گفتگوی ناصراالدین شاه با انصاری
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

 گفتگوی ناصراالدین شاه با انصاری!!!!!
با قرارداد مک ماهون بخش های عمده ی سیستان از ایران جدا شد.
 انصاری رییس هیئت مذاکره کننده ی ایرانی به حضور ناصرالدین شاه رفت و گفت :
اگر همین قسمت مثلثی شکل را در جنوب شرق که تتمه ی سیستان است را به انگلیس ها بدهیم دعوای ما و انگلیس تمام می شود.
ناصرالدین شاه خطاب به انصاری گفت: ایرادی ندارد فقط یک سوال مرا جواب بده اگر این بخش (سیستان فعلی ) را هم به انگلیس ها بدهیم آن وقت با چه رویی شاهنامه را زیر بغلمان بگیریم.
✍ درود به روان مقدس فردوسی که اگر نبود وشاهنامه ای راسرایش نمی نمود تتمه ی   سیستان را نیز از ایران جدا می کردند.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 4 خرداد 1395برچسب:, :: 10:5 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

شهرستان نیمروز از شمال و شمال غربی با کشور افغانستان و خراسان جنوبی (شهرستان نهبندان) و از جنوب با شهرستان زابل و هامون و از شرق با شهرستان هیرمند و از غرب با شهرستان زاهدان و نهبندان هم مرز می باشد و در شمال دشت سیستان واقع گردیده است. این شهرستان ۴۸۹ متر از سطح دریا ارتفاع داشته و ۱۸۲۳ کیلومتر تا تهران فاصله دارد...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 6 مهر 1394برچسب:, :: 5:43 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

متن اعلامیه جهانی حقوق بشر
این «اعلامیه جهانی حقوق بشر» را به عنوان یک استانده ی مشترک و دستاورد تمامی ملل و ممالک اعلان میکند تا هر انسان و هر عضو جامعه با به خاطرسپاری این «اعلامیه»، به جد در راه یادگیری و آموزش آن در جهت ارتقای حرمت برای چنین حقوق و آزادیهایی بکوشد و برای اقدامهای پیشبرنده در سطح ملی و بین المللی تلاش کند تا [همواره] بازشناسی مؤثر و دیده بانی جهانی [این حقوق ] را چه در میان مردمان «ممالک عضو» و چه در میان مردمان قلمروهای زیر فرمان آنها [تحصیل و] تأمین نماید...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 11 مرداد 1394برچسب:, :: 7:5 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

سفر تازه رییس جمهوری به استان کردستان بار دیگر اهمیت رسیدگی بیشتر به حقوق اقوام را مورد توجه قرار داد. ایران کشوری رنگارنگ و متکثر است که حفظ وحدت ملی در گرو رعایت این تنوع و حقوق همه اقوام است.تدریس رشته زبان و ادبیات کردی در دانشگاه و راه اندازی بخش کردی خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، دستاوردهای سفر دولت یازدهم برای خطه کردستان است که نه فقط در ایران بلکه در جهان نیز با بازتاب های مثبتی همراه بود .همین امر اهتمام جدی دولت درامور سایرقومیت هاازجمله سیستانی ها رانیزمی طلبد....

 



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 11 مرداد 1394برچسب:, :: 6:55 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

لشکرگاه شرقی ترین شهر سیستان که براثرخیانت قاجارهادرکشورافغانستان جامانده است.

نمایی ازشهرلشکرگاه مرکزاستان هلمندافغانستان؛شرقی ترین شهر سیستان باستانی

رودخانه هیرمند دراین منطقه پرآب وهمیشگی است تابه سدکجکی درکنارلشکرگاه میرسد.

وبا آب هیرمند چه کشاورزی راه انداخته اند!بی آنکه بدانندحق السهم بقیه را هم بایدبدهند!


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 17 تير 1394برچسب:, :: 6:22 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

امنیت اولین نیاز یک جامعه است. امنیت توجیه اجرای دیوار مرزی در منطقه بود. دیوار و خاکریزهایی که در امتداد مرز ایران و ‌افغانستان تا دل هامون پیش رفت به مردمی که خسته از نا امنی و قانون شکنان بودند را امیدوار به ایجاد ثبات و امنیت پایدار در منطقه کرد...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 خرداد 1394برچسب:, :: 9:37 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

