سیستان برای سومین بار...
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

ا- رعایت بهداشت چه در وضع ظاهر منزل  چه در آراستگی وتمیزی ظاهر و لباس

۲- پرهیز از استفاده از دخانیات ومواد مخدر تحت هر نامی

۳- پرهیز از کار قاچاق

۴- رعایت ادب ونزاکت در روابط اجتماعی  وعدم استفاده از کلماتی که بار منفی وتحقیر آمیز دارند

۵- با فرزندان خود به لهجه وزبان سیستانی حرف بزنیم تا اعتماد به نفس آنها بالا رفته واز هویت سیستانی خود بدون دلیل سرخورده نباشند

۶- نزد فرزندان از برادر ،خواهر وبستگان وفامیل ودر کل از سیستانی بدگویی نکنیم  تا فرمایشات ناصواب ما در باور آنها خانه نکند ونهادینه نشود

۷- از خود ستایی اغراق آمیز راجع به خود ،فامیل خود وحتی قوم سیستانی بپرهیزیم  و رعایت عدل وانصاف را کرده که خدای نکرده متهم به تبار گرایی وقوم مداری نشویم

۸- از تحقیر وکوچک دیدن اقوام دیگر پرهیز کنیم

۹-  با توجه به درآمد وتوان نظارتی خود فرزند داشته باشیم ومشاوره ژنتیکی را در صورت فامیل بودن  مد نظر داشته باشیم

۱۰- حال که خط وخطوط سیاسی وسلایق کمر همت برای وحدت شکنی ما بسته ،ضمن احترام به عقاید  یکدیگر ،از یکدیگر دلخور نشویم وقطع رابطه نکنیم

۱۱- عیب وایرادهای جامعه خود را بدون تعصب  طرح کنیم وبرای آنها راه حل بیابیم

۱۲- در روابط خود رعایت میانه روی واعتدال را داشته باشیم تا قابل تحمل برای خانواده ،دوستان ،همسایگان وهمکاران  و..باشیم.


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 23 خرداد 1395برچسب:, :: 1:13 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

ما سيستانيان مرز نشین نبودیم، مرزها آنقدر عقب آمدند تا به ما تکیه کردند.
 اصالتمان را موزه ها فریاد میکشند..
اگر از تاریخ نشان مرا خواهی،
   خواهد گفت پدرانم همه اهل سخاوت بودند...
وبرادرانم شیردلانی ...
که درسخت ترین نبردها خم به ابرونیاوردند...
ازدشمن هم سراغ بگیری
خواهد گفت :
سيستانى ها؛ مَرد مردند


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 20 خرداد 1395برچسب:, :: 7:23 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

 گفتگوی ناصراالدین شاه با انصاری!!!!!
با قرارداد مک ماهون بخش های عمده ی سیستان از ایران جدا شد.
 انصاری رییس هیئت مذاکره کننده ی ایرانی به حضور ناصرالدین شاه رفت و گفت :
اگر همین قسمت مثلثی شکل را در جنوب شرق که تتمه ی سیستان است را به انگلیس ها بدهیم دعوای ما و انگلیس تمام می شود.
ناصرالدین شاه خطاب به انصاری گفت: ایرادی ندارد فقط یک سوال مرا جواب بده اگر این بخش (سیستان فعلی ) را هم به انگلیس ها بدهیم آن وقت با چه رویی شاهنامه را زیر بغلمان بگیریم.
✍ درود به روان مقدس فردوسی که اگر نبود وشاهنامه ای راسرایش نمی نمود تتمه ی   سیستان را نیز از ایران جدا می کردند.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 4 خرداد 1395برچسب:, :: 10:5 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

