ارشک
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

اشک یکم (سلطنت از250پیش ازمیلادتا247پیش ازمیلاد)نام بنیان‌گذار شاهنشاهی اشکانیان است. 

اشک یکم پادشاه اشکانی  ازطایفه پرنی وسکایی تبار(اجدادسیستانیان)بوده است.این شخص با طایفهٔ خود پرنی همدست شد و در سال ۲۵۶ پ. م. پرچم مخالفت با سلوکی‌ها بیفراشت و جنگهای متعدد با آنها نمود، در نتیجه غلبه یافت و دولت پارت را تأسیس کرد (۲۵۰ پ.م). پس از این فتح، عزیمت باختر نمود و با این مملکت که آن نیز مستقل شده بود، جنگ کرد. او در حین جنگ از دست نیزه‌دارش زخمی برداشت و بر اثر آن درگذشت (۲۴۷ پ.م.).

چون ارشک بانی سلطنت اشکانی بود، شاهان دیگر اشکانی او را تقدیس می‌کردند، چنان که به او لقب اپی فانس (به زبان یونانی به معنی نامی و پر افتخار) دادند و به یاد بود اینکه او سرسلسله حکومت اشکانی است، به اسم خود کلمه ارشک (اشک را یونانی‌ها «آرزاکس» نوشته‌اند که یونانی شده ارشک است) را افزودند (ارشک بعدها اشک شد). مورخین و تاریخدانان هم این نکته را رعایت کردند.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 28 آبان 1393برچسب:, :: 5:37 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

وی برادرابراهیم سجزی سیستانی ازدانشمندان قرن اول هجری قمری است.یوسف سجزی4خط به نام خط جلیلی-خط ثلفثین-خط دیباج-خط سجلات به خط معقلی اضافه نمود.به نوشته ابن ندیم،خط جلیلی پدرتمام خطوط اسلامی است.که هرکس توانایی نوشتن این خط راندارد.


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 22 آبان 1393برچسب:, :: 11:46 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

حدود دو هزار و پانصد و چهل سال پیش مردمی که در شهرهای بزرگ و متمدن زابلستان و  پیرامون سجستان زندگی می‎کردنداز تازش قومی دد و مخوف و كوچنده یاد می‎كردند که به دام و دامان و و خان وكنام ایشان دست درازی کرده و چون بادی که بگریزد ز شهر،‌ناپدید می‎شوند.آری آنهاتلفیق دو نژادقفقازی سان و نژاد زرد بودند که کوچنده بوده و این نژاد را با نام تورانیسان میشناسیم.مردمی که زشت خویی و كینه‎توزی نژاد زرد و سخت كوشی و هوش نژادآریایی یا همان قفقازی سان را دارا بودند.لذااین اتفاقات موجب شد آخیاک ارشد سیستان و سپهسالار ایران به فکرچاره‎ای بيفتد. چاره این بود، از آنجا که نمیشود به باد مشت كوبید یا بایست بادبان شد یا چون طوفان بود و آن بادراشکست.لذاسیستانیان این قوم دلیرایرانی مجبور شدندتابرای جنگ مهیاگردند.در آن جنگ آخیاک و سپهسالاران ورزک‎های (نقشه) تازه‎ای را به کار بستند و در مورد آن با ساتراپ سرزمین همسایه(خجند) به سگالش (مشورت) نشستند.

جنگ شروع شد
ساتراپ‎های سیستان که تجربیاتی در زمینه تعقیب و گریز و جنگهای پراكنده آن اقوام تازشگر داشتند روا دانستند تا مردم را برای همیشه از گزند این قوم شجاع اما تازشگر و نامهربان و خونریزآسوده سازند. طرح دوم پس از پیروزی ساخت دیوارهای بزرگ گرداگرد شهر [ارگ] و کندک[خندق] بود؛ این کار در نبرد با ازبكهای بربر چاره‎گره افتاده بود اما در برابر آن قوم تازه سربرآورده از دل تاریخ چاره‎گر نبود. چرا که آنان از فراز كوه‎ها وژرفنای دره‎ها گذشته و از سخت‎ترین راه‎ها برای آسیب‎زدن به مردم و شهرهای سیستان ودزدی و چپاول، گذر می‎كردند.
از راه‎کنشهای آن بربرها یورشهای شبانه بود. سیستانیان با شناسایی و سخت کردن گذرگاه‎ها و تقسیم نیروهایش درمناطق استراتژیک توانستند مهاجمان را غالفگیر کنند. آن پابرهنه‎ها که تنها شجاعت و تیر وکمان و شمشیر‎های کوتاه داشتند نمی‎توانستندباسربازان سیستان بجنگند. و سپهسالارسیستان بسته به نیاز و اینكه در کدام مناطق باید با دشمن روبرو شده و آنها را غافلگیر کند از ابزارهای مناسب استفاده کرد. طرح استتار در پشت سنگها و استفاده از قاطر برای بردن آذوقه سربازان به مناطق و معابرسخت گذر؛استفاده از كمند اندازان و گرزداران،فروریختن و خراب کردن راه‎های برگشت برای دشمن درسرزمین خودآنهاو ... توانست برای چندین دهه شر این قوم را از سر مردم سیستان وایران کم کند.بعدهااین نبردسیستانیان باتورانیان درشاهنامه فردوسی وباذکردلاوریهای رستم زابلی برای همیشه جاودانه ماند.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 16 آبان 1393برچسب:, :: 2:15 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

وی ازشعرای معروف ومحبوب سیستانی است که درقرن یازدهم هجری می زیسته است.درمعنی پردازی ونکته سنجی تبحرداشته است.میرزاشجاع برای تحصیل علم به اصفهان سفرکرده وسرانجام به سیستان برگشته وتاپایان حیات درسیستان باقی ماند.شعرزیرازاوست:

زمعصیت به کلام خدابریم پناه

که شاهراه نجاتست مدبسم ا...


