کیانیان دراشعارپارسی گویان
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

يشتر شاعران پارسي نيز با احترام و حسرت واندوه از كيان وكيان زادگان ياد كرده اند. مانند:

رفتند کَيان و دين پرستان / ماندهست جهان به زيردستان. نظامي.
تاج کَيان بين كه کِيان مي نهند؟ / جاي کَيان را به کِيان ميدهند؟ خواجوی کرمانی.
کَيا ن زادگان با جوانان من / که هر يک چنان چون دل و جان من. دقيقي بلخي .
کجا آن يلان و کَيان جهان؟ / از انديشه دل دور کن تا توان.
کياني نژادا شَها سرورا / جهان شهريارا و گُندآورا.[1]
بپرسيد شان از نژاد کَيان / وز آن نامداران و فرخ گَوان
که تاج کیانی کند آرزو؟ / تفُو بر تو ای چرخ گردون تفُو فردوسي.

«کِريستِن سِن و گروهي ديگر به استناد اوستا و داستان هاي ملي وديني معتقدند که تاريخ کيانيان واقعي است و بر مبناي اساطيري استوار نيست. پادشاهان اين سلسله را به اين ترتيب آورده اند: 1 - کيقباد (کيغباد). 2 – کيکاوس بن کيقباد. 3 – کيخسروبن سياوش بن کيقباد. 4 – کي لهراسب بن کي وجي بن کيمنش بن کيقباد. 5 –گشتاسب بن لهراسب. 6 – بهمن بن اسفنديار بن گشتاسب. 7 – هماي، بنابه روايتي زن و به روايتي دختر بهمن که پس از وي بر تخت نشست.8 - داراب اول‚ پسر هماي. 9 - داراب دوم، وي با اسکندر جنگ ها کرده و شکست خورد و در نتيجه سلسله کياني از بين رفت.»[2]

1-گنداور يعني دلير و سلحشور(دهخدا)

2-دهخدا، لغت نامه، ذیل كيانيان،. برای توضیح تاریخ کیانیان به يشت ها تأليف پورداود ج 2صص 207- 288 و به تاریخ بلعمی و طبری و حمزه اصفهانی و مروج الذهب مسعودی و کامل ابن اثیر وآثار الباقیة ابوریحان بیرونی و... رجوع شود.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 اسفند 1393برچسب:, :: 7:27 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

كيان» را در فرهنگ آنندراج و نفیسی «جمع کَي» وبه معني پادشاهان بزرگ آورده است.
کَی « در اوستا، «کَوي» ياد شده. از گات ها (بخش قدیمه اوستا) برمي آيد که «کَوي» به معني پادشاه و امير و فرمانده است. در بند70 و71 زامياد يشت آمده است: « فرّ (شأن و شوكت) كياني را مي ستاييم. فرّي كه به کيقباد، کي اپيوه، کيکاوس، کي آرش، کي پَشين، کي بيارش، وبه کي سياوش تعلق داشت. و در بند 72 آمده: کيَانيان همه چالاک و پهلوان و پرهيزکار و بزرگ منش وچُست و بي باکند.»دکتر پورداود، يشت ها، ج2 ص346
تمام اوستا و شاهنامه ها از نام و نشان و تاریخ و داستان كيان وكيانيان پر است وحتي يكي از سوره هاي مهم اوستا (يشت19) بنام «كيان يشت» موسوم است. در این یشت نام تعداد زيادي از كيانيان ذكر شده است. در سورة ديگري از اوستا موسوم به «فروردين يشت» بيش از350 نفر از ناموران لشكري و كشوري كياني نام برده شده است.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 اسفند 1393برچسب:, :: 7:16 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

سلسلهٔ کیانیان را به سه دوره می‌توان تقسیم نمود:

از کی‌قباد تا کی‌خسرو:این دوره از سلسله با پادشاه شدن کی‌قباد شروع می‌شود و با ناپدید شدن کی‌خسرو خاتمه میابد. خصیصهٔ بارز این دوره نبردهای طولانی مدت ایران وتوران می‌باشد. این نبردها با کشته شدنسیاوش، پسر کی‌کاووس، بدست افراسیاب، و کین خواهی سیاوش بوسیلهٔ ایرانیان به اوج خود می‌رسد.

پادشاهان این دوره از این قرار می‌باشند:کی قباد-کی کاووس:او دومین پادشاه کیانی است.او پدرسیاوش است.

