تقویم سیستان-8دی
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

هشتم دیماه سالروز تولد شاه شاهان،امیر امیران اولین شهریار ایران یعقوب لیث صفاری سیستانی می باشد که در این روز همه سیستانی ها و سایر اقوام در دزفول به پاس احترام به این بزرگ مرد سیستانی در محل آرامگاه یعقوب جمع خواهیم شد و در همه شهرهای مختلف کشور بادهل و ساز و رقصهای محلی،تولدیعقوب لیث صفاری سیستانی را به سورخواهیم نشست.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 3 دی 1395برچسب:, :: 10:33 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

نمونه های بسيار زيادی از وجود عوارض مهره های کمر، چسبندگی مهره های گردن و کمر در بقايای اسکلت های زنان و مردان شهر سوخته ديده شد که نشان دهنده اشتغال ساکنان اين شهر به مشاغل سخت است. سن بروز عوارض چسبندگی مهره ها 45 سالگی به بعد است . کاوشگران در بررسی ها پی برده اند سن ابتلا به چسبندگی مهره های کمر و گردن در ساکنان شهر سوخته ۲۰ تا ۳۰ سال محققان از تناسب بين زنان و مردان در ابتلا به اين عارضه نتيجه گرفته اند که آنها به يک ميزان به کارهای سخت مشغول بوده اند.
تحقيقات انسان شناسی انجام گرفته بر روی اجساد ايرانيان هزاره ششم قبل از ميلاد تا اوايل قرن ميلادی متوسط عمر مردان مردمان ايران باستان ۳۰ تا ۳۵ و متوسط عمرزنان آن ۲۰ تا ۲۵ سال بوده است.
اما استثناهايی هم وجود داشته همانند، مسن ترين فردی که تاکنون بقايای اسکلتش در محوطه های باستانی ايران کشف شده، متعلق به زنی ۸۵ ساله از ساکنان شهر سوخته است.قد بلندترين فرد ايران باستان هم مرد ۳۵ تا ۴۰ ساله ای از ساکنان شهر سوخته بوده با ۵/۱۹۲ قد


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 8 مهر 1395برچسب:, :: 2:15 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

شجره نامه یعقوب لیث سیستانی بر طبق کتاب تاریخ سیستان نگارش شده در قرن پنجم هجری قمری...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : شنبه 26 تير 1395برچسب:, :: 2:1 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

ماکماهون می نویسد : شهر سابور شاه در شمال غرب هامون که به اسم هامون سابوری معروف گشته زیر آب رفته و تا به امروز قسمتی از برج و باره آن بچشم میخورد.
تیت در چندین جا از ساوور شاه نام برده است : تعظیم و احترام به کرکوشاه و ساووری شاه که بسیار قدیمی هستند از این جهت است که هردو دارای آتشکده های دوره ماقبل اسلام بوده اند....
باستانی پاریزی می نویسد: در روایات محلی مردم سیستان در باب خرابی یک پایتخت افسانه ای است و آن در باب خرابه های معروف به سابورشاه است در شمال کوه خواجه خرابه سابورشاه در زیر آب قرار دارد که در همین زمان هم هرگاه آب بخشکد بقایای آن نمودار می شود. در قصه گفته اند که داماد سابور در شهرستانی از آبادی های سیستان می زیسته است.
لذا:
1_منابع تاریخی از چند شاهزاده ساسانی نام برده اند که عنوان سکانشاه را داشته اند و این عنوان برایشان امتیازی در حکومتشان بوده است.
 2_سکانشاه یا شاه سیستان در روزگار ساسانیان،حکمش را بااين متن می گرفته،،شاه سکستان و تورستان وسرزمین های کرانه سند...
3_سکه شاهپور دوم در کوه خواجه بدست آمده و هم اینک زینت بخش موزه سیستان است.
4_تقریبا همه ی غربيان سده ی گذشته ، از جمله مک ماهون و تیت، به شهر و خرابه های سابور ی اشاره کرده اند،
5_روایت سابورشاه، هنوز در یاد و خاطره ی سپید مویان وسالخوردگان سیستان زنده است.
"حمید عباسی مقدم"


ارسال شده در تاریخ : شنبه 19 تير 1395برچسب:, :: 4:1 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