ارسال شده در تاریخ : جمعه 18 مهر 1393برچسب:, :: 2:56 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

ابوعبدا...محمدابن کرام از مردم سیستان بود و فرقه ی کرامیّه را به وجود آورد.او در زمان محمد ابن طاهر به نیشابور رفت و دعوت خود را در آنجا پراکند .
او زاهد و صوفی سیستان در سال 234ه. ق و در شهر زرنج به دنیا آمد .
وی نزد استادانی مانند: زاهد احمد بن عرب و ابراهیم بن یوسف ما کیانی متوفی به سال 244 و علی بن حجر تحصیل کرد.
پس از آن به حج رفت و مدت 5 سال در آنجا بسر برد. و پس از بازگشت به سیستان تمام اموال خود را فروخت و به نیشابور رفت.و در آنجا به نشر عقاید خود پرداخت.

ابوعبدالله محمد کرّامی سجستانی، متولد و وفات: ( ... ۲۵۵) قمری، محدث ، متکلم ، زاهد و عابد و شیخ و پیشوای کرٌامیه بود. اصل او زرنج ، از نواحی سجستان است. در سجستان نشو. نما یافت. سپس به شهرهای خراسان رفت. در بلخ از ابراهیم بن یوسف ماکیانی ، در مرو از علی بن حجر ، در هرات از مالک بن سلیمان و عبدالله بن مالک بن سلیمان و در نیشابور از احمد بن حرب حدیث شنید. وی در نیشابور سکنی گزید. او با احمد بن عبدالله بن خالد جویباری معاشرت و مجالست نمود و از وی و محمد بن تمیم سعدی که هر دو از حدیث سازان مشهور هستند ، احادیث بسیاری را فرا گرفت. محمدبن اسماعیل بن اسحاق و عبدالله بن محمد قیراطی و ابراهیم بن محمد بن سفیان و ابراهیم بن حجاج و احمد بن محمد بن یحیی دهّان از او روایت کرده اند. کرّامی مدت پنج سال در مکه مجاور بود. وی از جمله متکلمینی است که به سبب اظهار مطالبی در باب توصیف ، تشبیه و حتی تجسیم خداوند مذهب خاصی را پدیدآورده است. او به مدت هشت سال در نیشابور زندانی گشت و چون آزاد شد به بیت المقدس رفت و در آن دیار درگذشت و در قبرستان باب اریحا دفن شد. شاگردانش مرتب بر قبر وی معتکف بودند. کرامیه ، که طایفه ای از مشبهه هستند ، منسوب به وی می باشند. از آثارش "عذاب القبر" است که در آن به پاره ای از عقاید خود اشاره کرده است. در "الوافی بالوفیات" ، سال وفات وی ۲۵۶ق و در حواشی "تاریخ بیهقی" کتاب "السر" نیز از جمله تألیفات وی ذکر شده است.


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 7 مهر 1393برچسب:, :: 11:6 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

ازشاعران سده یازدهم هجری وازبزرگ‌زادگان سیستان و از اقران ملا زمانی یزدی (م ۱۰۱۷ - ۱۰۲۱ ق) بود که در سرودن شعر مهارت داشت. از اوست:
زود از برم چنین گله‌آلود بر مخیز
باقی‌نمانده جز نفسی زود بر مخیز

برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول)

 منابع زندگینامه: آتشكده ‏ى آذر (423 / 1)، تذكره‏ ى نصرآبادى (312 -311)، الذریعه (644 / 9)، فرهنگ سخنوران (586)، لغت‏نامه (ذیل/ طبعى).


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 26 شهريور 1393برچسب:, :: 7:59 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

حریش سگزی سیستانی یکی ازسرکردگان جنبش ،صاحب تدبیرومعاون استاذسیس است . وی هنگامی که در سال 150 هَ . ق . علیه دربار عباسی وعرب ها قیام کرد،حریش را بر بخشی از سپاه خویش امارت داد و او شجاعتها از خویش بنمود و رایات عرب را شکسته و خراسان را بگرفتند. حریش سیستانی تمام عمر خود را صرف جنگیدن با خلفای اعراب کرد.

رجوع به الکامل ابن اثیر ج 5 ص 280 و استاسیس و خازم شود.


ارسال شده در تاریخ : شنبه 22 شهريور 1393برچسب:, :: 7:14 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

ابوسعيد مسعود بن ناصر سنجري سجستاني کتابي مستقل که ضخامت آن به هفده جزء مي رسد، در جمع طرق حديث غدير تصنيف نموده و آن را به کتاب دراية حديث الولاية» موسوم ساخته و اعداد اسانيد آن يک هزار و سيصد است. و در آن از صد و بيست صحابه اين حديث شريف را روايت کرده است.

در «طرائف في معرفة مذاهب الطوائف» آمده: [صفحه 161]

من وقوف يافتم بر کتابي که ابوسعيد مسعود بن ناصر سجستاني تصنيف نموده، و آنرا کتاب «دراية حديث الولاية» نام گذاري کرده است. و آن مشتمل بر هفده جزء است. و من همانند چنين کتابي نديده ام، و اين مسعود بن ناصر از موثق ترين مردان مذاهب اربعه است، او از حديث يوم الغدير و نص رسول الله بر اينکه علي بن ابيطالب بعد از او خليفه است، پرده برداشته است. از يکصد و بيست تن از صحابه روايت کرده است، که شش تن از آنها زن مي باشند، و هر کس بر مضمون و محتواي کتاب «دراية حديث الولاية» اطلاع پيدا کند هيچ شکي براي او نمي ماند که آن کساني که بر علي بن ابيطالب تقدم جستند،دشمني کردند، و ميل به رياست پيدا کردند


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 28 مرداد 1393برچسب:, :: 2:24 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

وی در سال ۲۰۲ هجری به دنیا آمد و در سال ۲۷۵ هجری در بصره وفات یافت [۱]. او برای فراگیری حدیث به شهرهای خراسان-شام-مصروحجاز مسافرت کرد و در نهایت تا پایان عمر دربصره رحل اقامت افکند. او فقه وحدیث را نزداحمدبن حنبل وصفوان بن صالح،قتیبه بن سعیدواسحاق بن راهوبه فرا گرفت [۲].
گفته اند که ترمذی-نسایی-صاحبان سنن وابوعوانه اسفراینی از اوحدیث سماع کرده اند[۳]. و او را امام محدثان در عصر خود دانسته اند[۴].