سلام
خیلی وقت می خواهم با شما مطلبی را در میان بذارم
اما صبر کردم که گویا من اشتباه کرده باشم
در این کانال فقط حرف از سرزمین افسانه ای زده می شود
که در گذشته چه بوده است
اولین چشم مصنوعی
اولین سزارین
اولین قهرمان و....
این ها هم درست می باشد و همه ایران به آن افتخار می کند
ولی حال چه دارد
بارها در این کانال گفته اید دولت مردان سیستان را فراموش کردند
و حال من از شما می پرسم
آیا سیستانیان سیستان را فراموش نکردند
قسمت اعظم مردم سیستان مهاجرت کردند
به گلستان
سمنان
مشهد
تهران
و...
اما باز هم در این کانال حرف از تاریخ افسانه ای سیستان زده می شود
که برای کل مردم سیستان اعم از فقیر و غنی نه آب می شود نه نان
نه گرد و خاک کم می شود
بارها و بارها به عکس های ارسالی دقت کرده ام
و متوجه شده ام تنها 5 درصد عکس ها مربوط به مردم رنج دیده زابل هست
و 95 درصد از عکس های از مهاجرین می باشد
در بهترین مکان
بهترین آب و هوا
این جانب هیچ جسارتی به مطالب این کانال ندارم
خدای نکرده
فقط دلگیرم
از بی مهری
از بی توجهی
از ندیدن دردهای زابل
این درست است که نباید کانال را به سمت تمام سیاهی ها پیش برد
اما نباید کمبود ها را فراموش کرد
بهتر است روزی یه بحث از مشکلات زابل آورده شود
یا حداقل هر هفته یه مشکل مطرح و راهکارهای تازه و کم هزینه و اجرایی داده بشه
از طرفی اول باید شهرداری عمل کند و بعد مردم حفظ کنن تمیزی رو
همه جا زباله رو زباله
همه شهرا در طول روز رفتگرا مشغول هستن و در شهر زابل هیچ خبری نیست از رفتگر و تمیزی
نیل به این هدف و ساختن شهری زیبا و تمیز همت جمعی را می طلبد اعم از مردم، مسئولین
میگن حرمت امام زاده رو خود متولی نگه میدارد
پس باید حرکت نوی در انداخته شود
تازه چند سال هست که ارومیه خشک شده
و بارها ذکر شده که چه ها کردند ترک ها
تا توانستند بودجه ها بگیرند
چرا ما سیستانی ها این کار و نکردیم
تنها یک بهانه برای این دلیل آورده شد
جمعیت ترک ها بیشتر بود
ولی کسی از سیستانی ها
فکر نمی کند که جمعیت ما کمتر از آنها نیست
ما جمعیتی گسترده هستیم
اما پراکنده
باید همت جمعی داشته باشیم
از گلستان
از مشهد
از سمنان
از تهران
از زاهدان
تا کی باید سکوت کرد
و باید این همت جمعی از خود سیستان شروع شود
آیا تا به حال فکر کردید چرا شهر زابل آنقدر کثیف هست
چرا همیشه بوی مشمئز کننده ای در همه جای شهر اذیت کننده هست
و اتفاقی نمی افتد
و هیچ کس در مورد کمبود سطل زباله شکایت نکرد
چرا همه مغازه داران و کسبه و خانواده ها جوی مقابل خانه را به مثابه سطل زباله می دانند
و چرا به جای مسابقه عكاسي از فرد و مناظر
مسابقه عكاسي تمیزترین خیابان زابل نگذاشته اید
حرف رو دلم زیاد
ببخشید سرتون رو درد آوردم
اما باید می گفتم وگرنه بغض می کردم
فعلا تا اینجا کافی هست
اگر حرف های من ناراحت تون کرد ببخشید
کانال تلگرامی عشق سیستو


ارسال شده در تاریخ : جمعه 31 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 8:56 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

خدابخش محمدزاده پودينه متولد 1354 صادره از گنبد كاووس

سوابق تحصيلي:

كارشناسي عمران(ليسانس عمران)

سوابق آموزشي ، فرهنگي - اجتماعي:

عضو هيئت مديره سازمان فرهنگي ورزشي شهرداري قدس

 سوابق اجرايي و پست هاي دولتي:

معاون فني و شهرسازي شهرداري باغستان

رئيس نظام مهندسي ساختمان شهرستان قدس

رئيس هيئت تكواندو شهرستان قدس

عضو هيئت مديره سازمان نوسازي و بهسازي شهرداري باغستان و رئيس هيئت مديره

رئیس شورای شهر قدس-استان تهران


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 28 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 9:41 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

محمدصادق بارانی

ساکن:تهران  اصالت:سیستان

قهرمان لیگ آزادگان فوتبال کشورهمراه باتیم پیکان-95

بازیکن تیمهای مطرح کشور:استقلال تهران-پیکان تهران-راه آهن تهران-ذوب آهن اصفهان

9دسامبر1991-25ساله

شماره پیراهن:25 پست:هافبک

 


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 28 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 9:36 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

