بَه بوُ دِل بینا
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

بَه بوُ دِل بینا(پیرمرد دانا)عنوان برنامه مطرح وموفق رادیویی سیستانی دردهه شصت هست که از رادیو شهری زابل در گذشته پخش می شد. این برنامه رادیویی  توسط استاد ابراهیم سرحدی نوشته و اجرا می گردید که در زمان خودش با استقبال فراوانی روبرو بوده است.وی تلاش داشت تاازاین طریق بخشی ازمشکلات روستائیان وکشاورزان آن زمان رادرقالب طنززابلی به گوش مسئولین وقت برساند.

درسالهای اخیر برنامه سیتک روستا ازشبکه هامون تلاش دارد ورژن جدیدی ازببو دل بینای دیروز به سیستانیان ارائه نماید.
آیتمهای مختلف این برنامه شامل : گزارش از خیرین روستا ، گزارش از تعاونی هایی که در روستاها بصورت خودجوش شکل گرفته است ، معرفی روستائیان ، کشاورزان و دامداران ، موفق ، موسیقی محلی و بومی متنوع ، مسابقات متنوع متناسب با فرهنگ عامه ، ارتباط با شنوندگان بصورت تلفنی و پیامکی ، معرفی آثار باستانی و نقاط دیدنی ، فرهنگ و آداب و رسوم ، معرفی بانوان نمونه ، معرفی مشاهیر ، صنایع دستی و مفاخر روستا ، بازیهای محلی و نحوه و تاریخچه بازی ، است.

نویسنده وتهیه کننده وکارگردان این مجموعه آقای حسن خمری هستند.

 

 


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 9 آذر 1395برچسب:, :: 8:23 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

زن ومردسیستانی؛درروزی که به نام فردوسی بزرگ نامیده شده،برای قدرشناسی ازمقام شامخ وی،به مشهدرفتندودرکنارمقبره اش به رقص وپایکوبی پرداختند.به امیداینکه این مراسم،سال به سال باشکوه بیشتری برگزارگردد.تاروح فردوسی کبیرشادگردد.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 12:18 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

در معماری خانه های خشت و گلی روستاهای سیستان در گذشته چند ویژگی در آنها مشترك بوده است.
اول: اینكه جملگی خانه ها بصورت گنبدی و تقریبا كلاه شكل ساخته میشده و برای معماری درگاه درب خانه و یا محل دریچه ها و همچنین طاقچه ها از طاق های هلالی شكل بهره میگرفتند .
دوم اینكه: همه خانه های سنتی سیستان در وسط گنبدشان یك عدد دریچه بزرگ پیش بینی میگردید كه روی این دریچه یك عدد بادگیر مخصوص بنام كولك می ساختند كه معمولاً رو به باد (شمال و یا شمال غرب) بوده تا نسیم خنك هوا به درون هدایت و در طرف مقابل كولك یا بادگیر دریچه كوچك مربع شكلی برای تهویه هوای داخل خانه گذاشته میشد.
سوم: در خانه های سنتی سیستان كمتر پنجره تعبیه میشد در حالی كه در دو طرف در خانه چه از داخل و چه از خارج محل تعبیه آنها پیش بینی و تنها یه گذاشتن یك دریچه مربع شكل اكتفا میشد و به این محل طاق یاطاقچه می گفتند كه معولا در داخل خانه از آنها برای گذاشتن بعضی لوازم خانه مثل سبد ظروف و یا هزار بیشه (جای استكان و نعلبكی) ویا قلیون و...استفاده می گردید.
چهارم: معماری و ساخت و ساز خانه های سیستان در سراسر منطقه اعم از شهری و روستائی دارای قبله ثابت است یعنی غرب یك خانه در سیستان همان قبله ی شرعی است و شمال آن نیز همان شمالغرب است كه مسیر وزش بادهای سیستان بحساب می آید و تقریبا خانه ها شمال- جنوبی ساخته میشود و درب خانه به سمت جنوب است.
پنجم: در سیستان هر منزل كه دارای چند اتاق سنتی بوده بلا استثنا دارای یك شبستان یا به گویش محلی "دكانچه" نیز میباشد كه با یك دیوار به ارتفاع كمتر از 50 سانتی متر محصور شده است و معمولا اهل خانه در شبهای تابستان از اوایل غروب آنجا را فرش ودر آن محل استراحت می كردند.
ششم: در گوشه ای از همین " دَكانچه "  كه معمولا نزدیك به در خانه ی نشیمن بود محلی بنام بخاری یا خَم (دِگدان) برای آشپزی كدبانو یا " دیگدان ساخته میشد.
هفتم: در سیستان سابق كلیه ظروف مسی بوده و معمولا كاسه های مسی كه برای مراسمات مردم داری پیش بینی می شد در داخل اتاق و روی " رَف " نگهداری میشد، رَف در هر خانه وجود دارد كه معمولا دو طرف خانه و زیر سقف(یعنی محل تلاقی سقف و دیوار) پیشانی مخصوصی ساخته میشد كه به آن رَف اطلاق میگردید.
هشتم:در داخل هر اتاق و در نقطه مقابل درب ورودی درگاهی وجود داشت كه از آن برای تعبیه دریچه های چندگانه ویژه ی عبور هوای تازه استفاده میشده است، علاوه برآن در داخل دیوار ضلع شمالی اتاق همانند جابخاری امروزی مسیری تعبیه میشد كه از بیرون هوا را از انتهای دیوار خانه(بالاترین نقطه دیوار) وارد خانه می كرد و در داخل خانه به ارتفاع نیم متر از كف خانه دریچه ای تعبیه میشد كه این هوا را بخوبی بداخل خانه تهویه میكرد، به این نوع دریچه " سورك " {sorak} اطلاق می گردید.
قابل گفتن اینكه در زمستان همه ی این دریچه ها (دورچه) و حتی " كولك " با گِل ویا با البسه و پارچه مسدود میشد.
نهم: در خانه های سنتی سیستان برای زمستان هم سیستم گرمایشی تعبیه می شد كه بسیار شبیه شومینه دیواری بود و به آن دكدان بخاری خانه اطلاق میشد و لوله ی آن از داخل دیوار خانه عبور میكرد و محل خروج لوله بخاری در بالای بام خانه بصورت بادگیرهای یزدی ولی در مقیاس بسیار كوچكتر و برعكس كولك قسمت شمال آن مسدود میشد و دود از منفذهای جنوبی خارج می گردید.
دهم: قطر دیوارهای خشت و گلی و سنتی سیستان بیش از یك متر و قطر سقف آنها یك خشت خام كه ابعاد هر خشت خام مربع شكل حدود 30 سانتی متر میباشد ساخته می شد.
یازدهم: طبخ غذا در محل (خَم) و یا (بخاری) روی دگدان خشت و گلی و یا " كُته پایه " وبهتر بگوییم سه پایه بوده كه معمولا برای درست كردن چای و یا استفاده از دیگ كوچك بر روی سه پایه و برای دیگ های بزرگ وبا حجم بالاتر روی دگدان خشت وگلی بهره می گرفتند.
ضمنا سوخت مصرفی مردم در سابق هیزم و یا تفاله های خشك شده گاوها بوده است.
اقتباس:کانال لبظ سیستونی