کی خسرو:کیخسرو پسر سیاوش وفرنگیس است. او را بزرگترین پادشاه کیانی می دانند. همو است که با لشکرکشی به توران، به خونخواهی سیاوش افراسیاب را می کشد و بدین ترتیب به جنگ‌های ایران و توران پایان می دهد.

از لهراسپ تا گشتاسپ:مهم‌ترین ویژگی این دوره ظهور زرتشت و نبردهای گشتاسپ و پسرانش برای گسترش دین بهی می‌باشد. پادشاهان این دوره از این قرار می‌باشند:

لهراسب-گشتاسب

از بهمن تا اسکندر:این دوره از شاهنشاهی کیانیان را می‌توان بخش تاریخی با خاطرات مبهم ایرانیان از دوره هخامنشیان دانست.

بهمن-همای-داراب-دارا


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 27 آبان 1393برچسب:, :: 10:37 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

داستانهای اسطوره ای شاهنامه؛ طایفه کیانی را بر این اعتقاد راسخ نموده است که خود را وارث خاندان کی برشمارد...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 19 تير 1392برچسب:, :: 4:55 بعد از ظهر :: توسط : SOHRAB

اداره سیستان تامرگ نادردردست خاندان کیانی که ازروزگاران کهن برمنطقه حکومت می کردند،بود.بااستقرارسلسله صفوی وورودعناصرجدیدکم کم این توازن به هم خوردوبه مرورپایه های حکومت کیانیان سست گردیدوخاندان های دیگردرسیستان نیروگرفتند.ملک بهرام آخرین امیربااهمیت خاندان کیانی است که برسیستان فرمانروایی کرد.دردوره اوآثارعام المنفعه فراوانی درسیستان ایجادگردیدوملک حمزه آخرین امیراین خاندان بودکه درسال1262ق.فوت کرد.بعدازفوت اوسیستان بین4طایفه سنجرانی-شهرکی-نارویی-سرابندی تقسیم گردید.

محمدرضاخان سرابندی که قدرتمندترین حاکم سیستان بوددارای گسترده ترین وحاصل خیزترین سرزمینهای سیستان بود.سه کوهه،چلنگ وبخشهایی ازمرکزوحوالی رودبزرگ سیستان(شیب آب)درتسلط وی بود.

علی خان سنجرانی که بعدازمحمدرضاخان سرابندی،قدرتمندترین فردبود،برناحیه شمال تارودخانه خوسپاس ودرشمال شرق تادریاچه هامون ودرغرب بااولین شعبه ای که ازهیرمندجداشده وبه دریاچه می ریخت،تسلط داشت.

هاشم خان شهرکی بردشتک،پولکی وقسمتهایی ازمرکزوحوالی رودبزرگ سیستان تسلط داشت.

دوست محمدخان رئیس ایل بلوچ نارویی،بر برج علم خان وبخش جنوب شرقی سیستان فرمان می راند.

جورج پیترتیت.کتاب سیستان-ص176


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 18 آبان 1391برچسب:, :: 6:41 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

این خاندان ازاخلاف باستانی ترین سلسله شاهانی که قبل ازتاریخ بر ایران حکومت کرده اندمی باشند.گفته می شودسلسله هخامنشی احتمالاًبوسیله نسلی ازکیانیان تاسیس شده واین خاندان درسیستان،دنباله واولادآنهامی باشند.

مدت حکومت کیانیان برسیستان718سال بوده که باتسلط اسکندرمقدونی،آگاتوکلس ازاعقاب اسکندر والی سیستان شد.این خاندان پس ازآن وهمچنین تسلط اعراب برسیستان،اقبالی برای خودنمایی ودرخشش نداشتندتااینکه پسران لیث کیانی درقرن سوم هجری که حرفه رویگری(صفاری)راداشتندسلسله ای به نام صفاریان رابنیان نهادند.

باپایان یافتن حکومت صفاریان،همواره افرادی ازاین خاندان (کیانی )به عنوان تیول وتابع پادشاهان سلسله هابصورت خودمختاردرسیستان حکومت کرده اند.که مسکوکات بدست آمده گواه ومدرک روشن بر استقلال آنهامی باشد.ضمن اینکه موقعیت جغرافیایی سیستان،همواره استقلال امرای کیانی راتضمین می کرد

سیستان درشوال785هجری(دسامبر1383میلادی)توسط تیمورتسخیروازآن به بعدحتی کیانیان نیزعملاًموجودیت حکومت محلی ومستقل وخودمختارراازدست دادند.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 24 اسفند 1390برچسب:, :: 7:27 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

صفحه قبل 1 صفحه بعد

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content