طوفان های اهواز ییلاق مردم سیستان است
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

پروفسور پرویز کردوانی پدر علم کویر شناسی ایران و چهره ماندگار علمی کشور با بیان اینکه باید کاری کرد که باد بوزد ولی گرد و غباری سمت مردم به وجود نیاورد.
وی با اشاره به طوفان های اخیر اهواز بیان کرد: طوفان های اهواز قابل مقایسه با طوفان های زابل نیست سرعت طوفان های زابل 148 کیلومتر بر ساعت است و میزان شدت باد به حدی است که شب های طوفانی برخی خارج از خانه می خوابند چون شدت باد به حدی است که ممکن است درب خانه با خاک پلمپ شود و باز نشود لذا اگر یک سیستانی در طوفان های امروز اهواز به این شهر برود تصور می کند اینجا ییلاقی و خوش آب و هوا است.

وی بیان کرد: باد های منطقه سیستان از سمت اقیانوس هند حرکت می کند در کوه های هیمالایا تقویت و وارد دره حرا و از آنجا وارد شمال شرق منطقه تایباد ایران می شوداز نزدیکی های نرسیده به بیرجند تغییر مسیر می دهدو در حسین آباد و نهبندان شدید می شود و سپس به منطقه سیستان می رسد.

پرفسور کردوانی تصریح کرد: باد های 120 روزه زابل در گذشته که دریاچه هامون آب داشت نعمت بود، چرا که زمین زابل از گرانیت است و قابلیت نفوذ آب وجود ندارد در گذشته در طول زمستان که بارندگی می شد آب ها بر روی زمین می ماند این باد ها باعث می شد زمین ها خشک شود و کشاورزان بتوانند به راحتی کشاورزی نمایند.
وی ادامه داد: همچنین در تابستان که دمای هوا بالای 50 درجه بود مردم سیستان بادگیر های کوتاه و خارخانه درست می کردند و تابستان های خنکی داشتند اما امروزه به دلیل خشکی دریاچه هامون این باد مایه بدبختی مردم سیستان شده است.
چهره ماندگار علمی کشور با بیان اینکه مالت پاشی اثری ندارد، اضافه کرد: مسئولین باید از نهبندان جایی که باد شدت می گیرد و زمین را می کَند سنگریزه درشت به اندازه یک پرتقال یا سیب کوچ بریزند تا باد نتواند آن را جدا نماید و از آنجایی که در این منطقه بارندگی 100 میلی متر است  تخم گیاه علف سودان گراس بپاشند تا دیگر نه باد های شدید آن ها را جدا کند نه بارندگی های شدید فرسایشی ایجاد نماید و منطقه توریستی زیبایی نیز به نمایش بگذارد.


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 30 بهمن 1393برچسب:, :: 1:31 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

سیستان ای ملک مردان خدا

خاک پاکت پروریده مردها

خانه ای دارالولایه نام تو 

دار ویرانیست بر حلقوم تو!

شاید این جرم ولایی بودنست 

هرکه این بوده، سزایش رفتنست

هرکه آمد تیشه بر فرق تو زد 

با تبر بر ریشهء تو ضربه زد

درد بدتر از همه تفریق ماست 

بی هویت گشتن افراد ماست

هر که سر دارد کنون او سرور است

درد ما سرهای پوچ و خودسر است

سرور ما کیست تا خدمت کند؟ 

مردمش را متحد باهم کند؟

هان “رئیس القوم خادمهم” بود 

گفت معصوم، تا که این یادت بود

هر که خواهد سرور قومی شود

خدمت خالص کند تا می شود

هرکه اخلاصش بود بیش از همه 

جایگاه اوست در قلب همه

مثل میرحسینی در اخلاص کوش

یا چو لک زایی لباس عشق پوش

عشق وإخلاص فراوان لازم است

سیستان مدیون مرد لایق است

هر که نالایق به روی مسند است 

خائن است ودفع خائن خدمت است

ای خدا ای خالق و معبودمان 

خسته ایم از بعض مسؤولانمان

رحم کن بر مردمان خوبمان 

آب و آبادی بیاور بهرمان

گرچه شعر اصغری بس ناقص است 

بر دو چشمش جای پای مخلص است

محمد اصغری حسامیه


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 بهمن 1393برچسب:, :: 4:15 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba