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 15 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 9:48 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

احوالپرسی درسیستان سبک وسیاق به خصوصی دارد.

اصولاًکسی که واردمجلسی می شوددرابتداخطاب به همه می گوید:کل جمع خوش آمدید.

سپس باتک تک افرادباذکر نام احوالپرسی می کنند:

کبلایی رحمت خوش آمدی آقا

مشدی فقیرخوش آمدی

حاج رسول آقاخوش آمدی آقا

بعدازاین حال واحوالپرسی دوباره همه راموردمخاطب قرارمی دهدوباصدای بلندمی گوید:کل جمع آقایان خوش آمدید.

رفتارهای پسندیده دربرقراری ارتباط:

 1-درسلام کردن پیش قدم باشید(بویژه افراد کوچکتر به بزرگتر)

 2-درمکانهای عمومی وقتی دوست شما ازروبرومی آید لازم نیست احوال پرسی را از فاصله ی دورشروع کنید.

 3-کلمات احوالپرسی باید محترمانه وبافعل جمع بکار روند .

 4-باآرامش وکلمات شمرده احوال پرسی کنید .

 5- اگردیگران درجمع به احترام درمقابل شخصی برخاستند شمانیز برخیزید هرچند وی را نشناسید .

 6- اگراز پله ها بالا رفته یا دویده باشید صبرکنید تاتنفستان عادی شود بعدوارد شوید واحوال پرسی کنید.

  7-هنگامیکه برای رسیدن به مقصد باید ازچندین دربگذرید لازم نیست پشت تمام درها بایستید وبه دوستان تعارف کنید.(یکبارتعارف پشت در اول کافیست)

 8- هنگام احوال پرسی چیزی نخورید.

 9 - اگرکسی به احترام درمقابل شما برخواست حتماً ویرا به نشستن وراحت بودن دعوت کنید . (نه آنکه حرکت محترمانه ی ویرا فراموش کنید وبه دنبال احوال پرسی بادیگران ویا کاری دیگر بروید).

10 -وقتی کسی عجله دارد بهتراست به وی دست ندهید واحوال پرسی را طولانی نکنید.


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 15 آذر 1394برچسب:, :: 4:57 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

واژه ی كِشتگَر در سیستان واژه ای مقدس و قابل احترامی است كه در عرف ایران به آن زارع گفته می شود   كشتگر (زارع) در سیستان مهمترین ادوات مورد نیازش  یك تیشه ی 5 میخه است كه بوسیله آن با استفاده از توانمندی و زور مندیش تلاش می كند و از عرق جبین و دستان پینه داده اش رزق و روزی حلال بر سفره ی همسر و فرزندانش می برد او از این بابت در ادبیات عرفی و فرهنگی سیستان جایگاه ویژه ای دارد.

در حقوق ایران عقودی بنام مزارعه و مساقات وجود دارد . در این عقود چون زارع ریشه کشت خود را با اجازه مالک در زمین  وی ایجاد نموده‌ ،  لذا ریشه موجود در زمین متعلق به زارع در نظر گرفته می شود  حتی بعداز اتمام عقد ، این  ریشه حقی را برای زارع درزمین مالک ایجاد می‌نماید که اصطلاحاً بدان حق ریشه می‌گویند كه البته بنظر میرسد در سیستان این حق كشتگر مغفول مانده است.

