سیستان برای سومین بار...
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 7:46 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

سالهای گذشته (سنیله 1386) به دعوت والی غزنی جهت شرکت در جشنواره بزرگ عارفان و تجلیل از ابوریحان بیرونی به غزنی رفتم. شاعران، نویسندگان، محققان، اهالی مطبوعات، اساتید دانشگاه و تعدادی از دانشجویان زبان و ادبیات فارسی دانشکده دانشگاه کابل در این برنامه حضور داشتند.
وقتی در شهر غزنی رسیدیم، ما را به هتل فرخی اقامت دادند این هتل در مرکز شهر است، منزل دوم یعنی طبقه فوقانی بانک.
خیلی تعجیل داریم که آرامگاههای بزرگان و عارفان و نظرکرده های غزنی و همچنین ابنیه و آثار تاریخی غزنه را ببینیم. در همان ابتدا که در هتل مستقر شدیم، یکی از دانشجویان دانشکده زبان وادبیات فارسی دانشگاه کابل که آن طرف پنجره را دید می زد، گفت: "در سفر قبلی ام استادم گفت که آنجا آرامگاه فرخی سیستانی شاعر بزرگ دربار سلطان محمود غزنوی است." بعدش با انگشت سبابه اشاره کرد. بلند شدم و رد انگشت وی را تعقیب کردم، محلی را که اشاره می کرد، پشت بازار واقع بود. گویا یک علم و یا چوب بیرق آرامگاه فرخی سیستانی به چشم می آمد.
 گفتم: کی شود که سر آرامگاه این شاعر و سخنسرای بزرگ فارسی برویم! که همان دانشجو با تأسف گفت: "ولی، آنجا محل قضای حاجت و جواب چای (ادرار و بول) بازاریان و مردم کاسب محل است." گویا تمام دنیا سرم آوار شد. بعدش تعداد دیگر نیز سخن دانشجو را تأیید کرد و دنیا را بر سرم تاریک و تار ساخت.
این شد که فردای جشنواره (فیستیوال) سراغ آرامگاه فرخی سیستانی را نگرفتیم. اما آیا واقعاً همان محل آرامگاه فرخی سیستانی است؟ به طور قطع نمی دانم. شاید درست باشد و یا شاید صرفاً تشابه اسمی باشد. ولیکن اینکه مقبره ای به نام فرخی سیستانی در همانجا واقع است که مردم در آنجا جواب چای می کنند، ظاهراً قطعی است. و اینکه فرخی سیستانی ملک الشعرای دربار سلطان محمود غزنوی بوده است، نیز جای شک و شبهه نیست.
اما در سال 2004 میلادی که به همراه حسین فخری از نویسندگان بزرگ کشور در این شهر آمدیم، البته به دعوت ایشان و تسهیلات ترانسپورتی ایشان و تمام محلهای دیدنی و ابنیه تاریخی و آرامگاههای عارفان، شاعران و بزرگان غزنه را به راهنمایی ایشان دیدم ، به گمانم آقای فخری راجع به اینکه آرامگاه فرخی سیستانی محل ادرار است، چیزی نگفت.
تاریخ فرهنگی از چه تشکیل شده است؟
این سؤال که تاریخ فرهنگی ما از چه چیزی تشکیل شده است؟ سؤال کلیدی است. تاریخ شبیه به خانه سازی است. اگر خانه ای می سازیم، مصالح مورد نیاز ما عبارت اند از خشت، در، پنجره، آهن و یا چوب برای سقف و همچنین ستون. تاریخ فرهنگی نیز مصالح و مواد مخصوص خود را دارد. مصالح و مواد آن عبارت اند از عالمان، هنرمندان، نویسندگان، شاعران، اثار هنری، و آفریده های ادبی. کشور بدون تاریخ، کشوری است که در تاریکی زندگی می کند. و کشوری با تاریخ مقتول کشوری است شبیه به سیاه خانه هایی که سراسر دود است و دم. تاریخ فرهنگی کشور من تاریخ مقتول است. چهره ها و عناصر فرهنگی معماران کشور هستند. اما آیا معماران فرهنگی افغانستان در کل و معماران غزنه به طور خاص کیا هستند؟
