نریمان
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

 

نَریمان نیای بزرک رستم قهرمان اسطوره‌ای شاهنامه است.او از پشت گرشاسب است. نام نریمان از صفت «نئیرمنو»یعنى نیرومند پیدا شده كه بعدها او را به صورت پهلوانى درآوردند. و این صفت را در اوستابه گرشاسب دادند، و همین نام نریمان است كه در شاهنامه گاهى به صورت نیرم دیده مىشود. از نریمان به عنوان پهلوان معروف خاندان سام درشاهنامه سخن رفته و این پهلوان در دژ سپند كشته شد،ورستم انتقام او را بگرفت. نیرم. در اوستا صفت جهان پهلوان است و نیز نریمان پدرسام جدرستم بوده است.

تبار نریمان

قوم نریمان در سرزمین زابل باستانی سکونت داشت و وی یکی از پهلونان مقدم است منوچهر هنگام مرگ نصایحی به فرزندش نوذر نمود که در مواقع خطر و تهدید کشور فقط ازسام فرزند نریمان کمک بخواهد. شاهنامه سوای کشور زابل ازنیران هم در جوارایران یاد می‌کند و از این یادآوری معلوم می‌شود که دو کشور ایران و نیران مجاور هم بودند. به هر حال «سام‌نریمان» بسیار مورد اعتماد منوچهر بود:

که تا شاه مژگان به هم برنهاد   ز سام‌نریمان بسی کرد یاد
چو نامه بر سام‌نیرم رسید   یکی باد سرد از جگر بر کشید


نریمان در زمان فریدون در صحنهٔ وقایع ایران پدیدار شدزال جریان مرگ نریمان را هنگامیکه رستم برای اوّلین بار به جنگ دشمنانش می‌رفت برای او بازگو و به ایشان چنین گفت: در جنگی بزرگ نریمان همراه فریدون بود در این نبرد ایرنیان به محاصرهٔ قلعه‌ای سرگرم بودند که ناگهان سنگی از بالای دیوار قلعه بر سر نریمان فرود آمد و را به کشت

نصیحت زال رستم را

به خون نریمان میان را به بند   برو تازیان تا به کوه سپند
یکی کوه بینی سر اندر سحاب   که بر وی نپرّید پرّان عقاب
چهارست فرسنگ بالای کوه   پُر از سبزه و آب و دور از گروه
...   ...
نریمان که گوی از دلیران ببرد   به فرمان شاه آفریدون گرد
بسوی حصار اندر آورد پای   در آن راه ازو گشت پردخته جای
شب و روز بودی به رزم اندرون   همیدون گهی چاره گاهی فسون
سرانجام سنگی بینداختند   جهان را ز پهلو بپرداختند

ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 28 خرداد 1393برچسب:, :: 5:57 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

زواره، پسرزال یکی از پهلوانان شاهنامه است. او و برادرش رستم به دست برادر ناتنی شان شغاد کشته شدند.

زواره پسر زال و برادر رستم است و از پهلوانان کیخسرو و کیکاوس . در جنگها همه جا همراه رستم و یار و کارگزار او بود.

فردوسی:
سوی میسره نامبردار شیر-زواره که بود اژدهای دلیر.

زواره بیاورد از آن سو سپاه -یکی لشکر داغدل کینه خواه .

زواره بیامد ز پشت سپاه -دهاده برآمد ز آوردگاه .


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 1 خرداد 1393برچسب:, :: 7:28 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

بعدازنریمان که تا روزگار منوچهر و خونخواهي او از سلم وتور پهلواني اش مشهور است.« سام سوار » از روزگار نوذر جهان پهلوان بود و كارهاي او در سام نامه آمده است.