سالهای گذشته (سنیله 1386) به دعوت والی غزنی جهت شرکت در جشنواره بزرگ عارفان و تجلیل از ابوریحان بیرونی به غزنی رفتم. شاعران، نویسندگان، محققان، اهالی مطبوعات، اساتید دانشگاه و تعدادی از دانشجویان زبان و ادبیات فارسی دانشکده دانشگاه کابل در این برنامه حضور داشتند.
وقتی در شهر غزنی رسیدیم، ما را به هتل فرخی اقامت دادند این هتل در مرکز شهر است، منزل دوم یعنی طبقه فوقانی بانک.
خیلی تعجیل داریم که آرامگاههای بزرگان و عارفان و نظرکرده های غزنی و همچنین ابنیه و آثار تاریخی غزنه را ببینیم. در همان ابتدا که در هتل مستقر شدیم، یکی از دانشجویان دانشکده زبان وادبیات فارسی دانشگاه کابل که آن طرف پنجره را دید می زد، گفت: "در سفر قبلی ام استادم گفت که آنجا آرامگاه فرخی سیستانی شاعر بزرگ دربار سلطان محمود غزنوی است." بعدش با انگشت سبابه اشاره کرد. بلند شدم و رد انگشت وی را تعقیب کردم، محلی را که اشاره می کرد، پشت بازار واقع بود. گویا یک علم و یا چوب بیرق آرامگاه فرخی سیستانی به چشم می آمد.
 گفتم: کی شود که سر آرامگاه این شاعر و سخنسرای بزرگ فارسی برویم! که همان دانشجو با تأسف گفت: "ولی، آنجا محل قضای حاجت و جواب چای (ادرار و بول) بازاریان و مردم کاسب محل است." گویا تمام دنیا سرم آوار شد. بعدش تعداد دیگر نیز سخن دانشجو را تأیید کرد و دنیا را بر سرم تاریک و تار ساخت.
این شد که فردای جشنواره (فیستیوال) سراغ آرامگاه فرخی سیستانی را نگرفتیم. اما آیا واقعاً همان محل آرامگاه فرخی سیستانی است؟ به طور قطع نمی دانم. شاید درست باشد و یا شاید صرفاً تشابه اسمی باشد. ولیکن اینکه مقبره ای به نام فرخی سیستانی در همانجا واقع است که مردم در آنجا جواب چای می کنند، ظاهراً قطعی است. و اینکه فرخی سیستانی ملک الشعرای دربار سلطان محمود غزنوی بوده است، نیز جای شک و شبهه نیست.
اما در سال 2004 میلادی که به همراه حسین فخری از نویسندگان بزرگ کشور در این شهر آمدیم، البته به دعوت ایشان و تسهیلات ترانسپورتی ایشان و تمام محلهای دیدنی و ابنیه تاریخی و آرامگاههای عارفان، شاعران و بزرگان غزنه را به راهنمایی ایشان دیدم ، به گمانم آقای فخری راجع به اینکه آرامگاه فرخی سیستانی محل ادرار است، چیزی نگفت.
تاریخ فرهنگی از چه تشکیل شده است؟
این سؤال که تاریخ فرهنگی ما از چه چیزی تشکیل شده است؟ سؤال کلیدی است. تاریخ شبیه به خانه سازی است. اگر خانه ای می سازیم، مصالح مورد نیاز ما عبارت اند از خشت، در، پنجره، آهن و یا چوب برای سقف و همچنین ستون. تاریخ فرهنگی نیز مصالح و مواد مخصوص خود را دارد. مصالح و مواد آن عبارت اند از عالمان، هنرمندان، نویسندگان، شاعران، اثار هنری، و آفریده های ادبی. کشور بدون تاریخ، کشوری است که در تاریکی زندگی می کند. و کشوری با تاریخ مقتول کشوری است شبیه به سیاه خانه هایی که سراسر دود است و دم. تاریخ فرهنگی کشور من تاریخ مقتول است. چهره ها و عناصر فرهنگی معماران کشور هستند. اما آیا معماران فرهنگی افغانستان در کل و معماران غزنه به طور خاص کیا هستند؟
بخشی از تاریخ فرهنگی ما دیار غزنه است. در دربار سلطان جهانکشای غزنه یعنی سلطان محمود در حدود چهارصد تن سخن سرا به زبان شیرین فارسی شعر می گفتند. وقتی که در شهر غزنه حضور بیابی، حضور روحانی حکما و عرفای بزرگ و وارسته را حس می کنی. از خودت و از دنیای شرور پیرامونی ات جدا می شوی. اینجا حدیقت الحقیقه حقیقت زندگی خدایی را در ضمیرت بیدار می کند. اینجا بوی دوات حکیم ابوالقاسم فردوسی به مشامم می خورد. فرخی و مسعود سعد سلمان و عنصری روزی اینجا بر روی زمینی که اینک میراثبانی اش برای ما رسیده است راه می رفته اند. اینجا سرزمین مقدسی است که می گویند مولانا مثنوی معنوی را از روی حدیقت الحقیقه حکیم سنایی سروده است.
اینجا غزنی است، حضور بیهقی را حس می کنی و صدای پای هجویری بر گوشت طنین انداز می شود. احساس می کنی که هجویری کشف المحجوب را نوشته است تا هستی را در دایره تنگ نفسانی کشف کرده و برای من و تویی که خود را هنوز کشف نکرده ایم و به زندان تن "نای" مسعود سعد سلمان زندانی هستیم، بفهماند که عرصه عرفان و حکمت و سخن سرایی عرصه رقابتهای منبعث از تقسیم و سهمیه بندیهای جاهلانه ای که ما دچار آن هستیم بدور است.
اینجا آرامگاه سلطان محمود غزنوی سلطان جهانگشای غزنه و آرامگاه فرخی سیستانی ملک الشعرایش است. اما وقتی که بشنوی "از آثار و نشانیهای مقبره فرخی سیستانی این سخن سرای نامدار فقط چوب علمش مانده است." سپس این همسفر هم اتاقی اضافه کند: "ولیکن، بازاریان از آنجا بعنوان جواب چای و قضای حاجت استفاده می کنند." تاریخ مقتول کشور تمام قد در برابرت برای عذاب دادنت ایستاده خواهد شد و به سهل انگاریها، نا فهمیها، بی توجهی هایت تو را محاکمه خواهد کرد
اه حضرت حکیم سنایی است که مولانای بلخ گفته است: "... ما در پی سنایی و عطار می رویم." اینجا خاک پاکی است که نقش پای ابوریحان بیرونی در اینجا نقش است. شخصیت نامداری که 113 کتاب نوشته است. آیا مصالح و مواد تشکیل دهنده تاریخ فرهنگی کشور بغیر از این است؟ اگر چیز دیگری سراغ داریم، این "گوی و این هم میدان."
پایان سخن اینکه لعنت بر مردمی که بر میراث داری خیانت می کند. نفرین بر مردمی که به جای قرائت سروده های سخن سرای نامدار فارسی (فرخی سیستانی) بر مقبره این شخصت بزرگ قضای حاجت می کنند. نفرین و نفرین بر بانیان فرهنگی این کشور که ای کاش به جای رهبری فرهنگی چوپان و یا گاوچران و یا شتربان می شدند. تا میراث ارزشمند تاریخ فرهنگی ما دچار این فلاکت نمی شدند.
علی پیام(نویسنده افغانی)-منبع: سایت خبری پارسینه


