آیکه(لالایی مادران سیستانی) -2
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

خوشو خوشو که تره کتو میپوشو
گرخونشه ای مه تره بفروشو
نه مفروشه نه که بهای دارو
نه نه مه محمد خه ورخه نگه مدارو

-

لالا لالا گل پونه
به به تو رفته پی خونه
لالالالا گل گندم
بابه تو رفته پی مردم

لا لا لا لا گلم باشی ..
همیشه همدمم باشی

لا لا لا لا گل پونه

پسرم رفته در خونه


ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 اسفند 1393برچسب:, :: 7:46 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

از قديم الايام زنان درسیستان داراي جايگاه ويژه اي بوده اند و چادر زن سيستاني كه هميشه همراه او بوده ، از حرمت ويژه اي برخوردار بوده است . در برخي موارد وقتي بين دو نفر ويا دوطایفه در گيري ايجاد مي شد و كار به جاهاي حساس مي كشيد كه از هر روشي براي فروكش كردن اين در گيري نا اميد مي شدند،خانمي پادر مياني مي كرد ودر ميان دو نفر ويا دو گرو قرار مي گرفت ويا اينكه چادر خود را در ميان اين دو گروه يا دونفر مي انداخت . به جهت قداست چادر ديگر هيچ يك از دو گروه جرات ويا حق گذشتن از چادر را نداشتند كه اگر اين كار از طرف هر گروه يا فرد صورت مي گرفت به حرمت شكني متهم مي شد . واين عمل از ادامه نزاع ودعوا جلو گيري مي كرد .
اميد آن است اين حرمت كه از باارزشترين رسوم است اين روزها هم در بين سيستانيان مد نظر قرار گيرد.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 17 بهمن 1393برچسب:, :: 8:23 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

خامه به معنای قلم و کلک (برهان قاطع و فرهنگ جهانگیری) و ابریشم به معنای نخ کم تاب ( ناظم الاطباء ) ، خامه دوزی نیز در لغت نامۀ دهخدا چنین توصیف شده است: " گلدوزی کردن روی پارچه با خامه (ابریشم نتابیده)  ،  بنابراین خامه به معنای ابریشم و دوختن فعل باشد. جمع آن نشان دهندۀ نوعی از هنر سنتی با ارزش است."..



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 14 دی 1393برچسب:, :: 9:10 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

گلیم سیستان ( شال سیستان )

پيشينه تاريخی:

آنچه که در تاريخ آمده اينست که آمدن سکاها به سيستان فصلی تازه وتاريخی درحوزه تمدن خيز حوزه هيرمند وسرزمين زرنکای نامبرده شده درکتيبه های هخامنشيان ايجاد کرده است...


 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 14 دی 1393برچسب:, :: 8:54 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 2 دی 1393برچسب:, :: 3:44 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

جُلایی/برگرفته ازوبلاگ شهریارزاهدان
به معنای بافتن ِ پارچه در سیستان جُلایی گفته می شود . به کسی که کار ِ جُلایی انجام می دهد جُلا یا جولاه می گویند.
جولاه یا جولاکه در گویش سیستان به معنی عنکبوت است .در متون کهن ایرانی همچون تاریخ بیهقی این واژه هم به معنای عنکبوت و هم به معنی بافنده آمده است . عنکبوت نیز موجودی بافنده و تارتننده است .
پارچه بافی در سیستان قدمتی افزون برپنج هزار سال دارد و تکه پارچه های دست بافت کشف شده در شهر سوخته نمونه ای از این هنر در پنج هزار سال پیش است.