جغرافی نگاران این محل را غالباًدر نقشه ی سیستان به نام حصار تاق نشان داده اند که البته نام اصلی این ناحیه همین بوده است، زیرا این منطقه مساحتی در حدود (500) میل مربع را شامل می شود. وقتی شاهد مدنیت شکوهمندی بوده و حتی این منطقه در مجموع گدام غلهء شرق گفته میشده است. حصار تاق مانند اکثر شهر های قدیمی دارای سه قسمت بوده است: نخست ارک که دورادور آن حصار بیضوی کشیده شده بود و محل وصل به ارک از طریق پل متحرک روی خندق میسر می شده دوم شارستان که مساحت بیشتری راشامل می شده محل بودوباش ملاکان و اشراف بوده است و سوم  ربض که نسبت به شارستان بزرگتر بوده محل زیست برای دهقانان و پیشه وران و اهل کسبه و قشون را تشکیل میداده است. دوره عظمت حصار تاق در قرون قبل از میلاد بوده و در سده های 9 - 15 میلادی با وجود لشکر کشی های ویرانگرانه ی چنگیز تا جایی آبادان بوده است. تیمور در اثر زخم وارده در همین ناحیه لنگ شده وبه تیمور لنگ معروف گردیده است. البته هنگامیکه این شهر بزرگ به ویرانه مبدل گردید نام ساروتار(بیابان بی آب و علف و غیر قابل زیست )را به خود گرفت.


ارسال شده در تاریخ : شنبه 2 اسفند 1393برچسب:, :: 8:48 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

قلعه چهل برج واقع در15کیلومتری شرق زرنج؛سرزمین فراموش شده ای که قلب دنیای سیستان دیروز بود ، نیمروزی که در امتداد تمدن دوره های مختلف بوده است . اگر گذرتان روزی به این دیار آباء واجدادی سیستان افتاد،خواهی نخواهی نظرتان به قلعه های باشکوهی که امروزه بصورت متروکه درآمده است جلب خواهدشد. بله این دیار عیاران سیستان است.دیاری که درآن فرخی سیستانی،ابوداود سجستانی وده ها دانشمند ، نویسنده و عالم بزرگ و...می زیسته اند. در این دیار زمانی پادشاهان بزرگی چرخه قدرت را به دست داشته اند و حتی اگر به تاریخ مراجعه نمائید می توانید زرنگه یا همین زرنج امروزی را به عنوان پایتخت ایران قدیم ببینیم . نیمروز با تاریخ 5000 ساله خویش همچون نگینی درخشیده است ، این سرزمین زمانی گدام اسیا نام داشته است چرا که زمین های کشاورزی آن با آب فراوان که از دل کوههای مرکزی افغانستان در بستر رود خانه هیرمند و از آنجا هم بوسیله کانال های خروشان آب که در آن زمان حیرت هر بیگانه ای که از آن دیار گذر می کرد را بر می انگیخت آبیاری میشدند . سیستم لوله کشی آب  2000 ساله از عجایب سیستان قدیم محسوب می شود ، شاید کمتر کسی باور کند که در آن زمان مردم نیمروز از شبکه آب رسانی زیرزمینی بهره مند بودند این شبکه بوسیله کندن کانال های باریک با خشت های پخته کار گذاری شده و بطور خط مستقیم از یک خانه به خانه دیگرارتباط داشته است البته این نکته را باید ذکر کرد که این امر شامل حال تمام ساکنان این سرزمین نبوده بلکه آنانی که در قلعه ها و حصار ها زندگی می کردند دارای چنین سیستم قدیمی آب رسانی بودند که شواهد عمده آن را در اطراف چهل برج میتوان دید. آنان از این سیستم لوله کشی قدیمی برای صرف آب آشامیدنی و دیگر امورات زندگی استفاده می کردند. قلعه هایی که از خشت خام ساخته شده و سر به فلک کشیده اند در بعضی حالات در دنیا  بی نظیرند. سکه ها و مجسمه های بدست آمده از اطراف این قلعه ها حاکی از تاریخ چند هزار ساله آنان است . موره های بودای قدیمی که از اطراف چهل برج پیدا شده اند نشان دهنده تاریخ ما قبل این قلعه است . مجسمه های برنزی و مسی با سر های پادشاهان اشکانی که از دل خاک های اطراف به دست آمده اند این امر را هویدا می سازد که اشکانیان در اینجا نیز میزیسته اند .مجسمه مومیایی بدست آمده با قدمت 3500 ساله آن که گفته میشد متعلق به دختر خشایار شاه ، شاه بزرگ هخامنشی بوده است که بصورت ماهرانه ای مومیایی گردیده و  در یکی از برج های این شهر بصورت عمودی جای داده شده بودازجمله این کشفیات است.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 بهمن 1393برچسب:, :: 1:9 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