۱. ↑ تاریخ مدنیه دمشق ، ج ۲۲، ص ۱۹۶ ؛ الاعلام، ج ۳، ص ۱۲۲ ؛ البدایه و النهایه، ج ۱۱، ص ۶۵.
۲. ↑ تاریخ مدنیه دمشق ، ج ۱، ص ۱۹۱ ؛ سیر اعلام النبلاء، ص ۱۳، ص ۲۰۳ ؛ تهذیب التهذبب، ج ۴، ص ۱۵۰.
۳. ↑ تاریخ مدینه دمشق ، ج ۱، ص ۱۹۲ و، ص ۱۹۷ ؛ سیر اعلام النبلاء، ج ۱۳، ص ۲۰۵.
۴. ↑ تاریخ مدینه دمشق، ج ۱، ص ۱۹۴.

 


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 4 شهريور 1393برچسب:, :: 8:10 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

ايوب بن ابي تميمه مشهور به سجستاني،مشهورترين غلام عمار بن ياسر بود که اهل سنت او را در رديف بزرگان فقهاي تابعين قرار داده اند. وي در سال 131 (ه ق) در سن 65 سالگي در بصره به وسيله‏ ي بيماري طاعون از دنيا رفت.
شاگردي او را صاحب کتاب «نور الابصار»، «تذکرة»، «مطالب السؤال»، «الصواعق»، «حلية الأولياء»، «الفصول المهمة» و... نقل کرده‏ اند. در کتب رجالي شيعه نيز وي را از اصحاب امام صادق عليه‏ السلام شمرده ‏اند.
او از شاگردان امام صادق عليه‏ السلام بوده وازدریای معرف ودانش ایشان کسب فیض نموده که توانسته از فقها و علماي معروف اهل سنت گردد.


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 2 شهريور 1393برچسب:, :: 7:35 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

اگر چه نام سيستان براى همه ايرانيان مسلمان نوعى افتخار به شمار می ‏آيد و مفاخر علمى فرهنگى، هنرى و ادبى واسطوره ای آن مايه مباهات است. امّا آنچه بزرگترين افتخار مردم سيستان به شمار می ‏آيدعبارتست از:

از مهم‏ترين اسناد تاريخي كه مي‏توان درباره مادر امام سجاد(ع) به آن استناد كرد، نامه‏ هاي منصورعباسی به محمد بن عبدالله معروف به «نفس زكيه» است كه رهبري مخالفان علوي و طالبي (اولاد ابوطالب) را در مدينه بر عهده داشت و هميشه ميان او و منصور نزاع و درگيري بود.
در يكي از اين نامه‏ ها كه منصور قصد ردّ ادعاهاي محمد مبني بر افتخار به نَسَب خود را داده چنين مي‏ نگارد: «ما وُلِدَ فيكم بعد وفاة رسول الله(ص) افضل من علي بن الحسين و هو لِاُم ولد».{الكامل في التاريخ، ج 2، ص 570}: يعني، بعد از رحلت پيامبر خدا(ص)در ميان شما شخصيتي برتر از علي بن حسين (امام سجاد(ع)) ظهور نكرده، در حالي‏كه او فرزند ام ولد (كنيز) بود.
جالب آن است كه هيچ اعتراضي - نه از سوي محمد و نه از سوي ديگران - به اين فقره شنيده نمي‏شود كه علي بن حسين(ع) فرزند كنيز نبود؛ بلكه فرزند شاهزاده‏ اي ايراني (وآنهم یزدگردسوم )بود! در حالي‏كه اگر اين داستان واقعيت داشت، حتماً محمد بن عبدالله براي پاسخ دادن، به آن استناد مي‏ كرد.

لذابه استناد کتاب انساب الاشراف(این کتاب که ۲۰ جلد و در نه هزار صفحه بوده‌است و دست کم سیزده جلد آن دردسترس است، در واقع یک فرهنگ‌نامه تاریخی می‌باشد)، أبوالحسن احمد بن یحیی بن جابر بن داوود البغدادی البلاذری، ج 3، ص 325. همسرامام حسین(ع)زنی ازاسرای سجستانی وبه نام غزاله بوده است. (رجوع کنیدبه کتاب: امام سجاد (ع) در رهبری شیعه / 24 ) و در هنگام تولد امام سجاد(ع) در همان حالت نفاس از دنيا رفته ودرقبرستان بقیع دفن شده است.{عيون اخبار الرضا(ع)، ج 2، ص 128} و نيز چنين گفته‏ اند: يكي از كنيزان حضرت علي(ع) به عنوان دايۀ به بزرگ كردن امام سجاد(ع)پرداخت. {بحار الانوار، ج 46. ص 8}

سنجان، نوشجان و شيرويه راالقاب پدر بی بی ذكر كرده ‏اند.{حول السيدة شهربانو، ص 28}

نامهایی که  درمنابع مختلف برای بی بی  عنوان شده عبارتنداز: 1. شهربانو، 2. شهربانويه، 3. شاه زنان، 4. جهان شاه، 5. شه زنان، 6. شهرناز، 7. جهان بانويه، 8. خولة، 9. برّة، 10. سلافة، 11. غزالة، 12. سلامة، 13. حرار، 14. مريم، 15. فاطمة، 16. شهربان.{بحارالانوار، ج 46، ص 8-13}

درتاییدسخن بلاذری همین نکته کافیست که:

 وی ازنسب شناسان  ومنابع متقدم است ودراواخرقرن دوم هجری می زیسته که نزدیک به این واقعه حیات داشته است. مترجم کتابهای پارسی به سریانی بود.یاقوت حموی از وی بسیار تمجید نموده‌است

اما اشكالاتی که برسایرنظریات وارداست عبارتنداز:
1- اسارت دختري از يزدگرد، به شدّت محل ترديد است. اين نشان مي‏دهد كه سازندگان مختلف این مطالب، با انگيزه‏ های خاصی به خيال خود فره ايزدي و تخمه شاهي را از ساسانيان به امامان شيعه منتقل سازند.كه به خيال خود به جهت پيوند خوردن نسل ساسانيان با نسل پيامبر(ص) در امام سجاد(ع)خواسته‏ اند آن حضرت(ع) را به عنوان «خير اهل الارض» معرفي كنند!