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 7:42 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

یعقوب لیث صفاری؛ پادشاه سلسله صفاریان و نخستین شهریار ایرانی پس از اسلام ؛ شبی هرچه کرد ؛ خوابش نبرد. غلامان را گفت حکمأ به کسی ظلم شده؛ او را بیابید . پس از کمی جست و جو ؛ غلامان بازگشتند و گفتند سلطان به سلامت باشد؛ دادخواهی نیافتیم اما سلطان را دوباره خواب نیامد ؛ پس خود برخواست و با جامه مبدل؛ از قصر بیرون شد ؛ در پشت قصر و ناله ای شنید که خدایا ! یعقوب هم اینک به خوشی در قصر خویش نشسته و در نزدیک قصرش اینچنین ستم میشود ؛ سلطان گفت؛ چه میگویی؟ اینک من یعقوبم و از پی تو آمده ام . بگو ماجرا چیست؟ آن مرد گفت : یکی از خواص تو که نامش را نمیدانم؛ شبها به خانه من می آید و به زور ؛ زن من را مورد آزار و اذیت قرار میدهد . سلطان گفت : اکنون کجاست؟ مرد گفت: شاید رفته باشد ؛ شاه گفت : هرگاه آمد؛مرا خبر کن و آن مرد را به نگهبان قصر؛معرفی کرد و گفت هرزمان این مرد ؛ مرا خواست؛ به من برسانیدش حتی اگر در نماز باشم . شب بعد ؛ باز همان شخص به خانه آن مرد بینوا رفت ؛ مرد مظلوم به سرای سلطان شتافت . یعقوب لیث سیستانی؛ با شمشیر برهنه به راه افتاد؛ در نزدیکی خانه صدای عیش مرد را شنید ؛ دستور داد تا چراغها و آتشدانها را خاموش کنند آنگاه ظالم را با شمشیر کشت . پس از آن دستور داد تا چراغ افروزند و در صورت کشته نگریست ؛ پس در دم سر به سجده نهاد ، آنگاه صاحب خانه را گفت قدری نان بیاورید که بسیار گرسنه ام . صاحبخانه گفت : پادشاهی چون تو؛ چگونه به نان درویشی چون من قناعت توان کردن؟ شاه گفت:هرچه هست؛بیاور. مرد؛پاره ای نان آورد و سبب خاموش و روشن کردن چراغ و سجده و نان خواستن سلطان را پرسید ؛ سلطان گفت: آن شب که از ماجرای تو آگاه شدم؛ با خود اندیشیدم در زمان سلطنت من ؛ کسی جرأت این کار را ندارد مگر یکی از فرزندانم ؛ پس گفتم چراغ را خاموش کن تا محبت پدری؛مانع اجرای عدالت نشود ؛ چراغ که روشن شد ؛ دیدم بیگانه است؛پس سجده شکر گذاشتم . اما غذا خواستنم از این رو بود که از آن شب که از چنین ظلمی در سرزمین خود آگاه شدم؛ با پروردگار خود پیمان بستم لب به آب و غذا نزنم تا داد تو را از آن ستمگر بستانم . از آن ساعت تا به حال چیزی نخورده ام . . .
گر به دولت برسی ؛ مست نگردی ؛ مردی
گر به ذلت برسی ؛ پست نگردی ؛ مردی
اهل عالم همه بازیچه دست هوسند
گر تو بازیچه این دست نگردی ؛ مردی ...


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 3 آذر 1394برچسب:, :: 4:18 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

