سیستان برای سومین بار...
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

رمضان نورا متولد۱/۶/۵۸
در بنجار از پدری کشاورز و مادری خانه دار فرزند آخر خانواده که تحصیلات ابتدایی را در شهر بنجار و در دبستان جابربن حیان تحصیلات راهنمایی را در مدرسه راهنمایی مالک اشتر بنجار و تحصیلات دبیرستان شهید حسینعلی صادقی بنجار گذراند . دوست داشت در رشته هنر دانشگاه دولتی  تهران قبول شودولی قبول نشد ،لذادفترچه اعزام به خدمت مقدس سربازی گرفت و در آموزش و پرورش به عنوان سرباز معلمی ثبت نام کرد به خدمت مقدس سرباز معلمی درآمد بعد از پایان سرباز معلمی هم با توجه به نیاز آموزش و پرورش در منطقه میرجاوه از توابع شهرستان زاهدان به استخدام آ.پ درآمد.در حین خدمت سرباز معلمی مدرک مهندسی ذهن در هیپنوتیزم (nlp) گرفت و کار هنری  شعبده بازی و هیپنوتیزم را به صورت حرفه ای دنبال و به عضویت بین المللی شعبده بازان ایران در آمد .غیر از مدرک مهندسی ذهن مدرک گرافیک از دانشگاه علمی کاربردی گرفت و با توجه به اینکه مدتی هم در روستاهای دورافتاده عشایری از توابع زاهدان خدمت می کردو مجبور به بیتوته بود در اوقات فراغت به خلق آثار هنری پرداخت که تا کنون موفق به تایید ۲۶ اثر در کتاب گینس شده  و  چند اثر دیگر هم در نوبت ثبت دارد


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 14 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 11:3 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

ظرف سفالین شهر سوخته و نقش بز متحرک بر روی آن اولین ایستگاه بازدید خانم پارک گئون هی رئیس جمهور کره در موزه ملی ایران.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 14 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 10:58 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

چش پوتیکه(chash potika) یک بازی سرگرم کننده است که در گذشته در سیستان انجام میشده است...
این بازی امروزه انجام نمیشود و تنها چیزی که از آن باقیست،خاطرات این بازیست که فقط در ذهن تعدادی از سالخوردگان سیستانی به جای مانده است...
این بازی به تازگی در یک مراسم عروسی در روستای اسماعیل آباد شهرستان گالیکش در استان گلستان انجام شده است...
روش این بازی اینگونه است:
در این بازی دو نفر از جوانان یا نو جوانان تیز هوش انتخاب شده و یک پارچه ی نیم متری به هر یک داده می شود...
سپس داور چشمان دو حریف را بسته تا چیزی را نبینند،و برای اطمینان با اشارات دست از آنها میپرسد آیا میبینی.؟
و پس از اطمینان از ندیدن بازی را آغاز میکند...
این دو حریف را در یک دایره حدودن به شعاع 10متر رها کرده،داور کمربندی چرمی را به زمین میکوبد و سپس به گوشه ای پرتاب میکند...
سپس هر دو نفر به جستجو ی کمربند میپردازند...
هر کدام از حریفان که کمربند را یافت به حریف می گوید:اگجه یی.؟
(یعنی کجایی.؟)
سپس حریف میگوید:اینجائو...
(یعنی اینجایم)
و سریع جایش را تغییر میدهد...
کسی که کمربند را در دست دارد باید حریف را پیدا کند و با کمربند او را بزند...
و حریف سعی کند کمربند را از او بگیرد...
در یک زمان محدود یک دقیقه ای هر کدام که توانست کمربند را نگه دارد برنده این بازی است...
به گفته ی یکی از بزرگان:در زمانهای گذشته این بازی نوعی تمرین برای زمان جنگ بوده تا اگر کسی در حین نبرد چشمانش را از دست داد بتواند به جنگ ادامه بدهد یا از خود دفاع کند...


