دریاچه
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

چقدر ساکتـــ و غمگین نشسته دریاچه
یادچشمهای زرتشت اوفتاد دریاچه

به هر دری زده با سر به صخره ها خورده
چه صخره ای؟ دلش از هم گسسته دریاچه

بلند می شود از پا می افتد امواجش
عجیبـــ نیستـــ ، که پشتش شکسته دریاچه

همیشه دستـــ برآورده سوی ساحل ها
نداده دستـــ دخترکی به دستـــ دریاچه

کویر هم جگرش در میان آتش سوختـــ
که سختـــ منتظرکسی استـــ دریاچه


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 12 آبان 1395برچسب:, :: 10:52 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

جویای اوهستند در زمینهای دور

چه جست وجویی!

من او را

درهمین حوالی جوینده ام...!


ارسال شده در تاریخ : شنبه 19 تير 1395برچسب:, :: 3:54 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba



حوصله ی ثانیه ها سر رفته و

دقیقه ها اضاف آمده اند

و امروز هزار سال است که دارد طول میکشد...


ارسال شده در تاریخ : شنبه 19 تير 1395برچسب:, :: 3:45 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

خواب دیدم دوشیزه ای

میرود در دل آب

وچه سنگین؛

 بر میدارد گام

خواب دیدم

کنارکوه خدا

شعر غم میخواند

و چه بی تشویش ؛

خواب ارام مردمان را

میزند بر هم

خواب دیدم باز...

خواب دوشیزه ای

خواب موهایش را..

که در اندوه، پریشان بودند

خواب دیدم دیشب

در پی گمشده اش

چه انتظاری داشت...

خواب دیدم باز

خواب دوشیزه ای که...

زیر لب زمزمه داشت:

"سوشیانت"


ارسال شده در تاریخ : شنبه 19 تير 1395برچسب:, :: 3:32 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

 اندکی تند تر بیا...

اینجا هوا پر از گرد و خاک  ندیدن توست... 

 نفسهایم به شماره افتاده اند ...

چشمهایم دلواپس ندیدن تواند......

 بیا که ببینمت

تاعمری باقیست وبغضی درگلو...


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 5 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 11:2 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

از خودم
دور می شوم
تا به تو
نزدیکتر باشم
این روزها
"خیال"
تنها راهِ با تو بودن است...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 17 آبان 1394برچسب:, :: 2:54 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

از روزی کــــ ــه نامتـــــ


  ملــــــ ــکه ی ذهنـــــمـــــ شــــ ــد

احســــاســـ  می کنــمـــ جــمــجــــمــه امـــ

بـــا شـــکوه تـــرینــــ امپـــــــ ــراتـوری دنیـــاستـــــ


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 14 مرداد 1394برچسب:, :: 2:26 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

باورت گربشود...  گرنشود!

حرفی نیست........اما!

نفسم می گیرد

درهوایی

که نفس های تو نیست


ارسال شده در تاریخ : جمعه 26 تير 1394برچسب:, :: 1:39 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

گفته بودم که دوستت دارم،ماه بانوی مهر بر دوشم
گفته بودم که مثل اوشیدر،با تو هستم اگرچه خاموشم
کانس اویا چقدر زیبایی،چه قدر لایق تماشایی
باز کن چشم آبی ات را تا،من به تاریخ فخر بفروشم
سفره ات را که پهن می کردی،بر تن باستانی ایران
عطر انبار غله می پیچید ،نی به نی مادر غزل جوشم
زخمهای تو گر چه بی رنگ است، قیچکت با عطش هماهنگ است
گوش کن نغمه های هامون را؛موج و توفان نشانده در گوشم
دستهای تو خسته هم باشد، این سبو گر شکسته هم باشد
ساقی سرزمین من هستی،فقط از این پیاله می نوشم
دسته دسته نشسته کاکایی،روی تالابهای سکایی
تا بدانی نمی روی از یاد، بخروشی و با تو بخروشم
باز..باران، ترانه ات باشد، آب … مهمان خانه ات باشد
من برای تو سبز می خوانم، من به یاد تو سبز می پوشم
سانازشهنوازی
 

ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 تير 1394برچسب:, :: 2:19 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

اینجاسیستان؛خاستگاه موعود زرتشت آن گاه که دوشیزه ای پاک ، دل به دامان هامون می سپارد...