براساس توافقنامه سعدآباد، در ششم بهمن ماه 1317 قرارداد تقسيم آب هيرمند بين تهران و کابل در شانزده ماده منعقد مي‌گردد. بر اين اساس ايران از «دشت نااميد» به مساحت 3 هزار کيلومتر چشم پوشيد و عملاً سرچشمه هيرمند از دسترس ايران خارج می شود و متقابلاً افغان‌ها پذيرفتند که ايراني‌ها بتوانند به صورت مساوي از آب اين رودخانه بهره‌مند شوند.
قرارداد تقسيم آب هيرمند به تصويب مجلس شوراي ملي ايران رسيد. اما با وجودي که به امضاي هيات وزيران کابل رسيده بود مجلس شوراي ملي اين کشور از تصويب آن خودداري کرد.
متعاقباً دولت افغانستان از دولت ايران درخواست کرد که طي يادداشت رسمي جداگانه که به تصويب مجلس شوراي ملي ايران نيز برسد با آزادي کامل افغانستان در هرگونه مداخله در آب رودخانه هيرمند در بخش بالاي بند کمال‌خان موافقت نمايد. اين درخواست، آشکارا بر ضد منافع ايران بود. زيرا علاوه بر اينکه رضاخان بخشي از خاک ايران را به افغانستان واگذار کرده بود، امکان دخل و تصرف کابل در بخش‌هاي بالايي هيرمند عملاً مي‌توانست مانع از رسيدن آبي به بند کمال‌خان شود تا به صورت مساوي تقسيم گردد.
بنابراين اولين گام خيانتي رضا خان در سیستان تحت مديريت انگليسي‌ها برداشته شد.
پس از این بخشش ننگین رضاخان برخی از پژوهشگران عنوان کردند که سیستان تا بیست سال دیگر خشک می‌شود اما با این وجود شاه این قسمت ها را در اختیار افغانستان قرار داد.
دشت ناامید، منطقه نسبتاً گسترده‌ای بود که در امتداد مرز ایران و افغانستان در میان چند منطقه پرارتفاع‌تر واقع شده‌ بود، بخشی از دشت ناامید به وسیله رودخانه فراه و شاخه‌های فرعی آن آبیاری می‌شد و بسیاری از کوچ‌نشینان در منطقه به پرورش گوسفند و شتر می‌پرداختند.
از جمله دلایل مشکلات کم آبی و بادهای 120 روزه منطقه سیستان این بخشش های تاریخی رضا شاه بود که اگر دشت ناامید را نمی‌بخشید سیستان  نه تنها بی‌آبی امروزی را نداشت بلکه بادهای 120 روزه که عرصه را بر مردم این منطقه تنگ می کند نیز وجود نداشت. 


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 15 بهمن 1393برچسب:, :: 8:50 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

 تشبيه كهنه‌ای است؛ اما چه بگويم كه مدادپاك كن برداشته‌اند و به جان نقشه‌ی جهان افتاده‌اند؛ ابتدا سابوری را پاك كردند و بعد هم به فاصله‌ی اندكی هلمند را؛ و اينك به جان تمامی ملك نيمروز افتاده‌اند!

 غافل كه مدادهای سرخ و سبز و آبی هنوز نمرده‌اند؛
 به دست‌های كودكان داده‌ايم؛ فراوان؛ و آن‌ها- مي‌دانيد كه- بلد نيستند مرزها را رعايت كنند؛ كودكند ديگر!

غلامرضا عمرانی؛


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 15 دی 1393برچسب:, :: 8:19 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

تاریخ نویسان سال 1930 میلادی رابرای مردم سیستان بعنوان سال شوم یاد می کنند.زیرا پایه ی بدبختی سیستان در این سال گذاشته شد. در همین سال است که عامل خبیث دولت انگلیس،کلنل مک ماهون با 1500 سوار وپیاده ی مسلح و12 کارشناس انگلیسی برای حکمیت و تعیین سرحدات ایران و افغانستان وارد سیستان شد ودرزمان غروب ملوک محلی کیانی،بخش وسیعی از پیکره ی سیستان را به افغانستان وبخش دیگررابه ایران واگذارکرد.


