شهر سابورشاه
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

ماکماهون می نویسد : شهر سابور شاه در شمال غرب هامون که به اسم هامون سابوری معروف گشته زیر آب رفته و تا به امروز قسمتی از برج و باره آن بچشم میخورد.
تیت در چندین جا از ساوور شاه نام برده است : تعظیم و احترام به کرکوشاه و ساووری شاه که بسیار قدیمی هستند از این جهت است که هردو دارای آتشکده های دوره ماقبل اسلام بوده اند....
باستانی پاریزی می نویسد: در روایات محلی مردم سیستان در باب خرابی یک پایتخت افسانه ای است و آن در باب خرابه های معروف به سابورشاه است در شمال کوه خواجه خرابه سابورشاه در زیر آب قرار دارد که در همین زمان هم هرگاه آب بخشکد بقایای آن نمودار می شود. در قصه گفته اند که داماد سابور در شهرستانی از آبادی های سیستان می زیسته است.
لذا:
1_منابع تاریخی از چند شاهزاده ساسانی نام برده اند که عنوان سکانشاه را داشته اند و این عنوان برایشان امتیازی در حکومتشان بوده است.
 2_سکانشاه یا شاه سیستان در روزگار ساسانیان،حکمش را بااين متن می گرفته،،شاه سکستان و تورستان وسرزمین های کرانه سند...
3_سکه شاهپور دوم در کوه خواجه بدست آمده و هم اینک زینت بخش موزه سیستان است.
4_تقریبا همه ی غربيان سده ی گذشته ، از جمله مک ماهون و تیت، به شهر و خرابه های سابور ی اشاره کرده اند،
5_روایت سابورشاه، هنوز در یاد و خاطره ی سپید مویان وسالخوردگان سیستان زنده است.
"حمید عباسی مقدم"


ارسال شده در تاریخ : شنبه 19 تير 1395برچسب:, :: 4:1 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