در اغلب نقاط ایران زارع متصرف زمین به حكم عرف و عادت از بعضی از حقوق تصرف بهره مند است. این حقوق عموما به نام حق ریشه و یا   در اصطلاح محلی در آذربایجان جور    در بعضی از نقاط اطراف تهران قراپشك  در مازندران حق تبرتراشی و  كارافه   و یا  در نقاط مختلف به اسامی مختلفی مثل   :  حق زارعانه،حق سرقفلی زراعت  ، حق نسق  ،  حق  آبادانی  ،  حق  بنه  ،  حق آب و گل   ،  حق  تصرف  ،  حق كسب و پیشه زراعی  و.......نامیده می شود   .   این حق زارعانه مشابه همان حق سرقفلی است كه در تجارت به كار می رود.
 از نظر قانون  و  عرف  این حق برای صاحبان آن  به  رسمیت  شناخته شده و ضمن اینكه مورد حمایت قوانین  جاری كشور می باشد ،  قابل به ارث رسیدن به ورثه نیز می باشد .
زارعی كه صاحب حق ریشه است در زمانی كه به هردلیل ملك را ترك می نماید  ، باید به حق خود برسد   . مثلا اگر مالك اقدام به فروش ملك خود نموده   و   یا اگر ملك باید برای اجرای طرح های دولتی توسط دولت تملك شود و یا به هر دلیل دیگر ... حق ریشه زارع باید ارزیابی شده و به زارع صاحب حق  پرداخت گردد .  میزان   حق ریشه  در صورت عدم توافق بین مالك و زارع  ، توسط خبرگان یا كارشناسان ارزیابی و تعیین می شود .

ارسال شده در تاریخ : جمعه 15 آبان 1394برچسب:, :: 1:57 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

پیرمردان زابلی هنوز نهر آب خویش را لایه روبی می کنند. پیرمردانی که بعضاًبیش از 75سال سن دارند.این پیرمردان در نهر آب روستا تمام توان خویش را بکار می برندتا نهر آب لایه روبی شود.آنهابعضاً به مدت یک ماه هر روز تیشه میزنندواین تیشه زدن به صورت حشر وپاگو بوده است.حشر به تمام افرادی که لایه روبی می کردند می گفتند. وپاگو عبارت از  شش نفربودند که  با هم دریک کار شروع به تیشه زدن می کردند. در کف نهر آب دونفر خاک را می کندند وبه بالامی انداختند . دونفر در وسط خاکریز کار میکردند وخاک را به بالا می بردند . که در اصلاح به ان  آلون دم می گفتند ودونفر بالای خاکریز در آلون باد خاک را دور می کردند تا دوباره به کف نهر بر نگردد. ولی گاهی مواقع آنقدر خاکریز بالا بود که یک نفررسوبات را از کف نهر می کند وپنج نفر دیگر آنها را به بالا خاکریز می بردند .چون این کار سخت وطاقت فرسا بوده،سالها است که این روش منسوخ شده است وبا ماشین ونهر کن انجام می شود .ولی درمنطقه سیستان،مسئولین نمی خواهند این کشاورزان راحت به این فناوریهادسترسی داشته باشند و آنها را مجبورمی کنندکه نهر آب را به همان روش قدیمی لایه روبی کنند .درصورتی که این کارتاثیرآنچنانی در لایه روبی ندارد.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 27 مرداد 1394برچسب:, :: 4:9 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

گزارش:میلاد جهانتاب-خبرگزاری مهر

 بوی مرده ها نامی بر آیین زیبا و بر جای مانده از گذشتگان است که روز ۱۳ رجب مصادف با سالروز تولد امام علی(ع) طی آئین خاص و مختلف در جای جای سیستان اجرا می شود...
 


 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 16 ارديبهشت 1394برچسب:, :: 9:37 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

وبلاگ شهریارزاهدان نوشت:

در عرف گذشته روستاهای سیستان یعنی زمانی که برق نبود و بلندگویی وجود نداشت یکی از افراد روستا که دارای صدای بلند داشت و منزلش در مرکز روستا قرار داشت بدستور کدخدا و یا آبیار روستا بعنوان جارچی شناخته میشد و فرامین اجتماعی کدخدا، آبیار و حتی ملای ده را اجرا میکرد.
 این شغل یک کار افتخاری بحساب می آمد و فرد جارچی از این بابت دستمزدی دریافت نمی کرد، او در زمانی که اشَرِ روستا برای لایروبی نهر و یا رودخانه عازم کار دسته جمعی می شد وظیفه داشت ساعت ، زمان و محل تجمع و حرکت را با داد زدن و چندین مرحله در شبهای قبل ازحرکت به اطلاع مردم روستا برساند.
 جارچی غیر از مباحث حرکت دادن اشَر در اطلاع کردن مردم در مراسمات مرگ و میر نیز بعضاً ایفای نقش داشت، اگر چه اطلاع رسانی در مسائل مرگ و زِند کار دلاک روستا بحساب می آمد ولی جارچی همیشه در بالاترین نقطه قرار می گرفت و نیات کدخدا و یا آبیار در تمام امور روستا را به اطلاع عموم میرساند.کار اطلاع رسانی مدیران فعلی روستاها از جمله دهیار و شورای اسلامی در حال حاضر از طریق بلندگوهای مساجد و حتی فناوری های جدید (پیامک، وبلاگ و...) با صرف هزینه هرچند اندک بانجام میرسد و جارچی های سابق دیگر نیستند که بصورت افتخاری و مشارکتی انجام وظیفه کنند!! 