مشما در تاریخ پر افتخاره خا متنه گله اینه آدم ودی بکنه که خی همت به نظیره خا نمتو که باید و شاید، شوشک بودنو از سیستونه خا دفاع مکرده. یکه از کلوترینو شوشک ترینشو سردار دلاور، بوده که هنو خیله از کلونونه سیستونی اونه یاد منه نو ور مشمائه واجبه که ای مرد کلونه به هوش نکنه و به شک یادنه سینه و سینه چقل دئه. محمد رضا خان پردلی (معروف و مرزا خان)
هر پورزال و پورمرد ایرانی رضا خانه و شوشکیو به کلگی یاد منه؛ و اگه خودشوئه شرایط او دورانه ندیده بشه خی آدمونه بوده که از مه دوران ورشو گپایه مگفته. کمتر کسه ودی مشته که از ترپوندنه رضاخانه نترسه! وله ور مشما افتخاره که ته ای دم  حتی یگ له از جماعته مشما و ترسوندوک بودنشو گپه زده نشته نو و شجاعت شناخته شته.
دمکه رضاخان آدمونخا و سیئی گرفتنه مالیات و سیستو رائی منه، هر که از نخالگونه خاندان علمونو از مچتیگونه رژیم پهلوی بوده ، سرخا رو مگیرنو دره ذلت خیشو همکاری منه وله یگ سردار نره و اسم محمد رضا خان پردلی از پشت و رند رستم و یعقوب لیث سیستونی پو مشونو جواب نم گستاخیه ره خی یگ چت محکم مده وشو.
بعضه از آدمونه که خی مرزاخان بوده نو بعضه از پورمردونه که قدیم در ژاندار مری بوده مگه هیچ کسه نمتنست اینه باور بکنه که یکه در رو رضاخان خی او دندونیکه منه. سردار دلاور و رشید، محمد رضاخان پردلی ره و تهرو دعوت منه و اونه چه مله تهدید منه وله اوشنه جواب مده و دمکه میائه و سیستو ور دگه له در پوز باج گیرونه شاه قا موشته لت مده نو اوشنه سرجاشو مرشونه.
مرزاخان خودیو یکه نبودنو هزاران نره شر سیستونی سوارکارونه مسلحیو بوده ده.یکه از وقایع  خیله مهم و غرور آفرینه که هر سیستونی باید سرخا ترنده بگیرنو و مرزا خان افتخار بکنه، شکستن بند اوغونی هسته.
خی عهد نامه پاریس که شومپتونه قاجار امضاء بکرده سیستو  دو جا بشدکو هامون در ایرانو هیرمند دره اوغونی بیفتیدک و متاسفانه انگلیسیگو باله هیرمند بند مساخته و ای کارشو منجر و ای بشدک که یگ له اوکه ره و رو کشتگرو بسته نو نووره خشکه بشدک.
اولین و ته ای دم آخرین جواب ای گستاخی ره، مرزاخانه بدادکو خی آدمونخا برخته نو مرزا خان پش بند سرجا خا مسته  نو نرانر سی منه نو نره شرونه مشمائه بنده شیم شیم منه نو اونه از جایو وره مکنه و کسه ئه جراته ندشته که بتنه اوشنه از  اقدامشو شیمو بکنه.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 3 آذر 1394برچسب:, :: 3:27 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

هشت حلقه چاه باستانی با قدمت 2 هزار و 200 سال متعلق به دوره اشکانی در روستاهای اطراف زهک کشف شده که از آنها به عنوان اولین نمونه‌های شبه قنات در کشورمان یاد می‌شود.این مجموعه هشت حلقه چاه باستانی متعلق به دوره اشکانی با طراحی خاص آن دوره در شهرستان زهک وجود دارد که قدیمی‌ترین آنها چاهی با قطر دهانه چهار متر متعلق به روستای خمک است.
به بیان بزرگان روستای خمك دو حلقه چاه از این مجموعه چاه های باستانی در روستای خَمَک قرار دارد كه مورد حفاظت مردم نیز میباشد یكی از این بزرگان گفت:  نظیر همین چاههای محفوره قدیمی در روستای گوری، میرشاه، مجتمع محمد شاهکرم و روستای شیخ لنگی نیز وجود داشته و دارد كه چند سالی است مسئولین میراث فرهنگی و فرمانداری نیز از آنها دیدن كرده و گویا جزء آثار باستانی اعلام شده است. 
در طراحی و ساخت این چاه از آجرهای خاص دوره اشکانی با ابعاد 28 سانتی متر در 28 سانتی متر استفاده شده است.سیستم آبرسانی دوره اشکانی به گونه‌ای بوده که چاه‌هایی در مناطق مختلف و با قطرهای متفاوت بسته به شرایط محیطی ساخته می‌شده که این چاه‌ها به وسیله یک سری مجاری به هم مرتبط بوده است و درون هر چاه یک چرخ آب و بر روی آن یک چرخ باد وجود داشته که با چرخیدن چرخ باد بر روی چاه، چرخ آب درون چاه نیز شروع به چرخیدن می‌کرده و آب درون این سیستم به گردش در می‌آمده است.
گفتنی است؛ این چاه‌ها که از آنها برای مصارف خانگی و کشاورزی استفاده می‌شود، عملیات شناسایی‌شان در سال 1381 آغاز شده و در همان سال نیز در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

ارسال شده در تاریخ : جمعه 15 آبان 1394برچسب:, :: 2:19 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

مجموعه ی باستانی و اسطوره ای لنگكه مربوط به دوره اشکانیان - دوره ساسانیان است كه در ۵ کیلومتری شرق روستای خمک از توابع شهرستان زهك سیستان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ دی ۱۳۸۶ با شماره ثبت ۲۰۳۵۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
در همین مجموعه چندین مکان تاریخی دیگرمنجمله خانه گور،آخوراسب رستم،دیواردراز،تپه کملک و... که متاسفانه هیچ گونه اقدامی جهت حفظ این آثارارزشمندتابه حال صورت نگرفته است وجود دارد كه درحال نابودی و فرسایش شدید هستند.
آثارلنگکه یالنگکها مربوط به دوره اشکانی-ساسانی است كه متاسفانه این آثارنیزدرمعرض تخریب بادهای شدید وبعضا باران قراردارندودرحال فروریختن می باشند.
-دیوار دراز نیز مربوط به همان دوران اشکانی است كه به مثابه حصار مستحكمی است كه قلعه ای را محافظت می كند و به نظر می رسد ،ورودی آن همان آثارلنگکه می باشد.
آخوراسب رستم که به تصور و خیال وجود دفینه و گنج در آن، بارها مورد بازشكافی و دست برد دزدان  قرارگرفته است.
خانه گور، از جمله آثار مربوط به این مجموعه آثار باستانی روستای خمك است که به زعم اهالی روستا، در تونلهای زیرین تپه احتمالا خزائنی وجود دارد که طلسم شده اند و آنجا نیز در حال حاضر محل و ماوایی برای مخفی شدن معتادان میباشد.