بخشی از تاریخ فرهنگی ما دیار غزنه است. در دربار سلطان جهانکشای غزنه یعنی سلطان محمود در حدود چهارصد تن سخن سرا به زبان شیرین فارسی شعر می گفتند. وقتی که در شهر غزنه حضور بیابی، حضور روحانی حکما و عرفای بزرگ و وارسته را حس می کنی. از خودت و از دنیای شرور پیرامونی ات جدا می شوی. اینجا حدیقت الحقیقه حقیقت زندگی خدایی را در ضمیرت بیدار می کند. اینجا بوی دوات حکیم ابوالقاسم فردوسی به مشامم می خورد. فرخی و مسعود سعد سلمان و عنصری روزی اینجا بر روی زمینی که اینک میراثبانی اش برای ما رسیده است راه می رفته اند. اینجا سرزمین مقدسی است که می گویند مولانا مثنوی معنوی را از روی حدیقت الحقیقه حکیم سنایی سروده است.
اینجا غزنی است، حضور بیهقی را حس می کنی و صدای پای هجویری بر گوشت طنین انداز می شود. احساس می کنی که هجویری کشف المحجوب را نوشته است تا هستی را در دایره تنگ نفسانی کشف کرده و برای من و تویی که خود را هنوز کشف نکرده ایم و به زندان تن "نای" مسعود سعد سلمان زندانی هستیم، بفهماند که عرصه عرفان و حکمت و سخن سرایی عرصه رقابتهای منبعث از تقسیم و سهمیه بندیهای جاهلانه ای که ما دچار آن هستیم بدور است.
اینجا آرامگاه سلطان محمود غزنوی سلطان جهانگشای غزنه و آرامگاه فرخی سیستانی ملک الشعرایش است. اما وقتی که بشنوی "از آثار و نشانیهای مقبره فرخی سیستانی این سخن سرای نامدار فقط چوب علمش مانده است." سپس این همسفر هم اتاقی اضافه کند: "ولیکن، بازاریان از آنجا بعنوان جواب چای و قضای حاجت استفاده می کنند." تاریخ مقتول کشور تمام قد در برابرت برای عذاب دادنت ایستاده خواهد شد و به سهل انگاریها، نا فهمیها، بی توجهی هایت تو را محاکمه خواهد کرد
اه حضرت حکیم سنایی است که مولانای بلخ گفته است: "... ما در پی سنایی و عطار می رویم." اینجا خاک پاکی است که نقش پای ابوریحان بیرونی در اینجا نقش است. شخصیت نامداری که 113 کتاب نوشته است. آیا مصالح و مواد تشکیل دهنده تاریخ فرهنگی کشور بغیر از این است؟ اگر چیز دیگری سراغ داریم، این "گوی و این هم میدان."
پایان سخن اینکه لعنت بر مردمی که بر میراث داری خیانت می کند. نفرین بر مردمی که به جای قرائت سروده های سخن سرای نامدار فارسی (فرخی سیستانی) بر مقبره این شخصت بزرگ قضای حاجت می کنند. نفرین و نفرین بر بانیان فرهنگی این کشور که ای کاش به جای رهبری فرهنگی چوپان و یا گاوچران و یا شتربان می شدند. تا میراث ارزشمند تاریخ فرهنگی ما دچار این فلاکت نمی شدند.
علی پیام(نویسنده افغانی)-منبع: سایت خبری پارسینه