زابلم هامون تو خشکیده از دست قضا
لشگر ریگ وغبار حاکم شده برخاک تو
چشم خوردی زابلم آبت به یغما برده اند
آفرین بر قوم شیر ومردم بی باک تو
خاطرت باشد که تو انبار گندم بوده ای
پس چه شدانگور نان وبوته های تاک تو
کوه خواجه ،شهر سوخته شاهد عمر تو اند
عمر کن باصبر تازنده شود املاک تو
هیرمند ،لب تشنه ایی چشم انتظاری بحر آب
جان گرفتند مردمان از آب صاف وپاک تو
غم مخور زابل زاین جور وجفای روزگار
شاد گشتند دشمنان از چهره ی غمناک تو
خشک باشی سبز  باشی ماهمیشه باتوایم
شعله میگیرد تنور دل از این خاشاک تو
شک مکن برخود توروزی قهرمانان داشتی
یا علی گوسیستان ملعون شود شکاک تو
(محسن کیخا از سکوهه )


ارسال شده در تاریخ : شنبه 25 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 7:55 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

م سیستونیو  قِدمتِ مِ (پَوچَکِ ) پرگار - بِل تَه منَه بُگِه کُلِّ فَلَک (سَوزِ ) ( بُورَک) خوار - از خوبیِ مِ صَد تَه کتاب اومدَه و بازار - آبگوشته مَپَز ( َلهلوکِ) مِ بِی گُلِ( آچار )- مِ سیستونیو زبونِ مِ همپایِ شِکَر پاش - در حق طلبی بدادِ وَ مِ شهرتِ عَیّار - مِ سیستونیو (جوری کَشِ) خُونهِ  علمدار - هَستو وَ درِ لطف حسین مَحرمِ اسرار - مِ سیستونیو هرجَه بَشو دارو خَریدار - گَر (زابلیو) یا (زَهکی) از دِلِ (لامشار) -مِ سیستونیو بالُ و پرِ  شعر گُهر بار  - وَر(کُرگزِ) مِ هَستَه خدا یاُر و نِگهدار - مِ سیستونیو (هامُونیو) از دِلِ (هیرمَند) - در طالعِ مِ نویشته نَشَه (تُوتی) وَ (خُشکار)- مِ سیستونیو (تَجگی )خُورُ و عاشِقِ (اَعنار) - کلوچَه (نمِخَه رو) پیشِ چَشِ (زَنکِه) (گُچَبجار) - مِ سیستونیو از (خَمَکُ) و (باغَکُ) و (وَرمال) - از دِه (چَرَک) و (آمینَکُ) از (تلَگِه) (بُنجار)  - مِ سیستونیو (گوچِه) کَلُ و کَشتَه نو (مَنگال)  - از هَر جَه بَشو (قرُوت) ( شَمیدا ) از لَبَ (تَهقار) - مِ سیستونیو بر همگی مَرحَمُ و تیمار - مِ هَم نَفَسو خِ کَرَمُ وبَخشِشُ و  ایثار - مِ سیستونیو از (اَدیمی) ، (گُوریُ) و (کانال) - مِ دَر (جَزینَک) بدیدُ وَ وچَش قاسمِ سَردار  - مِ سیستونیو از (نَجَفُ) و (رُستَمُ) و (کَهخا )- مِ بَر (کَهَکُ) و (سَکوَه) بُودا عاشِقُ و غَمخوار -مِ سیستونیو گَردَنِ مِ بِلندَه وَ عالَم - از (قُرقُریُ) و (اُشتُرَکُ) و  (پیریُ) و (میشکار) - مِ سیستونیو غلُومِّ دَرِ حیدَرِ کَرّار  - بَر غُربَتِ مِ حَضرَتیو هَستَه خریدار -م سیستونیو (واصِلونی) (کِمَّکُ) و (رَهدار )- از روزِ اَزَل بدیدُ وَ چَش ماهی ّ(نیزار)- بِل باز بُگو بَرتو کِه مِ هَستو اَز اَگجَه -از دِه (سَدَکی)سَنچولیُ) و ( تُوتّی) و (مُختار) -  مِ سیستونیو (واصِلونی) دِه( نُوِ سردار ) -  اَز روزِ اَزَل بگُفتِه وَ مِ  قاسمِ بِی خار .سروده بختیاری سیستانی


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 3:38 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