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 21 خرداد 1394برچسب:, :: 1:5 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

وطن یک پازل در هم شکسته

وطن افتاده ومحکم شکسته

کجایی سوشیانت منجی عالم

قدوبالای سیستانم شکسته


ارسال شده در تاریخ : جمعه 28 فروردين 1394برچسب:, :: 7:9 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

بنابه اعلام مدیرکل ثبت احوال استان پس ازنام فاطمه درمنطقه سیستان بیشترین انتخاب اسم ،نام یسنا برای دختران سیستانی بوده است.

یسنا ریشه زرتشتی واوستایی دارد وبه معنای ستایش است.

 عيار عشق در اين آب و خاك تا چند است؟
كدام خاك به هامون پاك مانند است؟
صبور باش كه سوشیانت منجی مي‌آيد
صبور باش كه پايان ماه
اسفند است


ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 اسفند 1393برچسب:, :: 9:32 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

خشکیدن شاخ وبرگ تا بهار است

با قوت ریشه این نهال ماندگار است

 


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 23 دی 1393برچسب:, :: 9:16 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

پوسیدیم

چون " توتن " * هامان

در اکتشاف نطفه ی سوشیانت ؛ **

وقتی که تشنه ترین خاک

هامون *** را در حجله اش فریفت ...

 شعر از علی شهریاری / به وقت کبوتر / ص 31

 * توتن : نوعی قایق کوچک محلی سیستان در دریاچه ی هامون که از نی ِ توتی ساخته می شود.

** سوشیانت : آخرین منجی در آیین زرتشتی که گویند نطفه اش در دریاچه ی هامون نگهداری می شود.

*** هامون : دریاچه ی هامون دریاچه ای مقدس در سیستان که زرتشتیان معتقدند نطفه ی آخرین منجی در آن نگهداری می شود.

**** گز : درختی مقاوم ، همیشه سبز و مقدس که در سیستان و مناطق کویری می روید 


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 15 دی 1393برچسب:, :: 8:3 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

سینه ی من اگر از عشقِ تو لبریز نبود

غزلم بی تو چنین تلخ و غم انگیز نبود

کاش می آمدی امروز و دگر بعد از این

بر زبانِ من و ما , نام تو پرهیز نبود!


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 28 آبان 1393برچسب:, :: 11:48 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

زمان
از من عبور
می کند!

شوق دیدنت
نبود

پلک هایم را
هیچ گاه

بیدار نمی کردم!


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 22 آبان 1393برچسب:, :: 5:24 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

اَروس از آلم بالا میایَه
عروس از عالم بالا می آید (عروس آسمانی)
کَتو پوشیدنو آلا میایَه
او می آید جامه ای از کتان برتنش
کتو پوشیدَ یَه که مخوایَه شایه
کتان پوشیده در انتظار سرزمین آرزوهایش می باشد
وَزَیر اَبر چادَر رفتهَ مایه
او ماهی است که زیر ابر چادر نهان است

قطعه آوازی عروس آسمان

ازآلبوم سیستانی اوشیدا-محسن دوالفقاری


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 22 مرداد 1393برچسب:, :: 6:17 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

