بَه بوُ دِل بینا
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

بَه بوُ دِل بینا(پیرمرد دانا)عنوان برنامه مطرح وموفق رادیویی سیستانی دردهه شصت هست که از رادیو شهری زابل در گذشته پخش می شد. این برنامه رادیویی  توسط استاد ابراهیم سرحدی نوشته و اجرا می گردید که در زمان خودش با استقبال فراوانی روبرو بوده است.وی تلاش داشت تاازاین طریق بخشی ازمشکلات روستائیان وکشاورزان آن زمان رادرقالب طنززابلی به گوش مسئولین وقت برساند.

درسالهای اخیر برنامه سیتک روستا ازشبکه هامون تلاش دارد ورژن جدیدی ازببو دل بینای دیروز به سیستانیان ارائه نماید.
آیتمهای مختلف این برنامه شامل : گزارش از خیرین روستا ، گزارش از تعاونی هایی که در روستاها بصورت خودجوش شکل گرفته است ، معرفی روستائیان ، کشاورزان و دامداران ، موفق ، موسیقی محلی و بومی متنوع ، مسابقات متنوع متناسب با فرهنگ عامه ، ارتباط با شنوندگان بصورت تلفنی و پیامکی ، معرفی آثار باستانی و نقاط دیدنی ، فرهنگ و آداب و رسوم ، معرفی بانوان نمونه ، معرفی مشاهیر ، صنایع دستی و مفاخر روستا ، بازیهای محلی و نحوه و تاریخچه بازی ، است.

نویسنده وتهیه کننده وکارگردان این مجموعه آقای حسن خمری هستند.

 

 


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 9 آذر 1395برچسب:, :: 8:23 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

معرفی کتاب
عنوان:سدهای باستانی سیستان
مولف: دکتر حسن احمدی
موضوع:
توصیف فیزیکی رودخانه هیرمند از سرچشمه آن در خاک افغانستان
تا دریاچه هامون در ایران.
بررسی هیرمند در دوران ماقبل تاریخ ودر دوران هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان و دوران معاصر.
بررسی دلتاها و مجاری دایر و متروک هیرمند
بررسی انشعابات هیرمند مثل
 سنارود
رامرود
کانال ملک بهرام خان
رود شیردل
رود پریان
رودمشترک
رودعلمدار
رودنهوراب
شیله
و...
بررسی سدهای ساخته شده برروی هیرمند از دوران ماقبل تاریخ تاکنون
مثل سد های :
سدکوشک یا سد جمشید
سد انوشیروان یا سد چشمکا
سدیکاب یا سد یک آو
سد رستم
سدکمالخان یا سد ترقو
سدهاونک
سدبولبلکا یا سد بلواخان
سد کزک
سد رودبار
سد بابا خان
سدهای لخشک و پریان
با مطالعه این کتاب دلایل خشک سالی در سیستان را به نحو احسن
خواهید دانست و اطلاعات بسیار باارزشی در مورد مراکز سکونت انسان در حاشیه هیرمند از دوران ماقبل تاریخ تاکنون را معرفی میکند و شهرها آبادی هایی که بر اثر تغییر مسیر رود هیرمند از بین رفته آند را به تصویر میکشد مثل قلعه رستم و حوض دار  کندر  و سایر قلعه های موجود  در محدوده  تاسوکی
با تقدیم احترام جواد رخشانی


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 23 تير 1395برچسب:, :: 10:22 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

زن ومردسیستانی؛درروزی که به نام فردوسی بزرگ نامیده شده،برای قدرشناسی ازمقام شامخ وی،به مشهدرفتندودرکنارمقبره اش به رقص وپایکوبی پرداختند.به امیداینکه این مراسم،سال به سال باشکوه بیشتری برگزارگردد.تاروح فردوسی کبیرشادگردد.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 12:18 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