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 14 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 1:1 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

دوتاکفتر بوده در تاق ایوو

du taa kaftar bude dar taaghe ivo

یکه در خونه و یک در بیابو

yake dar khona vo yak dar biabo
خدایا جفت ما را تاق کردی

khodaya jofte maa raa taagh kardi
دل منه تا قیامت داغ کردی

dele mna taa ghiyaamat daagh kardi
1-ایوو:ایوان
2-بیابو:بیابان
3-تاق:فرد،لنگ،غیرجفت


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 14 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 1:0 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

نام بازی : چون این بازی مختص منطقه سیستان است نام دیگری ندارد. ولی من نام بازی را به فارسی می گذارم  :  خط روی دیوار
تعداد بازیکنان : 5 تا 10 نفر
زمان بازی : 10 تا 20 دقیقه
سن بازیکنان : همه ی گروه های سنی
ابزار لازم : ندارد
محوطه بازی : داخل روستا
اهداف بازی : سرعت عمل در پیدا کردن خط ها – تقویت قوای جسمانی – افزایش قدرت بینایی و دقت – تمرکز بالا – همکاری و هماهنگی بین گروه و ...... 
شرح بازی :
در این بازی ابتدا دو گروه 5 نفره تشکیل می دهیم و سپس قرعه کشی بین دو گروه انجام می شود و هر گروه که برنده قرعه شد در کوچه ها و محلی که از قبل مشخص شده در روستا بر روی دیوار های کاهگلی نه دیوار سیمانی یا نوع دیگر ( فقط دیوار کاهگلی ) و یا روی زمین خط هایی را با چوب می کشند و بر می گردند البته یک نفر هم به عنوان  داور محل خطها و تعداد آنها  را  یادداشت می کند که بعد گروهی به قول معروف تقلب نکند ، سپس گروه دیگر با دستور داور دنبال خطها می گردند و اگر خطها را پیدا کردند با صدای بلند اعلام می کنند و با صدای بلند می گویند : السور کوره  ، منظور این است که خطهایی که شما کشیده اید ما پیدا کردیم .
داور هم بررسی می کند و اگر خطها تعداد و محلشان درست بود آن تیم برنده اعلام می شود و سپس گروه دیگر جایش را با آنها عوض می کند و بازی به همین صورت ادامه می یابد تا زمانی که یک گروه تعداد خط بیشتری را خط زده باشد و برنده معرفی می شود .
از این نوع بازی ها در گذشته بسیار بوده و انجام می شده و به دلیل نبود تلویزیون و سرگرمی های امروزی ، مردم برای پرکردن اوقات فراغت خود و فرزندان شان ، پس از کار روزانه و فعالیت در مزرعه در محل هایی مثل میدان مرکزی روستا و یا زمین های صاف و هموار در کنار روستا ، زن و مرد و دختران و پسران روستایی دور هم جمع می شدند و شروع به بازی می کردند.  منبع:وب سایت سیستان ورزش


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 12 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 10:48 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

وضعیت اسفبار سرویسهای بهداشتیِ بسته و محل استراحت و ریختن زباله در قسمتهای مختلف مجتمع تفریحی چاه نیمه حتی در کنار تندیسهای موجود در محوطه توجه بیشتر افرادمتولی را می طلبد. قابل ذکر است که تندیسهای موجود نیز هیچگونه شناسه و شناسنامه ای نداشته و برای بازدیدکنندگان بومی و میهمان، هیچگونه جذابیتی ندارند.

چه خوب بود که درورودی مجتمع،کیسه زباله در اختیار مردم قرار می گرفت و مبلغی نیزبعنوان ورودی جهت حفظ ونگهداری اخذمی شد وبرگرداندن پلاستیک زباله به نگهبانی قانون می شد.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 10 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 9:54 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

ياده ديروزه ده مه بخیرچه آ دمایه دشتک
 
چه ابادی چه دله خوش چه باغه سوزمگه خشکسالی بشتک

مردم اگه مال کم دشته

سفره اشوپرازبرکتواعتقادبو

همش نووه ره پره او بو

زمینه سوزازگندموجوبو

دسشومشغوله کاروغمه دلشوخوبو

یکه ماله ره جاله میکه

یکه سرگرمه دوختن گوبو

بویه پختن نون تفدووقته مپیچی ده ره کوچه خاکی چه حاله دشتک

ياده کلوچه بورکوتجگیه دمه عیدبخیر

کوخواجه وبی بی دوست قول قوله بو

نووه ره پره ازماهیوول وه له بو

اوه قديمه همچي رنگ زندگی دشتک

درده نبودله پیرمه جووبو

صوبه همه خه صداخروسو پومه شده

همه ساده دل بوده وبرابرهم اوه مه شده

مرگوزنده دهه مه سره زبونه بو

گازوفره ندشته غذاشوروکوته ماله همه بو

خونه ک گلی پرازلطفوصفابودرشوبسته نبو

مسه حاله ک اشته همه ازسنگواجر

کسه کم دلوخسته نبو

خلاصه همچي پرازلطفوصفایاده خدابو

ياده دی روزه دهه مه بخیر ک هرچي بو بهترین حالو هوابو

نویسنده: صادق ستاری (روستای ارباب)