سالهای گذشته (سنیله 1386) به دعوت والی غزنی جهت شرکت در جشنواره بزرگ عارفان و تجلیل از ابوریحان بیرونی به غزنی رفتم. شاعران، نویسندگان، محققان، اهالی مطبوعات، اساتید دانشگاه و تعدادی از دانشجویان زبان و ادبیات فارسی دانشکده دانشگاه کابل در این برنامه حضور داشتند.
وقتی در شهر غزنی رسیدیم، ما را به هتل فرخی اقامت دادند این هتل در مرکز شهر است، منزل دوم یعنی طبقه فوقانی بانک.
خیلی تعجیل داریم که آرامگاههای بزرگان و عارفان و نظرکرده های غزنی و همچنین ابنیه و آثار تاریخی غزنه را ببینیم. در همان ابتدا که در هتل مستقر شدیم، یکی از دانشجویان دانشکده زبان وادبیات فارسی دانشگاه کابل که آن طرف پنجره را دید می زد، گفت: "در سفر قبلی ام استادم گفت که آنجا آرامگاه فرخی سیستانی شاعر بزرگ دربار سلطان محمود غزنوی است." بعدش با انگشت سبابه اشاره کرد. بلند شدم و رد انگشت وی را تعقیب کردم، محلی را که اشاره می کرد، پشت بازار واقع بود. گویا یک علم و یا چوب بیرق آرامگاه فرخی سیستانی به چشم می آمد.
 گفتم: کی شود که سر آرامگاه این شاعر و سخنسرای بزرگ فارسی برویم! که همان دانشجو با تأسف گفت: "ولی، آنجا محل قضای حاجت و جواب چای (ادرار و بول) بازاریان و مردم کاسب محل است." گویا تمام دنیا سرم آوار شد. بعدش تعداد دیگر نیز سخن دانشجو را تأیید کرد و دنیا را بر سرم تاریک و تار ساخت.
این شد که فردای جشنواره (فیستیوال) سراغ آرامگاه فرخی سیستانی را نگرفتیم. اما آیا واقعاً همان محل آرامگاه فرخی سیستانی است؟ به طور قطع نمی دانم. شاید درست باشد و یا شاید صرفاً تشابه اسمی باشد. ولیکن اینکه مقبره ای به نام فرخی سیستانی در همانجا واقع است که مردم در آنجا جواب چای می کنند، ظاهراً قطعی است. و اینکه فرخی سیستانی ملک الشعرای دربار سلطان محمود غزنوی بوده است، نیز جای شک و شبهه نیست.
اما در سال 2004 میلادی که به همراه حسین فخری از نویسندگان بزرگ کشور در این شهر آمدیم، البته به دعوت ایشان و تسهیلات ترانسپورتی ایشان و تمام محلهای دیدنی و ابنیه تاریخی و آرامگاههای عارفان، شاعران و بزرگان غزنه را به راهنمایی ایشان دیدم ، به گمانم آقای فخری راجع به اینکه آرامگاه فرخی سیستانی محل ادرار است، چیزی نگفت.
تاریخ فرهنگی از چه تشکیل شده است؟
این سؤال که تاریخ فرهنگی ما از چه چیزی تشکیل شده است؟ سؤال کلیدی است. تاریخ شبیه به خانه سازی است. اگر خانه ای می سازیم، مصالح مورد نیاز ما عبارت اند از خشت، در، پنجره، آهن و یا چوب برای سقف و همچنین ستون. تاریخ فرهنگی نیز مصالح و مواد مخصوص خود را دارد. مصالح و مواد آن عبارت اند از عالمان، هنرمندان، نویسندگان، شاعران، اثار هنری، و آفریده های ادبی. کشور بدون تاریخ، کشوری است که در تاریکی زندگی می کند. و کشوری با تاریخ مقتول کشوری است شبیه به سیاه خانه هایی که سراسر دود است و دم. تاریخ فرهنگی کشور من تاریخ مقتول است. چهره ها و عناصر فرهنگی معماران کشور هستند. اما آیا معماران فرهنگی افغانستان در کل و معماران غزنه به طور خاص کیا هستند؟
بخشی از تاریخ فرهنگی ما دیار غزنه است. در دربار سلطان جهانکشای غزنه یعنی سلطان محمود در حدود چهارصد تن سخن سرا به زبان شیرین فارسی شعر می گفتند. وقتی که در شهر غزنه حضور بیابی، حضور روحانی حکما و عرفای بزرگ و وارسته را حس می کنی. از خودت و از دنیای شرور پیرامونی ات جدا می شوی. اینجا حدیقت الحقیقه حقیقت زندگی خدایی را در ضمیرت بیدار می کند. اینجا بوی دوات حکیم ابوالقاسم فردوسی به مشامم می خورد. فرخی و مسعود سعد سلمان و عنصری روزی اینجا بر روی زمینی که اینک میراثبانی اش برای ما رسیده است راه می رفته اند. اینجا سرزمین مقدسی است که می گویند مولانا مثنوی معنوی را از روی حدیقت الحقیقه حکیم سنایی سروده است.
اینجا غزنی است، حضور بیهقی را حس می کنی و صدای پای هجویری بر گوشت طنین انداز می شود. احساس می کنی که هجویری کشف المحجوب را نوشته است تا هستی را در دایره تنگ نفسانی کشف کرده و برای من و تویی که خود را هنوز کشف نکرده ایم و به زندان تن "نای" مسعود سعد سلمان زندانی هستیم، بفهماند که عرصه عرفان و حکمت و سخن سرایی عرصه رقابتهای منبعث از تقسیم و سهمیه بندیهای جاهلانه ای که ما دچار آن هستیم بدور است.
اینجا آرامگاه سلطان محمود غزنوی سلطان جهانگشای غزنه و آرامگاه فرخی سیستانی ملک الشعرایش است. اما وقتی که بشنوی "از آثار و نشانیهای مقبره فرخی سیستانی این سخن سرای نامدار فقط چوب علمش مانده است." سپس این همسفر هم اتاقی اضافه کند: "ولیکن، بازاریان از آنجا بعنوان جواب چای و قضای حاجت استفاده می کنند." تاریخ مقتول کشور تمام قد در برابرت برای عذاب دادنت ایستاده خواهد شد و به سهل انگاریها، نا فهمیها، بی توجهی هایت تو را محاکمه خواهد کرد
اه حضرت حکیم سنایی است که مولانای بلخ گفته است: "... ما در پی سنایی و عطار می رویم." اینجا خاک پاکی است که نقش پای ابوریحان بیرونی در اینجا نقش است. شخصیت نامداری که 113 کتاب نوشته است. آیا مصالح و مواد تشکیل دهنده تاریخ فرهنگی کشور بغیر از این است؟ اگر چیز دیگری سراغ داریم، این "گوی و این هم میدان."
پایان سخن اینکه لعنت بر مردمی که بر میراث داری خیانت می کند. نفرین بر مردمی که به جای قرائت سروده های سخن سرای نامدار فارسی (فرخی سیستانی) بر مقبره این شخصت بزرگ قضای حاجت می کنند. نفرین و نفرین بر بانیان فرهنگی این کشور که ای کاش به جای رهبری فرهنگی چوپان و یا گاوچران و یا شتربان می شدند. تا میراث ارزشمند تاریخ فرهنگی ما دچار این فلاکت نمی شدند.
علی پیام(نویسنده افغانی)-منبع: سایت خبری پارسینه


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 7:42 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