در معماری خانه های خشت و گلی روستاهای سیستان در گذشته چند ویژگی در آنها مشترك بوده است.
اول: اینكه جملگی خانه ها بصورت گنبدی و تقریبا كلاه شكل ساخته میشده و برای معماری درگاه درب خانه و یا محل دریچه ها و همچنین طاقچه ها از طاق های هلالی شكل بهره میگرفتند .
دوم اینكه: همه خانه های سنتی سیستان در وسط گنبدشان یك عدد دریچه بزرگ پیش بینی میگردید كه روی این دریچه یك عدد بادگیر مخصوص بنام كولك می ساختند كه معمولاً رو به باد (شمال و یا شمال غرب) بوده تا نسیم خنك هوا به درون هدایت و در طرف مقابل كولك یا بادگیر دریچه كوچك مربع شكلی برای تهویه هوای داخل خانه گذاشته میشد.
سوم: در خانه های سنتی سیستان كمتر پنجره تعبیه میشد در حالی كه در دو طرف در خانه چه از داخل و چه از خارج محل تعبیه آنها پیش بینی و تنها یه گذاشتن یك دریچه مربع شكل اكتفا میشد و به این محل طاق یاطاقچه می گفتند كه معولا در داخل خانه از آنها برای گذاشتن بعضی لوازم خانه مثل سبد ظروف و یا هزار بیشه (جای استكان و نعلبكی) ویا قلیون و...استفاده می گردید.
چهارم: معماری و ساخت و ساز خانه های سیستان در سراسر منطقه اعم از شهری و روستائی دارای قبله ثابت است یعنی غرب یك خانه در سیستان همان قبله ی شرعی است و شمال آن نیز همان شمالغرب است كه مسیر وزش بادهای سیستان بحساب می آید و تقریبا خانه ها شمال- جنوبی ساخته میشود و درب خانه به سمت جنوب است.
پنجم: در سیستان هر منزل كه دارای چند اتاق سنتی بوده بلا استثنا دارای یك شبستان یا به گویش محلی "دكانچه" نیز میباشد كه با یك دیوار به ارتفاع كمتر از 50 سانتی متر محصور شده است و معمولا اهل خانه در شبهای تابستان از اوایل غروب آنجا را فرش ودر آن محل استراحت می كردند.
ششم: در گوشه ای از همین " دَكانچه "  كه معمولا نزدیك به در خانه ی نشیمن بود محلی بنام بخاری یا خَم (دِگدان) برای آشپزی كدبانو یا " دیگدان ساخته میشد.
هفتم: در سیستان سابق كلیه ظروف مسی بوده و معمولا كاسه های مسی كه برای مراسمات مردم داری پیش بینی می شد در داخل اتاق و روی " رَف " نگهداری میشد، رَف در هر خانه وجود دارد كه معمولا دو طرف خانه و زیر سقف(یعنی محل تلاقی سقف و دیوار) پیشانی مخصوصی ساخته میشد كه به آن رَف اطلاق میگردید.
هشتم:در داخل هر اتاق و در نقطه مقابل درب ورودی درگاهی وجود داشت كه از آن برای تعبیه دریچه های چندگانه ویژه ی عبور هوای تازه استفاده میشده است، علاوه برآن در داخل دیوار ضلع شمالی اتاق همانند جابخاری امروزی مسیری تعبیه میشد كه از بیرون هوا را از انتهای دیوار خانه(بالاترین نقطه دیوار) وارد خانه می كرد و در داخل خانه به ارتفاع نیم متر از كف خانه دریچه ای تعبیه میشد كه این هوا را بخوبی بداخل خانه تهویه میكرد، به این نوع دریچه " سورك " {sorak} اطلاق می گردید.
قابل گفتن اینكه در زمستان همه ی این دریچه ها (دورچه) و حتی " كولك " با گِل ویا با البسه و پارچه مسدود میشد.
نهم: در خانه های سنتی سیستان برای زمستان هم سیستم گرمایشی تعبیه می شد كه بسیار شبیه شومینه دیواری بود و به آن دكدان بخاری خانه اطلاق میشد و لوله ی آن از داخل دیوار خانه عبور میكرد و محل خروج لوله بخاری در بالای بام خانه بصورت بادگیرهای یزدی ولی در مقیاس بسیار كوچكتر و برعكس كولك قسمت شمال آن مسدود میشد و دود از منفذهای جنوبی خارج می گردید.
دهم: قطر دیوارهای خشت و گلی و سنتی سیستان بیش از یك متر و قطر سقف آنها یك خشت خام كه ابعاد هر خشت خام مربع شكل حدود 30 سانتی متر میباشد ساخته می شد.
یازدهم: طبخ غذا در محل (خَم) و یا (بخاری) روی دگدان خشت و گلی و یا " كُته پایه " وبهتر بگوییم سه پایه بوده كه معمولا برای درست كردن چای و یا استفاده از دیگ كوچك بر روی سه پایه و برای دیگ های بزرگ وبا حجم بالاتر روی دگدان خشت وگلی بهره می گرفتند.
ضمنا سوخت مصرفی مردم در سابق هیزم و یا تفاله های خشك شده گاوها بوده است.
اقتباس:کانال لبظ سیستونی


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 15 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 9:48 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