از اشارت اوستا برمی آید که این دریاچه مقدس بوده و ظاهراً دعا در برابر آن مستجاب می شده است، زیرا گشتاسب برای پیروزی خود در برابر آن دعا خوانده است . پیشینه تاریخی سیستان در آئین زردشتی از مقام و مرتبه بالایی برخوردار است . دریاچه فرزدان که همان دریاچه هامون است بسیارمقدس بوده ودر سیستان واقع شده،ویشتاسپ ( گشتاسپ ) پسر لهراسب پادشاه کیانی که مطابق شاهنامه و اساطیر ایران ، زردشت در زمان او ظهور کرد ، در کنار دریاچه هامون برای آناهیتا نذر کرد.فرزدان یاکیانسه یاهامون همان دریاچه ای است که مطابق آئین زردشتیان نطفه سه موعود زردشتیان در کنار آن زاده می شوند.                                   
درزامیاد یشت آمده که سیستان وطن کیانیان است . در آنجا آمده است که << فرکیانی کسی راست که در سرزمینی که در آنجا دریای کیانسه ( هامون ) واقع است شهریاری دارد ، دریایی که رود هلمند در آن فرو می ریزد . >>آورده اند که نطفه زردشت ، پیامبر آئین زردشت، توسط یکی از ایزدان به ایزد آب ( ناهید ) سپرده شد تا دراین دریاچه حفظ شود و درهزاره های سه گانه پایان جهان ، از آنها موعدان زردشتی به وجود آیند.

ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 16 مرداد 1393برچسب:, :: 2:47 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

سرچشمه ی مطالب درباره ی سوشیانت نخست خود اوستا است.دوم نامه های دینی مزدیسنا از پهلوی و پازند و پارسی – چون بندهش ، دینکرد ، دادستان دینیک، وچکرت دینیک ، شگفتی های سیستان ، زند بهمن یشت ، مینوی خرد ، جاماسب نامه ، صد در بندهش و روایات داراب هرمزدیار و . . .

در اوستایی که امروزه در دست داریم ، مطالب زیادی در باره سوشیانت برجای نمانده است، اما در اوستایی که در روزگار ساسانیان در دست داشتند ، مفصلا از سوشیانت سخن رفته بود.

در قسمت های مختلف «یسنا» هم از این مساله سخن به میان آمده و بر وجود سوشیانت ( به صورت مفرد) تاکید شده است که از آن ، آخرین موعود برداشت شده است. در اوستا به آن «استوت ارت» گفته می شود.

در وندیداد هم سوشیانت آخرین آفریده و مخلوق اهورامزدا دانسته شده و ضمنن به محل ولادت وی که کیانسه(دریاچه هامون) است نیز اشاره گردیده است.

در« فروردین یشت» و «زامیاد یشت »که هردو از قدیمی ترین اجزای اوستا به شمار می روند نسبتا بیشتر از موعود های مزدیسنا صحبت شده است. در این دو یشت نام های سه موعود ، نام های مادران و زادگاه و چگونگی ولادت آن ها و نام های برخی از یاوران و همراهان جاودانی آخرین موعود محفوظ مانده است

در قسمت های دیگر اوستا مانند گات ها ، سوشیانت به صورت صیغه جمع آمده و از آنان به صورت یاوران دین سخن به میان آمده است. به عبارت دیگر جانشینان زرتشت و افرادی که از آنان سودی خواهد رسید و مردم را به راه راست راهنمایی کنند و دین مزدیسنان را بیارایند ، «سوشیانت ها »نامیده شده اند. شاید هم مقصود از آنان سه موعود مزدیسنا یا پسران آینده زردشت اند که سرانجام هریک به نوبه خود ظهور خواهند کرد.

در «فروردین یشت» دو برادر «استوت ارت»که پیش از آمدن وی ظهور می کنند ، اولی را هیشدر بامی (خشیت ارته)به معنای فزاینده ، بالنده ، ترقی دهندهی راستی و درستی ، پروراننده ی قانون مقدس و دومی را هشیدر ماه (خشیت نمه) به معنای فزاینده ، بالنده و ترقی دهنده ی نماز یا نیایش پروردگار نامیده اند. اما هرکجا که سوشیانس مطلق آمده منظورهمان موعود است.