هشت حلقه چاه باستانی با قدمت 2 هزار و 200 سال متعلق به دوره اشکانی در روستاهای اطراف زهک کشف شده که از آنها به عنوان اولین نمونه‌های شبه قنات در کشورمان یاد می‌شود.این مجموعه هشت حلقه چاه باستانی متعلق به دوره اشکانی با طراحی خاص آن دوره در شهرستان زهک وجود دارد که قدیمی‌ترین آنها چاهی با قطر دهانه چهار متر متعلق به روستای خمک است.
به بیان بزرگان روستای خمك دو حلقه چاه از این مجموعه چاه های باستانی در روستای خَمَک قرار دارد كه مورد حفاظت مردم نیز میباشد یكی از این بزرگان گفت:  نظیر همین چاههای محفوره قدیمی در روستای گوری، میرشاه، مجتمع محمد شاهکرم و روستای شیخ لنگی نیز وجود داشته و دارد كه چند سالی است مسئولین میراث فرهنگی و فرمانداری نیز از آنها دیدن كرده و گویا جزء آثار باستانی اعلام شده است. 
در طراحی و ساخت این چاه از آجرهای خاص دوره اشکانی با ابعاد 28 سانتی متر در 28 سانتی متر استفاده شده است.سیستم آبرسانی دوره اشکانی به گونه‌ای بوده که چاه‌هایی در مناطق مختلف و با قطرهای متفاوت بسته به شرایط محیطی ساخته می‌شده که این چاه‌ها به وسیله یک سری مجاری به هم مرتبط بوده است و درون هر چاه یک چرخ آب و بر روی آن یک چرخ باد وجود داشته که با چرخیدن چرخ باد بر روی چاه، چرخ آب درون چاه نیز شروع به چرخیدن می‌کرده و آب درون این سیستم به گردش در می‌آمده است.
گفتنی است؛ این چاه‌ها که از آنها برای مصارف خانگی و کشاورزی استفاده می‌شود، عملیات شناسایی‌شان در سال 1381 آغاز شده و در همان سال نیز در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

ارسال شده در تاریخ : جمعه 15 آبان 1394برچسب:, :: 2:19 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

مجموعه ی باستانی و اسطوره ای لنگكه مربوط به دوره اشکانیان - دوره ساسانیان است كه در ۵ کیلومتری شرق روستای خمک از توابع شهرستان زهك سیستان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ دی ۱۳۸۶ با شماره ثبت ۲۰۳۵۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
در همین مجموعه چندین مکان تاریخی دیگرمنجمله خانه گور،آخوراسب رستم،دیواردراز،تپه کملک و... که متاسفانه هیچ گونه اقدامی جهت حفظ این آثارارزشمندتابه حال صورت نگرفته است وجود دارد كه درحال نابودی و فرسایش شدید هستند.
آثارلنگکه یالنگکها مربوط به دوره اشکانی-ساسانی است كه متاسفانه این آثارنیزدرمعرض تخریب بادهای شدید وبعضا باران قراردارندودرحال فروریختن می باشند.
-دیوار دراز نیز مربوط به همان دوران اشکانی است كه به مثابه حصار مستحكمی است كه قلعه ای را محافظت می كند و به نظر می رسد ،ورودی آن همان آثارلنگکه می باشد.
آخوراسب رستم که به تصور و خیال وجود دفینه و گنج در آن، بارها مورد بازشكافی و دست برد دزدان  قرارگرفته است.
خانه گور، از جمله آثار مربوط به این مجموعه آثار باستانی روستای خمك است که به زعم اهالی روستا، در تونلهای زیرین تپه احتمالا خزائنی وجود دارد که طلسم شده اند و آنجا نیز در حال حاضر محل و ماوایی برای مخفی شدن معتادان میباشد.

ارسال شده در تاریخ : جمعه 15 آبان 1394برچسب:, :: 2:8 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

 این آرامگاه در شرق روستاى کوه خواجه، از دهستان کوه خواجه و از بخش شیب آبِ شهرستان زابل واقع شده است. ساختمان بقعه که پلان مربع شکل دارد و از خشت و گل ساخته شده، داراى گنبدى عرقچینى است و درِ ورودى آن از جانب جنوب باز مى‏شود. دو طاقچه به صورت متقارن در شرق و غرب فضاى داخل تعبیه شده است. مصالح بکار رفته در بنا، خشت و گل و آجر است و نماى خارجى آن کاهگل شده و فاقد تزیینات دیگر مى‏باشد.این بنا به شماره 12292 و در تاریخ 30/4/1384 به ثبت آثار ملّى و تاریخى رسیده است.

محمد مهدی فقیه بحرالعلوم


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 6 مهر 1394برچسب:, :: 5:49 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

تپه قلعه گوری

این مکان تا اواخر دوره  قاجار به شکل قلعه بوده و تعدادی از طایفه های محلی نیز در آنجا اسکان داشتند، ولی پس از تخریب، دیگر اسکان در آن وجود نداشت.حفاری در این تپه در سال 1385 انجام شد که مهمترین هدفی که در حفاری این تپه دنبال می شد، به دست آوردن اطلاعاتی از دوره  اشکانی در سیستان بوده است.تپه قلعه گوری  در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۷۲۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

تپه گوری کهنه

تپه گوری کهنه مربوط به دوره اشکانیان - دوره ساسانیان - دوران‌های تاریخی پس از اسلام است ودر شهرستان زهک، بخش جزینک، روستاي گوري واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۷۱۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. تپه گوری کهنه  در 2 کیلومتری شمال شرقی روستای گوری قرار دارد


ارسال شده در تاریخ : شنبه 17 مرداد 1394برچسب:, :: 12:50 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