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 7:42 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

حجت الاسلام والمسلمین محمود بیانی تمام عمرخودرادرخدمت مردم منطقه سیستان بود.حجت الاسلام محمود بیانی در سال 1313 در روستای کنگ شیرعلی شهرستان هیرمند متولد و تحصیلات حوزوی خود را در حوزه های علمیه مشهد و نجف اشرف نزد امام خمینی(ره)، آیت الله میلانی و آیت الله خوینی طی کرد.وی در سال 1361 از سوی بنیانگذار انقلاب اسلامی به سمت امام جمعه زابل منصوب و تا سال 83بعنوان امام جمعه در این سنگر حضور داشت.وی پدرشهیدمحمدکاظم بیانی می باشد.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 21 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 12:1 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

جوادشهنازی
الا رستما، مرد کوپال و نام
که با دست تو دیو و دد گشت رام
الا مرد بخشنده ی تاج و تخت
کجایی که از  خانه ات رفت بخت
کجایی که مردان تو تشنه اند
به خون دل خویش آغشته اند
تو را بستن چشم اسفندیار
دگر شاخه ی گز نیاید بکار
بگویش بیا دست رستم ببند
که بختت رمید و نماندت کمند
بگویش زمان پست و پتیاره شد
بر این مرده ریگ تو بی چاره شد
از این برنگین  بخت رو تافته
ز خنجر تن و جان او آخته
تو را مرگ سهراب ماتم نبود
به مرگ سیاووش تو را غم نبود
بکن بر تن خویش رخت کبود
بکن چشم از اشک همسان رود
که بر مرگ هامون بباید گریست
که بی آن نشایست یک لحظه زیست
به زرتشت بر از بر ما درود
مگر آب چشمش کند زنده رود
دگر هیچ دختی نشوید تنش
به آن پاک دریایچه ی  مهر فش
دگر سوشیان بر نخیزد ار آن
کزان پاک تخمه نمانده نشان.
ز ماتم رخ خویش پر خون بکن
دو دیده ز خون رود جیحون بکن
کنون قوم تو ترک میهن کُند
ز بی چارگی مهر از آن بر کَند.
هلا ریخت باید ز رخ سیل خون
که این جام زرین بشد  واژگون
نبیند رخش ماه دیگر در آن
نخندد بر آن چشم نیک اختران
هلا شرمتان باد نو کیسه گان
توان داشتید و ندادیش جان
ندیدید پر اشک چشم زنان
کشیده به «کُل» جان رنجورشان
ندیدید به هامون چسان ماهیان
فرو مانده در خاک و دادند جان
تو ای مادر دهر خاکت به سر
که فرزند تو شد چنین بدگهر
به دست و تن خویش کردت هلاک
همان به به بر گیردش تیره خاک
دگر شرم تان باد  بی مایگان
زدودید جان از تن سیستان      
چو بدنام نزد خدا  نام تان
هماره بود تلخ زان کام تان
به تاریخ مانید زشت و پلشت
که کس اینچنین تخم زشنی نکشت
جهان را جهاندیده سامان دهد
نه هر بی هنر رأی و فرمان دهد


ارسال شده در تاریخ : جمعه 17 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 10:1 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

به استناد گزارشی از خبرگزاری فارس از وضعیت آرامگاه امیر یعقوب لیث در خوزستان ، ده کیلو متری جاده ی دزفول به شوشتر که نیاز فوری و اضطراری به بازسازی دارد و توجه و اقدام مسئولین را می طلبد تا این بزرگ مرد تاریخ ایران و خدماتش به ملت شناسانده شود
به خوزستان یلی بیدار خفته
چه خاموش و چه بی تیمار خفته
چنان آرام و بی نام و نشان که
غریبی سایه ی دیوار  خفته
عرب راخار و ایران را چو سرمه
بدور از دیده ی اغیار  خفته
به خاک خود ولی نزدیک دشمن
غریب از قوم و بی زوار خفته
زبان از جهد او شیر و شکر شد
شکر ساز شکر گفتار خفته
پیاز ونان و دستش بی نمک بود
به خاک شوره ی نمدار  خفته
از آن روزی که او را دفن کردند
مرام و خصلت عیار خفته
رکاب از سند تا اروند میزد
کنار جبهه آن سردار  خفته
شما کشور نگه دارید از اعراب
که آن شیر  نر  صفار  خفته
عجب ایرانیان  حق شناسی
امیر  ملکی  بی تالار  خفته
عرب خواهد که او گمنام باشد
و اینجا هم غرور  انگار خفته
دوباره آید  آیا  شهریاری
در این شهری که شهر یار خفته؟  
   محمد گل شهریاری


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 16 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 7:40 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