بنا به مندرجات «زامیاد یشت» فره ایزدی مختص ایرانیان است و تورانیان هرچند که کوشیده اند به داشتن آن موفق نشدند.رستگاری و پیروزی وموفقیت های پی در پی ایرانیان در طول تاریخ از پرتو همین فر بوده و پس از «کی گشتاسب » - دوست و پشتیبان و حامی زرتشت – دیگر فر به کسی نپیوسته است.

اهورامزدا آن را برای ایرانیان ذخیره نمود تا این که رهانندگان ، یعنی سوشیانت ها ظهور کرده و به آنان تسلیم نماید.

البته شاید این دوره ی ۱۲ هزار ساله که بنا به سنت ، مدت طول عمر جهان دانسته شده به معنی حقیق خود نیست و از ان به نوعی دیگر هم می توان برداشت کرد.

شاید بتوان گفت منظور از ۱۲ هزار سال ، ۱۲ میلیون سال یا ۱۲ میلیارد سال ست . زیرا این گونه استعارات در اسناد کتب قدیمی ایران خیلی نظیر دارد.

در اوستا هم از «روزان» یعنی زمانه بیکران سخن رفته است و آغاز و پایانی از برای جهان شناخته نشده است.به هرحال عدد ۱۲ هزار سال و تقسیم آن به ۴ دوره ی ۳ هزار سالی ، هرمعنی و مفهومی که داشته باشد و هرمعنی از آن اراده گردد، از سنت های بسیار کهن ایران است.


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 16 مرداد 1393برچسب:, :: 2:34 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

اینجا سخن به قیمت جان میشود تمام

تنها فقط به عشق شما دل جسور شُد

منجی بیا , بیا که زمانِ ظهور شُد

دیگر بساطِ آمدنت هم که جور شُد

 

منجی بیا ببین که چه آمد به روزمان

باور کنید هامون از حجم خاک کور شُد


ارسال شده در تاریخ : جمعه 10 مرداد 1393برچسب:, :: 1:53 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

طفلی به نام شادی، دیریست گمشده ست 

با چشمهای روشنِ براق

با گیسویی بلند به بالای آرزو

هرکس از او نشانی دارد

ما را کند خبر

 این هم نشان ما  : 

یک سو هامون واوشیدا سوی دگر

ارسال شده در تاریخ : جمعه 3 مرداد 1393برچسب:, :: 6:28 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

«براستی کسانی از زمره سوشیانتها و رها کنندگان جهان بشمار خواهند رفت که فرمانهای مزدا و وظیفه خود را با نیک منشی بجای آورند و بر ضد خشم وستم بپا خیزند و آنرا در هم شکنند. یسنا ۴۸ بند ۱۲»