این مقبره در شرق روستاى قلعه نو از دهستان جزینک و در 20 کیلومترى شرق شهر زهک واقع شده است.مقبره بارگزاهى در ضلع جنوب غربى قبرستان روستاى قلعه نو با ابعاد 43/5×25×5 قرار گرفته است.پى بنا کرسى چینى شده است و ارتفاع این کرسى چینى 80 سانتى‏متر است.جهت قرارگیرى بنا غربى - شرقى است که ورودى مقبره از ضلع غربى مى‏باشد، داخل مقبره سه تورفتگى در سه ضلع به صورت متقارن وجود دارد.مواد و مصالح به کار رفته در بنا آجر است که در پوشش دیوارهاى داخلى و خارجى بنا از لعاب گلى استفاده شده است.این بنا در حال حاضر از ایستاى نسبتاً خوبى برخوردار است که البته با توجه به مواد و مصالح کم دوام بکار رفته در آن این احتمال وجود دارد که بر اثر رطوبت و یا کوچکترین تکان ناشى از زمین لرزه تخریب شود.این مقبره متعلق به خان بارگزاهى است که فردى با نفوذ در منطقه بوده و به مقبره بارگزاهى شهرت یافته است.




ارسال شده در تاریخ : جمعه 16 مرداد 1394برچسب:, :: 7:37 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

این مقبره در بالاى تپّه‏ اى کم ارتفاع در شرق روستاى قلعه نو، در 15 کیلومترى مرکز بخش جزنیک و در 20 کیلومترى شرق شهر زهک واقع شده است.ساختمان مقبره که بجا مانده از دوره صفویّه است به ابعاد 3/7×95/4 و ارتفاع 6/5 متر در ضلع جنوبى قبرستان قلعه نو قرار گرفته و جهت بنا غربى ـ شرقى مى‏باشد. ورودى آن در ضلع غربى بنا شده و در فضاى داخلى آن سه پنجره مشبک به صورت متقارن در سه ضلع آن قرار دارد. در جوانب هر پنجره سه قاب به ابعاد 5%×2/1 متر در سطح دیواره‏هاى داخلى تزیینات هندسى زیبایى به چشم می ‏خورد.مواد و مصالح به کار رفته در بنا آجر مى‏باشد که ازپوشش گل جهت آسترکشى دیواره‏ هاى داخلى و خارجى استفاده شده است.قسمت‏هایى از این بنا از جمله گنبد آن و یکى از پنجره‏ هاى مشبک، به دلیل فرسایش و عدم مراقبت ویژه ریزش کرده است. کف بنا نیز انباشته از مواد و مصالحى است که از سقف و دیوارها ریزش کرده است.علّت نامگذارى این بنا به مقبره دختر بدان جهت است که طبق شهرت محلى، یکى از دختر خانم‏ها از خانواده سادات در این مکان مدفون است که درگذشته از احترام فوق العاده‏اى برخوردار بود.

این بنا به شماره 26513 و در تاریخ 27/12/1387 به ثبت آثار ملّى و تاریخى رسیده است.محمد مهدی فقیه بحرالعلوم


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 5 مرداد 1394برچسب:, :: 9:44 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

موقعیت قرارگیری قلعه سام در4کیلومتری سه کوهه


ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 تير 1394برچسب:, :: 1:36 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

شهر قدیمی سمنگان در جنوب شرقی در استان مزارشریف کشورافغانستان،جایی دورترازمنطقه سیستان و در طول تاریخ بر سر یکی از راه‌های مهم بلخ بوده‌است. در شاهنامه فردوسی چنین آمده‌است که رستم زال باتهمینه دختر شاه سمنگان ازدواج کرد. به روایت شاهنامه این شهر در مرزایران وتوران قرار داشته‌است. سمنگان یکی از ولایات کهن ایران باستان بوده ومرکز آن شهر شاداب وسر سبز ایبک می‌باشد؛ که ارتفاع آن از سطح دریا بیش از هزار متر است. این منطقه خیلی‌ حاصلخیز بوده، حبوبات و میوه‌های فراوان دارد. آب و هوای ایبک شهرت زیاد داشته چنانچه گفته‌اند: آب ایبک، نان ایبک، خواب ایبک.

محل خواستگاری رستم ازتهمینه اکنون به نام تخت رستم درسمنگان مشهور است.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 تير 1394برچسب:, :: 1:28 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

گردی قلعه یا همان قلعه گیردی :ساختار این قلعه کاملا دایره شکل و قطر آن حدودا 700 یا 800 متر میباشد.این اثرتاریخی درمنطقه باستانی لوتک شهرستان زابل قراردارد.باتوجه به عدم کارباستان شناسی برروی این اثر؛هنوزاطلاعات تاریخی فاش نشده وهمچون صندوقچه ای پررمزوراز،مهروموم شده است.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 تير 1394برچسب:, :: 1:20 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

هنري ساوج لندور عضو انجمن جغرافياي انگليس در جلد 2كتاب در سرزمينهاي محسود خود در سال 1903ورمال را (ونيز )سيتان مينامد.بعد از ظهر آنروز به ورمال رسيديم كه آب خوب وفراوان داشت ...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 تير 1394برچسب:, :: 12:55 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

قلعه تاریخی سه کوهه


ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 تير 1394برچسب:, :: 12:31 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

این مقبره بر روى تپّه‏اى کم ارتفاع در شرق روستاى قلعه نو از بخش جزینک و در 20 کیلومترى شرق شهر زهک واقع شده است.پلان مقبره مستطیل شکل است و ابعاد آن 1/10×1/5 و به ارتفاع 88/1 متر مى‏باشد. جهت قرارگیرى بناى مقبره، غربى ـ شرقى است و ورودى بنا نیز در ضلع غربى آن تعبیه شده است.