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 9 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 9:12 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

گل و خاک و خِشت  زابل ، سخنی هزار دارد - به یقین که این ولایت ، نسب از بهار دارد - بنگر که نام زابل ، شده آشیان به خوبان - که جمال و حسن ایشان ، خبر از نگار دارد -  به خدا که سیل و طوفان ، شده  شرمسار ایشان  - به یقین طلای آنان ، زر صد عیار دارد - به حریم پاک مولا ، دلشان تپیده هر دم  - که ز فعلشان ولایت ، گل یادگار دارد - همه جا به کل عالم ،  شده سب ،  اداء به حیدر - بجز از دیار رستم ، که سر از هزار دارد - چه تمدنی به پا شد ، به تو ای سرای یزدان - که به شرق و غرب عالم ، همه جا وقار دارد - همه دانش و شجاعت ، همه ریشه و اصالت - همه میوه و ثمر را ، شجرت به بار دارد - به فدای مردمانت ، به فدای عاشقانت - به فدای آنکه بر تو ، دل غصه دار دارد - (بُورک )تو یادگاری ،( کُلَک ) تو صد هزاری - همه دم زمین و باغت ، سخن از انار دارد - تو دیار عارفانی ، تو زمین و آسمانی - نفس و وجود ، قاسم به رهت قرار دارد                

سروده : بختیاری سیستانی


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 5 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 11:30 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

 اندکی تند تر بیا...

اینجا هوا پر از گرد و خاک  ندیدن توست... 

 نفسهایم به شماره افتاده اند ...

چشمهایم دلواپس ندیدن تواند......

 بیا که ببینمت

تاعمری باقیست وبغضی درگلو...


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 5 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 11:2 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

ايشان دربهار1319 (ه. ش) فرزند سردارمردم پرست و خدمتگذار (سردار حاجي خان پردلي) درسكوهه سيستان بدنيا آمد. دوران ابتدايي را در سكوهه گذراند و دوران دبيرستان را دررشته رياضيات از دبيرستان مهران زاهدان در سال 1339 كسب نمود. پس از آن وارد نظام وظيفه گرديد. در سال 1348 وارد دانشگاه تهران شد و از دانشگاه ابوريحان بيروني به اخذ دانشنامه ليسانس در رشته مديريت موفق گرديد. وي رئيس سپاه دانش زابل شد و تا سمت مدير كلّي در سيستان و بلوچستان پيش رفت. نامبرده پس از 33 سال خدمت همراه با توانايي، اخلاص و خداشناسي در سال 1374 بازنشست گرديد و در سن 60 سالگي در ديماه 1379 در سيستان به ديدار آشناي جاودان شتافت.از كودكي طبع، قريحه و استعداد خداوندي شاعري در وي وجود داشت. اكثر اشعار وي ملي و مردمي است.در انواع سبك هاي شعري به شعرسرايي مي پرداخت. اغلب اشعار وي قصيده و غزل مي باشد.نامبرده به زبان انگليسي تسلط و همچنين تكلّم مي نمود و به اكثر علوم تبحر ، تدبّر و نمونه  بود.اينك يك قطعه شعرجهت دفاع از مردم مظلوم و محروم از استاد، از افق نگاه و انديشه تان ميگذرد.

«شکم گرسنه»

شکم گرسنه و تن لخت و جسم لرزان است

خدای را به که گویم که سخت میدان است

رجال دین همه ایمان طلب کنند از ما

شکم چو گشت تهی بیفروغ ایمان است

نرفت موش بسوراخ و جارویش بستند

سزای موش بود یا قصور انبان است

غذا و پوشش و مسکن سه اصل زیستن است

که این سه اصل مسلّم برای انسان است

چو این مرام تحقق پذیرد اندر مُلک

قلوب تک تک ملت بزیر فرمان است

ظهور مهدی موعود (عج) از خدا خواهم

چنانچه رأی خداوندگار سبحان است

رسد به سمع بزرگان چکامة پردل

و یا که بردن زیره به شهر کرمان است


ارسال شده در تاریخ : شنبه 4 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 10:26 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