ده دهمرده
 روستای دكدهمرده ازتوابع بخش شیب آب شهرستان زابل در استان سیستان ایران است .
این  روستا در دهستان   محمد آباد قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن  341  نفر (  67 خانوار) بوده‌است
      جنسیت   باسواد  دانش آموز شاغل بیکار
مرد: 12   50         56     130   180    
زن: 8    11         32      93     161
روستای ده همرده دارای آب و برق  است . این روستا علاوه بر مسجد دارای یک  آموزشگاه ابتدایی می باشد و از نظر واحدهای سیاسی واداری  دارای  شورای اسلامی  است.
حمزه اباد
 روستای حمزه اباد ازتوابع بخش شیب آب شهرستان زابل در استان سیستان  ایران است .
این  روستا در دهستان   محمد آباد قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن  269  نفر (  54 خانوار) بوده‌است
      جنسیت   باسواد  دانش آموز شاغل بیکار
مرد: 37    15      46      93    134    
زن: 21      1       36       76    135
روستای حمزه اباد دارای آب و برق  است . این روستا علاوه بر مسجد دارای یک  آموزشگاه ابتدایی می باشد و از نظر واحدهای سیاسی واداری  دارای  شورای اسلامی  وشرکت تعاونی روستایی  است. همچنین در روستای حمزه آباد خانه بهداشت و دفتر مخابرات  نیز وجود دارد
حسين باقر
  روستای حسين باقر ازتوابع بخش شیب آب شهرستان زابل در استان سیستان  ایران است .
این  روستا در دهستان   محمد آباد قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن  210  نفر (  62 خانوار) بوده‌است
      جنسیت   باسواد  دانش آموز شاغل بیکار
مرد: 22   23      29        69    107     
زن: 23     3       18        48     103    
روستای حسين باقر دارای آب و برق  است . این روستا دارای  یک مسجد است. از نظر واحدهای سیاسی واداری  دارای شورای اسلامی  و  دفتر مخابرات می باشد .  
حاجي خدارحم
 روستای حاجي خدارحم  ازتوابع بخش شیب آب شهرستان زابل در استان سیستان  ایران است .
این  روستا در دهستان   محمد آباد قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن  205  نفر (  55 خانوار) بوده‌است
      جنسیت   باسواد  دانش آموز شاغل بیکار
مرد:11    34       25      57       90     
زن:  9     0        23     54     115
روستای حاجي خدارحم دارای آب و برق  است . علاوه برمسجد دارای خانه بهداشت  ودفتر مخابرات نیز می باشد.
 چهارخمي
 روستای چهارخمي ازتوابع بخش شیب آب شهرستان زابل در استان سیستان  ایران است .
این  روستا در دهستان   محمد آباد قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن  574  نفر (  122 خانوار) بوده‌است
      جنسیت   باسواد  دانش آموز شاغل بیکار
مرد: 85   30      88    154    269    
زن:  50     1     77     165    305
روستای چهارخمي دارای آب و برق  است . علاوه برمسجد دارای یک آموزشگاه ابتدایی  ویک آموزشگاه  متوسطه دوره اول  پسرانه  می باشد .از نظر واحدهای سیاسی واداری  دارای شورای اسلامی  ,شرکت تعاونی روستایی و خانه بهداشت می باشد 


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 16 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 7:34 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