چش پوتیکه(chash potika) یک بازی سرگرم کننده است که در گذشته در سیستان انجام میشده است...
این بازی امروزه انجام نمیشود و تنها چیزی که از آن باقیست،خاطرات این بازیست که فقط در ذهن تعدادی از سالخوردگان سیستانی به جای مانده است...
این بازی به تازگی در یک مراسم عروسی در روستای اسماعیل آباد شهرستان گالیکش در استان گلستان انجام شده است...
روش این بازی اینگونه است:
در این بازی دو نفر از جوانان یا نو جوانان تیز هوش انتخاب شده و یک پارچه ی نیم متری به هر یک داده می شود...
سپس داور چشمان دو حریف را بسته تا چیزی را نبینند،و برای اطمینان با اشارات دست از آنها میپرسد آیا میبینی.؟
و پس از اطمینان از ندیدن بازی را آغاز میکند...
این دو حریف را در یک دایره حدودن به شعاع 10متر رها کرده،داور کمربندی چرمی را به زمین میکوبد و سپس به گوشه ای پرتاب میکند...
سپس هر دو نفر به جستجو ی کمربند میپردازند...
هر کدام از حریفان که کمربند را یافت به حریف می گوید:اگجه یی.؟
(یعنی کجایی.؟)
سپس حریف میگوید:اینجائو...
(یعنی اینجایم)
و سریع جایش را تغییر میدهد...
کسی که کمربند را در دست دارد باید حریف را پیدا کند و با کمربند او را بزند...
و حریف سعی کند کمربند را از او بگیرد...
در یک زمان محدود یک دقیقه ای هر کدام که توانست کمربند را نگه دارد برنده این بازی است...
به گفته ی یکی از بزرگان:در زمانهای گذشته این بازی نوعی تمرین برای زمان جنگ بوده تا اگر کسی در حین نبرد چشمانش را از دست داد بتواند به جنگ ادامه بدهد یا از خود دفاع کند...


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 14 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 1:1 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

نام بازی : چون این بازی مختص منطقه سیستان است نام دیگری ندارد. ولی من نام بازی را به فارسی می گذارم  :  خط روی دیوار
تعداد بازیکنان : 5 تا 10 نفر
زمان بازی : 10 تا 20 دقیقه
سن بازیکنان : همه ی گروه های سنی
ابزار لازم : ندارد
محوطه بازی : داخل روستا
اهداف بازی : سرعت عمل در پیدا کردن خط ها – تقویت قوای جسمانی – افزایش قدرت بینایی و دقت – تمرکز بالا – همکاری و هماهنگی بین گروه و ...... 
شرح بازی :
در این بازی ابتدا دو گروه 5 نفره تشکیل می دهیم و سپس قرعه کشی بین دو گروه انجام می شود و هر گروه که برنده قرعه شد در کوچه ها و محلی که از قبل مشخص شده در روستا بر روی دیوار های کاهگلی نه دیوار سیمانی یا نوع دیگر ( فقط دیوار کاهگلی ) و یا روی زمین خط هایی را با چوب می کشند و بر می گردند البته یک نفر هم به عنوان  داور محل خطها و تعداد آنها  را  یادداشت می کند که بعد گروهی به قول معروف تقلب نکند ، سپس گروه دیگر با دستور داور دنبال خطها می گردند و اگر خطها را پیدا کردند با صدای بلند اعلام می کنند و با صدای بلند می گویند : السور کوره  ، منظور این است که خطهایی که شما کشیده اید ما پیدا کردیم .
داور هم بررسی می کند و اگر خطها تعداد و محلشان درست بود آن تیم برنده اعلام می شود و سپس گروه دیگر جایش را با آنها عوض می کند و بازی به همین صورت ادامه می یابد تا زمانی که یک گروه تعداد خط بیشتری را خط زده باشد و برنده معرفی می شود .
از این نوع بازی ها در گذشته بسیار بوده و انجام می شده و به دلیل نبود تلویزیون و سرگرمی های امروزی ، مردم برای پرکردن اوقات فراغت خود و فرزندان شان ، پس از کار روزانه و فعالیت در مزرعه در محل هایی مثل میدان مرکزی روستا و یا زمین های صاف و هموار در کنار روستا ، زن و مرد و دختران و پسران روستایی دور هم جمع می شدند و شروع به بازی می کردند.  منبع:وب سایت سیستان ورزش


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 12 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 10:48 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

فامیل خواجه علی
تیره ای ازطایفه بارکزایی راخواجه علی می نامند ودرمنطقه سیستان زندگی می کنند. دارای نام خانوادگی خواجه علی می باشند.اصل جایگاه اولیه خودرا منطقه خواجه علی استان هلمند یاهمان خواجه علی (سیستان)بزرگ است وخود را از اعقاب محمدافضل خان بارکزایی وبابکرخان بارکزایی می نامند وتیره خواجه علی به خاطر کشش های نسبی یاسببی تن به ترک دیار خودداده است
شجره خواجه علی های سیستان:حمید.عباسعلی.رضا.حیدر.اسماعیل