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 6 ارديبهشت 1394برچسب:, :: 2:26 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

اين روزها اگر نگاهي گذرابه گذشته سيستان داشته باشيم ،يقينا" به اين مهم خواهيم رسيد كه بسياري از سنتها ،آداب ورسوم و... كه قدمتي چندين هزار ساله دارد كمرنگ گرديده ويا بطور كلي از بين رفته اند .
اين روزها سيستانيان كمتر به پوشش اصيل سيستاني اهميت داده ، لهجه شيرين وشيواي سيستاني در اكثر خانواده ها رو به فراموشي است . پيشرفتهاي صورت گرفته ووسايل ارتباط جمعي گرچه در بسياري جهات مفيد است اما از بسياري جهات نسل امروز ما را تحت تاثير قرار داده است .
اينك وظيفه ما در برابر اين هجمه عظيم چيست ؟
با ياد آوري اين آداب ورسوم ، سنت ها وآئينها ، هر چند نميتوان تغييري اساسي ايجاد كرد اما ايجاب مي كند تا در شناسايي آن به نسلهاي امروزي كوشا باشيم .
براي اثبات اين ادعا مثالي ساده را عرض ميكنم . همه ما وبزرگان ما خوب بياد دارند كه در گذشته اگر مادري از اعضاء خانواده دار فاني را وداع مي گفت .خواهر زاده ها وبرادر زاده ها تا چند روز از كنار عمه يا خاله جدا نمي شدند وبر اين باور بودند كه شما بوي مادرم را مي دهيد . اما امروز همان برادر زاده يا خواهر زاده در مراسم پرسه داري براي يكبار با عمه يا خاله خود روبرو نخواهد شد .اگر اين روند ادامه يابد تا ده سال آينده ديگر شاهد آن خواهيم بود كه واژه عمه يا خاله نيز بيگانه خواهد شد .

ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 3 ارديبهشت 1394برچسب:, :: 5:33 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

حضور پرستوها پس از سرمای زمستان در اوایل اسفند ماه نشانگر اعتدال هوا در سیستان است، پرستوها در اوایل زمستان سیستان را ترک و به نقاط گرمسیر کوچ می‌کنند و در اسفند هر سال به سیستان بازمی‌گردند اما باد پنجکه در فاصله 24 تا 28 اسفندماه می‌وزد و اصولاً یک روز بیشتر طول نمی‌کشد.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 19 اسفند 1393برچسب:, :: 9:23 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

تنها کار دستی که هنوز در سیستان ادامه دارد، بافندگی می باشد. پارچه های پنبه ای نخ نما را که مردم مورد استفاده قرار می دهند، مردان می بافند. نویسندگان گذشته، حتی تا قرن دهم میلادی (قرن چهارم هجری) نیز خبر از وجود مراکزی می دهند که در آن مراکز مردان به کار بافندگی اشتغال داشتند. دکتر فوربس (Forbes) هم که به سال 1841 م (1220 ش) در سیستان کشته شد، متوجه وجود بافندگانی گردیده بود که کارشان شباعت به کار دستباف های امروزی اسکاتلند داشت. به نظر دکتر فوربس، هوش و معلومات سیاسی بافندگان سیستان قابل توجه بود، و به قول او: «روحیه مستقل و اخلاق خوش و سرزندگی آنها با اکثریت ایرانی ها تفاوت زیادی داشت». این توصیف، حتی امروز نیز در مورد بافندگان سیستان صادق است.
پروفسور جان فوربس نش یکی از سرشناس*ترین برندگان تاریخ جایزه نوبل محسوب میشود.
جرج پیترتیت، باستان شناس و مورخ انگلیسی (1905 م)

بافندگي يكي ار صنايع دستي مهم سيستانيان است . واز اهميت خاصي هم برخوردار است . در گذشته اي نچندان دور در اكثر خانواده هاي سيستاني دارهايي قالي بافي بر پاه بود و دختران سيستاني ساعتها به بافندگي مشغول بودند . قالي سيستاني به جهت مرغوبيت خاصش زبان زد عام وخاص است اين قاليها در عرض 1 متر وطول 2/5تا 3 متر بافته ميشد و وبه جهت ظرافت كار ، قابليت حمل راحت و وجود نقش ونگارهايي زيبا معروفيت داشت . در حال حاض به جهت پيشرفت علم وتكنولو ژي ودر اختيار قرار گرفتن ابزار بافت فرشهاي ماشيني اين صنعت دستي وارزشمند رو به فراموشي است و بصورت محدود آنهم با طرحهاي جديد كه از سوي شركتهايي تعاوني فرش ارائه ميشود تهيه ميگردد.
نكته قابل توجه در بافت قاليهايي سيستاني اينكه براي بافت اين قاليها از نخ پشم گوسفند كه توسط خود صنعت گران روستايي تهيه ميشد استفاده مسشد واين نخها در رنگهايي متفاوت ومورد نياز توسط خودشان رنگرزي ميشد و كاري كالا" دستي وبدون استفاده از هرگونه مواد شيميايي ويا غبر مرتبط بود .
نوع ديگر بافت روستايي در سيستان را گليم ميتوان نام برد . به اين نوع گليم در اصطلاح محلي (شالتوك) ميگفتند كه زير اندازي ساده بحساب مي آمد .
لوازم مورد نياز بافت اين شالتوكها از تكه هاي پارچه اضافي در خياطيها بود كه به هم گرده خورده وبصورت رج بافته ميشد . عرض اين شالتوكها هم يك متر وطول آن هم به 2 متر ميرسيد .


ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 اسفند 1393برچسب:, :: 8:8 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

الوکه، اشعاری است که از زبان پیران خوش قریحه در عروسی ها و جشن ها بصورت مولودی خوانده می شود این اشعار بیشتر مضامین مذهبی با سروده های سنگین عشقی، تاریخی سرچشمه می گیرد. این اشعار گاها بصورت گروهی توسط زنان و مردان سیستانی با همراهی دف و دایره و گاها به همراه دهل و ساز اجرا می شود. نمونه بارز آن می توان به سروده "دل زمهر حیدر" و یا "ره دوره دوره" اشاره نمود.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 اسفند 1393برچسب:, :: 7:43 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

مردمانی که درکنارتالاب هامون سیستان زندگی می کردندعبارت بودنداز:

1-ماهیگیران: و خانواه هایشان که با صید ماهی و فروش آن امرار معاش می کردند.

2-طبقه «ته یاف Tayaf» آنها طبقه ای بودند که ماهیها را از صیادان می خریدند و در شهرها و روستاهای سیستان می فروختند.

3-شکارچیان: این دسته شغلشان شکار و صید مرغان دریایی بود که مرغها را شکار می کردند و شب ها پر مرغان را در می آوردند و صبح مرغها را یا به طبقه ته یاف می فروختند یا اینکه خودشان وارد بازار می کردند. پر مرغان دریاچه را دلالان می خریدند و به دیگر شهرهای ایران صادر می کردند آقای ذوالفقار کرمانی که در زمان حکومت ناصرالدین شاه قاجار برای نقشه برداری به سیستان آمده بود در کتاب خود بنام جغرافیای نیمروز می نویسد: «که پر مرغان دریایی سیستان به اغلب شهرهای ایران صادر می شد و پوست سمور دریاچه در شهرهای بزرگ ایران به قیمت گزافی خرید و فروش می شد.» این شکارچیان همانند صیادان در گوشه و کنار نیزارها با خانواده هایشان زندگی می کردند.

4-گاوداران سیستان دو دسته بودند:
-دسته اول خانواده هایی بودند که در جزایر دریاچه در محلهایی بنام تختک زندگی می کردند. تختک تپه های طبیعی یا مصنوعی است که در میانه نیزارها واقع شده و تردد مردم به ساحل با قایق های بومی بنام «توتن» بود و هست. آنها هفته به هفته کره، روغن و کشک یک هفته ای که از شیرگاوهای خود تهیه کرده بودند را وارد بازار می کردند. و در فصل کشت یعنی در پائیز هر سال گاوداران با گاوهایشان اراضی را شخم می زدند و در موقع برداشت غله خرمن کوبی هم توسط همین گاوداران انجام می شد (البته در تمامی اراضی سیستان)

 -دسته دوم دامداران در حقیقت گاودارانی بودند که به غیر از گاو، گوسفند و بز هم داشتند و در روستاهای کنار دریاچه و نیزارها زندگی می کردند و اراضی نزدیک به دریاچه را هم کشت می کردند. گوشت اهالی سیستان و شهرهای شمالی یعنی خراسان تا سرخس و مرو و ماوراءالنهر از گاوهایی تامین می شد که هر سال هر نفر به اندازه قدرت مالی خود، گاو و گوساله را در دسته هایی بنام (گوجلاب) حداقل هر دسته ۵۰ راس را پیاده برای فروش به این نقاط می بردند که این گاوها همین گاو اصیل سیستانی بود.

 5-حصیربافان: خانواده هایی بودند که در حاشیه نیزارها زندگی می کردند. این خانواده ها روزها وارد نیزار می شدند و با بریدن نی های مخصوص نی را به ساحل می آوردند و حصیر می بافتند و بعد حصیرها را برای فروش وارد بازارهای شهر و روستاها می کردند از این حصیر برای فرش کردن کف اتاقها استفاده می شد.

6-سبد بافان: این خانوارها که کمی دورتر از نیزار زندگی می کردند (نزدیک جنگلهای گز حاشیه نیزار) شغلشان این بود که با زن و بچه وارد جنگلهای گز می شدند و ترکه های بلند گز را می بریدند و با آن سبدهای مختلف می بافتند. الف-سبد دردار برای حمل و نقل مرغ و جوجه (شول shool) ب-سبد برای قرار دادن سفره نان ج-بافت حصیر مانند از ترکه گز که طول و عرض آن زیاد و اغلب برای پوشش سقف و انبار گندم که دیواره خارجی آن را با حصیر می پوشاندند استفاده می شد. ح-سبدهای خورجین مانند که باغداران برای حمل میوه بخصوص انگور استفاده می کردند.

7-پرده بافان: که در حاشیه نیزار زندگی می کردند و زن و مرد و بچه روزها وارد نیزار می شدند و نی های بزرگ را می بریدند و به ساحل می بردند. پوست نی را می گرفتند و از همین نی پوست گرفته پرده های کوچک و بزرگ برای آویزان کردن جلوی در اتاق ها می بافتند. این پرده ها در بیشتر از ۶۰درصد شهرهای ایران به فروش می رفت که البته در شهرهای دیگر به غیر از آنکه جلوی در اتاقها آویزان می شد، داخل اتاقها هم بصورت تزئینی استفاده می کردند. به غیر از خانواده هایی که مستقیماً با نیزار و نی و دریاچه وابسته بودند هر روزه تعداد زیادی از مردم شهر و روستا برای خریدهای متفرقه از روغن و کشک و مرغ و ماهی گرفته تا گوساله به حاشیه نیزار می رفتند و خرید می کردند.امین ا...سرابندی