ساخت مقبره فیروزکوهى با دیگر مقابر قلعه نو اندکى تفاوت دارد. این بنا در داخل تبدیل به دو فضا مى‏شود که به وسیله یک راهروى باریک به هم متصل مى‏شود. در داخل هر دو فضا، 18 طاقچه به صورت متقارن وجود دارد. در قسمت داخلى و ضلع شرقى بنا، یک تورفتگى مشبک که نور داخل را تأمین مى‏کند به ابعاد 3/1×3/1 متر تعبیه شده است.

 از نکات قابل توجّه در مورد این اثر تزئینات داخلى بنا با اشکال هندسى مثلث و لوزى است که دورتادور اتاق دوم به چشم مى‏خورد. این مقبره را اهالى، متعلّق به فیروزخان کوهى، خان منطقه مى‏دانند.

 این بنا به شماره 26534 و در تاریخ 27/12/1387 به ثبت آثار ملّى و تاریخى رسیده است.محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

 


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 3 تير 1394برچسب:, :: 7:20 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

این مقبره در 500 مترى شمال غرب روستاى قلعه نو، در 15 کیلومترى مرکز بخش جزینک، در بالاى تپّه‏اى به ارتفاع هشت متر واقع شده و چشم انداز آن جالب است...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 20 خرداد 1394برچسب:, :: 10:55 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

قلعه کولک از جمله محوطه های حائز اهمیت و بزرگ سیستان محسوب می شود که در ۲۲کیلومتری شمال زابل واقع شده است .تپه قلعه کولک از معدود حصارهای دوران تاریخی است که در ساخت آن از آجر استفاده شده است.  ۶۵اتاقک کنگره ای می توان برای این مجموعه متصور شدو لایه نگاری های انجام شده در تپه قلعه کولک نشان می دهد این محوطه تاریخی تک دوره ای است .سفال های اسلامی دوران قاجار ،دوران میانی اسلامی وسفال های ساسانی تاکنون یافته های گروه باستان شناسان از این محوطه تاریخی را تشکیل می دهند.ازدیگرآثار بدست آمده از تپه قلعه کولک :بقایای یک ظرف فلزی ، قسمتی از یک النگو و یک میخ کوچک می باشد.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 16 ارديبهشت 1394برچسب:, :: 9:17 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

تپه کملک مربوط به دوره اشکانیان - دوره ساسانیان است و در روستای خمک شهرستان زابل ودرحدود۷۰۰ متری روستای شاه بیک ملاشاهی واقع شده است .این اثر در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۶۴۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
این تپه بخاطر رنگ خاکش که سفیدمی باشدبه تپه سفیدنیزمعروف است .این تپه درزمینهای اولادمهدی عباس دهمرده واقع است ووقتی ازصاحبان این زمین دررابطه باوجه تسمیه این تپه سوال کردیم پاسخ دادندکه بعلت اینکه درزمانهای قدیم افرادکوتاه قدی دراین مکان ساکن بوده اندبه تپه کملک مشهورشده است. این تپه درحال حاضربخاطرروایاتی که درباره موجودبودن گنجینه درزیرآن برسرزبانهااست بارهاازسوی مردم موردحفاری های گسترده واقع شده است ودرحال حاضرنیزهیچ گونه اقدامی جهت نگهداری ازاین تپه تاریخی بعمل نیامده است.


ارسال شده در تاریخ : شنبه 12 ارديبهشت 1394برچسب:, :: 2:36 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

جغرافی نگاران این محل را غالباًدر نقشه ی سیستان به نام حصار تاق نشان داده اند که البته نام اصلی این ناحیه همین بوده است، زیرا این منطقه مساحتی در حدود (500) میل مربع را شامل می شود. وقتی شاهد مدنیت شکوهمندی بوده و حتی این منطقه در مجموع گدام غلهء شرق گفته میشده است. حصار تاق مانند اکثر شهر های قدیمی دارای سه قسمت بوده است: نخست ارک که دورادور آن حصار بیضوی کشیده شده بود و محل وصل به ارک از طریق پل متحرک روی خندق میسر می شده دوم شارستان که مساحت بیشتری راشامل می شده محل بودوباش ملاکان و اشراف بوده است و سوم  ربض که نسبت به شارستان بزرگتر بوده محل زیست برای دهقانان و پیشه وران و اهل کسبه و قشون را تشکیل میداده است. دوره عظمت حصار تاق در قرون قبل از میلاد بوده و در سده های 9 - 15 میلادی با وجود لشکر کشی های ویرانگرانه ی چنگیز تا جایی آبادان بوده است. تیمور در اثر زخم وارده در همین ناحیه لنگ شده وبه تیمور لنگ معروف گردیده است. البته هنگامیکه این شهر بزرگ به ویرانه مبدل گردید نام ساروتار(بیابان بی آب و علف و غیر قابل زیست )را به خود گرفت.