آمار تبلیغاتی و گمراه کننده دولت قبل باعث عدم آگاهی مجامع حقوقی و بین‌المللی از مشکلات سیستان بود / اولين اقدام دولت تدبیر و امید تدوين برنامه احياي هامون بود
اطلاعات طوفان های گرد و غبار و شن و آمار مربوط به پدیده طوفان توسط سازمان حفاظت محیط زیست در دو سال گذشته به صورت کاملا شفاف در اختیار رسانه های داخلی وخارجی مخصوصا صدا و سیما قرار گرفته تا تمام دنیا بدانند مشکل این مردم ستم دیده سیستان چیست شخص مدیریت سازمان محیط زیست کشور یعنی خانوم دکتر ابتکار اصرار داشتند تا اطلاعات زیست محیطی و طوفان های 120 روزه سیستان به گوش همگان برسد
واضح است اینکه سیستان نقطه ای بحرانی از نظر شرایط زیستی است کلید واژه استراتژیک و محور برنامه های سازمان محیط زیست در اجلاس های مختلف جهانی بوده و اساسا ادعای سازمان محیط زیست همین بوده است که مردم سیستان امروز گرفتار فقر بیماری و مشکلات فراوانی هستند که مهاجرت را ترجیح داده اند به ماندن.
اگر آگاهی از شرایط امروز مردم سیستان را مقایسه با چهارسال پیش کنیم امروز دبیر کل یونسکو ، دبیر کل طرح حفاظت از تالابهای جهانی ، نمایندگان who سازمان بهداشت جهانی ، سفرای کشورهای اروپایی تاثیر گذار ، نمایندگان iucn اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت ،  Gef صندوق بین المللی محیط زیست ، undp برنامه عمران ملل متحد و ده ها سازمان جهانی دیگر از مشکلات فراوان و عدیده مردم منطقه سیستان به خوبی اطلاع دارند و در حال چاره اندیشی و همگرایی افکار بین المللی هستند. فراموش نکنیم تا سه سال پیش حتی هموطنان ایرانی خودمان هم از مشکلات سیستان بی خبر بودند واساسا بسیاری از ایرانیان هم از اتفاقات سیستان بی اطلاع بودند چه برسد به جامع بین الملل ، به هر حال تا درد مشخص و نمایان نشود دنبال چاره رفتن بیهوده بود درد را مشخص کردند و  این دردها راهی جز همگرایی ملی و پیگیری مسائل بین المللی بودن نداشت
‏تكميل مطالعات هامون براي يونسكو، مذاكره با افغانستان در همه سطوح ، ديدار با خبرنگاران ، تشكل هاي افغان ، ديدار با رئیس جمهور افغانستان براي احيای هامون كه مدتی به فراموشي رفته بود و سكوت بسياري در آن ٨ سال به اين موضوع دامن زد، ولي اولين اقدام دولت تدبیر و امید تدوين برنامه احياي هامون بود
امسال ثبت تالاب بین المللی هامون به عنوان ذخیره گاه زیست کره مسکون یکی از نیازهایی بود که با تلاش زیادی در عرصه بين المللی بدست آمد که کاری بسیار مهم و نقطه ی عطفی در تاریخ تالاب بین المللی هامون و هامونیان بشمار میرود.
یونس جهانتیغ  کارشناس ارشد محیط زیست از دانشگاه تهران


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 3:36 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

زن ومردسیستانی؛درروزی که به نام فردوسی بزرگ نامیده شده،برای قدرشناسی ازمقام شامخ وی،به مشهدرفتندودرکنارمقبره اش به رقص وپایکوبی پرداختند.به امیداینکه این مراسم،سال به سال باشکوه بیشتری برگزارگردد.تاروح فردوسی کبیرشادگردد.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 12:18 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