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 18 اسفند 1394برچسب:, :: 10:18 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

یک اتفاق مهم که در دوره اواخر دوران سلطنت نادر شاه و اوایل سلطنت برادر زاده وی، عادل شاه سبب کوچ عده‌ای از مردم شیعه غوریان هرات به سوی سیستانِ ایرانشد که مطلعین طایفه از آن به دو صورت سخن می‌گویند.گروه اول معتقدند که اختلاف بین شیعه و سنی، سبب اصلی این جلای وطن بوده است.گروه دوم می‌گویند که یکی از سران غوریان هرات، از طایفه هراتی دختر می خواهد تا به حاکم خود پیشکش نماید.این درخواست سبب گردید تا خانواده‌های این طایفه از غوریان بگریزند و به منطقه شاهان گرماب، در ۱۲۰ کیلومتری شهرستان سرخس کوچ کنند.در این اتفاق، مردی به نام محمد با دختران و دوپسر خود یعنی مصطفی ومرتضی، بعد از این که وارد شاهان گرماب سرخس شدند، همچنان تحت تعقیب نیروهای حاکم هرات بودند.در نتیجه محمد با خانواده خود به جنوب تربت حیدریه مهاجرت کرده وسپس به بیرجند وشوسف می‌روند.مصطفی در شوسف ازدواج می‌کند و در در همان جا نیز از دنیا می‌رود.و باقی افراد خانواده به سیستان وارد شده و توسط دوست محمد کول در محل سکونت فعلی شان ساکن می‌شوند.


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 16 آذر 1394برچسب:, :: 11:20 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

احوالپرسی درسیستان سبک وسیاق به خصوصی دارد.

اصولاًکسی که واردمجلسی می شوددرابتداخطاب به همه می گوید:کل جمع خوش آمدید.

سپس باتک تک افرادباذکر نام احوالپرسی می کنند:

کبلایی رحمت خوش آمدی آقا

مشدی فقیرخوش آمدی

حاج رسول آقاخوش آمدی آقا

بعدازاین حال واحوالپرسی دوباره همه راموردمخاطب قرارمی دهدوباصدای بلندمی گوید:کل جمع آقایان خوش آمدید.

رفتارهای پسندیده دربرقراری ارتباط:

 1-درسلام کردن پیش قدم باشید(بویژه افراد کوچکتر به بزرگتر)

 2-درمکانهای عمومی وقتی دوست شما ازروبرومی آید لازم نیست احوال پرسی را از فاصله ی دورشروع کنید.

 3-کلمات احوالپرسی باید محترمانه وبافعل جمع بکار روند .

 4-باآرامش وکلمات شمرده احوال پرسی کنید .

 5- اگردیگران درجمع به احترام درمقابل شخصی برخاستند شمانیز برخیزید هرچند وی را نشناسید .

 6- اگراز پله ها بالا رفته یا دویده باشید صبرکنید تاتنفستان عادی شود بعدوارد شوید واحوال پرسی کنید.

  7-هنگامیکه برای رسیدن به مقصد باید ازچندین دربگذرید لازم نیست پشت تمام درها بایستید وبه دوستان تعارف کنید.(یکبارتعارف پشت در اول کافیست)

 8- هنگام احوال پرسی چیزی نخورید.

 9 - اگرکسی به احترام درمقابل شما برخواست حتماً ویرا به نشستن وراحت بودن دعوت کنید . (نه آنکه حرکت محترمانه ی ویرا فراموش کنید وبه دنبال احوال پرسی بادیگران ویا کاری دیگر بروید).

10 -وقتی کسی عجله دارد بهتراست به وی دست ندهید واحوال پرسی را طولانی نکنید.


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 15 آذر 1394برچسب:, :: 4:57 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