ارسال شده در تاریخ : شنبه 2 اسفند 1393برچسب:, :: 8:48 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

امروزه شهر چغانسور یک شهر بسیار کم جمعیت و دور از راه های اصلی بوده که از فاقد اهمیت تجاری و راهبردی میباشد. در چخانسور کمتر آثار تمدن جدید مشاهده شده و اکثریت مردم ساکن آن حتی برق ندارند. ذوالفقار کرمانی نویسنده کتاب جغرافعیای نمیروز در سال ۱۲۸۸ قمری چخانسور را چنین توصیف نموده است: سه قلعه در میان هم، قلعه سیم که ارک است روی تپه واقع شده، دور تپه هم قلعه دیگری در وسط ارک که خانه سردار ابراهیم خان می‌باشد برج بلند مستحکمی سه مرتبه. سردار ابراهیم خان در میان همان برج منزل دارد. حالت سردار ابراهیم خان این است که از مردم دوری می‌کند؛ تمام حکمرانی میان طایفه را زنش، مادر خانخان، می‌کند... از قرار مذکور قلعه اول چخنشور خیلی مستحکم است. قطر دیوار با خاکریزی که وصل به دیوار است بیست و پنج ذرع است. عرض شمالی چخنشور ۳-۸-۳۱، طول شرقی‌اش از دارالخلافه ۲۰-۲۳-۱۰. اطراف چخنشور در تمام صحرا نیزار و علامت مرداب است که از آب خوش‌رود مرداب بوده‌است.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 بهمن 1393برچسب:, :: 3:27 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

قلعه چهل برج واقع در15کیلومتری شرق زرنج؛سرزمین فراموش شده ای که قلب دنیای سیستان دیروز بود ، نیمروزی که در امتداد تمدن دوره های مختلف بوده است . اگر گذرتان روزی به این دیار آباء واجدادی سیستان افتاد،خواهی نخواهی نظرتان به قلعه های باشکوهی که امروزه بصورت متروکه درآمده است جلب خواهدشد. بله این دیار عیاران سیستان است.دیاری که درآن فرخی سیستانی،ابوداود سجستانی وده ها دانشمند ، نویسنده و عالم بزرگ و...می زیسته اند. در این دیار زمانی پادشاهان بزرگی چرخه قدرت را به دست داشته اند و حتی اگر به تاریخ مراجعه نمائید می توانید زرنگه یا همین زرنج امروزی را به عنوان پایتخت ایران قدیم ببینیم . نیمروز با تاریخ 5000 ساله خویش همچون نگینی درخشیده است ، این سرزمین زمانی گدام اسیا نام داشته است چرا که زمین های کشاورزی آن با آب فراوان که از دل کوههای مرکزی افغانستان در بستر رود خانه هیرمند و از آنجا هم بوسیله کانال های خروشان آب که در آن زمان حیرت هر بیگانه ای که از آن دیار گذر می کرد را بر می انگیخت آبیاری میشدند . سیستم لوله کشی آب  2000 ساله از عجایب سیستان قدیم محسوب می شود ، شاید کمتر کسی باور کند که در آن زمان مردم نیمروز از شبکه آب رسانی زیرزمینی بهره مند بودند این شبکه بوسیله کندن کانال های باریک با خشت های پخته کار گذاری شده و بطور خط مستقیم از یک خانه به خانه دیگرارتباط داشته است البته این نکته را باید ذکر کرد که این امر شامل حال تمام ساکنان این سرزمین نبوده بلکه آنانی که در قلعه ها و حصار ها زندگی می کردند دارای چنین سیستم قدیمی آب رسانی بودند که شواهد عمده آن را در اطراف چهل برج میتوان دید. آنان از این سیستم لوله کشی قدیمی برای صرف آب آشامیدنی و دیگر امورات زندگی استفاده می کردند. قلعه هایی که از خشت خام ساخته شده و سر به فلک کشیده اند در بعضی حالات در دنیا  بی نظیرند. سکه ها و مجسمه های بدست آمده از اطراف این قلعه ها حاکی از تاریخ چند هزار ساله آنان است . موره های بودای قدیمی که از اطراف چهل برج پیدا شده اند نشان دهنده تاریخ ما قبل این قلعه است . مجسمه های برنزی و مسی با سر های پادشاهان اشکانی که از دل خاک های اطراف به دست آمده اند این امر را هویدا می سازد که اشکانیان در اینجا نیز میزیسته اند .مجسمه مومیایی بدست آمده با قدمت 3500 ساله آن که گفته میشد متعلق به دختر خشایار شاه ، شاه بزرگ هخامنشی بوده است که بصورت ماهرانه ای مومیایی گردیده و  در یکی از برج های این شهر بصورت عمودی جای داده شده بودازجمله این کشفیات است.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 بهمن 1393برچسب:, :: 1:9 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

خليج ثور دغال دهستان لوتك –گودال ثور دغالجاده  ترا قو به سكوهه– جاده تاريخي

آن زمان كه مسير اصلي هيرمند در رودخانه رامرود يا بيابان (تركو  = ترقو= تراقو ) جريان داشت.رودخانه شيله عملاُدنباله طبيعي رودخانه به حساب مي آمد يا اين تفاوت كه هاموني در وسط در ميان رودخانه رامرود و رودخانه شيله قرار داشته است كه قسمتهاي جنوبي هامون هيرمند و قسمتهاي شرقي هامون فعالي يعني گودال ثور دغال (سرخ دغال- سور دغال)دهستان لوتك را در بر مي گرفت.