☑️به اصل خود برگردیم نویسنده:غفورلکزایی
از اوج بی نیازی تا حضیض محرومیت
وقتی چنین دیدگاه وطرح جامعی برای توسعه وجود ندارد ومنابع بنیادی حیات مان ضایع می شود بر روی خاکی به وسعت وغنای دشت و جلگۀ سیستان ایستاده ایم، و آبی با حجم وکیفیت هیرمند به کاسۀ ما می ریزد اما چون نمی توانیم آن را در کاسۀ خود حفظ کنیم از فلاکت رنج می بریم.
اساسی ترین کاری که باید بکنیم این است که به اصل خویش برگردیم. ما کجا و زیستن در بن بست روزمره گی و محرومیّت کجا؛ هیچ سنخیتی بین ما نیست؛ ذات زندگی زاینده ورو به رشد وفراوانی است؛ خدای آفرینش کریم وکرامت بخش، بی نیاز و بی نیاز کننده، عزیز وعزت بخش، بزرگ وبزرگ پرور، و واسع و وسعت بخش است. این همه منابع عظیم ملی ما نشانۀ کرامت آفریدگار است تا از آفرینش الهام بگیریم ودست به کار های عظیم بزنیم؛ و سرچشمه های عظیم نعمت و ثروت خود را جاری کنیم. با همتی که بر بلند ترین قله بایستد، وسر به آسمان بساید باید از این باتلاق روزمره گی بالاآییم و منابع توسعه وعزت و عظمت مان را دریابیم. «طلسم محرومیّت» را بشکنیم؛ «جادوی در محرومیّت زیستن» را باطل کنیم؛ و با چشمی که توسعه و فراوانی را باور دارد به منابع حیاتمان بنگریم؛ و با همتی که در انجام کار بزرگ برای زندگی  بزرگ و وطن بزرگ وآباد تردید نمی کند به احیا و باروری وبهره برداری از آن عزم جزم کنیم. امروز یوسف عزیزی به نام «سیستان» در چاه است؛ اگر به راه سود و زیان خود رویم، یا این یوسف را در بازار پرغوغای روزمره گی به ثمن بخس بفروشیم فردا احساس خسران بزرگ خواهیم کرد.
دست به دست هم دهیم :
هرکسی مسئولیتی دارد یا بار رسالتی بر دوشش احساس می کند، هر کسی اندیشه وتخصصی دارد و می خواهد آن را صرف توسعۀ منطقه وبهروزیِ مردم کند، هر کسی دل در گرو این آب وخاک و مردم و فرهنگ ومیراث وپیشینه  دارد و نمی تواند از آن دل بکند، هر کسی در این دیار رنج دوران دیده ومی خواهد روزگار رنج به سر آید، هرکسی خون دلی برای فرهنگ وتوسعه وعمران آن خورده وآرزودارد خون دلش ثمر دهد، هرکسی عرق ملی دارد ومیهنش را سربلند می خواهد، هرکسی نمی تواند ببیند که خاک سیستان بر باد میرود، هر کسی که از نفس کشیدن در این هوای خفه کننده به تنگ آمده وهوای تازه ای می جوید، هرکسی که زمین یا خانه ای در سیستان دارد ودلش نمی آید که به ثمن بخس بفروشد وراهی دیار غربت شود، هرکسی از سیستان خاطراتی دارد و نمی خواهد صندوقچۀ این خاطرات به تاراج ویرانی رود، هرکسی صدای یوسف
 عزیزی می شنود که از ته چاه کمک می خواهد و نمی تواند به راه سود وزیان خودرود، هرکسی در عمق نیزارهای دیروزهامون تفرجی داشته وآرزوی بازیافتن آن بهشت از دست رفته را دارد، هرکسی می خواهد نسل فردا اورا به بی همتی متهم نکند، هرکسی می خواهد خدمتی پایدار کند ویادگاری ماندگار از خود بگذارد، هر کسی می خواهد بر روی زمین به کاری آید وکاری کند، و هرکسی دغدغۀ بیکاری جوانان وسرنوشت نسل فردا را دارد، همه دست به دست هم دهیم، درحد وسع خویش همت کنیم تا ازسد این تردید های فلج کننده بگذریم؛ از باتلاق روزمره گی بکنیم وروبه قله ای رویم که افق امید به فردای روشن وطن را در چشم انداز خود داشته باشیم.
☑️ضرورت تهیۀ سند چشم انداز توسعه
تهیۀ سند چشم انداز توسعۀ سیستان از آب خوردن واجبتر است؛ سندی که هیچ منبع و امکان توسعه در آن از دید پنهان نماند یا ندیده گرفته نشود، سندی که پس از تصویب همۀ برنامه های عمرانی منطقه چون تکه ای از یک پازل بزرگ در جهت تحقق آن اجرا شود؛ مثلاً آبرسانی با خط لوله به بخشی از اراضی کشاورزی که در دست اقدام است در چارچوب آن چشم انداز بزرگ طراحی واجراگردد، در غیر این صورت بیم آن می رود این طرح نیز مثل بخشی از کانال های آبیاری وزهکشی و خاکریزی ساحل هامون روزی کنار گذاشته شود و بی ثمر یا کم ثمر بماند.


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 16 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 7:31 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

از ارومیه رد شد و ” هامون “
پشت ذهنش تلق تلق می کرد
بانوی پا به ماه “کنسویه “
توی آغوش باد دق می کرد

رفته ام تا شمال غربی عشق
تکه های دلم ولی جا ماند
سرزمین جنوب شرقی من
تشنه بود و غریب و تنها ماند

من مصیبت کشیده ام یک قرن
بوی آوار می دهد بدنم
داغ هجرت کشیده ام یک قرن
طعم کافور می دهد دهنم

خاطرات نگفته ای دارم
از غروب غریب “اوشیدم”
“قلعه کاخا” که سر بر آورده
چون”سپند” از برابر رستم

باغ تاریخ را هرس می کرد
“پیکرک”با نگاه طوفانی
مانده از این “نگاره ها” تنها
یک ورق حسرت و پریشانی

در کدامین هزاره می بافد
“سوشیانا” برای دامانت
این طلسم است یا تمدن شرق؛
-تیله های شگفت چشمانت-

من به تاریخ خویش می بالم
گرچه این آسمان دلش تنگ است
گرچه گز شانه اش ترک خورده ست
سهم مرغابیان اگر ؛ سنگ است

از ارومیه رد شد و “هامون”
باوری کهنه را تکان می داد
شور و شیرین به هم گره می خورد
به سکوت قبیله جان می داد
سروده ی خانم شهنوازی