ارسال شده در تاریخ : جمعه 15 آبان 1394برچسب:, :: 2:8 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

یعقوب در شهر زرنگ میان دروازه فارس و طعام، کاخی ساخت که دارالعماره نیز در آن واقع بود. همچنین بنای قسمتی از بازارهای شارستان زرنگ را که در اطراف مسجد آدینه قرار داشتند، از آثار یعقوب لیث می‌دانند و گفته می‌شود یعقوب عایدات آن را که روزانه هزار درهم برآورد می‌شد، وقف مسجد آدینه در سیستان و مسجدالحرام در مکه کرده بود...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : جمعه 15 آبان 1394برچسب:, :: 2:3 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

 این آرامگاه در شرق روستاى کوه خواجه، از دهستان کوه خواجه و از بخش شیب آبِ شهرستان زابل واقع شده است. ساختمان بقعه که پلان مربع شکل دارد و از خشت و گل ساخته شده، داراى گنبدى عرقچینى است و درِ ورودى آن از جانب جنوب باز مى‏شود. دو طاقچه به صورت متقارن در شرق و غرب فضاى داخل تعبیه شده است. مصالح بکار رفته در بنا، خشت و گل و آجر است و نماى خارجى آن کاهگل شده و فاقد تزیینات دیگر مى‏باشد.این بنا به شماره 12292 و در تاریخ 30/4/1384 به ثبت آثار ملّى و تاریخى رسیده است.

محمد مهدی فقیه بحرالعلوم


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 6 مهر 1394برچسب:, :: 5:49 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

وسعت  "شهر سوخته" و يافته های کارشناسان  اين محوطه باستانی را از صورت يک محوطه عادی دوران مفرغ خارج کرده و به اين نتيجه رسانده که زندگی در"شهر سوخته" با دوران آغاز شهرنشينی در فلات مرکزی ايران و بين النهرين همزمان است.
گفته می‌شود، شهر سوخته پیشرفته‌ترین شهر جهان قدیم بوده‌است و حتی بسیار پیشرفته‌تر از دولت شهر کرت که سینوهه در کتاب خود از آن یاد کرده‌است.
در سی‌ و هشتمین اجلاس یونسکو در تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۱۴ مطابق با ۱ تیر ۱۳۹۳ شهر سوخته به عنوان میراث جهانی یونسکو ثبت گردید. این محوطه باستانی هفدهمین اثر تاریخی ایران در فهرست یونسکو محسوب می‌شود که با برخورداری از قدمت ۵۰۰۰ ساله هم‌اکنون به‌ عنوان یکی از پیشرفته‌ترین شهر‌های باستانی دنیا شناخته می‌شود.


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 6 مهر 1394برچسب:, :: 4:56 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

نشانه‌های تاریخی به وضوح نشان می‌دهند که سنت ریشه‌دار وقف در سرزمین هامون به یک فرهنگ بزرگ رفتاری در ساختار باورهای اجتماعی سیستانی‌ها از گذشته تا کنون تبدیل شده بود.

برمبنای نوشته‌های تاریخی یعقوب لیث و عمرو لیث صفاری بنیاد مسجد بزرگی را در زرنج بنا نهادند و برای رونق تکاپوهای علما و اندیشه گران دینی این مسجد بازار بزرگی را نیز ساخته‌اند و درآمد آن را وقف این مسجد و بیمارستان شهر و مکه مکرمه کرده بودند که در زمان خودش بازتاب ویژه ای داشت. اصطخری جغرافیا نویس سده‌های سوم و چهارم در کتاب مسالک و ممالک خویش طول این بازار را سه کیلومتر نوشته است و از بعد پهنه و مساحت این سومین مسجد دنیای اسلام پس از مساجد هرات و نیشابور اعلام شد.

در همین رابطه کتاب تاریخ سیستان می‌نویسد، «عمرولیث صفاری هزار رباط کرد و پانصد مسجد آدینه و مناره کرد، دون پل‌ها و میل‌های بیابان و کار خیر بسیار که قصد داشت و بدان نرسید، مسجد جامع نیشابور و شیراز نیز از همین خواست و اراده آینده نگر شهریار ایران زمین عمر و لیث صفاری ساخته و وقف شده است.» محمدجهانتاب


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 12 شهريور 1394برچسب:, :: 7:56 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

تپه قلعه گوری

این مکان تا اواخر دوره  قاجار به شکل قلعه بوده و تعدادی از طایفه های محلی نیز در آنجا اسکان داشتند، ولی پس از تخریب، دیگر اسکان در آن وجود نداشت.حفاری در این تپه در سال 1385 انجام شد که مهمترین هدفی که در حفاری این تپه دنبال می شد، به دست آوردن اطلاعاتی از دوره  اشکانی در سیستان بوده است.تپه قلعه گوری  در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۷۲۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

تپه گوری کهنه

تپه گوری کهنه مربوط به دوره اشکانیان - دوره ساسانیان - دوران‌های تاریخی پس از اسلام است ودر شهرستان زهک، بخش جزینک، روستاي گوري واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۷۱۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. تپه گوری کهنه  در 2 کیلومتری شمال شرقی روستای گوری قرار دارد


ارسال شده در تاریخ : شنبه 17 مرداد 1394برچسب:, :: 12:50 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