رود رامرود (يا تراكوو بيابان)5يا6 انشعاب و مسير داشت كه از طريق آنها به درياچه هامون تخليه مي شده است.يكي از اين 6 مسير بسيار عميق كه از طرف جنوب دهستان لوتك به پوزه دغال سرخ وارد مي شد و کلاُ منطقه لوتك وتوابع  زير آب و غير قابل سكونت بود.

روي اين شاخه ششم رودخانه رامرود كه خيلي عميق بود در جنوب حوض دار   بند ماشي (سد مچي )قرار داشت كه اوقات سيلابي آب سرريز اين سد به خليج دغال سرخ (ثور دغال ) وارد مي شد ه است زماني كه رودخانه هيرمند در رودخانه بيابان (تراكو )- رامرود )جريان داشت مسير انتهايي شمالي آن» به خليج پوزه دغال سرخ (ثور دغال)وارد مي شده است كه متصل به درياي ورمال بوده و آب آن از طريق رودخانه شيله به گود زره مي ريخته است.

احتمال مي رود علاوه بر خليج ثور دغال (سور دغال )در اوقات طغيان رامرود ، منطقه ما بين حوضدار؛ كندر، رامرود نيز تبديل به درياچه موقت مي شده ،يا به علت فراواني آب مزبور براي مدتي غير قابل عبور مي گرديد.بنابراين براي حفظ ارتباط ،جاده اي از تر قون شروع واز دشت مزبور (دشتي كه سيلاب آن را فراگرفته بود)عبور كرده و به رأس خليج سور دغال مي رسيده است و يك انشعاب اين راه به شمال خليج سور دغال مي رفته و انشعاب ديگرش از دامنه مرتفع انتهاي غربي رودخانه سنا رود (رود خانه ما قبل تاريخ)به سكوهه مي رفته است اين جاده و انشعاب دومش كوتاهترين راه از ترقون به سكوهه بوده است.

مزيت ديگر راه ترقون به سكوهه اين بود كه در زمان طغيان رودخانه دلتاي رود بيابان(منطقه حوض دار،كندرو مچي و رامرود ) براي چندين روز حتي چندين هفته زير آب بود و غير قابل عبور و اين جاده مناطق تر قون ، حوض دار ، كندر، مچي ،  قلعه رستم و سكوهه را به هم پيوند مي داده است.بعد از تباهي سيستان و از بين رفتن بند رستم و هاونك كه آب هيرمند را به رامرود منتقل مي كرد دلتاي شمالي رودخانه هيرمند از آب  افتاد و از اهميت اين جاده(تراقو به سكوهه)كاسته شد. اين جاده قديمي امروز قابل تشخيص نيست ولي آن گذرگاهی  عمومي بود و در يكي دو جا علائمي از آن باقي مانده است .

اين علائم نشان مي دهد كه چگونه بايد از صخره هاي تشكيل دهنده دشت بالا و پائين رفت يكي از اين علائم سكوي كوچكي از خاك رس است كه وسط آن چوبي از گز را به صورت عمودي نصب كرده اند .....علائم مزبور را براي از بين بردن خط سقوط گذاشته اند زيرا بالا و پائين رفتن از صخره ها هميشه ايمن نبوده است .همچنين اين علائم نشان مي دهد كه چگونه بايد از ميسل ها عبور نمود ميسل هايي كه در داخل دشت مجراي خود را بريده و در جا هاي تنگ و تاريك و در دره هاي كم عرض عميق به داخل زمين به صورت ناگهاني فرو مي رفتند و نا پديد مي شدند.ژینوس


ارسال شده در تاریخ : جمعه 17 بهمن 1393برچسب:, :: 9:17 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

اگر از محور مواصلاتي زابل به شهرستان هيرمند گذر كرده باشيد در كيلومتر 15 اين جاده حوالي پل رنده در شمال وجنوب گسلي از تپه هاي به شكل ارگ وبرجك بهم پيوسته كه بقايايي اندكي از آنها باقي مانده در فاصله 100 تا 50 متربصورت موازي در يك محور وبصورت مستقيم به چشم ميخورد . كه از ميان دو ارگ ميرجمال وخان ملك ميگذرد . 
اين تپه ها متعلق به شهر پشيرو است كه از زاهدان كهنه آغاز وپس از گذر از مسيرهايي طولاني در مسير بي بي دوست ، برج اوقان ، رنده ، ادامه يافته و آخرين مسير آن به شندك ودرنهايت منطقه نيزارمي رسد .
قدمت اين شهر به قبل از پيدايش شهر سوخته مي رسد . كه بصورت موازي ودر يك خط مستقيم شهري وجود داشته بطوريكه اگر يك بزغاله از انتها بر روي بام برجكها قرار ميگرفته تا انتها در يك مسير به نيزار ميرسيده است.اكنون با توجه به وجود اين تپه ها در يك خط مستقيم كاملا" مشهود است وامري انكار ناپذير مبني بر وجود اين  شهر تاريخي مي باشد . 

