تقویم سیستان-25اردیبهشت
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

25اردیبهشت سالروز بزرگداشت فردوسی کبیر گرامی باد


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 25 ارديبهشت 1396برچسب:, :: 6:36 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

واژه واژه ام را در شاهنامه بیاب...
که رستم یلی بود درسیستان...

اول بهمن زادروز فردوسی کبیر برهمه ایرانیان به ویژه سیستانیان مبارک


ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 بهمن 1395برچسب:, :: 3:39 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

بالفرض که رستم اسطوره، افسانه است؛ اما انتخاب آن از دیار سیستان، توسط فردوسی ،بی رمزوراز نیست!!!


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 3 تير 1394برچسب:, :: 6:44 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba


ارسال شده در تاریخ : جمعه 25 ارديبهشت 1394برچسب:, :: 11:16 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

سیستان مهد شعر و ادب پارسی و زادگاه افسانه های کهن و باشکوه در تاریخ تمدن ایران و پایه گذار شعر نو می باشد.

12-5-31-

 بیشترین چیزی که در سیستان درخشندگی دارد داستانهای تاریخی است و اینجا سرزمین پهلوانان و انسانهای بزرگ می باشد و خاک خشکی که دارد از هر خاک تری بهتر است.دکترآذر


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 16 ارديبهشت 1394برچسب:, :: 9:47 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

شاهنامه حکیم فردوسی، یکی از عظیم ترین کتاب های جهانی، اثری است که در فراز فرهنگ جهانی جا گرفته است.
شاهنامه را نسب نامه ملت آریایی می توان خواند. در وجود شاهنامه است کـه فـارسـی زبانان، ریشـه های ژرف خـویش را در هـستی در می یابند و بر خـویش می بالنـد که چنـین دستـاورد پرارزشی را برای فرهـنگ جـهانی به ارمـغان آورده انـد. تاجیکستان که از سرزمین های قلمرو زبان فارسی است، از گذشته های دور تا امـروز، گوشه ای از وطن شاهنامه و شاهنامه خوانی محسوب می شود.
امروز هم مردم تاجیک، شاهنامه می خوانند و شاهنامه خوان ها را با شوق زیاد گوش میدهند.
آنها در مهمان خانه ها، محفل های ادبی و همچنین از طریق صفحه تلویزیون و امواج رادیو با شنیدن داستان های شاهنامه که به وسیله شاهنامه خوان ها خوانده می شود، شب های دراز زمسـتان را سپری می کنند. امروز هم مردم تاجیک برنامه شاهنامه خوانی رادیوی تاجیک ـ که شادروان لایق شیرعلی، شاعر معاصر تاجیک، آن را به عهده داشت ـ را باشوق تمام گوش می دهند .

"فریده سید قل آوا، استاد زبان فارسی دانشکده اسلامی تاجیکستان"

.............................***............................

داناترین مردم در تاجیکستان کسی است که شاهنامه می داند
عاقل ترين فرد در ميان مردم تاجيکستان کسي است که شاهنامه مي داند و براي همين است که براي مشورت نزد او مي روند و او را فردي خردمند و مطمئن مي دانند. شاهنامه در تاجيکستان بين عام و خاص محترم است. راديو و تلويزيون نيز مدام ابيات و داستان هاي شاهنامه را مي خواند. پس از فروپاشي شوروي مردم مجسمه لنين را پايين کشيدند و مجسمه فردوسي را جايگزين آن کردند و اين نشان مي دهد که فردوسي چقدر براي مردم تاجيک باارزش است.

"دکتر شاه منصور خواجه اف نماينده تاجيکستان در سازمان اکو"


ارسال شده در تاریخ : جمعه 28 فروردين 1394برچسب:, :: 6:14 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

شاهنامه در واقع از تاریخ ایران جدا شدنی نیست، چرا که در زمره برترین اسناد ایرانیت ماست و شناسنامه ماست که همواره با خود داریم در معیشت و سیاست، در آموزش و تربیت، در جهانبینی و ذهن و مهمتر از همه در زبان...