سکایی باستان
سکاها دسته ای از ایرانیان بودند که در خاور دربای کاسپین و باختر آن پراکنده بودند.سکاهای باختری، چندی بر مادها مسلط بودند و هیچ دور از ذهن نیست که در این مدت این دو زبان از همدیگر اثر گرفته باشند.این زبان با زبانهای مادی و پارسی یکسان نبوده اما تفاوت فراوانی هم نداشته است چنانچه هرودوت مینویسد که هووَخشتَر "پادشاه ماد"، با گروهی از سکاییان جنگجو که پناه آورده بودند؛ به احترام رفتار کرد و دسته ای از کودکان ماد را به ایشان سپرد تا زبان خود را به آنان بیاموزانند. همین مورخ برخی از افسانه های ملی و داستانهای سکایی را درباره اصل و نژاد و تاریخ کهن این قوم آورده است. استرابون (جغرافیایی نویس یونانی سده نخست میلادی) به نزدیکی فراوان زبانهای سکایی و مادی و پارسی باستان اشاره کرده است.
از زبان سکاهای خاوری و باختری،چند واژه که بیشتر آنها نام خاص هستند باقی مانده است که در زیر چند نمونه از زبان سکاییان باختری را که در نوشته های یونانی و لاتینی به جای مانده است، می آوریم:
Arvant تند و سریع
Aspa اسب
Aatar آذر
Baazu بازو
Charma چرم
Chyavشدن
Gaushaگوش
Haptaهفت
Hushkaخشک
سکایی میانه
سکاها از قبایل آریایی نژادی هستند که از هزاره نخست پیش از میلاد تا سده دهم میلادی در گستره ی پهناوری از کناره های دریای سیاه تا غربی ترین استان های چین پراکنده بودند. از زبان ایشان در دوره باستان اثری جز چند واژه و نام خاص باقی نمانده است اما از این زبان در دوره ی میانه، آثار زیادی یافت شده که بیشترآنها، مربوط به سده ی هفتم تا دهم میلادی می باشند، برای نوشتن این زبان از الفبای براهمی استفاده شده که برای نگارش سکایی متناسب شده بود؛ این الفبا را سکاها از هندیها و آنها نیز از آرامی ها گرفته بودند.الفبای براهمی از چپ به راست نوشته میشود و همچون میخی پارسی باستان ، به شکل هجایی است به این ترتیب که همراه هر صامت یک مصوت نیز وجود دارد.


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 18 آبان 1394برچسب:, :: 8:40 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

واژه ی كِشتگَر در سیستان واژه ای مقدس و قابل احترامی است كه در عرف ایران به آن زارع گفته می شود   كشتگر (زارع) در سیستان مهمترین ادوات مورد نیازش  یك تیشه ی 5 میخه است كه بوسیله آن با استفاده از توانمندی و زور مندیش تلاش می كند و از عرق جبین و دستان پینه داده اش رزق و روزی حلال بر سفره ی همسر و فرزندانش می برد او از این بابت در ادبیات عرفی و فرهنگی سیستان جایگاه ویژه ای دارد.

در حقوق ایران عقودی بنام مزارعه و مساقات وجود دارد . در این عقود چون زارع ریشه کشت خود را با اجازه مالک در زمین  وی ایجاد نموده‌ ،  لذا ریشه موجود در زمین متعلق به زارع در نظر گرفته می شود  حتی بعداز اتمام عقد ، این  ریشه حقی را برای زارع درزمین مالک ایجاد می‌نماید که اصطلاحاً بدان حق ریشه می‌گویند كه البته بنظر میرسد در سیستان این حق كشتگر مغفول مانده است.

در اغلب نقاط ایران زارع متصرف زمین به حكم عرف و عادت از بعضی از حقوق تصرف بهره مند است. این حقوق عموما به نام حق ریشه و یا   در اصطلاح محلی در آذربایجان جور    در بعضی از نقاط اطراف تهران قراپشك  در مازندران حق تبرتراشی و  كارافه   و یا  در نقاط مختلف به اسامی مختلفی مثل   :  حق زارعانه،حق سرقفلی زراعت  ، حق نسق  ،  حق  آبادانی  ،  حق  بنه  ،  حق آب و گل   ،  حق  تصرف  ،  حق كسب و پیشه زراعی  و.......نامیده می شود   .   این حق زارعانه مشابه همان حق سرقفلی است كه در تجارت به كار می رود.
 از نظر قانون  و  عرف  این حق برای صاحبان آن  به  رسمیت  شناخته شده و ضمن اینكه مورد حمایت قوانین  جاری كشور می باشد ،  قابل به ارث رسیدن به ورثه نیز می باشد .
زارعی كه صاحب حق ریشه است در زمانی كه به هردلیل ملك را ترك می نماید  ، باید به حق خود برسد   . مثلا اگر مالك اقدام به فروش ملك خود نموده   و   یا اگر ملك باید برای اجرای طرح های دولتی توسط دولت تملك شود و یا به هر دلیل دیگر ... حق ریشه زارع باید ارزیابی شده و به زارع صاحب حق  پرداخت گردد .  میزان   حق ریشه  در صورت عدم توافق بین مالك و زارع  ، توسط خبرگان یا كارشناسان ارزیابی و تعیین می شود .