 


ارسال شده در تاریخ : جمعه 17 بهمن 1393برچسب:, :: 8:2 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

قلعه فریدون که مشهور به شهر کهنه در بین مردم محل شده است یکی ازاماکن تاریخی سیستان زمین میباشد. این قلعه تقریباً در موقعیت شش کیلومتری شمال شهرفراه درکشورافغانستان قراردارد. قلعه فریدون تماماً خاکی و خام کار شده ودارای99برج که از جمله چند برج آن بزرگ و بقیه کوچکتر هستند، میباشد. 

مساحت داخلی و حریم آن در حدود 300 جریب زمین را شامل می شود. قدمت این اثر بیش از 2000 دو هزار سال تخمین زده شده است. پادشاه وقت، فریدون این قلعه را آباد نموده است. از این اثردر کتاب های مشهور و معتبر چون شاهنامه فردوسی (مخصوصاً در مشتقات شاهنامه) و تاریخ سیستان و بعضی آثار دیگر یاد آوری شده است.بخشی که اکنون ازاین اثربرجای مانده در گوشه ای از قلعه، خانه ها و جای بود و باش فریدون و بقیه دکانها ی شهر بوده، که در مجموع به مرور زمان و بعلت بی توجهی مسولان کشورافغانستان خرابیهایی داشته که تاکنون هیچ نوع بازسازی مهمی صورت نگرفته است.

عده ای از مردم محل نیزخاک قلعه فریدون ( که بیانگرهویت تاریخی و ارزش فراه است)، را بشکل غیر قانونی به شکل کود در زمین هایشان استفاده میکنند، که باعث تخریب و از بین رفتن تدریجی این اثرباستانی شده است.ازطرفی کشورافغانستان نیزعرضه ثبت این اثردریونسکورانیزندارد.ایکاش سیستان دوپاره نبودواکنون این اثرتوسط ایران مرمت وثبت جهانی می شد.


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 11 دی 1393برچسب:, :: 5:24 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

در قسمت جنوب كوه خواجه يکي ديگر از شگفتي هاي اين کوه، قدمگاه حضرت علي (ع) و دره سوخته اي است که به اعتقاد مردم محلي بر اثر پرتاب ذوالفقار امام به سوي کفار در کنار کوه خواجه به وجود آمده است. گرچه سنديت اين مطالب در هاله اي از ابهام است و بيشتر به داستان هاي اسطوره اي مي ماند اما در ميان مردم محلي اين اعتقاد به دليل محکمي براي مقدس دانستن منطقه تبديل شده است اين دره به عرض 50 الي 60 متر كه از كوه پايه آغار وتا نوك قله كوه در برخي مكانها با شيبي تند با مسافت تقريبي بيش از يك كيلومتر بصورت مارپيچ قرار دارد و مسيري آسان وراحت جهت صعود بحساب مي آيد . در گذشته كه صعود با پاه پياده و ساير مسيرها به سختي صورت مي گرفت اين دره بهترين مسير براي رسيدن به زيارت خواجه با توجه به مسافت طولاني محسوب مي شد . ارگ چهل كنجه يا چهل دختران مشرف براين دره ميباشد . اخيرا" چند ساليست كه پس از ايجاد پايگاه هوايي در بالاي كوه خواجه اين دره تا حدودي هموار وطبیعت بکرکوه خواجه دراین قسمت به هم ریخته است.
در خصوص چگونگي ايجاد اين دره كه به نظر مي رسد پديده اي طبيعي در كوه خواجه مي باشد نقل قولهايي متفاوتي وجود دارد كه قبول آن دشوار است . اما از آن بعنوان جاذبه هاي زيبا كوه خواجه مي توان ياد كرد . از علت نام گذاري آن به دره سوخته اطلاعات دقيقي.وجود ندارد اما شايد وجود سنگهايي كاملا" سياه رنگ در طرفين اين دره دليلي آشكار بر نامگذاري آن به دره سوخته باشد.


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 6 آذر 1393برچسب:, :: 10:23 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

چاه آب باستانی خمک باقدمت بیش از 2200سال مربوط به دوره اشکانیان باقطردهانه 4متر. سیستم آبرسانی دوره اشکانی به گونه‌ای بوده که چاه‌هایی در مناطق مختلف و با قطرهای متفاوت بسته به شرایط محیطی ساخته می‌شده که این چاه‌ها به وسیله یک سری مجاری به هم مرتبط بوده است و درون هر چاه یک چرخ آب و بر روی آن یک چرخ باد وجود داشته که با چرخیدن چرخ باد بر روی چاه، چرخ آب درون چاه نیز شروع به چرخیدن می‌کرده و آب درون این سیستم به گردش در می‌آمده است.
ازاین این چاه‌ها برای مصارف خانگی و کشاورزی استفاده می‌شده است.



ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 6 آذر 1393برچسب:, :: 9:32 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 صفحه بعد

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content