2-برخي از نويسندگان متقدم همانند مسعودي، هنگام ذكر فرزندان يزدگرد سوم، دختراني با نام‏هاي ادرك، شاهين و مردآوند براي او ذكر مي‏كنند كه باهيچ‏يك از نام‏هايي كه براي مادر امام سجاد(ع) گفته شده، هماهنگي ندارد و ثانياً خبري از اسارت دختران یزدگرد در تمام نوشته‏ هاي خود به ميان نمي‏ آورد. (شعوبيه، ص 324)

3-همچنين از سوي محققان معاصر با دلايل قطعي ثابت شده است كه بقعه بي‏ بي شهربانو - كه در كوهستان شرق ري معروف به كوه بي‏ بي شهربانو پديدار است - هيچ ربطي با مادر امام(ع) ندارد و بنايي است كه در قرون بعدي ساخته شده است. چنان‏كه تاريخ ساخت صندوق منبت كاري آن سال 888 ق را نشان مي‏دهد و درب منبت كاري آن كار عهد صفوي است و الحاقاتي از هنر دوره قاجاريه دارد.{شعوبيه، ص 326}عدم ذكر چنين بقعه‏ اي در آثار شيخ صدوق - كه خود ساليان دراز در ري مي‏زيسته و به آن آشنايي كامل داشته - مؤيد ديگري بر عدم وجود اين بقعه در قرن چهارم و در زمان شيخ صدوق (متوفي 381 ق) است. لذاایشان درقبرستان بقیع دفن شده اند.


ارسال شده در تاریخ : شنبه 25 مرداد 1393برچسب:, :: 2:7 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

اَبوبَکْرِ حَصيري، عبداللـه بن يوسف سيستاني (د 424ق/1033م)، از نديمان و مقربان سلطان محمود غزنوي و پسرش مسعود...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 6 شهريور 1393برچسب:, :: 7:0 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

جهانگیرخان و مخصوصاً پدرش محمد حسین خان سیستانی از امرای بزرگ و مقتدر کرمان مقیم بم بوده‎اند. جهانگیرخان در سال 1206 ﻫ . ق چون از ده برادر دیگرش بزرگتر بود پس از درگذشت محمد حسین خان جای پدر را گرفته و حکمران بم گردید در سال 1208 ﻫ . ق که لطفعلی خان زند از طبس بازگشته و در کمال پریشانی در قاین بسر می‎برد فرستادگان محمدخان پسر اعظم‎خان افغان و جهانگیر خان پسر محمد حسین خان سیستانی سابق‎الذکر به نزد او آمدند و لطفعلی خان را به آمدن به بلوچستان و کرمان دعوت کردند محمدخان و جهانگیرخان متعهد شده بودند که کرمان را برای لطفعلی خان فتح کرده و او را به پادشاهی ایران برسانند. چون دعوت آنان از روی صدق و صفا و لطفعلی خان هم که از همه جا مأیوس و ناامید شده بود دعوت آنها را پذیرفته با عده همراهان قلیل خود متوجه بم و نرماشیر و کرمان گردید. جهانگیرخان با هزار سوار به لطفعلی خان پیوست و کرمان در سال 1208 ﻫ . ق به تصرف لطفعلی خان در آمد و سکه به نام خود زد. در همین سال آغامحمدخان برای دفع لطفعلی خان و تصرف کرمان با لشکری مجهز عازم کرمان شد و پس از زد و خورد شهر را محاصره نمود و جهانگیرخان در همه جا و همه اوقات بهترین یار و یاور لطفعلی خان بود کرمان پس از چندین ماه مقاومت سرانجام به تصرف لشکر آغامحمدخان درآمد و لطفعلی خان با هر قدر کوشش فوق‎العاده نتوانست که مانع ورود آنان به شهر گردد و لطفعلی خان پس از سه ساعت جنگ سخت به اتفاق جهانگیرخان و دو عم خود به طرف بم فرار نمود و جهانگیرخان از وحشت و اضطرابی که به او دست داده بود هنگامی که از دروازه کرمان بیرون آمد به جای اینکه به طرف بم برود راه را گم کرده به بیراهه افتاد. لطفعلی خان 193 کیلومتر راه را با اسب غران خویش در یک شبانه روز طی نموده خود را به بم رسانید لکن جهانگیرخان سه روز بعد به بم رسید. برادران جهانگیرخان چون دیدند که برادرشان نیامده و ممکن است که اسیر چنگال آغامحمدخان باشد با این که لطفعلی خان مکرر به آنان اطمینان داد که جهانگیرخان به زودی خواهد رسید با وجود این برادران از آمدن او به کلی مأیوس گردیدند و برای نجات برادر چاره‎ای اندیشیدند که لطفعلی خان را گرفته دست بسته تحویل شاه قاجار بدهند برادران و سواران سیستانی و بمی برای دستگیر کردن او بر وی حمله‎ور شدند و پس از مجروح کردن و زنجیر نمودن او را سوار شتر کرده روانه کرمانش نمودند جهانگیرخان هنگامی رسید که لطفعلی خان راتحویل داده بودند.ملول شد اما چاره‎ای نداشت زیرا عملی بود که توسط برادرانش انجام یافته بود و دیگر علاجی نداشت.پس از چندی که از این واقعه گذشت جهانگیرخان را برحسب امر آغامحمدخان کور کردند و بعد در حال کوری با کوچ و بنه به تهران روانه نمودند و بدیهی است که با این وضع در حال بیچارگی و درماندگی بسربرد و عمر خویش را به پایان رسانید.