پارچه یا بهتر بگوییم پوشش یکی ازنیازهای اولیه بشر بوده است که در طول دوره های مختلف تاریخ دارای فراز و نشیب بوده است، شیوه های تولید یا گونه های تولیدی آن به طوری که در یافته های شهر سوخته با پیدا شدن تعداد قابل توجهی ابزار گوناگون بافندگی و ریسندگی چوبی، گلی، سفالی و فلزی که نشانگر وجود صنعت بافندگی در آن دوره بوده است و نمونه های اعجاب انگیزی از پارچه یافت شده، این امر را به وضوح نشان می دهد.
مسلما آنچه که برای باستان شناسان عجیب و سوال برانگیز است و برای یافتن عوامل یا دلایل آن تلاش بسیار می کنند، یافتن چنین پارچه هایی با چنین کیفیت و چنین گونه های رنگی است.
نمونه هایی که از نظر طرح و حتی رنگبندی بسیار نزدیک به پارچه های سنتی است و اخیرا در سیستان بافته می شده است.
پارچه های یافت شده اغلب به رنگ قهوه ای و کرم هستند اما بیش از چندین مورد به پارچه های دورنگ از جنس پشم و پنبه برخورد شده است.
در مسیر هنر پارچه بافی آنچه از هزاره های قبل از میلاد تاکنون مشخص و مشهور است خودکفایی مردم سیستان در تولید مواد اولیه صنایع مختلف به خصوص پارچه بافی بوده آنچنان که تا همین سده اخیر تمام مراحل تهیه و تولید پارچه توسط خود مردم و خانواده ها انجام می گرفته است یعنی از مرحله کاشت وبرداشت پنبه و یا تهیه پشم و موی دام گرفته تا ریسندگی و آماده سازی آنها که همه با ابزارسنتی و ویژه انجام می شده است.
از نکات قابل توجه و افتخارات سیستان این است که در زمان عمرولیث صفاری برای سالها پارچه مخصوص خانه کعبه توسط هنرمندان سیستانی بافته و به مکه مکرمه اهدا و ارسال می شده است.
نکته دیگر نزدیکی بافت های اخیر به بافت های یافت شده در شهر سوخته است که تاکنون باقی مانده است.
اقلام تولیدی پارچه بافی سنتی سیستان عبارتند از: لنگ (دستمال)، سریک (بار بند)، پتو، شال گردن و پارچه


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 27 آبان 1393برچسب:, :: 10:12 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

وبلاگ شهریارزاهدان نوشت:

این نوع دوك نخ ریسی كه در سیستان به آن "جِلَك" اطلاق می گردد بسیارساده وقابل حمل برای  همه سنین وزنان ومردان می باشد، در گذشته ی نه چندان دور درروستاهای سیستان كه مردان ویازنان مسن قصد داشتند برای زمستان خود ویافرزندانشان دستكش،كلاه ویاجوراب پشمی تهیه كنند ابتدا پشم ها راازیكدیگر جداوبرای رشتن ؛ساده سازی می كردند.
آنگاه یك جلك آماده كه معمولاً توسط نجاران روستا به شكل زیبایی ساخته میشد آماده كرده ودرساعاتی كه بیكاربودند پشم راباچرخاندن جِلَك تبدیل به نخ بسیار ظریف ،زیبا وهم نواختی می كردند، وقتی نخ موردنیاز رشته  میشد بااستفاده از ابزاربافندگی دستكش یا پوشاك موردنیازرامی بافتند ودرسرمای زمستان ازآن بهره می گرفتند.

ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 22 آبان 1393برچسب:, :: 11:26 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

حجاب و پوشش نزد ایرانی ها و بخصوص سیستانی ها ریشه در تاریخ دارد.در حدود 400سال پیش از حضور اسلام در ایران شاهد این هستیم که زنان در شهر سوخته از لباس های پوشیده استفاده می کردند یا تصاویری که از دوران پارسیان داریم تصویر ملکه ای هست که لباس کاملا پوشیده دارد.
بحث پوشاک کلاً ذاتی است و مخصوص زمان و مقطع خاصی نمی شود مثلاً زربانو دختررستم که بسیارجنگاوربوده،به جهت نوع پوششی که داشت،کسی نمی دانست که اویک شیرزن سیستانی هست که می جنگد.


سرزمین سیستان اساساً سرزمینی است که زن در آن جایگاه بسیار والایی دارد .به دلیل همین جایگاه والای زن در سیستان، بحث عفاف و حجاب دراین سرزمین نیز مقوله اصیل و قرص و محکمی است.ما قبل از اسلام هم درسیستان بحث پوشش و حجاب را داشته ایم و با ورود اسلام حجاب و پوشش در بین زنان مسلمان ایرانی وسیستانی کامل تر شد.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 3 مرداد 1393برچسب:, :: 4:0 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

درقدیم رسم بر این بوده که بندناف هرنوزاد دربدوتولدتوسط مامای محلی پس ازبریدن وجدا شدن ازمادربهمراه سایراحشاء وزائدات درمقابل درب خانه چال میشد، بهمین دلیل آن منزل که در محله خاص وروستا ویاشهر مربوطه واقع میگردید زادگاه فردتلقی میشد.درعین حال قدیمی ها زنی راکه بعنوان زائو دربدنیاآمدن کودک وبریدن ناف او نقش اصلی را ایفامیکرد احترام ویژه ای قائل وبه اوعنوان "بی بی دایه" اطلاق میکردند ، که البته این رسومات باافزایش سطح بهداشت و میزان امیدبه زندگی مردم به نسبت زیادی کمرنگ شده است.

