جهانگیرخان سیستانی
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

جهانگیرخان و مخصوصاً پدرش محمد حسین خان سیستانی از امرای بزرگ و مقتدر کرمان مقیم بم بوده‎اند. جهانگیرخان در سال 1206 ﻫ . ق چون از ده برادر دیگرش بزرگتر بود پس از درگذشت محمد حسین خان جای پدر را گرفته و حکمران بم گردید در سال 1208 ﻫ . ق که لطفعلی خان زند از طبس بازگشته و در کمال پریشانی در قاین بسر می‎برد فرستادگان محمدخان پسر اعظم‎خان افغان و جهانگیر خان پسر محمد حسین خان سیستانی سابق‎الذکر به نزد او آمدند و لطفعلی خان را به آمدن به بلوچستان و کرمان دعوت کردند محمدخان و جهانگیرخان متعهد شده بودند که کرمان را برای لطفعلی خان فتح کرده و او را به پادشاهی ایران برسانند. چون دعوت آنان از روی صدق و صفا و لطفعلی خان هم که از همه جا مأیوس و ناامید شده بود دعوت آنها را پذیرفته با عده همراهان قلیل خود متوجه بم و نرماشیر و کرمان گردید. جهانگیرخان با هزار سوار به لطفعلی خان پیوست و کرمان در سال 1208 ﻫ . ق به تصرف لطفعلی خان در آمد و سکه به نام خود زد. در همین سال آغامحمدخان برای دفع لطفعلی خان و تصرف کرمان با لشکری مجهز عازم کرمان شد و پس از زد و خورد شهر را محاصره نمود و جهانگیرخان در همه جا و همه اوقات بهترین یار و یاور لطفعلی خان بود کرمان پس از چندین ماه مقاومت سرانجام به تصرف لشکر آغامحمدخان درآمد و لطفعلی خان با هر قدر کوشش فوق‎العاده نتوانست که مانع ورود آنان به شهر گردد و لطفعلی خان پس از سه ساعت جنگ سخت به اتفاق جهانگیرخان و دو عم خود به طرف بم فرار نمود و جهانگیرخان از وحشت و اضطرابی که به او دست داده بود هنگامی که از دروازه کرمان بیرون آمد به جای اینکه به طرف بم برود راه را گم کرده به بیراهه افتاد. لطفعلی خان 193 کیلومتر راه را با اسب غران خویش در یک شبانه روز طی نموده خود را به بم رسانید لکن جهانگیرخان سه روز بعد به بم رسید. برادران جهانگیرخان چون دیدند که برادرشان نیامده و ممکن است که اسیر چنگال آغامحمدخان باشد با این که لطفعلی خان مکرر به آنان اطمینان داد که جهانگیرخان به زودی خواهد رسید با وجود این برادران از آمدن او به کلی مأیوس گردیدند و برای نجات برادر چاره‎ای اندیشیدند که لطفعلی خان را گرفته دست بسته تحویل شاه قاجار بدهند برادران و سواران سیستانی و بمی برای دستگیر کردن او بر وی حمله‎ور شدند و پس از مجروح کردن و زنجیر نمودن او را سوار شتر کرده روانه کرمانش نمودند جهانگیرخان هنگامی رسید که لطفعلی خان راتحویل داده بودند.ملول شد اما چاره‎ای نداشت زیرا عملی بود که توسط برادرانش انجام یافته بود و دیگر علاجی نداشت.پس از چندی که از این واقعه گذشت جهانگیرخان را برحسب امر آغامحمدخان کور کردند و بعد در حال کوری با کوچ و بنه به تهران روانه نمودند و بدیهی است که با این وضع در حال بیچارگی و درماندگی بسربرد و عمر خویش را به پایان رسانید.


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 23 مرداد 1393برچسب:, :: 4:6 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

ملک حمزه خان دوران طفولیت خود را در گیر ودار ناامنی ازبک سپری ساخت ونوجوانی خود را زمانی پشت سر گذاشت که پدر ش از حمایت شاه صفی برخوردار و درنتیجه سیستان بعد از مدتی مبدل به یک منطقه امن و امان شده بود با وجود آنکه کوچکتر از ملک بوالفتح بود بعد از مرگ جلال الدین به حکومت سیستان منصوب شد و قلعه فتع را که مرکز حکومتی بود با حفر انهار واحداث ابنیه ومنجمله احداث مدرسه رونق بخشید و بنا به نوشته چی.پی .تیت مدرسه ملک حمزه را یکصدو هشتاد مدرس با تجربه اداره می کردند موقوفات این مدرسه ونیز شریه معادل با یک صد خروار غله ودویست تومان وجه نقد که از هر طلبه دریافت می شد میتوانست پشتیوانه خوبی برای این مدرسه باشد هنگامی که ملک ناگزیر به گرفتن خانسین گردید به دستور شاه جهان امپراطور هند لشکریان هندو به سیستان تاختند چون ملک حمزه در قلعه فتع به حصار داری پرداخت هندویان دست به تخریب سد وانهار زدند وبر اثر بند بولبا خان اراضی مستعد سیستان از کشت محروم ماند در حین حال جی. پی. تیت دوران حکومت ملک حمزه را عصر امن وامان ذکر می کند وعهده زارعین خاص اورا چهار هزارو پانصد یا گویا حدود سی ودو هزارنفر براورد میسازد که در اراضی مجاور قلعه فتح .خانشین .ترقون .چگینی.خواجه سجو وپوست گاو به کار کشاورزی سرگرم می بودند بنا به نوشته مذکور ملک حمزه مردی صاحب بخشش ونیکو کار وقابل احترام بود اما مقبره وی بعدها بوسیله یک درویش طماع که بدنبال گنج می گشت تخریب شد وبدین ترتیب مزاری که محل توجه وتک ریم جمیع مردم سیستان بود نابود گردید از او دو دختر باقی ماند ودر نتیجه سیستان به برادر زاده وی ملک نصرت خان ابن بوالفتح رسید.ملک حمزه خان درسال 1262 هجری قمری دیده از جهان فرو بست


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 7 خرداد 1393برچسب:, :: 5:19 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

بانویه ، ابوجعفر احمدبن محمدبن لیث بن فَرقَدبن سُلَیْم بن ماهان ، متولد 16 شعبان 293، دانشمند و حکیم و فرمانروای سیستان (311ـ352) و یکی از مصادیق نادرِ حکّام فیلسوف. وی از جانب پدرش ــ محمد بن خلف بن لیث ــ از خاندان صفاریان است، ولی نه از نسل یعقوب و عمرو بنیانگذاران سلسلۀ صفاری، زیرا نسب یعقوب و عمرو به حاتم بن ماهان می رسد.



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 مهر 1392برچسب:, :: 12:44 قبل از ظهر :: توسط : SOHRAB

صفحه قبل 1 صفحه بعد

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content