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 11 دی 1393برچسب:, :: 5:59 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

 آنچه از تاريخ برمي آيد اناردره درپنج هزارسال قبل به دامنه سكاستيانا معروف وزبان مردمشان اوستايي و نژادشان آريايي بوده است.در اواخر قرن9ميلادي يعقوب ليث صفار زماني كه عليه حكومت عباسي ها لشكركشي نمود از همين منطقه به عنوان مركز فرماندهي نيروهاي نظامي خويش استفاده وحملات نیروهایش را بر عليه سربازان عباسي در هرات و قاين رهبري ميكرد.اناردره درواقع همان شهرباستانی اسفزارسیستان کهن است وتافراه65کیلومتروتامرزایران110کیلومترفاصله دارد.این شهرستان باجمعیت24000نفرامروزازسرزمین مادری جدامانده ودرولایت(استان)فراه کشورافغانستان روزگارمی گذراند.

تاریخ:

تاريخ نويسان سيستان استشهاد مي كننددين زردشتي كه قبل از اسلام در سيستان باستان رواج داشته دراين منطقه هم بوده و اين منطقه از قديم الايام با سيستانيان ارتباط تجاری ورفت وآمدوسروكار داشته اند.ديگر اينكه دراطراف/ قلعه كاه/ كه جاي پاي رستم و آب خور اسب رستم مشهوربوده ودرحوالي اناردره /گوركك/ يعني قبر كك كه همانا كك كوهزاد رقيب افسانه اي وي رستم كه در نبرد با رستم جان خود را از دست دادوامثال اينها که موجود است حاكي از آن است كه اين سرزمين جزو اقليم سيستان باستان بوده ودر جنوب اقليم خراسان وشمال سيستان موقعيت مرزی بین دوسرزمین کهن سیستان وخراسان داشته است.

وضعیت امروزی:

در اوایل بهارهمزمان با رسيدن ميوه توت (اين ميوه در اناردره به انواع مختلف وفراوانش يافت مي شود) مردم به شيوه خاص و دسته جمعي وبعد از ظهرها باشركت هزاران تن اعم از مرد و زن واطفال از عموم طبقات درکناررود خانه اي كه ازوسط باغهاعبورمی کندتوت خوری می نمایند.اغلب مردم اناردره تمکن مالی دارند.منظره زيباي جغرافياي اناردره وكوهستاني اين منطقه دربین ولایات اطراف منحصربه فرداست.

مردم گوسفندانی نیزنگهداري مي نمايند كه تا اول فصل زمستان آن را حلال نموده و اغلب درمهماني هاي دوستانه وخانوادگي به مصرف مي رسانند و از كله پاچه و گوشتش غذايی لذیذ بنام [ كله سيراو] تهيه می نمایند.فراوانی انارورب انارنیزازنام شهرستان هویداست.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 21 آذر 1393برچسب:, :: 10:22 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

شهر بُست در شرق سيستان وجزء حوزه باستانی سیستان و در كناره رود هيرمند، با شهر زرنگ مركز سيستان در يك عرض جغرافيايى قرار دارد. اين شهر كه قدمت آن به 500 قبل از ميلاد می رسد، مركز مبادلات بازرگانى بين هند و بلاد اسلامى بوده است. بُست، اول بار توسط غوريان به آتش كشيده شد و پس از آن در دوره صفويان به توپ بسته شد. شهر جديد بُست به نام لشكرگاه، امروزه مركز ولايت (استان)هلمند و يكى از مراكز عمده كشاورزى افغانستان است.شهر باستانى بُست موقعيت استراتژيكى بسيار نيرومندى از نظر اقتصادى، سياسى و نظامى داشته و نقش بسيار مهمى در تحولات شرق و جنوب شرق خلافت اسلامى ايفا كرده است، هم‏چنان‏كه دورى از مركز خلافت، آن را مكان و مركزى مناسب براى شورش‏ها و قيام‏هاى خوارج و عياران قرار داده بود. يكى از اولين دولت‏هاى مستقل اسلامى در همين سرزمين پاگرفت و غازيان، آن‏جا را پايگاه مناسبى براى جهاد عليه كفار مى‏ دانستند. با توجه به اين ويژگى‏هاست كه در متون قديمى، به خصوص متون جغرافيايىِ عمده، هم‏چون المسالك والممالك ابن خرداذبه، مسالك و ممالك اصطخرى، صورة الارض ابن حوقل و... مطالبى در مورد بُست وجود دارد.