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 16 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 7:21 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

 ده تقی

روستای ده تقي ازتوابع بخش شیب آب شهرستان زابل در استان سیستان ایران است .
این  روستا در دهستان   محمد آباد قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن  110  نفر (  29 خانوار) بوده‌است
       جنسیت   باسواد  دانش آموز شاغل بیکار
مرد: 10     13      21     40    62  
زن:   8       1        7     24    48
روستای ده تقي دارای آب و برق  است . این روستا علاوه بر مسجد از نظر واحدهای سیاسی واداری  دارای  شورای اسلامی  است.
ده اقائي
 روستای ده اقائي ازتوابع بخش شیب آب شهرستان زابل در استان سیستان ایران است .
این  روستا در دهستان   محمد آباد قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن  57  نفر (  19 خانوار) بوده‌است
      جنسیت   باسواد  دانش آموز شاغل بیکار
مرد:   2      7          4       14     28
زن:    1     0           5      14     29
روستای ده اقاجان دارای آب و برق  است . این روستا علاوه بر مسجد دارای یک آموزشگاه ابتدایی است.  همچنین از نظر واحدهای سیاسی واداری  دارای شورای اسلامی  می باشد.
ده اقاجان
 روستای ده اقاجان ازتوابع بخش شیب آب شهرستان زابل در استان سیستان  ایران است .
این  روستا در دهستان   محمد آباد قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن  80  نفر (  17 خانوار) بوده‌است
      جنسیت   باسواد  دانش آموز شاغل بیکار
مرد: 16      2      12      23      39
زن:  6     1        13     24      41
روستای ده اقاجان دارای آب و برق  است . این روستا  دارای یک مسجد است و همچنین از نظر واحدهای سیاسی واداری  دارای شورای اسلامی  می باشد.
ده اخوندغلامي
 روستای ده اخوندغلامي ازتوابع بخش شیب آب شهرستان زابل در استان سیستان  ایران است .
این  روستا در دهستان   محمد آباد قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن  282  نفر (  58 خانوار) بوده‌است
      جنسیت   باسواد  دانش آموز شاغل بیکار
مرد: 21     45      52      93    136
زن:  28      2      37     80     146
روستای ده اخوندغلامي دارای آب و برق  است . این روستا  علاوه بر مسجد دارای یک آموزشگاه ابتدایی ویک آموزشگاه متوسطه اول دخترانه می باشد.  همچنین از نظر واحدهای سیاسی واداری  دارای شورای اسلامی   وخانه بهداشت ودفتر مخابرات است.
دولت اباد
 روستای دولت اباد ازتوابع بخش شیب آب شهرستان زابل در استان سیستان  ایران است .
این  روستا در دهستان   محمد آباد قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن  675  نفر (  144 خانوار) بوده‌است
      جنسیت   باسواد  دانش آموز شاغل بیکار
مرد: 57   105     104    208    320
زن:  48     4      80      184      355
روستای دولت اباد دارای آب و برق  است . این روستا  علاوه بر مسجد دارای یک آموزشگاه ابتدایی ودو آموزشگاه متوسطه اول دخترنه وپسرانه ویک واحد آموزشی متوسطه دوم  دخترانه می باشد.  همچنین از نظر واحدهای سیاسی واداری  دارای شورای اسلامی  می باشد. ،از دیگر مراکز اداری می توان از مرکز بهداشت  , داروخانه ,  تسهیلات زایمانی وخانه بهداشت نام برد.
همچنین این از یک مکان ورزشی وکتابخانه عمومی برخوردار است.


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 16 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 7:14 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

 شعری از استاد شهنازی

بْدیدی کِه شْطو شه روزِ ما شو شه                 
بَخْت زِر خَزی روزِ بد پو شه

از کلو بینی لشِّ ما دْلو بُو                          
گَنْدُم از خومی خُد خوا پَلو شه

ماسِ ما تْرُوشّ و گالِ ما خُورْکک                 
گال زُرْدر، تووِ ما واتو شه

مسکه اَلْوو شه دوغِ ما بْرِخْتک                        
مَشْکِ خالی وه مِیخ لکَتو شه

دس ما چُلُّک، پُوزِی ما چور شْته                 
دومِ دَه مَنی مه پَدو شه

پچووِی مِشْما امْرو چُوک شْته                
تِیشه چار مِیخه خُورْد و دَسْخو شه

چپّته تَنْگ و سرّکه دْرازه                           
ایمْنه کِه پوککِی ما مَنْدو شه

وجگِ اَمْسائه ره ما مجْگ دیدَه                    
پَشْمکی خُد ما ور ما گَلو شه!