ارسال شده در تاریخ : جمعه 15 آبان 1394برچسب:, :: 1:57 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

به قلم محمودخلیلی:

انتشار چند جلد از «مجموعه سیستان» – کتاب های «گویش سیستان» و «ادبیات سیستان»- که داستانگوی دانش، فرهنگ خویی و پشتکار غلامرضا عمرانی است، کوششی ستودنی برای نگه داشت گوهری گرانقیمت از میراث معنوی ایرانیان است...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 3 آبان 1394برچسب:, :: 4:31 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

پیرمردان زابلی هنوز نهر آب خویش را لایه روبی می کنند. پیرمردانی که بعضاًبیش از 75سال سن دارند.این پیرمردان در نهر آب روستا تمام توان خویش را بکار می برندتا نهر آب لایه روبی شود.آنهابعضاً به مدت یک ماه هر روز تیشه میزنندواین تیشه زدن به صورت حشر وپاگو بوده است.حشر به تمام افرادی که لایه روبی می کردند می گفتند. وپاگو عبارت از  شش نفربودند که  با هم دریک کار شروع به تیشه زدن می کردند. در کف نهر آب دونفر خاک را می کندند وبه بالامی انداختند . دونفر در وسط خاکریز کار میکردند وخاک را به بالا می بردند . که در اصلاح به ان  آلون دم می گفتند ودونفر بالای خاکریز در آلون باد خاک را دور می کردند تا دوباره به کف نهر بر نگردد. ولی گاهی مواقع آنقدر خاکریز بالا بود که یک نفررسوبات را از کف نهر می کند وپنج نفر دیگر آنها را به بالا خاکریز می بردند .چون این کار سخت وطاقت فرسا بوده،سالها است که این روش منسوخ شده است وبا ماشین ونهر کن انجام می شود .ولی درمنطقه سیستان،مسئولین نمی خواهند این کشاورزان راحت به این فناوریهادسترسی داشته باشند و آنها را مجبورمی کنندکه نهر آب را به همان روش قدیمی لایه روبی کنند .درصورتی که این کارتاثیرآنچنانی در لایه روبی ندارد.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 27 مرداد 1394برچسب:, :: 4:9 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

یکی دیگر از بازی هایی که در سیستان انجام می شد کولخشک یا همان سرسره بود. سد بند ها که در اطراف نهرها و رودهای سیستان وجود داشتند محل بازی کودکان و نوجوانان سیستانی بوه است. که روی سد بند یا خاکریز یک سرسره با خاک درست میکردند و داخل سرسره آب میریختند تا لیز شود از بالای سد بند خودشان را رها میکردندو با سرعت به کانال پر از آب پرتاب میشدند تفریح بسیار خوب و لذتی واقعا وصف نشدنی داشت  مثل سرسره آبی ها ی امروزه.ولی در حال حاضر نه از آب خبری و نه از کولخشک


ارسال شده در تاریخ : شنبه 17 مرداد 1394برچسب:, :: 1:15 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

سفر تازه رییس جمهوری به استان کردستان بار دیگر اهمیت رسیدگی بیشتر به حقوق اقوام را مورد توجه قرار داد. ایران کشوری رنگارنگ و متکثر است که حفظ وحدت ملی در گرو رعایت این تنوع و حقوق همه اقوام است.تدریس رشته زبان و ادبیات کردی در دانشگاه و راه اندازی بخش کردی خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، دستاوردهای سفر دولت یازدهم برای خطه کردستان است که نه فقط در ایران بلکه در جهان نیز با بازتاب های مثبتی همراه بود .همین امر اهتمام جدی دولت درامور سایرقومیت هاازجمله سیستانی ها رانیزمی طلبد....

 



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 11 مرداد 1394برچسب:, :: 6:55 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

يكي از مهمترين  دغدغه هاي سيستان  صرف نظر از مشكلاتي طبيعي  فراموشي وبكارگيري به  اشتباه  گويش ، لهجه ويا همان  لبظ  شيواي سيستاني است.اين روزها با توجه  به  برخي تغيير وتحولات  ناشي از رشد فرهنگي ، چشم  وهم چشمي ها ويا برتري خواهي افراد  باعث گرديده تا قشر تحصیل كرده  سيستاني نيز با اين  نوع  گويش فاصله  گرفته  تا بدانجا كه  در جمع خانوادگي ، اجتماع وموارد مشابه  حاضر به  حرف زدن  به  لهجه سيستاني نباشند...

 

 



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 4 مرداد 1394برچسب:, :: 8:6 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

در راستای حفظ، احیاء و تقویت زبان مادری وبرابراصل15قانون اساسی جمهوری اسلامی «تدوین و تدریس کتابچه آموزشی زبان سیستانی» در مدارس سیستان جزء ضروریات فرهنگی این منطقه است تازبان وگویشی دیگربه زبانهای مرده دنیاافزوده نگردد.