بی بی دایه من درزابل به"ننه سیری" معروف بود.خدارحمتش کنه


ارسال شده در تاریخ : جمعه 2 خرداد 1393برچسب:, :: 10:20 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

بی بی در سیستان از ارزش و احترام خاصی برخوردار است

درسیستان به:

- زنان سادات

-زنان خوانین

-مادر بزرگ ها

-ماما(بی بی دایه)

 لقب بی بی می دهند و بسیار مورد احترام هستند.

به اعتقادسیستانیان،بی بی، روزی دردریاچه هامون به آبتنی خواهدپرداخت وموعودآخرالزمان ازاوزاده خواهدشد.


ارسال شده در تاریخ : شنبه 30 فروردين 1393برچسب:, :: 9:24 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

وآغوشت گرمترین جای برای زیستن است


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 28 فروردين 1393برچسب:, :: 7:41 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 21 آذر 1392برچسب:, :: 7:38 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

صنايع دستي هر منطقه چه زمان قديم وچه هم اكنون بيانگر ماهيت و فرهنگ  مردم آن خطه است . حالا فرقي هم ندارد كه اين صنايع دستي درچه راستایي مورد استفاده قرار مي گیرد. ولعبتک  هم به نوعي مي توان گفت نوعي صنعت  دستي است كه  همواره  مورد توجه  دختر خانم هاي سيستاني بوده است. در زمان گذشته وهمكنون نيز  لعبت  سازي  و لعبت  بازي از بازيهاي مورد علاقه ومحبوب  دختر خانمهاي روستايي بوده  كه با ابزار دست وامكانات محدودي كه  در اختيار داشتند عروسكهاي زيبايي میساختند . وساعتها سرگرم  بازيهاي كودكانه بودند  

روش ساخت لعبتک

لعبت  شكلي ساده  دارد وبا يك چوب ساده  وتعدادي تكه پارچه از رنگهايي متفاوت  ساخته مي شود   . كه اين تكه پارچه ها به شيوه خاص جهت لباسهاي لعبت  به  اين چوب متصل شده وتزئين ميگردد . معمولا براي صورت لعبت از تكه  پارچه سفيد استفاده  ميشود تا چشم ، بيني و لبها با قلم بر روي آن ترسيم گردد . لعبتها  در دو جنس متفاوت  مذكر ومونث تهيه ميشود . 


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 13 مرداد 1392برچسب:, :: 11:17 بعد از ظهر :: توسط : SOHRAB

توچان یکی از انواع عروسک های بومی دست ساز متعلق به منطقه زابل است که به شکل نوزاد قنداق پیچ شده است.
در این عروسک تمام اجزای پوشاک یک نوزاد سیستانی با جزییات کامل وجود دارند که شامل: کهنه مخصوص ادرار، قنداق سفید (سارُق) با حاشیه سیاه دوزی شده ( نوعی سوزن دوزی در سیستان ) ، بند قنداق (بندُک) طلایی با سوزن دوزی، پیراهن (پِئنَر) مخمل زرشکی، شلوار ساتن سفید، کلاه سفید زربفت ( کلاه گوشک دار) و چاقوی تاشوی کوچک * است.
این عروسک یک متکای کوچک ( نازبالِشت) و یک تشکچه بازی نیز دارد **
* لحظه ای که نوزاد در سارق بسته می شود، یک چاقوی کوچک و زیبا که احیانا از فرزند قبلی بوده قنداق نوزاد بعدی را زینت داده و به آن آویز می شده است. سیستانیان عقیده دارند که آل از آهن می ترسد و کسانی که با آهن سر و کار دارند، از نیروی مافوق طبیعت برخوردارند. { همچنین سیستانی ها معتقدند با قرار دادن چاقو کنار ِ نوزاد ، از ترسیدن و از خواب پریدن نوزاد جلوگیری می شود . در گذشته مرسوم بوده در ششمین شب ِ تولد نوزاد که به شب ِ خیر مرسوم است ، علاوه کارد ، سوزن نیز جلوی ِ بَندُک ِ نوزاد وصل می شد ، آن شب تا صبح اهالی منزل روی ِ سر نوزاد بیدار می نشستند تا مانع از آسیب نیروهای ِ پلید به نوزاد شوند . همچینی در این شب ، دیگ ِ سیاهی را به صورت وارونه جلوی در منزل قرار می دادند برای دور کردن نیروهای ِ شر و اهریمنی از نوزاد
** متکا ( ناز بالِشت ) و تشک ( نالین / نهالین) فرزند ِ اول را مادر عروس همراه با جهیزیه برای ِ دختر از پیش تدارک می بیند.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 1 خرداد 1392برچسب:, :: 1:20 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