 


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 22 آبان 1393برچسب:, :: 10:37 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

بلوچستان همان گدروسیای باستانی یونانی ها است . اسکندر شرح لشگر کشی هایش را به گدروسی در تاریخ ثبت کرده است . وی از دریانوردی فرمانده اش به نام نیارخوس در دریای مکران ( دریای عمان ) نام برده است . ولی قدیمی ترین نامی که بر این نواحی بلوچستان داده شده است مکا می باشد . نوشته های هرودوت مورخ یونانی دلیل محکمی بر این باور است . مکا (بلوچستان کنونی )ساتراپ چهاردهم شاهنشاهی گسترده هخامنشی بوده است . جغرافی دان نامدار بطلیموس بلوچستان را به دو بخش می داند که نیمی متعلق به ایران و نیمی دیگر به هند تعلق داشته است و کشوری به نام پاکستان وجود خارجی نداشته است . نام بلوچستان در پیش از اسلام بیشتر به همان گروسی خوانده می شده است ولی پس از حمله اعراب به ایران مکوران - مکران - مک کران خوانده شد . دریای عمان نیز نام ساختگی برای کشور عمان امروزی است و در بسیاری نقشه های باستانی دریای مکران نام داشته است . فردوسی بزرگ بلوچ ها را جزوی از ارتش کیخسرو شاه ایران نامیده است . جای دیگر از جنگ بلوچها با انوشیروان سخن میگوید . قوم جت مشهور ترین اقوامی هستند که در این سرزمین ساکن بودند...

هرتسفلد نام بلوچ را برگرفته از رویة مادی واژه « برازاـ واچیا » BRAZA- VACHIYA ( فریاد بلند) که در زبان پارسی باستان نیز بدین گونه است، می داند و مُکلِر آن را برگرفته از واژه گدروسیا GEDROSIA در زبان یونانی کهن بلیو نام بلوچ را برگرفته از واژه « بالااِچا »BALAECH A دانسته و گیلبرتسن آن را برآمده از واژه سانسکری  « مالِچا » MALECHA  به معنی دون دین می داند.راولینسن نام بلوچ را دگرگون گشته نام بلوص شاه بابل دانسته و سایکس می نویسد که این گروه چون در سرزمین کوسان در خاور کرمان می زیستند کوسی و کوشی نامیده شدند و کوش و بلوص پس تر به گونه کوچ و بلوچ در آمد.

مارکوپولو”، از سرزمین بلوچستان به نام “کسماکوران” یا “کسمه کوران” یاد نموده است. وى مى‏نویسد: «کسماکوران، ایالتى است که شاهى برآن حکومت مى‏کند. مردم آن با زبان خاص خود گفت و گو مى‏کنند، بیشتر مردم ‏آن مسلمانند؛ هرچند بت‏ پرستان هم در آن جا زندگى مى‏کنند»
نویسندگان قرون سیزده، چهارده و پانزده میلادى غالباً براى تسمیه تمام ایالت، کلمه “کیچ” و “مکران” را استعمال مى‌کردند و به همین جهت “مارکوپولو” ولایت مزبور را “کسمه کوران” نامیده است.ظاهراً در گذشته‏ هاى بسیار دور طایفة دیگرى به نام کوچ (ظاهراً براهوییها) با بلوچها خویشاوندى داشته است و “فردوسى” در “شاهنامه” از دوطایفه مجاور یکدیگر “کوچ” و “بلوچ” نام برده است


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 19 مرداد 1393برچسب:, :: 7:20 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

در سنه  1254  ارتش انگلستان به افغانستان حمله نمود.دراین زمان مهراب خان حاکم وقت سیستان برای دفاع از مرزهای سیستان مشغول لشکر کشی به مرزها شد . انگلیس ها نیز از این امر خشمگین شدند و لشگری بزرگ رانیز راهی سیستان نمودند و تعدادی ازمردم را کشتند . در سنه  1854  ( 1271  هجری قمری ) عهد نامه ای به تاریخ  14  ماه می از سال  1854  برقرار شد و خان سیستان مجبور به قبول آن شد و به زیر سلطه کشور انگلستان در آمد.بعدهادولت انگلیس،این سرزمین مستقل رابین دولتین ایران وافغانستان تقسیم نمود.


ارسال شده در تاریخ : شنبه 18 مرداد 1393برچسب:, :: 7:4 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

استان هلمند(به جزدوسه شهرشمالی آن)،کل نیمروز وجنوب وغرب فراه افغانستان جزء سرزمین باستانی ومادری سیستان هستندکه اکنون درکشورافغانستان جامانده اند ودلیل آن خباثت بریتانیادرتقسیم سیستان بین دوکشورایران وافغانستان بوده است تااین سرزمین شکوه باستانی خودرابازنیابدودوباره برابرهندوستانش قدعلم نکند.دراین قسمت استان فراه پاره ای ازتن سیستان به حضورتان معرفی می گردد...