پیشنهاد می شود از مجموعه کتب گویش سیستان، تألیفات ارزشمند استاد بزرگوار غلامرضا عمرانی که به زودی شاهد انتشار جلد هشتم آن نیز خواهیم بود، جزوه ای آموزشی جهت تدریس زبان سیستانی در مدارس سیستان تهیه شود.


ارسال شده در تاریخ : شنبه 13 تير 1394برچسب:, :: 1:9 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

 

دل مويه ها؛شرح اماكن ومساكن نيزارهاي هامون سيستان 

خواندن این کتاب را به تمامی سیستانیان بخصوص نسل امروز و همه کسانی که اندیشه سیستان را در فکر و ذهن دارند توصیه مینمایم.  دل مویه ها (شرح اماکن و مساکن نیزار هامون سیستان)

پدیدآورنده: ابراهیم محمودی
ناشر: امینان - 01 مرداد، 1390
قیمت پشت جلد: 80000 ریال
تعداد صفحه: 368
شابک: 978-600-92151-4-0
قطع کتاب: رقعی
وزن: 800 گرم
کتاب دل مویه ها درمحتوای خود به معرفي و شرح جغرافيايي و تاريخي اماكن و مساكن نيزارهاي هامون در سيستان شامل: «خاريكه»؛ «برنگ»؛ «کنگ قروتخوار یا درد دل»؛ «بش دلبر»؛ «لورگ باغ» و «كوه خواجه»و«سرکال»و «سوزکم»....و پرداخته است.  و همچنین به معرفی بزرگان طوایف مسکون شده در آن مناطق از سیستان از جمله :بزرگان طوایف ، محمودی ،قروتخوار ،سنچولی،شاهرودی و ....بطور مختصر و به روابط اجتماعی وفرهنگی وفرهنگ آن مناطق درآن سال ها پرداخته است.در بخشی مجزابه علل وقوع بلاياي طبيعي در اين استان در صد سال اخير پرداخته  است. در پايان نيز اشعاري از نگارنده در قالب هاي شعري غزل و رباعي در وصف استان سيستان گنجانده شده است

ارسال شده در تاریخ : شنبه 13 تير 1394برچسب:, :: 12:48 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

این فامیل همانند فامیلهای تجگی، ارجونی، اوکاتی و نورا، از منطقه لاش و جوین به سیستان مهاجرت کرده‌اند و هم اکنون در شهرستان زابل زندگی می‌کند. مردم این طایفه به گویش سیستانی تکلم می‌کنند. و همچنین گنجعلی نام خانوادگی شمار زیادی از مردم روستای اسحق اباد شهرستان نیشابور است که این روستا پیشینه تاریخی زیادی دارد و مردم در آن از زمان‌های دور ساکن بوده‌اند.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 تير 1394برچسب:, :: 2:6 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

این طایفه در عصر پهلوی از مناطق لاش وجوین افغانستان وارد منطقه سیستان گردیدند واز آن پس در صحنه سیاسی واجتماعی منطقه حضور چشمگیر وفعال داشته اند...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 تير 1394برچسب:, :: 1:14 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

هر قوم و ملتی به همان اندازه که مرزهای زندگی مادی و تفکرات معنوی خود را گسترش می دهد زبان خود را توانا تر و عمر آن را درازتر می نماید زیرا همانگونه که آشکار است و همگان به آن پی برده اند زبان پدیده ایست همچون موجودات زنده ٬ روزی هستی می یابد ٬ مدتی چند به حیات خود ادامه می دهد و چون مناسبت و سرزندگی خود را از دست داد عمرش به سر می رسد . طول عمر هر زبانی ٬ بسته به نیروی حیاتی و قوه ابداع و خلاقیت اهل آن زبان است.

اهل زبان را می توان به ساکنان شهر هایی تشبیه کرد که معماران آن زبان ساخته اند و این معماران کسانی نیستند جز شاعران ٬نویسندگان ٬ علما و متفکران آن قوم . معماران زبان اصیل سیستانی نیز متفکران و بزرگان این قوم در هزاران سال پیش اند که کلمه به کلمه این زبان را همچون معماران ماهر کنار هم چیده اند و دلیل بقای این زبان نیز مهارت معماران گذشته آن بوده و بس .