این مقبره در شرق روستاى قلعه نو از دهستان جزینک و در 20 کیلومترى شرق شهر زهک واقع شده است.مقبره بارگزاهى در ضلع جنوب غربى قبرستان روستاى قلعه نو با ابعاد 43/5×25×5 قرار گرفته است.پى بنا کرسى چینى شده است و ارتفاع این کرسى چینى 80 سانتى‏متر است.جهت قرارگیرى بنا غربى - شرقى است که ورودى مقبره از ضلع غربى مى‏باشد، داخل مقبره سه تورفتگى در سه ضلع به صورت متقارن وجود دارد.مواد و مصالح به کار رفته در بنا آجر است که در پوشش دیوارهاى داخلى و خارجى بنا از لعاب گلى استفاده شده است.این بنا در حال حاضر از ایستاى نسبتاً خوبى برخوردار است که البته با توجه به مواد و مصالح کم دوام بکار رفته در آن این احتمال وجود دارد که بر اثر رطوبت و یا کوچکترین تکان ناشى از زمین لرزه تخریب شود.این مقبره متعلق به خان بارگزاهى است که فردى با نفوذ در منطقه بوده و به مقبره بارگزاهى شهرت یافته است.




ارسال شده در تاریخ : جمعه 16 مرداد 1394برچسب:, :: 7:37 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

به قلم:ناصر چاری محقق و پژوهشگر سیستانی

شهر زابل مانند هر شهر دیگری دارای محلاتی است که بعضا به نام محله خوانده می شود،در این گزارش سعی بر آن شده است تا با عجیب ترین نام های محله های شهر زابل و چگونگی نامگذاری آنها آشنا شویم...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 11 مرداد 1394برچسب:, :: 7:14 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

این مقبره در بالاى تپّه‏ اى کم ارتفاع در شرق روستاى قلعه نو، در 15 کیلومترى مرکز بخش جزنیک و در 20 کیلومترى شرق شهر زهک واقع شده است.ساختمان مقبره که بجا مانده از دوره صفویّه است به ابعاد 3/7×95/4 و ارتفاع 6/5 متر در ضلع جنوبى قبرستان قلعه نو قرار گرفته و جهت بنا غربى ـ شرقى مى‏باشد. ورودى آن در ضلع غربى بنا شده و در فضاى داخلى آن سه پنجره مشبک به صورت متقارن در سه ضلع آن قرار دارد. در جوانب هر پنجره سه قاب به ابعاد 5%×2/1 متر در سطح دیواره‏هاى داخلى تزیینات هندسى زیبایى به چشم می ‏خورد.مواد و مصالح به کار رفته در بنا آجر مى‏باشد که ازپوشش گل جهت آسترکشى دیواره‏ هاى داخلى و خارجى استفاده شده است.قسمت‏هایى از این بنا از جمله گنبد آن و یکى از پنجره‏ هاى مشبک، به دلیل فرسایش و عدم مراقبت ویژه ریزش کرده است. کف بنا نیز انباشته از مواد و مصالحى است که از سقف و دیوارها ریزش کرده است.علّت نامگذارى این بنا به مقبره دختر بدان جهت است که طبق شهرت محلى، یکى از دختر خانم‏ها از خانواده سادات در این مکان مدفون است که درگذشته از احترام فوق العاده‏اى برخوردار بود.

این بنا به شماره 26513 و در تاریخ 27/12/1387 به ثبت آثار ملّى و تاریخى رسیده است.محمد مهدی فقیه بحرالعلوم


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 5 مرداد 1394برچسب:, :: 9:44 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

یعقوب پسر لیث سیستانی، رویگر زاده ای است که در سال دویست و یک خورشیدی، در روستای قَرنین در نزدیکی شهر زَرنگ (زرنج) زاده شد.
وی نخست در جرگه عیاران در آمد. عیاری («ایاری» یا «ای یاری») نظام کهنی است که با عرفان ایرانی همواره در پیوند بوده و از دیدگاه مردمی بسی ارزشمند است. یعقوب و عیاران سیستانی، با ایستادگی و نبردی دلاورانه، استقلال ایران را به دست آوردند و پایه گذارِنوزایی فرهنگی ، ادبی و علمی گشتند.
وی یکی ازبرجسته ترین پیشوایان ایرانی پس از تازشِ تازیان( اعراب) است که در کوتاه کردن دست بیگانگان از این سرزمین فداکاری را به کمال رسانده است. وی پس از دو سده ، زبان پارسی دَری را به عنوان زبان رسمی دیوانی و درباری برگزید وفرمان داد تا تاریخ ایران کهن "خدای نامه" راکه در تازِش اعراب به حَبشه رفته و از آن جا به دَکن رسیده و پراکنده شده بود باز آوردند و دستور داد تا آن چه را که به زبان پهلوی نوشته شده بود به پارسی برگرداندند واز زمان خسرو پرویز تا پایان کار یزدگرد را بدان افزودند. وی سُرایندگان و دبیران را از به کار بردن زبان تازی(عربی) نهی کرد و در آستانه زوال زبان پارسی، عصر تازه ای گشود و راه را بر سُرایش شاه نامه و دیگر شاه کار های پارسی هموارنمود.
یعقوب، در سال دویست و چهل خورشیدی ،به یاری مردم سیستان نخستین دولت مستقل ملی پس از تازشِ تازیان را بنیاد نهاد وپیش از پرداختن به بخش های باختری( غربی) وشمال باختری(غربی) ، به امور اجتماعی شهر پرداخت.سپس خراسان، گرگان ،پارس و کرمان را آزاد کرد و آماده نبرد با خلیفه بغداد شد.
در سال دویست و پنجاه و شش خورشیدی به سوی بغداد لشگر کشید و با یورش برق آسا گروهی از دشمنان را به خاک افکند ولی با نیرنگ دشمن روبرو گشت و ناچار عقب نشینی نمود. از آن جا به شوش و شوشتر و پارس و جُندی شاپور رفت تا آماده رویارویی دوباره با خلیفه گردد ولی در بستر بیماری افتاد و بِدرود زند گی گفت.
یعقوب یازده سال و نه ماه پادشاهی نمود. وی بر خراسان و سیستان و کابل و سِند و پارس وکرمان و خوزستان فرمان روایی داشت. در مکه و مدینه به نامش خطبه می خواندند و او را ملک الدنیا می نامیدند. وی مردی دلیر، در برابر سختی ها مقاوم، وقت شناس ،سخت کوش ،بردبار ،شکیبا و نافذ بود . خوراکش ساده ، نان و پیاز و تره و ماهی بود. به هنگام خواب سپرش را بالش می کرد و برحصیری می خُفت. یکی از دشمنان به خاطر اراده پولادینش به وی فرنام( لقب) سِندان داده بود. مزار این بزرگ مرد سیستانی درچند فرسخی شهر دزفول در قَریه شاه آباد است اگرچه بسیاری بر این باورند که آن چه که به نام آرامگاه دانیال نبی از آن یاد می شود ، آرامستان یعقوب لیث می باشد.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 2 مرداد 1394برچسب:, :: 7:27 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