دختران ماداميكه ازدواج نميكردند حق آرايش صورت وموي كنار گونه ها"چتر " را نداشتند . اگر چنين اتفاقي مي افتاد به معناي خروج از سنت وروش پدران يا خاندان بحساب مي آمد

در( چتر چيدن) بخشي از موههاي سر دختر ويا زن به سبك خاصي شانه وتنظيم مي گرديد وبا چندين سنجاق (سنجاق چتري ) وديگر وسائل تزئيني به شكل يك شانه سرزنانه در روي گوشها وبخشي از گونه ها آويز مي شد. وبقيه موها نيز به دلخواه عروس ويا اطرافيان بافته مي شد آنهم انواعي داشت مانند، جَلد، زنجيرباف ،سنجاق ،ريزباف ، واريخته يا واريز و... كه بيشتر با كمك واستفاده از روغن حيواني يا كره حيواني نيز انجام ميگرفت

موي سر زنان ودختران سيستاني در گذشته با تخم مرغ محلي يا ماده اي به نام گِل سرشوي شسته وتميز مي گرديد . موي دراز كه تا كمر يا به قولي تا پاشنه پا نيز مي رسيد از بهترين بود

يكي از رموز مهم تشخيص بين زن يا دختر بودن ويا متاهل يا مجرد بودن زنان در گذشته همين چتر بود . زيرا اگر زني به هر دليلي همسرش را از دست مي داد حق نداشت چتر بچيند وبايد موهايش را در پشت گوشها، بر روي گوش وبخشي بر روي گونه قرار مي داد

كه اگر زني موهايش در پشت گوشها قرار ميگرفت به معناي بيوه بودن بود وديگر نيازي به پرس و جو نبود . در مقابل اگر زني شوهرش را از دست ميداد وچتر مي چيد در حقيقت يك كار غير مردمي انجام مي داد وبر خلاف سنت پدران عمل نموده ومذموم بحساب مي آمد

 


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 23 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 6:33 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

پوتک واژه ای سیستانی به معنای نوزاد متولد شده، عروسکی مثالی است که زنان نازا با ساختن و نگهداری از آن و سپس نذر کرد، شانس باردار شدن می یابند؛ همچنین مردم برای آن جان قائل اند و مانند کودکی زنده از او مواظبت می کنند.

در بسیاری از روستاهای سیستان زنانی که صاحب فرزند نمی شوند برای آرامش خاطر خود عروسک پوتک می سازند ، چندی او را نگه داشته و آرزوهای خود را با او مطرح می کند. سپس آن را به زیارتگاه برده و نذر آنجا می کنند (یعنی به آنجا هدیه می کنند) تا به شفاعت امام زاده خداوند متعال به او فرزندی عطا نماید.

همچنین مادرانی که نوزاد دارند پوتکی ساخته و در بالای گهواه کودک نصب می کنند تا کودک با او سرگرم شود و مادر بهتر بتواند به کارهایش برسد.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 17 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 6:54 بعد از ظهر :: توسط : SOHRAB

امروزه در سيستان بجز مادربزرگها كه عنوان « بي بي » را از آن خود مي سازند ، زنان سيّد و زنان خان و سردار و بزرگان و ريش سفيدان و شكسته بندهاي يك فاميل نيز ، اين عنوان را دارا مي شوند . بنابراين دادن عنوان « بي بي » به دختران و زنان و مادران بزرگوار سيستاني ، پيشينه اي بسيار كهن دارد .