اکنون وظیفه ما ساکنان شهر زبان سیستانی پاسداری و حراست از میراث گران قدریست که این بزرگان از خود به یادگار گذاشته اند . بدیهیست که اهل این شهر ( شهر زبان سیستانی ) در آستانه ورود به قرن بیست و یکم ٬ با نیاز ها و مسائل خاصی مواجهند که ناچار باید به وسعت و ظرفیت آن بیافزایند اما نه بگونه ایی که این میراث گرانبها ی بجا مانده از نیاکانمان را ویران نموده و از ساختارهای نحوی اصیل سیستانی به آسانی بگذریم زیرا برماست که با استفاده از ساختار ها و صرف و نحو های اصیل سیستانی در لغات وارد شده در این زبان٬آن را همچنان اصیل و سالم نگه داشته تا مبادا در آینده روزی فرا رسد که سیستانی زبانان به واقع سیستانی صحبت نمی کنند و دو سیستانی زبان هم را نمی فهمند

زبان سیستانی زبانیست که اندیشه٬هویت و قومیت ما را شکل داده و دست کم با برخی از ظریفترین و ژرف ترین جنبه های معنوی آن یکی شده است . از این روست که اگر زنده ترین و خلاق ترین انگلیسی زبانان و فارسی زبانان و عرب زبانان جهان گرد آیند و همه توانایی های زبانی خویش را روی هم ریزند قادر نخواهند بودمحتوای اندیشه و تفکرات معماران زبان سیستانی را بدرستی در ظرف زبانی دیگر بیان کنند


ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 تير 1394برچسب:, :: 1:6 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

تیموری ، ایل ترک یا مغول تبار خراسان وسيستان وافغانستان  یکی از ایلات چهار اُویماق...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 تير 1394برچسب:, :: 12:27 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

گزارش:میلاد جهانتاب-خبرگزاری مهر

 بوی مرده ها نامی بر آیین زیبا و بر جای مانده از گذشتگان است که روز ۱۳ رجب مصادف با سالروز تولد امام علی(ع) طی آئین خاص و مختلف در جای جای سیستان اجرا می شود...
 


 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 16 ارديبهشت 1394برچسب:, :: 9:37 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

وبلاگ شهریارزاهدان نوشت:

در عرف گذشته روستاهای سیستان یعنی زمانی که برق نبود و بلندگویی وجود نداشت یکی از افراد روستا که دارای صدای بلند داشت و منزلش در مرکز روستا قرار داشت بدستور کدخدا و یا آبیار روستا بعنوان جارچی شناخته میشد و فرامین اجتماعی کدخدا، آبیار و حتی ملای ده را اجرا میکرد.
 این شغل یک کار افتخاری بحساب می آمد و فرد جارچی از این بابت دستمزدی دریافت نمی کرد، او در زمانی که اشَرِ روستا برای لایروبی نهر و یا رودخانه عازم کار دسته جمعی می شد وظیفه داشت ساعت ، زمان و محل تجمع و حرکت را با داد زدن و چندین مرحله در شبهای قبل ازحرکت به اطلاع مردم روستا برساند.
 جارچی غیر از مباحث حرکت دادن اشَر در اطلاع کردن مردم در مراسمات مرگ و میر نیز بعضاً ایفای نقش داشت، اگر چه اطلاع رسانی در مسائل مرگ و زِند کار دلاک روستا بحساب می آمد ولی جارچی همیشه در بالاترین نقطه قرار می گرفت و نیات کدخدا و یا آبیار در تمام امور روستا را به اطلاع عموم میرساند.کار اطلاع رسانی مدیران فعلی روستاها از جمله دهیار و شورای اسلامی در حال حاضر از طریق بلندگوهای مساجد و حتی فناوری های جدید (پیامک، وبلاگ و...) با صرف هزینه هرچند اندک بانجام میرسد و جارچی های سابق دیگر نیستند که بصورت افتخاری و مشارکتی انجام وظیفه کنند!! 

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 6 ارديبهشت 1394برچسب:, :: 2:26 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

هنگامي كه  گندم  پَلوي وهنوز كاملا" خشك  نشده كمي آن را حرارت  داده  تا داسها سوخته  وجدا گردد .در ادامه در برابرنور مستقيم آفتاب قرار مي دهيم   تا كاملا" خشك  شود . سپس آنها را تكانده  تا دانه ها از خوشه  جدا گردد .وپس از جدا سازي با آسياب دستي بلغورنموده  ودر ديگ  بزرگي كه قبلا" شير تازه  در آن  ريخته ايم قرارمي دهيم   ومي جوشانيم  تا شير كاملا" جذب گندم  بلغور شده گردد . .
حدود 24 ساعت  در همان  ظرفها مي ماند سپس آن  را در برابر حرارت  خورشيد خشك  نموده  وبه  صورت  برنج  دم  كرده و نوش جان  مي كنيم   . گاهي نيز دوشاب (دوشو) روي اين  دم  كرده مي ريزند تا  خوشمزه تر شود 


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 3 ارديبهشت 1394برچسب:, :: 5:40 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 23 صفحه بعد

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content