  سوشیانت این کلمه از ریشه سوکه به معنی بهره و منفعت است می باشد کلمه سود فارسی از همین ریشه و بنیان است و سوشیانت به معنای رها کنندگان است.عقیده به موعود ۳۱ قرن است که مایه امید سیستانیان گشته در کشاکش گیتی آنان را امیدوار ساخته و از انحطاط و سقوط آنان جلو گرفته است . اگر روزی شکستی و بدبختی رو می کرد و دشمن فرومایه ای غالب می آمدو اگر زمانی دیو خشکی سرزمین سیستان را در کم آبی و قحطی فرو برد اگر روزگاری تیرگی و سیاهی در آسمان سیستان نمودار گردید نهراسید و امیدوار باشیدکه خورشید تیز است از بالای کوه خواجه دگر باره بر شما نور خواهد افشاند خود اشو زرتشت نیز در سرودهای گاتها پیوسته پیروان خود را به آینده بهتر و انتظار ساختن روزگار خوش تر و سر افرازی امیدوار می سازد و می گوید با کار و کوشش و سعی و عمل مسلحانه در برابر سپاه اهریمن و اهریمن خویان ایستادگی نمایند  و از میدان کارزار جور و ستم و پلیدی و زشتی نگریزند بلکه آنقدر ایستادگی نمایند تا پیروزی قطعی و فتح نهایی نصیب آنان گردد عقیده به سوشیانت  می آموزد که به پیش بروید و اصل انتظار یعنی آینده گرایی و حرکت به آینده ای که بهتر از امروز خواهد بود و قناعت نکردن به یک زندگی فقیرانه و تحت ظلم .منتظر یعنی منتظر آینده آنکه منتظر است امیدوار است و آنکه امیدوار است زنده است .روح زندگی در اوست بی شک در پرتو همین انتظار است که سیستان ما روی نجات خواهد دید و از فلسفه این عقیده مقدس بوده که سیستانیان را به شجاعت و دلاوری ترغیب نموده ؛یکی از ویژگی های قوم سیستانی امید به آینده است که پیوسته از زمان حال به آینده توجه دارد عقیده سوشیانت بیانگر این حقیقت است که روزی فرا خواهد رسید که عدالت و آدمیت و راستی پیروز گردد و بدیها بروند و نیکی ها باز آیند خیانت و دروغ و ناراستی و فساد فردی و اجتماعی از جهان رخت بربندد و سازش همگانی و عدالت اجتماعی مطلق و برابری و راستی حکمفرما شود عقیده به سوشیانت می گوید آدم منتظر هم از نظر فکری و هم از نظر علمی و مادی یک آدم یا یک ملت آماده است پس سوشیانت حتماً نباید یک فرد باشد بلکه تک تک ما می توانیم بخشی از آن باشیم (مانند سی مرغ عطار) عقیده به سوشیانت اعتقاد به این است که وعده خداوندگار در کتابهای دینی و همچنین  آرزوی تمامی آدمهای پارسا و صالح تحقق خواهد یافت و جامعه ای که در آن آدمیت و عدالت و حقیقت برای همیشه حکمفرمابوده باشد هرگز بازیچه دست ستمکاران نخواهد شد. رسالت سوشیانت ازبرای همین است.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 17 تير 1393برچسب:, :: 10:30 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

چقدر هامون گردی؟... هزاره... هزاره... تا چند؟

 چقدر هزاره گذشت و نیامدی، سوگند

 به دانه دانه شن های هامون، موعود!

 که بی تو هیچ نیامد به دیدنم لبخند

 که روزها همه مثل هم‌اند- سرد و سیاه-

 غروب‌ها و سحرهاش خسته‌ام کردند

 کشانده‌اند مرا روزها به تنهایی

 گمان کنم که مرا منتظر نمی‌خواهند!

 تو نیستی و جهانم پر از فراموشیست

 جهان عاشقی‌ام را غروب‌ها آکند...

 تو نیستی که قیامت کنی به آن قامت

 تو نیستی که درختان به خویش می‌بالند!

 تو نیستی و... چقدر از زمان من باقیست

 چقدر بی تو بگویم غزل غزل، یکبند

 به چشم‌های کسی احتیاج دارد که

 زند به شاخه ادراک خاکی‌اش پیوند

 به چشم‌های کسی که شبیه یک منجی

 زلال، آبی، روشن- شبیه تو- باشند

 چقدر هامون گردی؟... هزاره... هزاره... تا چند؟

چقدر بی تو سرودن قصیده‌های بلند؟


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 11 خرداد 1393برچسب:, :: 10:43 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

 


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 14 ارديبهشت 1393برچسب:, :: 7:11 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

ﻣﻦ ﻫﻨوز...

ﮔــــﺎﻫﯽ

ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ به تومی اندیشم...

ﯾﻮﺍﺷﮑﯽﺻﺪﺍﯾـــﺖ ﻣﯽ ﮐﻨــــﻢ...

ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ،

 ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ

ﺗــــﻮ ﺭﺍ

ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺭﻡ...!!!


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 28 فروردين 1393برچسب:, :: 7:38 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content