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 23 مرداد 1393برچسب:, :: 4:6 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

ابونصر محمد بن محمد طرخانی ملقب به فارابی، در حدود سال ۲۵۷هجری قمری/ ۸۷۰میلادی بزرگ ترين فيلسوف دوره اسلامی در روستای فاراب از توابع فراه افغانستان ودرحوزه باستانی سیستان متولد شد. دهخدا به نفل از بدیع الزمان فروزانفر می‌نویسد:«اسم پدراو طرخان و نام جدش اوزلوغ است.پدرش از سران سپاه مرزنشين بود...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : جمعه 17 مرداد 1393برچسب:, :: 5:15 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

ابو نصر بدر الدین مسعود بن ابوبکر بن حسین بن جعفر فراهی سجزی ،نخستین دانشمند ایرانی بود که عربی را به خوبی می دانست.و لغات آن را به شعر فارسی درآورده است.
در کتاب ریحانه الادب درباره ی ابونصر اینگونه آمده است:کتاب نظمی است از عربی به فارسی و حاوی 200بیت وجه علت 200بیت این است که به حکم شرعی اسلامی حد نصاب زکات شرعی نقره 200درهم می باشد،پس ابوبکر ابیات خود را تلویحأ در صفا و جلا و براقیت به نقره تشبیه کرده است.نام این کتاب نصاب الصبیان است.

ارزش ادبی این کتاب:این کتاب منظومه ای است در دویست بیت که برای تعلیم لغت عربی به کودکان با سبکی روان و دلپسند به نظم کشیده شده است.و بیش از هفت قرن است که بر زانوی کودکان مسلمان ایران،افغانستان،تاجیکستان ،ترکیه،پاکستان،و هندوستان قرار دارد.و ظاهرأ اولین کتابی را که کودکان این کشورها پس از قرآن می خوانند ،همین کتاب است.
ابونصر برای اینکه نظم کتاب از حالت یکنواخت خارج شود و کودکان راحت تر آن را به خاطر بسپارند ،نظم کتاب رابه اوزان مختلف تقسیم نموده است.

ابو نصر از شاعران دربار الملک الغازی یمین الدوله بهرامشاه بن حرب کیانی در سال 618هجری بوده است.وی در سال 640وفات یافت . آثارش: او کتاب "جامع الصغیر فی الفروع" در فقه عربی را به نظم درآورد.و آن را "لمعة البدر" نام گذاشت.-"ذات العقدین"


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 16 مرداد 1393برچسب:, :: 2:29 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

حضين‌بن رَقّاد اَوْقى.متولدسیستان/نگاهی مختصر به سير وقايع سيستان بخوبی نشان ميدهد، که تمام تلاش‌ها و کوشش‌های خلافت عباسی برای آرام ساختن اوضاع اين قسمت از خاک ایران نقش بر آب شده و در طول دو صد سال پس از اسلام، هيچ سالی هم نبود که مردم دست به طغيان نزده باشند و عمال عربی خلافت را از شهر و ديار خود بيرون نرانده باشند. دو جريان پر توان فکری درين ناحيه موازی هم رونق داشت. جريان فکری اول، عقايد و افکار خوارج بود، و جريان دومی، تشکل سازمان عياران و جوانمردان بود.

درهرحال، اگرچه اين همه قيام‌ها بشدت از طرف نيروهای خلافت سرکوب ميشدند، ولی باز هم آرام ساختن احساسات و هيجانات ضد خلافت عباسی، بزودی امکان پذير نبود.
به قول برتلس مستشرق شوروی، «اگر بتوان به خبری که نعمان قاضی فاطميان (قرن دهم) داده است اعتماد کرد، در طول مدت قرنهای هشتم و نهم ميلادی در هرات و سيستان و ماوراءالنهر و نساء و ابيورد و طوس و نيشاپور و اصفهان و طبرستان و کرمان و پارس و ری و نقاط ديگر، يکصد و نه جنبش و قيام ضد‌استبدادی با رنگ و صبغه مذهبی برپا شده و همه اين جنبش‌هامعمولا يابا شکست قطعی وناکامی مدعيان پايان يافته و ياآنکه رهبران آنها، پس ازرسيدن به مقصود منافع توده‌ها را فدای مصالح شخصی کرده‌اند.