 



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : جمعه 17 مرداد 1393برچسب:, :: 4:53 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

سرزمین نیمروز ( سیستان /زرنگ / زاولستان ) بانجوم و بویژه با گاهشماری ایرانی پیوندی عمیق و دیرینه دارد . نام های گوناگون این سرزمین از کارکردهای نجومی آن برخاسته است . نامواژه «زابل / زاول » با رسیدن خورشید به سمت الرأس و اندازه گیری آن به عنوان مبدا شبانروز در پیوند بوده و بعدها واژه «مزوله » به معنای «شاخص خورشیدی » از همان ریشه برگرفته شده است ...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 6 مرداد 1393برچسب:, :: 10:24 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

شهرستان زرنج(عربی شده زرنگ یاسرنگ) هم اکنون یکی ازشهرهای ولایت (استان)نیمروز افغانستان است که براساس معاهده ننگین پاریس براساس بذل وبخشش ایرانیان ؛ازسرزمین مادری سیستان جداوبه کشورافغانستان واگذارگردید. این شهر در جنوب غرب این کشور و نزدیک مرزایران قرار دارد.گفته می‌شود که زرنگ راگرشاسب بنا کرده است. آنرا زره نیز می نامیدند. در قدیم «زرنکه» (درنژینه) بعدها «سکستنه» سجستان، سیستان شده معرب آن زرنج است.نام قدیم آن (سیستان) زرنگ بود پس از مهاجرت سکاهادر زمان فرهاددوم اشکانی (۱۳۶ – ۱۲۸ ق.م.) واردوان دوم(۱۲۷ – ۱۲۴ ق.م.) به طرف جنوب، گروهی از آنان در زرنگ مستقر شدند. از این زمان زرنگ بنام آنان سکستان خوانده شد.بعد از اسلام، حاکم بصره، سرداری به نام عبدالرحمن بن سمرة را مأمور حمله به سیستان کرد و او زرنج را در حصار گرفت و تسخیر کرد.زرنگ پایتخت صفاریان بود. در محل زرنگ باستانی اکنون روستای کوچکی به نام «نادعلی» قرار دارد. در نزدیکی آن روستا، تل بزرگی است و بر فراز آن تل، هنوز آثار خرابه‌های ارک زرنگ و قلعه و باروی آن دیده می‌شود. در سال ۲۰۰۷ باستان شناسان ایرانی از دولت افغانستان اجازه یافتند تا در محل نادعلی کاوش کنند.در سال ۲۰۰۴ این شهر ۴۹۸۵۱ نفر جمعیت داشته است که از این میان ۴۴٪ بلوچ ٬ ۳۴٪ پشتون و ۲۲٪ تاجیک هستند

 


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 5 مرداد 1393برچسب:, :: 5:27 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

سرزمین افغانستان یاپشتونستان همان رُخَج ازساتراپی های شرقی شاهنشاهی هخامنشی در اطراف قندهار امروزی بوده که قوم رُخَجی در آن سکنی داشته‌است. نخستین باردرفهرست سرزمین‌های تابع هخامنشیان در سنگ‌نوشته‌های هخامنشی بنام هَرَهُوَتیش آمده‌است.اسکندرمقدونی در سال ۳۲۸ پیش از میلاد، به این سرزمین رسید و رُخّجی‌ها را به اطاعت درآورده و کاپیشه‌کانیش،پایتخت رُخَج را به نامش اسکندریه تغییر نام داد که همان قندهار امروزی است. در متون فارسی و عربی پس از اسلام، این سرزمین را رُخَج می‌نامیدند.منطقه رخج تقریباً با منطقه ی پشتونستان امروز مطابقت می‌کند.