سیستان بخشی از کشور ایران است و تا تهران ۱۵۰۰ کلیومتر فاصله دارد، یعنی نزدیک‌تر از غزه، بیروت و دمشق به تهران، اما اولویت‌های «وارونه» جلوی رسیدن حداقلی از «رفاه و خوشبختی» را به این بخش از کشورمان گرفته است.افراد این مجموعه عکس نماینده­ ی طیفی از مردمی هستند که دردهای مشترک زیادی در سینه ­هایشان دارند اما شریکی برای اندوه­ شان نمی‌یابند.
سیستان در شرقی­ ترین نقطه ایران است. خشکسالی‌های شدید و پی‌ در پی طی ۱۷سال اخیر، قطع جریان آب رودخانه هیرمند از افغانستان، هامون را که با ۵۷۰هزار هکتار مساحت، سومین دریاچه بزرگ ایران و منشا خیر و برکت مردمان این دیار بوده، از نفس انداخته است. این عوامل موجب به‌ وجود آمدن مشکلات مختلف زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی در سیستان شده و به تبع­ آن فقر و­ بیکاری گریبان­گیر مردم این منطقه شده­ است. هامونی که صیادان، سالانه ۱۵هزار تن ماهی از آن صید می‌کردند، حال قایق­ ها و تورهای ماهیگیری خود را در پستوی خانه­ هایشان رها کرده­ اند و عده­ ای نیز به ناچار در چاه نیمه صیادی می­ کنند. بومیان این منطقه به علت کم آبی، اراضی کشاورزی خود را رها کرده­ اند به طوری که از ۶۰ هزار هکتار اراضی کشاورزی تنها ۲۰هزار هکتار کشت می‌شود. آنان که مانده‌اند، اغلب به صورت محدودی دامداری می‌کنند. کوچکترین وزش باد، گرد و غبار کف دریاچه را در هوا پراکنده می­کند و نفس کشیدن را مشکل می­ سازد. گسترش بیابان زایی، هامون را درفهرست­ یکی­ ازمهمترین کانون‌های بحران فرسایش بادی جای داده و گرد و غبار آن باعث نابودی شهرها و روستاها و کوچ اجباری مردم از دیار خود به سایر استان ها شده است. با اینکه با افزایش میزان بارندگی در اوایل بهار امسال باعث آبگیری مجدد هامون و جاری شدن آب در سیستان شد، اما گرمای شدید ماه­ های آتی و وزش بادهای معروف ۱۲۰روزه سیستان، بخش اعظمی از آن را تبخیر خواهد کرد و مشکلات حاصل ازخشکسالی همچنان ادامه خواهد یافت


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 12:15 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 7:46 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