درجمادی الاول ۱۷۲هجری= اکتبر۷۷۸م عثمان بن عماره بن خزیمه از سوی هارون الرشید به عنوان حاکم وارد سیستان شد و بشرفرقد (مسول امورمالی) را که مایه فساد و درگرفتن مالیات برمردم ستم کرده بود در دروازه پارس بدم تیغ سپرد و بعد پسرخود صدقه را با سپاهی به بست فرستاد و هدایت داد تا به رخج وقلمرو زنبیل بتازد. نیروهای صدقه تا رخج پیش تاختند و به موفقیت هایی دست یافتند،مگر در بست با شورشی تحت قیادت یکی از خوارج بنام حضین یا حصین از مردم سیستان روبروشد.صدقه دوباره برگشت و رخداد را به پدرخود خبر داد. وقتی عثمان از این جریان مطلع شد، خود بسرکردگی سپاهی از سیستان به حرب حضین حرکت کرد و به پسرش نیز هدایت داد تا از سمت بست برحضین بتازد.اما هردو سپاه از شورشیان شکست خوردند و به زرنگ عقب نشستند (۱۷۵هجری). در ربیع الاول ۱۷۶ تغییراتی در جابجایی حکام سیستان داده شد.داود بن بشر مهلبی به حیث والی و همام بن سلمه به سمت عامل خراج تعیین گردیدند. داود با سپاه بزرگی ازخراسان به سیستان واردشد. چندی بعد داودگروهی از سپاهیان ثابت، غازیان و داوطلبان(مطوعه) گردآورد وبه روایت تاریخ سیستان شب شنبه سیزده روزگذشته از ربیع الاخرسال ۱۷۷ هجری به جنگ حضین حرکت کرد و پس از نبردی خونین از هردو طرف گروه بسیاری کشته شدند. بروایت ابن اثیر، حضین پس از شکست عثمان بن عماره به مشرق خراسان،بسوی هرات، بادغیس و پوشنگ حرکت کرد. این ناحیه از دیرباز کنام همدلان خوارج بودند وسنتهای گسترده ای در نا آرامیهای اجتماعی،دینی داشتند. والی خراسان، غطریف بن عطای کندی، داود بن یزید را با دوازده هزار سوار برای مقابله باحضین فرستاد. حضین با ششصد مرد از یاران خود برسپاه دولتی تاخت آورد وگروه بیشماری از سپاهیان داود بن یزید را کشت ونیروهای دولتی را بشکست.حضین تا سال ۱۷۷هجری که دراسفزار کشته شد، دست از مبارزه با والی سیستان نگرفت.
پیداست که تاریخ سیستان به فعالیت های حضین دربیرون از سیستان کمتر علاقه نشان داده وبنابرین رویدادهایی را که به مرگ وی می انجامد حذف میکند، اما میتوان دریافت که شورش حضین رویداد بسیار جدی وخطرناک برای زمامداران دولت عباسی بود و از شورش خطرناکتر ودیرپاتر همشهری خودحمزه بن آذرک خبرمیداد


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 24 تير 1393برچسب:, :: 1:54 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

از شاعران قرن دهم هجری سیستان است. او در زمان حکومت بدیع الزمان در سیستان زندگی می کرد.مولوی سیستانی با ولی دشت بیاضی (م۹۹۹/۱۰۱۲ق) معاصر بود و با یکدیگر مشاعره و مهاجات داشتند. وی اقسام شعر می گفت و اشعاری از او در تذکره ها آمده است. مؤلف "فرهنگ سخنوران" اسم کوچک وی را حاجی محمد یا حاجی احمد نوشته است. اشعار زیر از اوست:
به بالینم رقیب از جانب دلدار می آید

اجل از بهر پرسش بر سر بیمار می آید
----
شبی قرار نکردم به منزلی که ز ناله
هزار خاطر آسوده بیقرار نکردم
کام دل از خدنگ تو دیدم ولی چه سود
جان زود رفت و ذوق تپیدن نیافتم


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 22 تير 1393برچسب:, :: 9:53 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

با مرگ ابوجعفرخلف بن لیث «352 ق / 963 م»، فرزندش خلف بن احمد جانشین او شد. وی که به سال 353 ق / 964 م«، آهنگ سفر حج کرده بود، سیستان را به دست شوهر خواهر خود، طاهر، سپرد و از او خواست تا قاتلان پدرش را تنبیه کند. طاهر در نبودن امیر خلف، وزیر او را که محمد بن یعقوب مدرکی بود به زندان انداخت و پس از گذشت چهار سال او را به قتل رساند.
طاهر، امیری مردم دار و رعیت پرور بود که شورش ترکان را در 357 ق / 968 م، در بُست فرو نشاند. در سال 358 ق / 969 م، امیر خلف پس از بازگشت از حج به خدمت منصوربن نوح سامانی رفت که در آن جا با احترام فراوانی رو به رو شد، پس از چند روز اقامت در آن مکان، امیر به سیستان بازگشت. چون طاهر از بازگشت خلف آگاه شد، در ظاهر به خاطر مال زیادی که برداشت نموده بود، از بیم امیر خلف، به شهر اسفزار رفت و به این ترتیب شهر را به خلف واگذار کرد. اما چندی بعد لشکری آراست و زرنج را از خلف گرفت. خلف نیز به ناچار تا سال 359 ق / 970 م، که سال مرگ طاهر بود در آن جا اقامت کرد.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 20 تير 1393برچسب:, :: 5:49 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

او دختر علی بن الحسن بن الحسین سیستانی است.حدیث دان و قاری قرآن و از مردم سیستان بود.در سال 485 هجری متولد شد و از سهل بن عبدالله قاری ،حدیث کسب کرد.و برای تکمیل این علم به خراسان و عراق رفت .او زنی بود که به کودکان قرآن را آموزش می داد.


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 16 تير 1393برچسب:, :: 9:27 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

نصیرالدین محمدسجستانی فرزندابراهیم بن عبدالله ساعتی هیکلی متولدسیستان درقرن هفتم هجری  می زیسته است.شهرت علمی وی به جهت معلومات ریاضی وی بوده است.
معروف به رمال و معزم بوده واز علمای ایرانی است که در روم اقامت داشت و در هندسه و علوم غریبه و ریاضیات بسیار ماهر بود."دقائق‌الحقایق" در علوم خفیه؛ "مونس‌العوارف" ، که منظومه‌ای است در معراج و معجزات و غرایب ازآثاراوست.


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 9 تير 1393برچسب:, :: 9:50 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

استادسیس زرتشتی سرداردلیرسیستان؛در سال 150هجری قمری،پس ازقیام ابومسلم خراسانی؛درسیستان علیه اعراب متجاوزوشخص منصورخلیفه عباسی قیام کرد. او به خاطر دلیری وشجاعتش در میان مردم سیستان از محبوبیت خاصی بر خوردار بود.به همین روی طولی نکشید که استاسیس با حمایت حریش سیستانی که تمام عمر خود را صرف جنگیدن با خلفای اعراب کرده بود توانست سیستان را فتح کند. بعد از فتح سیستان نامه ای برای منصور نوشت و از او خواست که تسلیم شود در غیر این صورت به بغدادلشکر کشی خواهد کرد.منصور بعد از خواندن نامه خشمگین شد و سپاهی عازم سیستان کرد تا استاسیس را به بند کشد ولی با کمال ناباوری سپاهش با شکست روبرو شد. استاسیس با پشتوانه سپاهی 300 هزارنفره هرات و بادغیس و بعد خراسان را تصرف کرد. وی 300هزار جنگ جو در فرمان داشت وچون بر خراسان دست یافت بسوی مرو رود تاخت. اجثم مرورودی برای مقابله با او شتافت و پس از نبردی سخت همراه بسیاری از یارانش کشته شد از آن میان معاذ بن مسلم معاذ. جبرئیل بن یحیی. حماد بن عمرو. ابوالنجم سیستانی وداوود بن کراز فرار را برقرار ترجیح دادند .