سام پسر نریمان، پدر زال و پدر بزرگ رستم است. او از تبار گرشاسپ (پهلوان)، پهلوان اسطوره‌ای ایران می باشد. شاید در آغاز جوانی سام صاحب فرزند نمی‌شد این موضوع را فردوسی تلویحاً در داستان «اندر زادن زال» گزارش می‌کند. زمانیکه زال به دنیا آمد همهٔ موهای تنش سفید بود و کسی از شبستان جرئت نکرد این خبر را به سام برساند و یک هفته خبر مسکوت ماند. عاقبت دایه‌ای شیردل پیش سام آمد خبر تولّد را به سام گفت و وی فوراً به شبستان آمده و کودک را سپید موی دید بسیار برآشفت.

 سام بیشتر بخاطر آن نگران بود که اگر بزرگان و سرداران زابلی هنگام جشن تولد فرزندش او را سپیدموی یافتند و از او دلیلش را پرسیدند چه جوابی به بزرگان دارد بدهد، بر همین اساس تصمیم گرفت تا کودک را که اهریمن نژاد نامیده بود از خود دور کند تا مورد شماتت قرار نگیرد. اقدام سام بدین صورت نقل شده:

چو آیند و پرسند گردنکشان   چه گویم ازین بچّهٔ بدنشان
چه گویم که این بچّهٔ دیو چیست   پلنگست و دو رنگست و گرنه پریست
ازین ننگ بگذارم به ایران زمین   نخواهم برین بوم و بر آفرین
به فرمود پس تاش برداشتند   از آن بوم و بر دور بگذاشتند
بجایی که سیمرغ را خانه بود   بدان خانه این خُرد بیگانه بود
نهادند بر کوه و گشتند باز   برآمد برین روزگاری دراز

مطلب قابل تأمل در این سروده نام ایران‌زمین است و محتملا این عبارت از این دوران‌ها کم‌کم متداول می‌گشت و نکتهٔ دیگر روابط صمیمی ایران وزابل است که سام در حال اضطراب و فرار ایران را مأمن خویش انتخاب می‌نماید این موضوع در روابط خارجی میان دو کشور مهم بوده است. درموعظهٔ سام عبارتی مانند گناهکار، آهرمن، دیو، پری و سیمرغ اظهار شده که به آیین و فرهنگ زابلیان مربوط است.

چون افراسياب ايران را گرفت و دوازده سال بر آن فرمانروا شد ،سام با لشكري گران به جنگ افراسياب رفته و او را از ايران بيرون کرد.تا زمان « تهماسب » سام جهان پهلوان بود و تمام گره كارها به دست او گشوده مي شد. چون بار ديگر افراسياب به ايران چيره شد، مردم نزد سام آمدند و او نوه خود رستم زال را بدين كار كارگزاري داد.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 24 ارديبهشت 1393برچسب:, :: 4:14 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

رودابه یک نام دخترانه پارسی است به معنی دختری که همچون یک رود پر آب نماد خیر و برکت است.رودابه،دختر مهراب کابلی و همسر زال و مادر رستم که به روایت شاهنامه دلباختگی زال به او یکی از زیباترین صحنه های شاهنامه است. رودابه در موقع تولد رستم اولین سزارین را انجام داد. بنابراین، چنین زایمان ها را باید "رستمی" گفت نه سزارین. زیرا سزار قرن ها پس از تولد رستم به دنیا آمده است.ظاهراً واژهٔ رودابه از دو بخش رود به‌معنای فرزند و آب به‌معنای تابش و روشنایی تشکیل شده‌است که به‌معنی فرزند تابناک است. رودابه عمر درازی داشته‌است و پس از مرگ پسرش رستم، در حالتی نزدیک به دیوانگی ازدنیامی رود.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391برچسب:, :: 7:40 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

گرشاسپ پهلوان بزرگ ایرانی و ملقب به اژدها کش است.

 



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, :: 5:35 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

دهخدا آورده است: زال، نام پدر رستم است که ولایت نیمروز و زاولستان داشت و او را دستان و دستان زند و زر نیز خوانند. (شرفنامه منیری )



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 7 فروردين 1391برچسب:, :: 7:31 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

صفحه قبل 1 صفحه بعد

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content