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 27 اسفند 1391برچسب:, :: 6:29 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

پوشش زنان سیستانی ساده و با طرح‌هایی زیبا است. لباس زنان همچون مردان بلند و گشاد است. زنان سیستانی علاوه بر لباس سنتی و روزانة خود، نوعی لباس نیز جهت اعیاد و جشن‌ها تدارک می‌بینند كه در نوع خود هنرمندانه و زیباست. از مشخصات لباس روزمره زن سیستانی، نوعی سوزن‌دوزی است كه در حاشیة یقه و سرآستین لباس به كار می‌رود و در محل به آن “سیاه دوزی” گویند.این لباس از پیراهن و شلوار گشاد تشكیل می‌شود. بلندی پیراهن تا پایین زانو و دور كمر آن چین‌دار است. دستاری مستطیل شكلی نیز بر سر می‌بندند. پوشاک جشن‌ها و مراسم شاد – كه امروزه كمتر از آن استفاده می‌شود- متشكل از شلواری پرچین، پیراهنی تا بالای زانو با دو چاک از دو طرف است. همچنین دامنی پرچین كه به آن تمو می‌گویند و تا سر زانو است، می‌پوشند. گشادی دور دامن به 9 متر می‌رسد. دستاری كه در این لباس مورد استفاده قرار می‌گیرد، سه گوش است.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 4 اسفند 1391برچسب:, :: 10:32 بعد از ظهر :: توسط : SOHRAB

او یارکُنه که مِرَوَ سر بالا ***دستمال به دَس و هِی مِزَنه گرما را
مَخمل بِخَرُو سایه کُنُو صحرا را***آفتاب نخوره سورتر رعنا را

************************************
ای اسب تو را وَ کوهُ باغی دیدُو ***شمشیر تو را برهنه خالی دیدُو
شمشیرِ کِه رُز و شو وَ کِفتِ تو بودَک**در کُنج لَهد چو مار یاغی دیدوُ

***********************************
بیا بِرَوِ هِدیَه به نامِ تو کُنُو **اسبِ بِخَرُو و زیرِ پایِ تو کُنُو
اسبِ بِخَرُو و زین و لَجوم از دِکِره**شبگیر زنُ از تو بِگیرُو خَبَره


ارسال شده در تاریخ : جمعه 15 دی 1391برچسب:, :: 5:35 بعد از ظهر :: توسط : SOHRAB

در مراسم پرسه داری یکی از زنان به صورت تک خوانی با آهنگی سوزناک و حزن انگیز مصراعی از شعر راشروع می کند و دیگران با وی همخوانی می کنند.که تقریبا به صورت کُر خوانده می شود
اَردَه آهنگ های حزن انگیز که در مرگ عزیزان،بی وفایی دنیا،نامهربانی و قهر و ناز محبوب ،هجران،آرزوی وصال و دیدار عزیزان گفت و گو دارد
ارده همان مویه در استان های لرستان و کردستان است.و در سیستان به رباعی مشهور است.
هم نوایی و هم خوانی ارده را به صورت دسته جمعی "خور" یا "کور" می گویند.
در برابر خور " پَخوُر" هم در لهجه ی سیستانی داریم که "پ" تأکید و شدت حکایت دارد،اگر گریه بسیار شدید و دردناک شد و از اعماق دل بر آمد ،پَخور می گویند


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 آذر 1391برچسب:, :: 7:58 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

اسم دخترانه برای بچه های سیستانی



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : جمعه 17 شهريور 1391برچسب:, :: 6:45 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