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 بهمن 1393برچسب:, :: 3:56 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

شناسايي دقيق ومعرفي فرهنگ قوميت ها ميتوانددر شكل گيري، انتقال وتوسعه فرهنگ ازيك جامعه به جامعه ديگر ويا ازنسلي به نسل ديگرتاثيرگذار باشد.جامعه شناسان بر اين عقيده اند كه اگر فرهنگ يك جامعه از پويايي و شايستگي لازم  برخوردار نباشدچه بسا كه بسياري از پيشرفتها ميسر نحواهد شد ونتيجه آن چالشهاي است كه موجبات شكاف وتعرضات قومي را فراهم مي كند

سطح سواد پايين  افراد جامعه  ويا هنجارهاي ضد توسغه  فرهنگي است كه خواسته  ويا ناخواسته افراد با باورهاي غلط به  ترويج  فرهنگ مي پردازند.شكل گيري قوميتهاي متفاوت با افكاري متناقض با ديگر قوميتها وانعكاس برداشتهاي غلط از فرهنگ  ، اداب ورسوم  وسنن گذشتتگان كه  بعضا" در جهت  تنوع در گفتگوها مطرح مي گردد ميتواند عملكرد گذشتگان را تحت تاثير قرار داده وچه بسا كه در مسيري غلط هدايت ونتيجه اي عكس قضيه را در پي داشته باشد . 

امروزه بادستاوردهاي نوين  و پيشرفتهاي تكنولوژي زمينه هاي مناسبي براي ترويج فرهنگ فراهم گرديده مجموعه هاي ساخته شده كه  با اهدافي مشخص طراحي و باتجمع افراد در اشكال وگروهاي خاص به  جهت  عدم  برخورداري از نظم خاص،فرهنگ،آداب ورسوم ،شيوه  زندگي يك قوم را با قدمتي چندين  هزار ساله در مسيري انحرافي قرار داده  درجاهاي نيز تيشه به  ريشه  فرهنگ مي زنند .

به  نظر "دان " هدف فرهنگي تكنولوژي درجوامع متفاوت اين است كه با آرزوها، سنتهاي اجتماعي،آداب ورسوم سازگارباشدتاازهم گسيختگي فرهنگي در شكلهاي متفاوت جلو گيري كند

فرهنگ سيستاني از جمله  فرهنگهاي است كه با وجود قوميتهاي بومي متفاوت از گذشته هاي با بسط صنايع،آداب ورسوم درنوع اجتماعي وزندگي اين  روزها دستخوش تغييراتي اساسي گرديده كه عامل اصلي آن شكل گيري همين مجموعه هاست كه به دليل بي توجه به  ارزشهاي فرهنگي گذشته گان تغييراتي را درنوع بيان وگفتار ناخواسته وبه جهت عدم آگاهي در پي داشته است.ناصرصیاد


ارسال شده در تاریخ : جمعه 17 بهمن 1393برچسب:, :: 8:52 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

پیشینه ی سفال در سیستان به ۵هزار سال قبل یعنی تمدن شهر سوخته باز می گردد.ظروف سفالی به جهت استفاده در زندگی روزمره یکی از نیازهای اولیه بشر بوده که در طول دوره های مختلف تاریخ تغییراتی در آن صورت گرفته است.در یافته های شهر سوخته تعداد شگفت آوری سفال در طرحها،اندازه ها ونقش های متفاوت یافت شده که نشانگر وجود صنعت بزرگ سفالگری در آن دوران بوده است که نمونه های اعجاب انگیزی از سفال یافت شده این امر را به وضوح نمایانگر می سازد.

ظروف سفالی شهر سوخته به شکلهای مختلف تهیه می شده واز جمله این ظروف سفالی:لیوان،ساغر،جام،انواع کاسه ها،بشقاب، انواع خمره های بزرگ وکوچک و….می باشند.
سفال شهر سوخته به سه گروه نخودی،خاکستری وگاهی سفال قرمز رنگ نیز دیده می شود.
در سیستان تا سال های گذشته محله های سفالگران با کوره های مخصوصشان وجود داشته که به مرور زمان از بین رفته است.ولی امروزه با آموزشهای صنایع دستی وتولید صنعتگران در نقاط مختلف استان سعی وتلاش در احیا وزنده کردن این هنر اصیل وبا ارزش را داریم. سیده مائده موسوی


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 15 بهمن 1393برچسب:, :: 9:38 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

چشم زخم : اگر به كسي شك مي كردند كه به بچه ی شان چشم زده از او پرز مي گرفتند ، يعني از شش اندام او يك تار مو مي گرفتند، دو تار از دو دست ،‌دو تار از دو پا يكي از سر و يكي از ران و آتش مي زدند ، يا دنبال او مي رفتند و جاي پايش را باسنگ مي كوبيدند، يا بدون آن كه متوجه شود از پشت سر گوشه ی لباس او را آتش مي زدند ، وقتي ناگهان مي گفت كي پيراهن يا لباس مرا آتش زد و حركت مي كرد مريض خوب مي شد.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 15 بهمن 1393برچسب:, :: 8:25 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

مردم سیستان برای آب حرمت زیادی قائل بودند و به بچه ها هم می آموختند که آب را آلوده نکنند، تقدس آب در سیستان بحدی بود که می گفتند آب را نباید آلوده کرد چون آب مهریه حضرت فاطمه زهرا(س) می باشد.
در اسطوره های ایرانی باور داشتن عنصر آب و تس آن جلوه ای خاص دارد بگونه ای که نجات دهنده بشر(سوشیانت منجی) و کسیکه بر دروغ و پلشتی چیره می شود از درون آب بیرون می آید و این چیزی نیست جز جهان بینی ایرانیان از تقدس آب یعنی اگر آب نباشد حیات هم نیست. حضور معابد آناهیتا در سیستان و دیگر نقاط ایران از قبل از تاریخ نشان از حرمتی است که ایرانیان برای آب قائل بودند.