باز هم دَمِ خدا گرم....
سلام.
امروز به یاد بیست سال پیش، به دامان مادر طبیعت سیستان پناه بردم. هوا به شدت مرطوب و دلپذیر و جدید و عجیب... از هرجایی که خاک و آب دست به دست هم داده بودند، از دیوار و زمین و تپه ماهور تا کنار جاده و داخل آسفالت و هرجا که نظر بیننده جلب می شد، علفی و سبزه ای سربرآورده بود.
یادم آمد روزهای نگران کننده و پرتنش و پراسترس را که نشستیم و برنامه ریزی کردیم و بحث کردیم که هامون را چه کنیم. و یادم آمد که به یکی از عزیزان کارگاه هامون عرض کرده بودم که ابتدا بگذارید آبی به هامون بیاید، ابتدا آبی برای هامون بگیرید، بعدا مادرِ هامون و خدای هامون که زنده است و ناظر... ؛ به کمکش خواهد آمد و هامون دوباره به سیستان لبخند خواهد زد.
در عجب بودم و هستم از عزیزان همسایه که از یک طرف گلوی هیرمند را با سد و بندهای مختلف فشار می دهند و از طرفی هنگام وقوع سیلاب امید به تخلیه ی سریع سیلاب از طریق هامون دارند.
و خوشحالم از اینکه ثابت شد تا خدای متعال نخواهد و تا لطف مادر طبیعت شامل حالْ نشود من و تقی و نقی چکاره ایم که مدعی رساندن و نرساندن آب و احیای هامون باشیم؟؟؟
ما همینکه قدرت خود را در پیش بینی و پیش آگاهی سیلاب نشان داده و قبل از سال، انهار را لایروبی کنیم بزرگترین شکرگزاری و اقدام درجهت احیا و نجات هامون برداشته ایم. هامون از شما هیچ چیز دیگری نمی خواهد. (کاری که افراد قدیمی و بیسواد، قبلا می کردند و ما امروز با این همه امکانات نرم افزاری و سخت افزاری، و علیرغم هشدارهای فراوان، چیزی از طرف بزرگان مسئول نمی بینیم و همیشه بعد از وقوع سیلاب، برسرزنان فکر چاره می افتیم. مصداق مستند آن، جلسه ی فوق العاده برای سیلاب، که در اسفند ۹۲ تشکیل شد و هیچ اقدام عملی صورت نگرفت و شاید به جرات بتوان گفت که حداقل نیمی از ۳ میلیارد متر مکعب آب ورودی در بهار ۹۳ به سیستان به همین خاطر به هدر رفت. منبع: آرشیو صفحه ی فیسبوکی سیستان فراموش شده)
آقایان مسئول...
این حرفها را صدها و هزاران بار گفته ایم.
این بار هم دَمِ خودِ خدا گرم... که امید و نشاط و زندگی را برای این مردم به ارمغان فرستاد و منّت را بر من و شما تمام کرد.
امید که تلاشهای شما در گرفتن حق آبه ی هامون و برنامه ی مدون لایروبی سالانه ی انهار منتهی به هامون ... فقط و فقط همین... مثمر ثمر بوده و همان مقدار آبی که باید، در رگهای هیرمند جریان یابد و هامون، خوان نعمات گسترده و بی منّتش را دوباره در پیش پای این مردم صبور و رنجدیده بگستراند.
ان شاءالله...
یاحق.
حمید عباسی مقدم


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 29 فروردين 1395برچسب:, :: 8:48 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

حجت السلام و المسلمین خدری:

مردم سیستان باید برای مشکلات خود مطالبه گر باشند تا به حقشان برسند ، ولی متاسفانه نه جوان ما مطالبه گر است و نه نخبه ما.


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 15 فروردين 1395برچسب:, :: 12:52 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

برما سالی گذشت وبرزمین گردشی وبر روزگارحکایتی...

امیدکه کهنه رفته باشدبه نیکی واین نوآیدبه شادی...لحظه هایتان شاد

آغازسال1395شمسی-2575ایرانی-7038آریایی-3754زرتشتی و1249سیستانی مبارک


ارسال شده در تاریخ : جمعه 28 اسفند 1394برچسب:, :: 10:59 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba
درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content