شب پرده می‌کشد به سرِ کلبه با درنگ
بر بوریا نشسته یـَلی، چهره آذرنگ
از تنگنای فتنۀ بیگانگان به تنگ
اندیشه‌اش رهایی ازآن یوغ وبند و ننگ
مامِ وطن به گوش دلش می‌زند نهیب:
تا کِی از این شکیب! تا چند از این درنگ؟!



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : جمعه 2 مرداد 1394برچسب:, :: 5:43 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

یعقوب لیث صفاری، در روستای شاه‌آباد در ده کیلومتری دزفول، سمت راست جاده دزفول به شوشتر قرار دارد. در کنار این آرامگاه بازمانده‌های شهر گندی شاپور دیده می‌شود. گنبد بلند مضرس (دندانه دار) سفید رنگ و جلال عمارت بقعه از دور کاملا جلوه‌گر است. در اطراف بقعه، قبرستان وسیعی است که در آن وجود سنگ قبرهای قدیمی، نشانگرتاریخ کهن این بنا می‌باشد. یعقوب لیث «رادمان پسر ماهک سیستانی»یکی از پادشاهان ایران و از دودمان صفاری بود.یعقوب لیث صفار نخستین کسی بود که زبان پارسی را ۲۰۰ سال پس از ورود اسلام به ایران، به عنوان زبان رسمی ایران اعلام کرد و پس از آن دیگر کسی حق نداشت در دربار او به زبانی غیر از پارسی سخن بگوید. دکتر محسن ابوالقاسمی در کتاب "تاریخ زبان فارسی" آورده‌است: در سال ۲۵۴هجری، یعقوب لیث صفار، دولت مستقل ایران را در شهر زرنج سیستان تاسیس کرد و زبان فارسی دری را زبان رسمی کرد که این رسمیت تا کنون ادامه دارد. او کوشش کرد خلافت عباسی را سرنگون کند و حتی تا نزدیکی بغداد نیز پیش رفت، ولی روزگار به او امان نداد و در ماه شوال ۲۶۵هـ. ق به بیماری قولنج مبتلا و در سرانجام در گندی شاپور درگذشت.
بنا به اظهار مردم محلی حدود ۲۰ الی ۲۵ سال قبل کتیبه‌ای بر روی دیوار گنبد به خط عربی قدیم وجود داشته و در آن اسم یقعوب لیث سردار بزرگ و نخستین شهریار ایرانی (پس از اسلام) به روشنی نوشته شده بود. آرامگاه یعقوب لیث صفاری وضعیت مناسبی ندارد و در ضریح آهنی مقبره آن از چوب صندوق میوه برای اتصال بخشهای مختلف استفاده شده و روی آجرها و دیوار قدیمی آرامگاه نیز میخهایی زنگ زده و تارعنکبوت جلب توجه می‌کند. بنای آرامگاه از یک ورودی برخوردار است و سطح داخلی آرامگاه را از سطح بیرونی آن جدا می‌کند. سازه اصلی بنا خشت خام است و نقوش برجسته و ملات گچ و خاک دارد.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 17 تير 1394برچسب:, :: 7:17 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