در سیستان زمانی که می خواستند گوسفند یا گاوی را ذبح کنند. کنار آب جوی کوچکی احداث می کردند و خون را داخل جوی کوچک می شستند و هیچگاه اجازه نمی دادند تا با خون آب را آلوده کنند. سیستانیها اعتقادداشتند که آب برکت خداست و نباید این برکت را آلوده کنند.


ارسال شده در تاریخ : شنبه 11 بهمن 1393برچسب:, :: 7:36 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

سیستان سرزمین هیرمند،سرزمین خرد ودانایی،سرزمین فرهنگ،خلاقیت ونوآوری که با بهره گیری ازمیراث فرهنگی،هوشمند یهای خود رااز طریق تلفیق طبیعت با زندگی خود به نمایش میگذارند.ساخت اشیاء وصنایع دستی که هم نیازهای زندگی رابرطرف میکند وهم بخشی از گرایش های زیبایی شناختی خودشان رانشان میدهند.گز درواقع درختچه ای است که با طبیعت وزندگی مردم سیستان گره خورده واین گز تولید شیره انگبین داشته واز گلهای آن برای رنگرزی نخ ها جهت استفاده در قالی بافی وشال بافی استفاده میکردند.گز نماد پایداری وسرسبزی دشت سیستان است.صنعتگران با ذوق وپرشور سیستان سعی میکردند که ارتباطی معقول ومنطقی میان مردم سیستان ودرختچه گز با طبیعت ومحیط زیست برقرار کرده ونتیجه ی کار هوشمندیها وخلاقیتهایی است که درواقع از تجسم خلاق خودشان برای پاسخ به نیازهای واقعی زندگی بهره ببرند.بنابراین تلاش میشد که سبدهای زیبایی ساخته شود.این سبدها دراشکال مختلف از ترکه های نازک درختان گز بافته میشد.شاخه های درختان گز به دلیل خشک بودن چند روز در آب خیسانده میشد تا قابلیت انعطاف پذیری خود را بازیابد وسپس بافنده کار خود راآغاز میکند ودر نهایت انواع دست بافته های زیبای گزی با کاربریهای گوناگون مانند نوبندک(نان بندک)، سود(سبد)،سبد حمل مرغ وخروس که درگویش سیستانی به آن شول گفته میشود ،هم چنین از این دست بافته ها
برای حمل نان،تخم مرغ، ،میوه جات،بعضی ازغلات،شست وشوی برنج و...و برای ساخت (چپر)
وسیله ای برای پوشش آسمانه ها یا سقفهایی که بالایه ای ازکاهگل محکم میشد مورد استفاده قرار میگرفت.
هنرمند بزرگوارآقای عظیم عرب پور یکی ازبافندگان کهن این هنر ریشه دار درسیستان است که هم اکنون در روستای احمد علی خان شهرستان زهک مشغول به کاراست.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 23 دی 1393برچسب:, :: 9:47 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

این نوع سازهای کوبه ای که با ویژگی های ظاهری مشترک و گاه متفاوت و اندازه های مختلف در برخی نواحی ایران دیده می شوند عبارتند از : سنج ، شرینگ ، جینگ ، زنگ و قاشقک...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 14 دی 1393برچسب:, :: 9:0 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

بحث و بیت : نوعی مناظره و  دوبیتی هایی با مضمون عاشقانه و درون مایه های اجتماعی ،که سیستانی ها در جشن ها و محافل خانوادگی و دوستانه همزمان با نواختن دارِه ( دایره ) می خوانند.

 "در باغ رَوُ وَلکه تو در باغ آیی

  صیاد شَوُ وَلکه تو در دام آیی

  درویش شَئُو ، پای ِ مزار َ بگیرو

  شاید که تو در پای ِ مزارم آیی ...

  برگردان :

  به باغ می روم ، شاید تو در باغ آیی

  صیاد شوم ، شاید تو در دام آیی

 درویش شوم پای ِ مزار را گیرم

  شاید که تو در پای ِ مزارم آیی"

 


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 14 دی 1393برچسب:, :: 7:48 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

برای بسیاری از اهالی موسیقی، ساز زهی « قیچک » (یا غیچک، غیژک، قیژک) یاد آور سرزمین اساطیری سیستان می باشد، چه آنکه خاستگاه این ساز را (که خود در واقع مادر ساز هائی از قبیل کمانچه و ویولون بوده است) باید در سیستان زمین جست . قیچک هم چنان در این دیار مورد استفاده کولی نشینان قرار می گیرد به گونه ای که بسیاری از اهالی بومی سیستان، قیچک را با نام « حبیب الله قادر آتشگر »، نوازنده ای با اصالت کولی اش می شناسند

[تصویر: 1309162767_267_d58d6a4389.jpg]

از یاد نبریم موسیقی در سیستان تا آن اندازه ارج و منزلت می داشته است که شعبه ای از موسیقی ایرانی را نیز به نام « زابل » به خود اختصاص داده بودند . اجازه ندهیم با چشم از دنیا فرو بستن معدود نخبگان ما، موسیقی ما نیز برای همیشه چشم از دنیا فروببندد .