خووِ رُسْتَم بینِه نو سوراب                         
ما وه غورو نو بَختِ ما خو شه

اووِ زابُل وه لَظِه لُوش مِی شو                    
نْبینی رُو دَر اووِه کِه خَلو شه

بْگُفْتو خِی خُت خوا اِیفِ نو ور ما                 
باد بْیَشْنی یو کُرگز اَسْخو شه

از کلوگپّی بتِّ چیده شْتَه                          
چِیدِه بِیچاره عُمرِه سر چو شه


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 16 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 7:12 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

به قلم : علی گلشنی
منطقه سیستان بالقوه ظرفیت های یک منطقه توریستی رادرسطح منطقه ای،ملی وبین المللی دارامی باشد:
تاریخ وجغرافیای سیستان مملو ازنمادهایی است که هرکدام ازآنها به تنهایی جذابیت خاصی برای هرگردشگردارد،ازجمله آن میتوان به مواردزیراشاره نمود:
شهرسوخته،دهانه غلامان،کوه خواجه،دهانه غلامان،آتشکده های متعددازجمله کرکو،تقدس هامون درنزد زرتشتیان بدلیل تولد سوشیانت درساحل آن،سیستان پیوست وآیینه تمام نمای شاهنامه،سیستان وشهرزرنج مرکز حکومت صفاریان،سیستان خاستگاه دانشمندان بزرگ ادوارمختلف تاریخی،سیستان محل عبورجاده ابریشم ورسیدن به اروپای شرقی ،شهرت منطقه ای سیستان ازنظربافت فرش وگلیم،شهرت تاریخی درسفال وانگوریاقوتی،معماری سنتی وبادگیرهای منحصربه فرد،روستاهایی بامعماری سنتی طبقاتی (ماسوله درشمال و قلعه نودرشرق )جزیره های زیبا درقلب هامون(تختک)چاه نیمه ها وجاذبه های زیبای گردشگری وجزیره هایی چون نگین دراین پهنه ای آبی و....
نمونه های بالاودیگر موارد میتواند از جاذبه های گردشگری سیستان بشمارآید.
مهمترین کارواولویت ویژه این است که نقشه راه وسند توریسم منطقه براساس ظرفیتهای ذکر شده ودرفازهای عملیاتی،کوتاه مدت ،مبان مدت وبلند مدت تهیه گردد.
سوالهای مهم:
1-بدیهی ترین نیازهای ورود گردشگر به یک منطقه چیست؟
2-لوازم مورد نیاز صنعت گردشگری وتوریسم برای سیستان چیست؟(سخت افزاری ونرم افزاری)
3-اولویت بندی لایه ها وانواع مختلف گردشگری برای سیستان کدامند؟
(استانی،ملی،منطقه ای،جهانی) .
4-زیرساخت های عمومی وتخصصی موردنیازبرای هرلایه کدام است؟(گردشگر استانی چه زیرساختی لازم دارد وبرای یک توریست اروپایی چه بستری باید فراهم گردد.
5-نقش دانشگاههای منطقه درایجاد بسترهای موردنیاز برای ورودگردشگرکدامند؟
6-نقش منطقه آزاددرایجاد بسترهای روانی وفیزیکی برای ورودگردشگرچیست؟
بنظرمیرسد باید به سوالات بالا ومتعددسوالات دیگر پاسخ دهیم تابتوانیم به این صنعت مهم ورودکنیم.
☑️کوتاه مدت :
باید برای منطقه به لحاظ وضعیت شرایط آب وهوایی شرایط قابل قبولی فراهم گردد.
زیرساختهای مورد نیازباحداقل استاندارد ها ایجاد گردد.
شاید بهترین کاراین باشد که بتوانیم درکوتاه مدت توریست استانی وسپس استانهای هم جواروسیستان نشین وآنگاه ملی و.....رافراهم کنیم.
ظرفیتی درسیستان وجود دارد که اگر شرایط حداقلی رابوجود آوریم بتوانیم حضور جمعیت قابل توجهی در منطقه درایام مختلف داشته باشیم.بطورمثال درسالهایی که ورود کالا ازافغانستان وجودداشت وبازار مراودات اقتصادی رونق به خودگرفته بود،رکوردهای جمعیتی بین 800هزارتایک میلیون نفر  درایام نوروز به منطقه سیستان ثبت شده بود.
مهم این است که کششی برای حضور جمعیت ایجاد شود،آنگاه میتوان به مباحث دیگررابرنامه ریزی نمود.
تعدادی این جاذبه ها عبارتنداز:
شبیه سازی :شهرسوخته، مکانهای فیزیکی شاهنامه،حکومت صفاریان
احیاء ماسوله شرق(قلعه نو)
ایجاد روستای های نمونه گردشگری باالگو برداری از سنتهای معماری، باستانی منطقه سیستان،غذاهای سنتی شامل کلوچه وکشک وبورک و...،فرش وگلیم دستباف،
ایجادکارگاههای ساخت سفال نظیر کارگاههای سفالینه شهرسوخته.
احیای آثارتاریخی آتشکده های منطقه نظیر آتشکده کرکو.
ایجاد مناطق گردشگری باتکنولوژی های معاصردرساحل وجزیره های چاه نیمه هاوراه اندازی ورزش های آبی سنتی بومی وباتکنولوژی روز و...
 راه اندازی استراحت گاهها ی محلی وبومی بامعماری سنتی نظیر یزددرروستاها وبین راهی.