 اخبار پیروزیهای استاسیس لرزه بر اندام منصور افکنده بود. منصور سپاهی به فرماندهی پسرش مهدی و تنی چند از سرداران شجاعش برای مقابله با استاسیس گسیل داشت و اینبار هم با ناکامی روبرو شد مهدی به دست استاسیس زخمی و بسیاری از یارانش کشته شد ومهدی ناگزیر عقب نشینی کرد. منصور بعد از شکست خوردن مهدی آخرین امید خود یعنی خازم بن خزیمه را با سپاهی عظیم به جنگ استاسیس روانه کرد بسیاری از شکست خوردگان جنگ اجثم و مهدی به او پیوستن. او چندین بار در مقابل استاسیس لشکر بیاراست ولی هر بار با شکست روبرو شد و بسیاری از یارانش کشته شد منصور دیگر امیدی به پیروزی نداشت به دستور وی : ابوعون و عمروبن سلم بن قتییه از تخارستان به یاری خازم شتافتندواین گونه بودکه استاسیس این سردارشجاع سیستانی راشکست دادند.

مولف مجمل التواریخ آرد: درین وقت [زمان منصور خلیفه ] استادسیس از سجستان خروج کرد، و خراسان بشورید، و منصور باز مهدی را به خراسان فرستاد و مهدی حمیدبن قحطبه را از آن جا بفرستاد تا با استادسیس حربها کرد ... بعد از دو سال حمیدبن قحطبه بر استادسیس ظفر یافت . (مجمل التواریخ والقصص ص 332).

گویا تقدیر آن است که این سیمای باشکوه و پرمهابت در سایه روشن های دهلیز تاریخ همواره مبهم و اسرارآمیز امادرخشان و جالب باقی ماند. در پایان مقال این نکته مهم را ناچار باید درافزود که نهضت استادسیس فقط سیاسی نبود، جنبه دینی آن نیز کمتر اهمیت نداشت . اینکه نوشته اند دعوی نبوت داشته و یارانش کفر و فسق ظاهر کرده اند تعبیریست از خشم و تعصب مورخان مسلمان از جنبه دینی این نهضت . بعضی از خاورشناسان خواسته اند اورا یکی از موعودهائی که در سنن زرتشتی ظهور آنان راانتظار میبرند بشمارند در واقع وی در سرزمین سیستان ، سرزمینی که ظهور موعودهای مزدیسنان همه از آنجا خواهد بود، یاران و هواخواهان بسیار داشت و در آنجا نیز مانند همه جا دعوت وی را با شور و شوق پاسخ دادند، همان سالی که وی در خراسان قیام کرد، در بست نیز ظاهراً به یاری وی مردی برخاست نام وی محمدبن شداد و آذرویه المجوسی با گروهی بزرگ بدو پیوستند و چون قوی شد قصد سیستان کرد. (تاریخ سیستان ص 143). بعلاوه وی تقریباً در پایان هزاره ای که از ظهور پارتها می گذشت قیام کرده بود، با اینهمه بعید به نظر می آید که ایرانیان آن زمان با وجود اوصاف و شروطی که روایات و سنن زرتشتی درباره «موعود» دارند وی را بمثابه موعودی بجای «هوشیدر» و «هوشیدر ماه » و «سوشیان » تلقی کرده باشند. (استادسیس به قلم عبدالحسین زرین کوب ، مجله پشوتن سال اول شماره 11).

ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 4 تير 1393برچسب:, :: 4:41 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

شيخ طوسي در رجال خود يک مرتبه او را در عداد اصحاب امام سجاد(ع ) شمرده و يک مرتبه از اصحاب امام باقر(ع ) و در اين جا گويد: از ابوعبدا... صادق نيز روايت کرده است . و يک مرتبه هم وي را در عداد اصحاب امام صادق(ع ) شمرده .کشي نيز در رجال خود او را ياد کرده گويد: وي سابقاً شاري مذهب بود سپس به اين مذهب [ تشيع ] گرويد، و همين سخن در تحرير طاوسي نيز آمده است . رجوع به تنقيح المقال ج 1 ص 252 شود. عسقلاني در لسان الميزان گويد: حبيب بن علاء سجستاني حديثي از جعفر صادق(ع ) نقل کرده که ساختگي بودن از آن هويداست و من اين حديث را در ترجمه حال يغوث از کتاب الاصابة آورده ام . (لسان الميزان ج 2 ص 171). وليکن در نسخه الاصابه چ 1333 ه' . ق. ج 6 ص 354 در ترجمه يغوث ميگويد: «در طبقات الامامية ازابن ابي الطي ديدم » و جاي حديث را سفيد گذارده است .
در تفسیر عیاشی از هشام بن سالم از حبیب سجستانی از حضرت ابو جعفر امام باقر(ع)نقل کرده است:
هنگامی که پسران آدم قربانی را پیش بردند و از یکی قبول، و از دیگری قبول نشد فرمود:از هابیل قبول شده بود و از قابیل قبول نشده بود از اینجهت حسادت سختی پیدا کرده بر او ستم نمود و همیشه مترصد و مراقب وقت تنهای او بود تا وقتی او را دور از آدم یافت، ناگهان بر او جست و او را کشت.
حبيب سجستاني از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه:
خداوند متعال فرموده است:
"لاعذبن كل رعية في الاسلام دانت بولاية كل امام جائر ليس من الله ...".
"البته عذاب مي كنم هر رعيت را كه در اسلام ملتزم و متدين شود به ولايت هر پيشواي جائري كه از سوي خدا نيست اگرچه آن رعيت در كارهاي خود نيكوكار و پرهيزكار باشد.


