حال آنکه سراسر نواحی جلکۀ واقع در شمال و شمال شرقی دریای سیاه را «سکائیه شرقی» نام گذاشت.

در شرق نفوذ چین در فرهنگ بدوی غلبه داشت. در مرکز عناصر فرهنگی ایرانی بیشتر بجشم می‌خورد و در مغرب عناصر یونانی آشکار بود. با وجود این، به رغم این گرایش‌های بیگانه فرهنگ بدوی در سراسر ناحیه غالب بود، و در آلتای به صورت خام و در میان «سکاهای سلطنتی» روسیۀ جنوبی با پخته‌گی بیشتری جلوه کرد. سکاها در زندگی عصر خود چنان عامل مهمی به شمار می‌آیند که هیرودوت لازم دانست یک کتاب کامل از تاریخ بزرگ خود را به آنان اختصاص دهد. وی برای بدست آوردن حداکثر اطلاعات به «اولبیا» (Olbia) سفر کرد و در کتاب چهارم تاریخ خود کوشیده است میان واقعیاتی که برای خود تحقیق کرده و در اظهاراتی که از سوی دیگران به او گزارش می‌شده، فرق بگذارد. با وجود این به رغم نوشته‌هایش فقدان اسناد مکتوب در میان خود سکاها با محو شدن آنها از صحنۀ سیاست، از میان رفت تا سدۀ چهارم بعد از میلاد جهان متمدن آنان را از یاد برد، حدود هزار و پنجصد سال گذشت تا هنر آنان دوباره کشف شد.»


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 17 تير 1393برچسب:, :: 10:52 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

سَکاها (اسکیث)دسته‌ای از مردمان کوچ‌نشین ایرانی‌تبار بودندکه محل زندگی آنان از شمال به دشت‌های جنوب سیبری، از جنوب به دریای خزر و دریاچه آرال، از خاور به ترکستان چین و از باختر تا رود دانوب می‌رسید

 

 



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 18 مهر 1392برچسب:, :: 6:29 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

آرامگاه های سکاها بیشتر در منطقه سیردریا با تپه های کوچک با ارتفاع های متفاوت پوشانده شده وبه «کورگان» معروف است. گاه مردگان را پس از سوزاندن به صورت خاکستر به خاک سپرده اند. در گورهایی که در«خوالینسک شکافته شده و تالگرن، آنها را مربوط به سالهای ۱۲۰۰ تا ۷۰۰ پیش از میلاد و متعلق به سکاها می داند، آثار و اشیای مفرغی یافت شده است. سکاها به گورستانهای خود بیش از همه ی دارایی خویش ارج می نهادند به طوری که در گورهای حفاری شده ، با جهانی پر از تصاویر در هم پیچیده و تندیس های عالی، رو به رو می شویم. مهم ترین و جالب ترین گورستان های سکایی عبارت از گورهای سلطنتی روسیه ی جنوبی است. از همه بیشتر، گورهای چرتوملیک است.  ، شاید هم از لحاظ تنوع و هم از لحاظ کیفیت هنری اشیایی که در آنها یافت شده، و همچنین به سبب ارزش ذاتی تقریباً افسانه ای این اشیای زرین، از همه غنی تر است.بیشتر گورهای سلطنتی در نزدیکی الکساندروپول نیکوپول یافت شده اند.ولی بعضی گورهای دیگر نیز در پانتی کاپایوم قرارگرفته اند.جالب ترین گورهادر الکساندروپول نیکوپول عبارت از تولستیا موگیل یا گورهای تپه ای بزرگ است که از لحاظ ارتفاع ۳۰ تا ۷۰ پا و از لحاظ محیط ۴۰۰ تا ۱۲۰۰ پا بوده است.)قدمت نخستین گورها از لحاظ تاریخی، هم زمان با پیروزی های نظامی سکاها در خاورمیانه است و در نتیجه، بیشتر آنها در انتهای شرقی بخش اروپایی دشت اوراسیا قرار دارند. بعضی از تپه های جنوب روسیه نیز از لحاظ تاریخی به زمان آن ها نزدیک است. گورهای کاسترومسکایا استانیتزا ، گورهای کلرمس در ناحیه کوبان و گورهای تپه ای ملگونوف در جنوب روسیه، و گنجینه ای که در سکز (سقز) در اورارتو، یا در محل احتمالی نخستین پایتخت سکاها یافت شده حایز اهمیت ویژه ای است.                     