سالهای گذشته (سنیله 1386) به دعوت والی غزنی جهت شرکت در جشنواره بزرگ عارفان و تجلیل از ابوریحان بیرونی به غزنی رفتم. شاعران، نویسندگان، محققان، اهالی مطبوعات، اساتید دانشگاه و تعدادی از دانشجویان زبان و ادبیات فارسی دانشکده دانشگاه کابل در این برنامه حضور داشتند.
وقتی در شهر غزنی رسیدیم، ما را به هتل فرخی اقامت دادند این هتل در مرکز شهر است، منزل دوم یعنی طبقه فوقانی بانک.
خیلی تعجیل داریم که آرامگاههای بزرگان و عارفان و نظرکرده های غزنی و همچنین ابنیه و آثار تاریخی غزنه را ببینیم. در همان ابتدا که در هتل مستقر شدیم، یکی از دانشجویان دانشکده زبان وادبیات فارسی دانشگاه کابل که آن طرف پنجره را دید می زد، گفت: "در سفر قبلی ام استادم گفت که آنجا آرامگاه فرخی سیستانی شاعر بزرگ دربار سلطان محمود غزنوی است." بعدش با انگشت سبابه اشاره کرد. بلند شدم و رد انگشت وی را تعقیب کردم، محلی را که اشاره می کرد، پشت بازار واقع بود. گویا یک علم و یا چوب بیرق آرامگاه فرخی سیستانی به چشم می آمد.
 گفتم: کی شود که سر آرامگاه این شاعر و سخنسرای بزرگ فارسی برویم! که همان دانشجو با تأسف گفت: "ولی، آنجا محل قضای حاجت و جواب چای (ادرار و بول) بازاریان و مردم کاسب محل است." گویا تمام دنیا سرم آوار شد. بعدش تعداد دیگر نیز سخن دانشجو را تأیید کرد و دنیا را بر سرم تاریک و تار ساخت.
این شد که فردای جشنواره (فیستیوال) سراغ آرامگاه فرخی سیستانی را نگرفتیم. اما آیا واقعاً همان محل آرامگاه فرخی سیستانی است؟ به طور قطع نمی دانم. شاید درست باشد و یا شاید صرفاً تشابه اسمی باشد. ولیکن اینکه مقبره ای به نام فرخی سیستانی در همانجا واقع است که مردم در آنجا جواب چای می کنند، ظاهراً قطعی است. و اینکه فرخی سیستانی ملک الشعرای دربار سلطان محمود غزنوی بوده است، نیز جای شک و شبهه نیست.
اما در سال 2004 میلادی که به همراه حسین فخری از نویسندگان بزرگ کشور در این شهر آمدیم، البته به دعوت ایشان و تسهیلات ترانسپورتی ایشان و تمام محلهای دیدنی و ابنیه تاریخی و آرامگاههای عارفان، شاعران و بزرگان غزنه را به راهنمایی ایشان دیدم ، به گمانم آقای فخری راجع به اینکه آرامگاه فرخی سیستانی محل ادرار است، چیزی نگفت.
تاریخ فرهنگی از چه تشکیل شده است؟
این سؤال که تاریخ فرهنگی ما از چه چیزی تشکیل شده است؟ سؤال کلیدی است. تاریخ شبیه به خانه سازی است. اگر خانه ای می سازیم، مصالح مورد نیاز ما عبارت اند از خشت، در، پنجره، آهن و یا چوب برای سقف و همچنین ستون. تاریخ فرهنگی نیز مصالح و مواد مخصوص خود را دارد. مصالح و مواد آن عبارت اند از عالمان، هنرمندان، نویسندگان، شاعران، اثار هنری، و آفریده های ادبی. کشور بدون تاریخ، کشوری است که در تاریکی زندگی می کند. و کشوری با تاریخ مقتول کشوری است شبیه به سیاه خانه هایی که سراسر دود است و دم. تاریخ فرهنگی کشور من تاریخ مقتول است. چهره ها و عناصر فرهنگی معماران کشور هستند. اما آیا معماران فرهنگی افغانستان در کل و معماران غزنه به طور خاص کیا هستند؟
بخشی از تاریخ فرهنگی ما دیار غزنه است. در دربار سلطان جهانکشای غزنه یعنی سلطان محمود در حدود چهارصد تن سخن سرا به زبان شیرین فارسی شعر می گفتند. وقتی که در شهر غزنه حضور بیابی، حضور روحانی حکما و عرفای بزرگ و وارسته را حس می کنی. از خودت و از دنیای شرور پیرامونی ات جدا می شوی. اینجا حدیقت الحقیقه حقیقت زندگی خدایی را در ضمیرت بیدار می کند. اینجا بوی دوات حکیم ابوالقاسم فردوسی به مشامم می خورد. فرخی و مسعود سعد سلمان و عنصری روزی اینجا بر روی زمینی که اینک میراثبانی اش برای ما رسیده است راه می رفته اند. اینجا سرزمین مقدسی است که می گویند مولانا مثنوی معنوی را از روی حدیقت الحقیقه حکیم سنایی سروده است.
اینجا غزنی است، حضور بیهقی را حس می کنی و صدای پای هجویری بر گوشت طنین انداز می شود. احساس می کنی که هجویری کشف المحجوب را نوشته است تا هستی را در دایره تنگ نفسانی کشف کرده و برای من و تویی که خود را هنوز کشف نکرده ایم و به زندان تن "نای" مسعود سعد سلمان زندانی هستیم، بفهماند که عرصه عرفان و حکمت و سخن سرایی عرصه رقابتهای منبعث از تقسیم و سهمیه بندیهای جاهلانه ای که ما دچار آن هستیم بدور است.
اینجا آرامگاه سلطان محمود غزنوی سلطان جهانگشای غزنه و آرامگاه فرخی سیستانی ملک الشعرایش است. اما وقتی که بشنوی "از آثار و نشانیهای مقبره فرخی سیستانی این سخن سرای نامدار فقط چوب علمش مانده است." سپس این همسفر هم اتاقی اضافه کند: "ولیکن، بازاریان از آنجا بعنوان جواب چای و قضای حاجت استفاده می کنند." تاریخ مقتول کشور تمام قد در برابرت برای عذاب دادنت ایستاده خواهد شد و به سهل انگاریها، نا فهمیها، بی توجهی هایت تو را محاکمه خواهد کرد
اه حضرت حکیم سنایی است که مولانای بلخ گفته است: "... ما در پی سنایی و عطار می رویم." اینجا خاک پاکی است که نقش پای ابوریحان بیرونی در اینجا نقش است. شخصیت نامداری که 113 کتاب نوشته است. آیا مصالح و مواد تشکیل دهنده تاریخ فرهنگی کشور بغیر از این است؟ اگر چیز دیگری سراغ داریم، این "گوی و این هم میدان."
پایان سخن اینکه لعنت بر مردمی که بر میراث داری خیانت می کند. نفرین بر مردمی که به جای قرائت سروده های سخن سرای نامدار فارسی (فرخی سیستانی) بر مقبره این شخصت بزرگ قضای حاجت می کنند. نفرین و نفرین بر بانیان فرهنگی این کشور که ای کاش به جای رهبری فرهنگی چوپان و یا گاوچران و یا شتربان می شدند. تا میراث ارزشمند تاریخ فرهنگی ما دچار این فلاکت نمی شدند.
علی پیام(نویسنده افغانی)-منبع: سایت خبری پارسینه


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 7:42 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba
درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content