رخج را در تلفظ گفتاری رخد نیز می‌گویند.سرزمین رخج نام خود را از رود اصلی منطقه که امروزه ارغنداب نامیده می‌شود گرفته‌است. رخد و اَرغَند هر دو شکل‌های متفاوتی از یک واژه کهن ایرانی و به معنای «پرآب» هستند.تاریخ رخج با تاریخ سیستان و اقوام ایرانی‌تبار سکایی پیوند دارد. در روزگار باستان در آسیای میانه یوئه‌چی‌های شکست‌خورده که هنوز بیشتر توان نظامی و تاخت‌وتازشان را حفظ کرده بودند و از پشت، تحت فشار هیونگ‌ها بودند، به زیست‌گاه سکاها در نزدیکی فرارود تاختند و آن‌ها را به سوی مناطق جنوبی‌تر راندند. بر اثر فشار همین قوم بود که سکاها به منطقهٔ رخج و سپس به زَرَنگ (سیستان کنونی) رانده شدند و نام قوم‌شان را به منطقه سکستان (سیستان) دادند.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 27 تير 1393برچسب:, :: 1:38 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

اعتمادالسلطنه نوشته است: اسفزار یاسبزوارشهری از نواحی سجستان است درسه منزلی هرات وسمت جنوب به راه قندهار. اهل كمال و ارباب حال از آنجا بسيار برخاسته‏‌اند من جمله مولانا معين الدّين صاحب تاريخ هرات از آنجا بوده ،حمدالله مستوفی در نزهه القلوب گوید شهری وسط بوده و چند پاره دیه توابع دارد و باغستان بسیار و میوه و انگور و انار فراوان دارد. در تذکره هفت اقلیم اسم حالیه آن شهر را «سبزر» نوشته. سابقاًَ در حوالی این شهر قلعه ای سنگی بود که آن را مظفر کوه می نامیده اند. چون که بالای کوه بوده خیلی حصانت و سختی داشته ولی زمین توی قلعه وحوالی آن سست و طوری بوده که به کندن خیلی کمی به آب میرسند. هوايش خرّم آبش بعضى از رود و بعضى از كاريز و خاكش حاصل‏خيز و اكثر قرّاء او در زمين هموار واقع و اطرافش واسع و كوهسار نيز دارد و مردمش فارسى‌‏زبان و حنفى‌‏مذهب و خالى از مردمى نباشند و ايلاتش طايفه ابدالى از جماعت افغان و فواكه سردسيريش فراوان و غلّاتش ارزان است

چارلز ادوارد ییت نوشته است: . شهر چنان با باغ‏ها و درختان‏ بلند محصور شده بود که به سختی می‌‏شد از دور آنرا تشخيص داد. فقط آن قسمت از ديوار شهر که از درختان بالاتر قرار داشت قابل رويت بودسبزوار را شهر می‏‌نامند در حالي‌که تمام مردم در خارج آن زندگی می‏‌کنند. در باغی نزديک حوض انبار واقع در کنار دروازه شهر اردو زديم. حوالی غروب به بازديد حاکم رفتم. بازاری در نزديکی دروازه قرار داشت و پنج يا شش مغازه شکار پوری هندی‏ را شامل می‏شد و زمانی که از آن می‌‏گذشتيم احساس تنهايی و غربت عجيبی به من دست داده بود. قلعه اصلی تقريبا خالی از سکنه بود و در آن جز ويرانه‏‌هايی چند و انباشته‌‏هايی از خاک و سنگ و گودال‌‏هايی از آب، چيز ديگری ديده نمی‌‏شد. در وسط اين ناحيه بنايی بزرگ و مربع شکل که محل سکونت حاکم بود قرار داشت. اين ساختمان بيش از حد کهنه و قديمی بود ليکن از ايوان بالای آن چشم‌‏انداز بسيار زيبا و جالبی از شهر ديده می‌‏شد. آفتاب در حال غروب کردن بود و آنچه را که تا دور دست شاهد آن بودم دشتی بود سرسبز و سرشار از طراوت و شادابی و سکون. هوا خنک و ملايم بود و بعد از گرمايی که درفراه تحمل کرده بوديم برايمان خيلی خوشايند و لذت‌بخش بود. آنچه بيش از همه جلب توجه می‏‌کرد ويرانه‌‏های قلعه قديمی و بزرگی بود که به آن قلعه دخترمی‏‌گفتند. اين قلعه همچون تاجی بر روی يک سلسله تپه‏‌های بلند واقع در سه ميلی جنوب شهر قرار گرفته بود. ديوارهای اين قلعه قديمی به موازات رود تا محل شکستگی آن پيش رفته، و ظاهرا فضای نسبتا زيادی را نيز دربرمی‏‌گرفته است. ديوارها تماما از آجر و سنگ ساخته شده بود. بنای قلعه براساس روايت‌‏های محلی به زال پدر رستم نسبت داده می‏شد. روبروی قلعه و درست در زمين‏های هموار آن دست رود بقايای ديوارهای گلی يک شهر قديمی نمايان بود. گفته می‌‏شد که بر روی تپه‌‏های آن سوی اين ناحيه نيز قلعه‏‌ای ديگر قرار داشته است. سبزوار کنونی فقط قسمت مرکزی آن شهر قديمی را تشکيل می‏‌دهد که افراد محلی بنای آنرا به زرتشتیان نسبت می‏دهند و هنوز باقيمانده‌‏های ديوارهايی که آنرا محصور می‏کرده‏‌اند در سمت غرب بخوبی قابل تشخيص است .