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 30 مهر 1391برچسب:, :: 8:39 بعد از ظهر :: توسط : SOHRAB

قالی پازیریک (به انگلیسی: Pazyryk Rug) قدیمی‌ترین فرش دنیا است...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 15 مرداد 1391برچسب:, :: 10:45 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

فرهاد دوم درسال138پیش ازمیلاد در نبرد با سکاها کشته شد و جانشین او اردوان دوم نیزدر سال ۱۲۳ پیش از میلاد در جنگ با لشکریان مهاجم سکا کشته شد. جنگهای ممتد اشکانیان با سکاها ی ساکن شده در منطقه باستانی زرنگ (سیستان)سالهاادامه داشت .تنها در زمان مهرداد دوم بود (۱۲۳- ۸۷ ق.م) که اشکانیان توانستند بر سکاها غلبه یابند و مهرداد دوم سکاهای سیستان را تحت فرمان اشکانیان درآورد.

مردم سیستانی، با ورود آخرین دسته ازآریایی ها در حدود سال ۱۲۸ ق.م. که سکه نامیده می‌شدند از شمال افغانستان به طرف جنوب یعنی قندهار و سپس به طرف غرب راه پیمودند تا به ایالت زرنک(زابلستان)و کناره های دریاچه زره(هامون) رسیدند و نام زرنک به واسطه ورود سکاهابه سکستان تبدیل گردید و عربهاسجستان می‌گغتند و بالاخره به سیستان تغییر نام یافت. این اقوام را سیستانی می‌گویند


 


ارسال شده در تاریخ : جمعه 13 مرداد 1391برچسب:, :: 5:6 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

سکاها در هزاره های دوم و اول پیش از میلاد، دارای دینی برخاسته از آیین کهن پرستش عناصر طبیعت همچون آسمان، خورشید و ماه بودند وبزرگان هر طایفه، امور دینی و دنیایی آنان را در دست داشتند.

سکاها که مظاهر طبیعت را می پرستیدند، بزرگ ترین مراسم دینی را درباره ی تابیت تی وستا Tabiti-vesta الهه ی بزرگ که مظهر آتش بود، بر پا می داشتند.

همچنین آنها؛آپیا فلوس Apia –Fellus الهه ی زمین، پاپای-اورازان خدای آسمان،هی ت سر-خدای آفتاب، آرتیم پئاسا Artimpeasa الهه ی ماه ووجاهت(آفرودیت یونانی ها) را می پرستیدند.گذشته از این، سکاهای سلطنتی تاهیس ماساد نپتون Thamumasadas – Nemtun خدای آب ودریاها را می پرستیدند.سکاهاعادت نداشتندمعبدیاهیکل الهه رابسازند به استثنای معبدوهیکل آرس(رب النوع جنگ).هراکل هم درنزدآنهاموردپرستش بود.سکاهابرای این الهه قربانی می کردند وحیوانات قربانی ازمیان حیوانات اهلی واسب هاانتخاب می شدند.ولی برای آرس قربانی انسان نیزجایزبود.بدین ترتیب که ازهرصدنفراسیر،یکی رامی کشتندوخون اورا روی شمشیری که علامت این خدااست می ریختند.قربانی کردن خوک جایزنبودوسکاهاخوک نگاه نمی داشتند.

 


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 24 خرداد 1391برچسب:, :: 5:46 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

1. manA : همه، كلا

 2. alazend : واژه ابتكاري از تركيب ala (آزاد) و zend (زندگي) به معني آزاد زي

 3. koT : سهم، حق

 4. xejَAb : آبرو، حيثيت

 5. osho : ايشان، آنها

 6. osh : هوش، عقل

 7. xlengika : واژه ابتكاري از تركيب xleng (شرمندگي) و پسوند ika به معني وجدان

8. zend : زندگي

 9. alabud : واژه ابتكاري از تركيب ala (آزاد) و bud (بودن) به معني آزادي

 10. pashtika : پشتيباني، امنيت شخصي

 11. ejr : شكنجه

 12. trapo : سركوفت

 13. coklok : دگر آزاري

 14. nAbud gari : اعمال منافي عفت

 15. bondar : پاتوق، انجمن، گروهك

 16. nAjaT : واژه ابتكاري از تركيب پيشوند nA (نه) و jaT (شرور) به معني صلح دوستانه

17. povajaga : تدارك ديدن 


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 3 فروردين 1391برچسب:, :: 10:34 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

صفحه قبل 1 صفحه بعد

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content