سرزمین هیرمند فره مند کهن ترین نام واژه ی برجای مانده درمتن های دور ایران زمین است .سرزمینی که خاستگاه نخستین زیست بوم های شهرنشینی بشریست.دراین سرزمین،نور آسمانها  وزمین همیشه مورد احترام مردم بوده ونخستین پرسشها از خداوندگار هستی ها از حرکت ماه وستارگان درمدارهای معین بوده وآب وزمین ، زن وزایش همه ازیک روان زایشگر  برخودار بوده اند که ازاراده ی خداوند  ،به سازوکار هستی ،،معنا،،زندگی،، و،،زیبایی،، می بخشیده اند. بی دلیل نیست که متن های تاریخی درراز گشایی از واژه ی زابل نوشته اند که بن مایه ی این واژه از آب وگل برآمده وسپس به زاب وگل وبعد زاول ودرنهایت  به زابل دگرگونی یافته است.کتاب ارجمند تاریخ سیستان تصحیح شادروان ملک الشعرای بهار پس از این نوشته ها،توضیح می دهد که درسیستان از آب وگل خانه ها بسته می شود.این متن تاریخی که به بازگشایی راز نام واژه ی زابل یاری می رساند وبه روشنی نشان  می دهد که دراین سرزمین دیر سال وتاریخمند سنت های کهن معماری وبنایی درساخت وبرآوردن شهرها وخانه ها با خرد ودانایی مردمان این دیارهمیشه همراه بوده.پژوهشهای تازه به درستی وهمسو باهمین نام واژه ی فرمند،گواهان بسیاری را از دل هزاره های پرتکاپوی مردم این سرزمین به دید کرده اند.از تکاپوهای پنج هزار ساله ی  شهر سوخته تا دهانه ی غلامان که روایتگر دوران زرین ومردم زرنگ وبرگزیده کوروش هخامنشی اند ،تا چینه ها وخشت هایی که از فراز کوه خواجه ،آسمان بلند رانشانه رفته اند وازاین فراز تاریخ ،تاج برسرشاهنشاه ایران می گذاشته اند ونظاره گر سرزمینهای سیستان و تورستان وسرزمین های کرانه های سند بود ه اند، تا نجواگران دیگر رازهای فرهنگ وتمدن گاه شرق ،حوض دار وزاهدان کهنه و....همه ی این یادمانهای تنها مانده درغربت روزگار ،گفتگوگرانی پر غوغا وپراز رازهای دانایی وخرد مردمانی هستند که درجاری زمان نخستین پیوند هارا باآّ ب وگل خویش استوار  ساخته اند واز آمیزش آب وگل با سرشت انسانی  به گل و چینه ،خشت ودیوار ،درودرگاه، رف وزیبند،خم وگوشواره زیباترین مفاهیم نخست را درتاریخ معماری وهنرایران به زایش نشسته اند ،زایشی که از دید استاد بزرگ این مکتب، درسبک شناسی معماری ایران دریک مرزبندی به معماری شرقی ایران نامورگردیده .روانشاد پیرنیا سپس با واکاوی واژگان، ژرف معنای، این گستره به واژه ی ،،رازی گر،، دربیان وانتقال مفاهیم عمیق معماری ایرانی می رسند که با ،،رژ،،و،،رایش،،هم وند وهم ریشه است .استاد پیرنیا به این برهان که چون نخستین شعر درخراسان سروده شده وسپس سبکی به نام شعرخراسانی درادبیات به ثبت رسیده ،پس معماری ایران ودرست تر رازیگری ایران شرقی هم باید به  نام سبک خراسانی شناخته شود،که به دیده ی استاد ادامه ی همان سبک پارتی دررازیگری ایرانی است.اما ای کاش استاد از سروده شدن نخستین شعر پارسی بعد ازا سلام دردربار یعقوب لیث صفاری شهریار ایران زمین درسیستان آگاهی داشتند،ای کاش استاد به منزلت کوه خواجه ی سیستان درارایه ی نخستین شواهد رازیگری ایرانی رسیده بودند،ای کاش استاد از طایفه ی اصالتمند وکهن رازهای قلعه نوی سیستان که جملگی پدرپیشه به بنایی ورازیگری روزگار می گذرانند آشنا می بودند وای کاش.. به هرحال در ایران تنها یک واژه است که هم زاد بااسطوره های ایرانی وخاستگاه نخستین اندیشه های نظام مند درحوزه ی جهان نگریهای نخستین ایرانیان است ،،زابل ،،وپیوند آن با آب  وگل که خمیرمایه نخسین مردمان وپروراننده ی کهن ترین رازی گران ایران است.علیرضاخسروی


ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 تير 1394برچسب:, :: 1:51 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

موقعیت قرارگیری قلعه سام در4کیلومتری سه کوهه


ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 تير 1394برچسب:, :: 1:36 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

شهر قدیمی سمنگان در جنوب شرقی در استان مزارشریف کشورافغانستان،جایی دورترازمنطقه سیستان و در طول تاریخ بر سر یکی از راه‌های مهم بلخ بوده‌است. در شاهنامه فردوسی چنین آمده‌است که رستم زال باتهمینه دختر شاه سمنگان ازدواج کرد. به روایت شاهنامه این شهر در مرزایران وتوران قرار داشته‌است. سمنگان یکی از ولایات کهن ایران باستان بوده ومرکز آن شهر شاداب وسر سبز ایبک می‌باشد؛ که ارتفاع آن از سطح دریا بیش از هزار متر است. این منطقه خیلی‌ حاصلخیز بوده، حبوبات و میوه‌های فراوان دارد. آب و هوای ایبک شهرت زیاد داشته چنانچه گفته‌اند: آب ایبک، نان ایبک، خواب ایبک.

محل خواستگاری رستم ازتهمینه اکنون به نام تخت رستم درسمنگان مشهور است.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 تير 1394برچسب:, :: 1:28 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

گردی قلعه یا همان قلعه گیردی :ساختار این قلعه کاملا دایره شکل و قطر آن حدودا 700 یا 800 متر میباشد.این اثرتاریخی درمنطقه باستانی لوتک شهرستان زابل قراردارد.باتوجه به عدم کارباستان شناسی برروی این اثر؛هنوزاطلاعات تاریخی فاش نشده وهمچون صندوقچه ای پررمزوراز،مهروموم شده است.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 تير 1394برچسب:, :: 1:20 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

آرامگاه یعقوب لیث صفاری-دزفول


ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 تير 1394برچسب:, :: 1:12 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 23 صفحه بعد

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content