 



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : جمعه 21 آذر 1393برچسب:, :: 12:5 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

شاهنامه‌ي فردوسي داراي يك كشش و بُرد ايران‌گرايي است كه بررسي و دريافت باريك‌بينانه‌ي آن دشوار است. چون ايران‌گرايي در اين اثر مانند خوني‌ست كه تا كوچك‌ترين اندام‌هاي پيكر آن دويده است و با تار و پود آن چنان درآميخته كه گزارش درست آن نياز به پژوهشي گسترده دارد. اما در اين‌جا به چند نكته‌ي كلي بسنده مي‌كنم.
ايران‌گرايي شاهنامه را مي‌توان زير چند عنوان اصلي برشمرد:
  الف- نگهداشت فرهنگ ايران- از آن‌جايي كه خداي‌نامه و كم و بيش همه‌ي متون تاريخي و ادبي در زبان پهلوي و نيز برگردان‌هاي فارسي و عربي آن‌ها از دست رفته‌اند، شاهنامه مهم‌ترين چشمه‌ي آگاهي ما در بسياري از زمينه‌ها، چون تاريخ و جغرافي و ادب و هنر و آيين‌هاي خانوادگي و اجتماعي و آيين‌هاي اداري و كشوري در ايران باستان به‌شمار مي‌رود.
  ب- آرمان معنوي شاهنامه- اين آرمان را مي‌توان در شعار نبرد نيكي با بدي خلاصه كرد. نبرد با بدي يعني كاربست آرمان‌هاي اخلاق ايراني، هم‌چون: يكتاپرستي، خداترسي، دين‌داري، ميهن‌دوستي، مهر به زن و فرزند، دستگيري از درماندگان، خردمندي، دادخواهي، دورانديشي، ميانه‌روي، آداب‌داني، مهمان‌نوازي، جوانمردي، بخشش، سپاسگزاري، خشنودي، خرسندي، كوشايي، نرمش يا مدارا، وفاداري، راستي، پيمان‌داري، شرم و آهستگي، خاموشي، دانش‌ آموزي، سخن‌داني، و ديگر و ديگر.
اخلاق شاهنامه ساخته و پرداخته‌ي فردوسي نيست. بلكه بخشي از ميراث معنوي ايران باستان است كه از آموزش‌هاي زرتشت و پيش از او ريشه گرفته و در زمان ساسانيان گسترش يافته است.
  ج- پاس‌داري زبان فارسي- شاهنامه چه از نگاه گنجينه‌ي واژگان و دستور زبان، چه از نگاه شيوايي بيان و چه از نگاه درون‌مايه‌ي پُر سويه‌ي آن، ستبرترين ستون زبان فارسي‌ست. اين كتاب زبان فارسي را كه در آن روزگار سخت در خطر نابودي بود، براي هميشه پايه‌اي نيرومند و استوار بخشيد.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 18 مهر 1393برچسب:, :: 3:51 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

بیاراسته سیستان چون بهشت
گلش مشک سارابد و زر خشت

فردوسی بزرگ


ارسال شده در تاریخ : شنبه 18 مرداد 1393برچسب:, :: 7:16 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