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 29 خرداد 1393برچسب:, :: 7:11 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

میرزا همت کیانی از خاندان اصیل و باستانی سیستان و از سخنوران اواخر قرن دهم و اوایل یازدهم هجری ساکن در قلعه ی فتح سیستان بود .وی برادرزاده ی ابوالفتح و ملک حمزه ی کیانی است.که (غافل) تخلّص می کرد.نسبتش به جمشید می رسد و از ملک زادگان سیستان است که تا انقراض صفویه بر سیستان حکومت می کرد.او به بلاد هندوستان مهاجرت کرد و ملازم پادشاه آن خطّه (اورنگ زیب)(1069-1119ق)گردید.و از اعتبار فوق العاده ای برخوردار شد.طبع شعرخوبی داشت.ازآثاروی دیوان شعرش است.
خبر برآمد از لب لعل تو کام ما -کرد این عقیق را خط مشکین به نام ما


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 21 خرداد 1393برچسب:, :: 10:10 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

ابوخالد حبيب بن المعلي سجستاني، كه از شاگردان برجسته مكتب علميِ امام صادق (ع)بود، يكي از بزرگترين دانشمندان علم نجوم در دوره اسلامي به شمار مي رود. او در نجوم به قدري چيره دست و ماهر بود كه با استفاده از احكام علم نجوم توانست كه شهادتِ امام موسي كاظم را استخراج كرده و خود را از مهلكه بزرگِ واقفيه نجات دهد. ایشان از جمله منجميني بوده است كه در مقابل نظريه زمين مركزي، تلاش هاي علميِ زيادي به انجام رسانيد. و نظريه گردش زمين به دور خورشيد را مطرح نمود.

ابوخالد سیستانی از یاران امام رضا(ع) راوی حدیث است.شیخ طوسی بر این مطلب تایید دارد. چون شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع)در زندان هارون مظلومانه و محرمانه رخ می نماید. نخست بسیاری از شیعیان و حتی نزدیکان امام شهادتش را باور نمی کنند. اما با گذشت زمان هریک از راهی شهادت امام را به عنوان یک واقعیت تلخ می پذیرند به جزگروهی که در آرزوی رسیدن به رفاه و لذایذ دنیا با اموال و وجوهات شرعی، در دام نیرنگ حکومت عباسی گرفتار می آیند و امامت امام هشتم را انکار می نمایند. بقیه نزد امام رضا علیه السلام می روند و به امامتش ایمان می آورند. از این رو عدم پذیرش شهادت امام کاظم از سوی یاران خالص آن بزرگوار را می توان دلیل بر دید باز و ذهن کاوشگر آنان دانست، نه تردید در امامت امام رضا (ع).
شیخ ابوالعباس کشی نیز، ابوخالد سجستانی را در زمره ی همین دسته از یاران امام معرفی کرده و نقل می کند که ابو خالد سجستانی به گمان اینکه امام موسی بن جعفرزنده است. به جمع واقفیه می پیوندد و سپس با بهره از دانش ستاره شناسی که بی شک نزد امام آموخته است، به شهادت امام کاظم علیه السلام یقین می نماید و در صف یاران امام رضا علیه السلام در می آید.


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 11 خرداد 1393برچسب:, :: 2:44 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

ملک حمزه خان دوران طفولیت خود را در گیر ودار ناامنی ازبک سپری ساخت ونوجوانی خود را زمانی پشت سر گذاشت که پدر ش از حمایت شاه صفی برخوردار و درنتیجه سیستان بعد از مدتی مبدل به یک منطقه امن و امان شده بود با وجود آنکه کوچکتر از ملک بوالفتح بود بعد از مرگ جلال الدین به حکومت سیستان منصوب شد و قلعه فتع را که مرکز حکومتی بود با حفر انهار واحداث ابنیه ومنجمله احداث مدرسه رونق بخشید و بنا به نوشته چی.پی .تیت مدرسه ملک حمزه را یکصدو هشتاد مدرس با تجربه اداره می کردند موقوفات این مدرسه ونیز شریه معادل با یک صد خروار غله ودویست تومان وجه نقد که از هر طلبه دریافت می شد میتوانست پشتیوانه خوبی برای این مدرسه باشد هنگامی که ملک ناگزیر به گرفتن خانسین گردید به دستور شاه جهان امپراطور هند لشکریان هندو به سیستان تاختند چون ملک حمزه در قلعه فتع به حصار داری پرداخت هندویان دست به تخریب سد وانهار زدند وبر اثر بند بولبا خان اراضی مستعد سیستان از کشت محروم ماند در حین حال جی. پی. تیت دوران حکومت ملک حمزه را عصر امن وامان ذکر می کند وعهده زارعین خاص اورا چهار هزارو پانصد یا گویا حدود سی ودو هزارنفر براورد میسازد که در اراضی مجاور قلعه فتح .خانشین .ترقون .چگینی.خواجه سجو وپوست گاو به کار کشاورزی سرگرم می بودند بنا به نوشته مذکور ملک حمزه مردی صاحب بخشش ونیکو کار وقابل احترام بود اما مقبره وی بعدها بوسیله یک درویش طماع که بدنبال گنج می گشت تخریب شد وبدین ترتیب مزاری که محل توجه وتک ریم جمیع مردم سیستان بود نابود گردید از او دو دختر باقی ماند ودر نتیجه سیستان به برادر زاده وی ملک نصرت خان ابن بوالفتح رسید.ملک حمزه خان درسال 1262 هجری قمری دیده از جهان فرو بست


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 7 خرداد 1393برچسب:, :: 5:19 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content