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 16 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 7:5 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

غروب خسته «هامون» کنار «خواجه» می ماند

به ناز ساز «اوشیدا» بدون ساز می رقصد



ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 16 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 6:53 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

نام پرندگان بومی منطقه ی سیستان و معادل نام آنها در زبان پارسی...
سوزگردء(souz garda)=کله سبز  

کمچه(kamcheh)=نوک پهن
روویک(rouvik)=خوتکا
نرو(narou)=باکلان
چرو(charou)=آنقوت
کله مرغ(kala margh)=تنجه
سيخ دم(sikh dem)=فيلوش
شنک(shenak)=بحری
باشه(basha)=شاهين
گراغ(garagh)=کلاغ
تیسک(tisk)=دم جنبانک
چرتک(chortak)=جنبان
بلغی(balghi)=اردک سرحنائی
چورکش(chor kash)=گيلار
مو(mou)=اردک مرمری
خرچوشک(kharchoushk)=گيلانشاه
چوشک(choushk)=آب چليک
چوشک الغه دم(choushk algha dem)=گيلانشاه بال سفيد
سيرپووک(sir povak)=چوپا
تغلک(taghalak)=خروس کولی سفيد
سيه بالک(sya balak)=خروس کولی
بزک(bazak)=اکراس
باغک(baghak)=بوتيمار
سرمکه(sormakah)=کشيم گردن سياه
نيملک(nimalak)=کشيم کوچک
الياسک(elyasak)=کشيم بزرگ
شنک(shenak)=سنقورگندم زار
چغور(choghor)=کوکر
سوسو(sousou)=ليکو
کملک(kemalak)=چکاوک کاکلی     
چوپون مسخره(chopone maskhara)=چکاوک هدهدی
شونه سر(shona sar)=هدهد
چريک(chrik)چکاوک آسمانی
طوقدری(toghdari)=هوبره
بط(baat)=عروس غاز
عرب(arab)=فلامينگو
مدمک(mademak)=چنگرنوک سرخ
کفترک(kaftarak)=کاکائی سرسياه
زبو(zabou)=کاکایی دریای خزر
لکی(laki)=کاکائی بزرگ
چاشک(chashk)=کفچه نوک
جيغک(jighak)=پرستوی دريائی
خرماخورک(khorma khorak)=میوه خور
نی بورک(ney borak)=سسک پرصدا
لگو بورک(lago borak)=شبگرد
خوسر(khosar)=اردک تاجدار
لشکری(lashkari)=اردک دم دراز
خروسک(khorosak)=سياه خروس 

  جينگ جينگک(jing jingak)=ماهی خورکوچک
لاشه خور(lashekhor)=دال           

باشه دم سفه(bashe dem sfe)=کرکس
سارک(sarak)=سار
سور(sor)=سبزقبا
چور(chor)=چنگر
لگو(lago)=حواصيل
کمو(komo)=پليکان
پور(pour)=دراج
چغک(choghok)=گنجشک
پلپلاسی(palpalasi)=پرستو
کرک(karrak)=بلدرچين
کلنگ(keleng)=درنا
بستونی(bostouni)=طاووس    
بوم(boum)=بوف


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 16 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 6:51 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba
درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content