سرزمین نیمروز(سیستان) در شاهنامه اهمیت بسیار بالایی دارد وبسیاری از اتفاقات و رویداد های مهم شاهکار حکیم توس در آنجا به وقوع می پیوندد، این سرزمین همچنین محل پیدایش و خیزش بسیاری از پهلوانان و یلال ایران زمین است، بزرگانی که به دست توانمندشان ایران زمین به راه پر افتخار خود ادامه میدهد. 
سرزمین سیستان در شاهنامه ی فردوسی از اهمیت ویژه ای برخوردار است . این ناحیه که نام های گوناگونی به آن اطلاق می شده است ، محل حکومت سام نریمان و فرزندان و نوادگانش بوده است .
 ناحیه ی سیستان هم مرز کابل(افغانستان) است و به دلیل این هم مرزی ، زال ، پدر رستم روزی به این سرزمین می رود و در آن جا رودابه مادر رستم ،دختر پادشاه کابل ، وصف دلاوری های او را شنیده و عاشقش می شود . همچنین وقتی زال توصیف زیبایی رودابه را می شنود ، نادیده دل به او می بندد و با وجود مخالفت های اولیه این دو با هم ازدواج می کنند . حاصل ازدواجشان رستم پهلوان اول ایران است.

بنابراین ، رستم ، نواده ی سام در این ناحیه مستقر است. در این ناحیه خاندان سام به نوعی حکومت ملوک الطوایفی تشکیل می دهند . یعنی با اینکه از حکومت مرکزی پشتیبانی می کنند ، حکومت با این خاندان ونحوه ی اداره ی آن کاری ندارد . این استقلال موجب می شود رستم در برخی موارد از دستور پادشاهان سرپیچی کند و گاهی باعث ایجاد کدورتی میان او و پادشاه شود.

سیستان محلی با دشت های زیبا و چراگاه های پهناور ، محلی برای آرامش و جشن و سرور رستم و ، خاندانش و پهلوانان و پادشاهانی که از دربار ایران برای کاری نزد رستم می آمده اند نیز هست . این سرزمین را در شاهنامه با نام های سیستان ، زابلستان ، زابل ، سجستان ، سگستان و نیمروز خوانده اند.

اهمیت سیستان تا بدان جاست که نابودی آن را برابر با نابودی رستم و تمام افتخارات خاندانشان است. چنانچه وقتی در داستان رستم و اسفندیار ، رستم با اصرار اسفندیار برای جنگیدن روبه رو می شود و به راه هایی که در پیش دارد می اندیشد، یکی از راه ها را کشتن اسفندیار می داند ولی مطمئن است با این کار خود و خاندانش و سرزمین سیستان نابود خواهند شد که این امر پس از پادشاهی بهمن پسر اسفندیار به انجام می رسد ؛ پس از مرگ رستم دیگر سیستان حامی ندارد و بهمن از این فرصت سود می جوید و آنجا را به تاراج می برد .


ارسال شده در تاریخ : جمعه 10 مرداد 1393برچسب:, :: 1:46 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

من از سیاحت در یک حماسه می آیم و مثل آب

تمام قصه سهراب و نوشدارو را روانم...

سهراب سپهری


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 6 مرداد 1393برچسب:, :: 10:39 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

نگه كرد افراسياب از كران

چنين گفت با نامور مهتران‏

كه گر تا شب اين جنگ هم زين نشان

ميان دليران و گردنكشان‏



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : جمعه 20 تير 1393برچسب:, :: 11:48 قبل از ظهر :: توسط : SOHRAB


پرنده افسانه‏ اى است که هم در ادب‌سار(ادبیات) عرفانى ما، هستی دارد و هم در ادب‌سار حماسى..



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 4 تير 1393برچسب:, :: 5:16 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

«آفرین بر روان پاک فردوسی

آن همایون نژاد فرخنده

او، نه اوستاد بود و ما شاگـرد

او خـداوند بود و ما بنده‎

«حکیم انوری»


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 25 ارديبهشت 1393برچسب:, :: 8:23 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

چه گفت آن سراينده مرد دلير

كه ناگه بر آويخت با نرّه شير

كه گر نام مردى بجويى همى

رخ تيغ هندى بشويى همى‏



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : جمعه 19 ارديبهشت 1393برچسب:, :: 8:18 بعد از ظهر :: توسط : SOHRAB

بدين داستان گفتم آنكم شنود

كنون رزم رستم ببايد سرود



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : شنبه 3 اسفند 1392برچسب:, :: 9:31 قبل از ظهر :: توسط : SOHRAB

خون گریه ی ِ رستم شدم و عاقبت ِ کار

از سینه ی ِ سهراب چکیدم ،

نشد آخر ...!