ارسال شده در تاریخ : جمعه 20 تير 1393برچسب:, :: 11:40 قبل از ظهر :: توسط : SOHRAB

شهرستان چَغانسور هم اکنون یکی ازشهرهای ولایت (استان)نیمروز افغانستان است که براساس معاهده ننگین پاریس براساس بذل وبخشش ایرانیان ؛ازسرزمین مادری سیستان جداوبه کشورافغانستان واگذارگردید.این شهرستان ۹۶۹۹ کیلومتر مربع مساحت دارد و ۹۸.۸ درصد از زمین‌های این شهرستان هموارند.  چغانسور ۱۱۱۶۵ نفر جمعیت دارد که از ۳۰ هزار خانوار تشکیل شده‌اند.۵۰ درصد جمعیت آن مرد و ۵۰ درصد زن هستند. مردم آن از اقوام فارس، پشتون، تاجیک، بلوچ و هزاره تشکیل شده‌اند. میانگین سن در این شهر ۴۵ تا ۵۰ سال است.این شهرستان ۱۳۱ روستا و سه پاسگاه امنیتی دارد.چغانسور در زمستان آب‌وهوای معتدل و در تابستان آب‌وهوایی گرم دارد.



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : شنبه 27 ارديبهشت 1393برچسب:, :: 1:24 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

ﺑﺎﯾﺪ که ﺭﻭﯼ ﺧﻄﻮط ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯾﯽﺗﻐﯿﯿﺮ ﺷﻮﺩ


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 17 ارديبهشت 1393برچسب:, :: 4:9 بعد از ظهر :: توسط : SOHRAB

لاش و جوین در باختر افغانستان قراردارد. جمعیت این ناحیه نزدیک به ۲۰۴۹۹ نفر وجزء سیستان قدیم است که در کنار غربی فراه رود و در جنوب غربی شهر فراه قرار دارد. در این ناحیه قلعهء کهنهء لاش واقع است که روی کوه مرتفعی قرار دارد. این قلعه به نام دژ سپید و قلعهء اسپهید در شاهنامه ذکر شده است. در برخی از نسخه ها سفید کوه (سپید کوه ) و ( صفهید کوه) معرب سپید کوه باد و آن قلعه یی بوده است که طبق روایت شاهنامه سهراب با گرد آفرید برای تسخیر قلعه به نبرد پرداخته است. البته امروز این قلعه به نام قلعهء لاش در میان مردم معروف است. مساحت وسیعی که این قلعه در آن واقع است عبارت از جوین میباشد.این شهرستان براساس معاهده ننگین پاریس وبراساس بی لیاقتی پادشاه وقت ایران ؛ازسرزمین مادری جداوبه افغانستان واگذارگردید.


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 14 ارديبهشت 1393برچسب:, :: 4:46 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

استان هلمند(به جزدوسه شهرشمالی آن)،کل نیمروز وجنوب وغرب فراه افغانستان جزء سرزمین باستانی ومادری سیستان هستندکه اکنون درکشورافغانستان جامانده اند ودلیل آن خباثت بریتانیادرتقسیم سیستان بین دوکشورایران وافغانستان بوده است تااین سرزمین شکوه باستانی خودرابازنیابدودوباره برابرهندوستانش قدعلم نکند.دراین قسمت استان هلمند(هیرمند)پاره ای ازتن سیستان به حضورتان معرفی می گردد.



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : جمعه 9 اسفند 1392برچسب:, :: 8:28 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

مقدمه کتاب سیستان ومرزهای آن اثرمحمدعلی بهمنی قاجار

سیستان سرزمینی با نقشی بسزا در شکوفایی فرهنگ ایرانی و خاستگاه یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان است. مدنیت شکل‌گرفته در سیستان، از چنان اهمیتی برخوردار بوده‌است که تاریخ‌نگاران یونانی پس از دیدار از این سرزمین و مردم آن، تمدن و فرهنگش را قابل برابری با تمدن یونان باستان می‌دانستند...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 23 بهمن 1392برچسب:, :: 2:31 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content