زینت زنان را جواهراتی تشکیل می دهد که به گونه « کرّی (گوشواره)، اشکوفه، چوری، کرّه، ماتیته، چتر بند، پنج گل، طلسم، شمایل، خفه بند، سینه ریز و کچّه » مورد استفاده قرار می گرفتند 
چوری و کرّه شامل النگو و دستبند بود 
چتر بند را به گونه سنجاق سر به چتر می آویختند . چتر شامل قسمتی از موهای بناگوش یا دو طرف پیشین سر بود که پس از چیده شدن، تمامی کنار چهره یا صورت را می پوشاند؛ وجه تمایز زنان شوهر دار از دختران وجود چتر بود که از زمان عروسی زن چیده می شد . زنانی که شوهر خویش را از دست می دادند تا زمانیکه چتر انها بلند و مساوی با موهای بلند سرشان نمی شد چتر را در پشت گوش قرار می دادند 
پنج گل، سکه طلائی بود که در اطراف آن نگین های درشت به مشابه گلبرگ نصب می شد و آنگاه با زنجیر کوتاه چفت گردن بسته می شد 
طلسم نوعی مدال طلائی نگین دار بود
شمایل، سکه عکس دار طلائی بود که به فرم مدال می بستند
خفه بند، گردن بند کوتاهی بود که منحصرا از سکه یا نگین های یاقوت و فیروزه ساخته می شد
سینه ریز، گردن بند بلند و پهن و پر کاری بود که با آویزه های همانند بر روی سینه قرار می گرفت و به وسیله زنجیر طلائی به پشت گردن بسته می شد
کچّه شامل انگشتر های جور و واجور بود که به دست می کردند
موچینگ یا موچین و سورمه دان و میل سورمه کش و قوطی سرخاب و سفیداب وسایل آرایشی زنان را تشکیل می داد
آرایش مو در زنان شامل شانه زدن و بافتن آنها بود که به دو صورت درشت باف و ریزه باف عمل می شد 
موی بلند نشانه آراستگی و تشخص زن بود بهمین جهت با وجود بلندی مو انتهای آن را با مهره های رنگارنگ که به نخ کشیده شده بودند می بافتند
علاوه بر مهره های رنگارنگ متنوع از سکه های طلائی و نقره ای نیز در بافتن مو استفاده می کردند 
بیشتر زنان دستمال مخصوصی که از نخ ابریشم بافته شده بود به سر می بستند، گره این دستمال در قسمت پشت سر قرار می گرفت؛ رنگ دستمال سیاه و حاشیه رنگارنگ ابریشمی داشت


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 16 شهريور 1391برچسب:, :: 8:19 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

مادر سیستانی معنای واقعی شیرزن



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 4 مرداد 1391برچسب:, :: 4:28 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

شاه‌منصور خواجه‌اف، کارشناس فرهنگی تاجیکستان در موسسه‌ی فرهنگی اکو با اشاره به مهری که تاجیک‌ها به شاهنامه دارند،  گفت: «بسیاری از مردم تاجیکستان با باز کردن شاهنامه برای فرزندان‌شان، نام برمی‌گزینند. برپایه‌ی واپسین آمار، از هر 5 نفر، یک تن در تاجیکستان، نامی از نام‌های قهرمانان شاهنامه را بر خود دارد

 به گفته‌ی وی در تاجیکستان، شاهنامه و فردوسی آن‌چنان نقش پررنگی داشته‌اند که دانشمندترین فرد کسی بود که بیشتر بر شاهنامه چیرگی داشت. او گفت: «حتی در میان قبایل غیرایرانی هنگامی که جنگ می‌شد برای حل مساله، پیش کسی می‌رفتند که شاهنامه را به نیکی می‌دانست و او مساله را حل می‌کرد 

 به گزارش ایسنا، خواجه‌اف گفت: «پس از انقلاب اکتبر روسیه و ورود روس‌ها به آسیای مرکزی آن‌ها تلاش کردند تا هویت‌زدایی کنند و بسیاری از نشست‌های شاهنامه‌خوانی را که در آسیای مرکزی برگزار می‌شد تعطیل کردند. در این میان الغ‌زاده تلاش‌های بسیاری برای زنده کردن میراث شاهنامه، کرد.که نوشتن داستان کوتاه مرگ حافظ، برجسته‌ترین کار وی بود و از سوی دیگر برگردان شاهنامه به نثر تاجیکی و نوشتن رمان فردوسی در سال 1987 ، از دیگر کارهای دکتر الغ‌زاده برای زنده کردن فرهنگ شاهنامه در تاجیکستان است


ارسال شده در تاریخ : شنبه 3 تير 1391برچسب:, :: 6:7 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

مراسم عروس کشان يا «گرابرد» در سيستان بسيار جذاب و ديدنى است...




 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 21 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 7:57 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content