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 28 شهريور 1392برچسب:, :: 8:46 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

دگر روز لشكر بياراستند

درفش از دو رويه بپيراستند

بهاماوران بود صد ژنده پيل

يكى لشكرى ساخته بر دو ميل‏



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 21 شهريور 1392برچسب:, :: 3:29 بعد از ظهر :: توسط : SOHRAB

دكتر رستم خسروياني پژوهشگر و استاد دانشگاه  درخصوص نام رستم گفت:
رستم، نام نژاده و زيبايي است كه بايد پابرجا بماند
رستم خسروياني ،فرنشين انجمن زرتشتيان تهران با اشاره به اين كه در گذشته، ايرانيان از نام رستم بيشتر از امروز بهره مي بردند و باور ويژه اي به بزرگي اين نام داشتند، گفت: «شوربختانه امروز كمتر از نام رستم بهره مي گيريم. اميدوارم بهره گيري از اين نام نژاده (: اصيل) و زيبا پابرجا بماند و در نامگذاري ها بيشتر از آن بهره گرفته شود.
وي با برشمردن ويژگيهاي بنيادي قهرماناني همچون رستم، افزود:قهرمان ملي كسي است كه نژاده، والاگوهر و از دودماني تربيت يافته باشد، در سايه ي پرورشهاي اخلاقي، به پندار و گفتار و كردارنيك رسيده باشد و در راه راستي گام بزند.
به گفته ي خسروياني، قهرمان، فردي ديندار است و نسبت به آيين هاي كشور وفادار است، او انسان ازخود گذشته و فداكاري است كه در گيرودارهاي سخت ، مردانه گام به ميدان مي گذارد و براي نجات كشور كمر همت به ميان مي بندد . رستم تن به زبوني نمي دهد و خويشتندار و بردباراست، از نيروي جسمي و نفوذ مينوي برخوردار است و از رويارو شدن با خطر نمي هراسد. رستم هرگز نيكي را از ياد نمي برد و همواره حق شناس و دادگر است.


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 18 شهريور 1392برچسب:, :: 5:12 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

دكتر حسين وحيدي، پژوهشگر و استاد دانشگاه تهران،شاهنامه را نامه ي تاريخ ايران خواند و رستم را يك انسان واقعي دانست. به گفته ي وي، ا سطوره به چم (: معني) گفته هاي پنداري است اما آنچه فردوسي بزرگ درباره ي رستم و ديگر پهلوانان شاهنامه گفته است هرگز سخنان پنداري و دروغين نيست . شاهنامه، سخن تاريخ ايران است. پس بايد از به كار بردن واژه ي «اسطوره» براي شاهنامه پرهيز كنيم و پهلواناني چون رستم را از شمار اسطوره ها ندانيم. آنها انسانهايي واقعي بوده اند كه در پهنه ي ايران مي زيسته اند.
وحيدي كه واژه ي «نوژه» را به جاي «فيلم» به كار مي برد، در دنباله ي سخنانش چنين گفت: «جهان امروز، جهان " توژه" و نمايش است . توژه ابزاري است در دست كساني كه بخواهند انديشه اي را بازگو كنند . شاهنامه يكي از بزرگترين كتابهايي است كه مي تواند پايه اي براي آفرينش گران سنگ ترين فيلمها باشد. من كتاب « رستم در شاهنامه » را ساليان پيش نوشتم تا زمينه اي فراهم آورده باشم تا روزي داستان هاي شاهنامه در ايران ساختار فيلم به خود بگيرد چرا كه شاهنامه گرانبها ترين يادگار و شناساننده فرهنگ ايران است.
اين نويسنده كه پيرامون «آموزشهاي شاهنامه در داستانهاي رستم» سخن مي راند، افزود: «آنچه بر ارزشهاي شاهنامه مي افزايد، درسهايي است كه در آن گنجانده شده است و امروز هم براي ما آموزنده است. براي نمونه در داستان «رستم و اسفنديار»، جايي كه كتايون، اسفنديار را هشدار مي دهد كه فزون خواه(طمعكار) نباشد ، نكته اي پندآموز نهفته است كه نشان مي دهد، چگونه فزون خواهي ، خرد آدمي را از ميان مي برد و سرانجام كارها را به تباهي مي كشاند جهان امروز را بهتر بشناسيم.»