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 3 دی 1393برچسب:, :: 9:13 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

فِجهِ کَردن:اصرار وپا فشاری کردن
خود مَخَه و َجُ نِ خَئه کردَ: فشار وسختی زندگی را بیان می کند
سیهَ کُتَه: دختر ترشیده را گویند

رو دار خ نمبینو : حال و حوصله ندارم
از خ کنو ارزشیابی کنم = سبک سنگین کنم = بسنجم

روز شَ :آشکار شد،حقیقت معلوم شد
- روز مِشو: آشکار شدن حقیقت،پرده برداشتن از موضوعی

مزه ره از قلیه برده.:وقتی کسی کارهایش تکراری شود این را به کار میبرند.

روبِندِ خ نمه بینو)) یا ((بی رو بندو)) : این دو هم به معنای بی حوصله بودن هستن

وقتی که به آدم بد حسابی نسیه بدهند یا طرفی که مال میخواهد و بد حساب است میگویند اگه از دس خا بده باید خه پو خا بجی.


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 1 دی 1393برچسب:, :: 6:32 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

در سیستان از همان دوران کودکی کلاه بر سر می گذاشتند و آن را در زمستان و تابستان مورد استفاده قرار می دادند.به طور کلی مردان هرگز سر برهنه ظاهر نمی شدند و کلاهی از پشم یا کورک بر سر می نهادند کلاهی که مردان در خانه به هنگام استراحت می پوشیدند عرقچین نام داشت که از جنس پارچه نخی بود و کناره های آن با نخ ابریشمی دست دوزی می شد.مردان سیستان از چند نوع کلاه استفاده می کردند:

۱-کلاه پشمی:این کلاه را در صحرا بر سر می کنند و جنس آن از پشم گوسفند است.

۲-کلاه قوس:این کلاه را مردان مسن در جشن ها و مراسم در زیر لنگ بر سر می کردند.

۳-کلاه سیمی:این کلاه از افغانستان وارد شده است و از نخ های طلائی و نقره ای بافته می شود.

۴-کلاه پوستی:از اسم آن پیداست که پوستی بوده و از کشور پاکستان وارد می شود.افراد مرفه مخصوصا دامادها آن را بر سر می گذارند.

۵-کلاه نمدی:این کلاه میان چوپانان متداول است،جنس آن از نمد و مخصوص مناطق سردسیر است.

۶-لنگته:مردان سیستان برای پوشش سر خود از سربندی به نام لنگته استفاده می کنند.این سربند مشابه عمامه است اما به شکل عمامه روحانیون آن را به سر نمی پیجند بلکه یک سر آن را لای سربند و سر دیگر آن را رها می کنند.طول آن از ۱۰ تا ۵/۱۱ متر می رسد و عرض آن بین ۵/۱ متر است.جنس آن از ململ یا پارچه های نازک خارجی است.سربند آنها بیشتر سفید یا خاکستری است،سادات مشکی بر سر می کنند.سیستانی ها از رنگ قرمز استفاده نمی کنند.

۷-عرق چین:کلاه دست بافی است که معمولا سفید بوده و آنرا زیر لنگته بر سر می کنن


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 4 آذر 1393برچسب:, :: 6:40 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

ارزوكه arzoka
نوعي كمكي وهمكاري دسته  جمعي گذشته  در سيستان وجود داشت كه  آن  را ارزوكه مي گفتند .
ارزوكه:كارهاي ريسيدن (رشتن ) پشم  يا پنبه  باچر، چرك يا جيللك ، آرد كردن  گندم با اس دست (دست  آس ) ، قاليبافي وگليم  بافي (شال) و...  وعموما" كارهاي كه  بصورت جمعي انجام  مي شد  .به  اين صورت  كه  هريك از خانواده ها ويا اعضا خانواده كه  مهارتي در هريك  از اين موارد را  داشت  با همسايه ها   كمك  ميكرد تا او نيز متقابلا" در مواقع ضروري به   ياري ومدد وي بشتابد .
در گذشته  از پنبه  ونخ توسط( جولا ها ) پارچه  بافته  مي شد كه  از اين  پارچه ها لباس وپوشاك  تهيه مي كردند نوع  دوخت  به  جهت  ظرافت واينكه  تكه  تكه بهم  پيوند مي خورد زحمات  زيادي را در پي داشت  ومعمولا" لبه هاي اين  پارچه ها بايد ريشه دار مي شد كه  اين كار نيز توسط ارزوكه ها انجام  ميشد .
در كل  مبتوان  گفت ارزوكه  نوعي كار تعاوني وهمكاري بود كه  توسط مردان  وزنان سيستاني به  منظور  همراهي  وهمياري هم  انجام مي شد .

ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 28 آبان 1393برچسب:, :: 12:9 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

درسیستان گذشته،پس ازفصل درو، بارگذاری دسته ها وسپس مرحله ی دسته برداری شروع می گردد.معمولاًهمزمان با دسته برداری وحمل دسته های گندم به محل خرمن مراسم خوشه چینی هم توسط زنان اجرامی شود...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : جمعه 16 آبان 1393برچسب:, :: 1:55 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content