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 17 شهريور 1392برچسب:, :: 8:45 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

سام نریمان، امیر زابل و سر آمد پهلوانان ایران، فرزندی نداشت وازاین­رو خاطرش اندوهگین بود...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 29 مرداد 1392برچسب:, :: 11:12 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

دکترانوش راوید:

در تعریف داستان شاهنامه،  که سیمرغ زال را بزرگ می کند،  و به او علم و دانش و بزرگی می آموزد،  نمی تواند یک مرغ یا پرنده باشد.  اگر چنین تصور کنیم،  مانند این است که فردوسی را کوچک و کم دانش دانسته باشیم، که به نوعی ثابت کننده کم دانشی فردی است،  که می پندارد سیمرغ پرنده ای بوده است.  سین که بعدها چین شد،  مردمان استانهای مرکزی ایران بودند،  مردم سین در پزشکی و تقریباً بسیاری از دانش ها و صنایع دوران باستان سرآمد بودند. بخشی از مردم سین یا مسین،  رومی و یونانی نامید ه شدند،  که در طول تاریخ به عنوان پزشکان یونانی و رومی معروف شدند،  هم اینک در کشور افغانستان به پزشک های محلی می گویند حکیم رومی. مرغ منظور پر پرنده است،  که با آن نسخه می نوشتند،  و بعد ها نا گفته شد،  که نای از آن آمد،  و بعدها نا نی شد،  و سیمرغ،  سینا گردید،  که نام پزشکان بزرگ ایرانی بود.  چون مردم سین اطراف صحرای مرکزی ایران زندگی می کردند،  این صحرا سینا گفته شد،  که در دروغ های تاریخ آنرا به شمال کشور مصر برده اند،  همانگونه که هندوچین ایران را به این طرف و آن طرف برده اند.  البته دلیل اصلی آن مهاجرت مردم این استان های ایرانی،به آن سرزمین ها بوده است،  که نام را هم با خود برده اند.

   نکته:   40 – 50 سال پیش،  در بعضی جاها، پیران اقوام،  پر مرغی را لای کتاب مانند شاهنامه یا قرآن می گذاشتند،  و آنرا نوعی طلسم درمان می دانستند،  و به بیمار می دادند.

 


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 30 تير 1392برچسب:, :: 3:2 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

يكى مرد بيدار جوينده راه

فرستاد نزديك كاوس شاه‏

بنزديك سالار هاماوران

بشد نامدارى ز كند آوران‏

 



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : جمعه 10 خرداد 1392برچسب:, :: 8:57 بعد از ظهر :: توسط : SOHRAB

به پيش پدر شد بپرسيد ازوى           كه با من جهان پهلوانا بگوى‏

كه افراسياب آن بد انديش مرد         كجا جاى گيرد بروز نبرد



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 10 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 9:11 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

چنان شد ز گفتار او پهلوان.كه گفتى بر افشاند خواهد روان‏

گله هرچ بودش بزابلستان.بياورد لختى بكابلستان‏

همه پيش رستم همى راندند.برو داغ شاهان همى خواندند

هر اسپى كه رستم كشيديش پيش.بپشتش بيفشاردى دست خويش

 



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 23 اسفند 1391برچسب:, :: 9:33 بعد از ظهر :: توسط : SOHRAB

صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content