پس سر مه، مدرنیته

پش رو مه، مختؤ

مه نو کلوک ترنگون مه


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 بهمن 1393برچسب:, :: 4:12 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

مردمانی که درکنارتالاب هامون سیستان زندگی می کردندعبارت بودنداز:

1-ماهیگیران: و خانواه هایشان که با صید ماهی و فروش آن امرار معاش می کردند.

2-طبقه «ته یاف Tayaf» آنها طبقه ای بودند که ماهیها را از صیادان می خریدند و در شهرها و روستاهای سیستان می فروختند.

3-شکارچیان: این دسته شغلشان شکار و صید مرغان دریایی بود که مرغها را شکار می کردند و شب ها پر مرغان را در می آوردند و صبح مرغها را یا به طبقه ته یاف می فروختند یا اینکه خودشان وارد بازار می کردند. پر مرغان دریاچه را دلالان می خریدند و به دیگر شهرهای ایران صادر می کردند آقای ذوالفقار کرمانی که در زمان حکومت ناصرالدین شاه قاجار برای نقشه برداری به سیستان آمده بود در کتاب خود بنام جغرافیای نیمروز می نویسد: «که پر مرغان دریایی سیستان به اغلب شهرهای ایران صادر می شد و پوست سمور دریاچه در شهرهای بزرگ ایران به قیمت گزافی خرید و فروش می شد.» این شکارچیان همانند صیادان در گوشه و کنار نیزارها با خانواده هایشان زندگی می کردند.

4-گاوداران سیستان دو دسته بودند:
-دسته اول خانواده هایی بودند که در جزایر دریاچه در محلهایی بنام تختک زندگی می کردند. تختک تپه های طبیعی یا مصنوعی است که در میانه نیزارها واقع شده و تردد مردم به ساحل با قایق های بومی بنام «توتن» بود و هست. آنها هفته به هفته کره، روغن و کشک یک هفته ای که از شیرگاوهای خود تهیه کرده بودند را وارد بازار می کردند. و در فصل کشت یعنی در پائیز هر سال گاوداران با گاوهایشان اراضی را شخم می زدند و در موقع برداشت غله خرمن کوبی هم توسط همین گاوداران انجام می شد (البته در تمامی اراضی سیستان)

 -دسته دوم دامداران در حقیقت گاودارانی بودند که به غیر از گاو، گوسفند و بز هم داشتند و در روستاهای کنار دریاچه و نیزارها زندگی می کردند و اراضی نزدیک به دریاچه را هم کشت می کردند. گوشت اهالی سیستان و شهرهای شمالی یعنی خراسان تا سرخس و مرو و ماوراءالنهر از گاوهایی تامین می شد که هر سال هر نفر به اندازه قدرت مالی خود، گاو و گوساله را در دسته هایی بنام (گوجلاب) حداقل هر دسته ۵۰ راس را پیاده برای فروش به این نقاط می بردند که این گاوها همین گاو اصیل سیستانی بود.

 5-حصیربافان: خانواده هایی بودند که در حاشیه نیزارها زندگی می کردند. این خانواده ها روزها وارد نیزار می شدند و با بریدن نی های مخصوص نی را به ساحل می آوردند و حصیر می بافتند و بعد حصیرها را برای فروش وارد بازارهای شهر و روستاها می کردند از این حصیر برای فرش کردن کف اتاقها استفاده می شد.

6-سبد بافان: این خانوارها که کمی دورتر از نیزار زندگی می کردند (نزدیک جنگلهای گز حاشیه نیزار) شغلشان این بود که با زن و بچه وارد جنگلهای گز می شدند و ترکه های بلند گز را می بریدند و با آن سبدهای مختلف می بافتند. الف-سبد دردار برای حمل و نقل مرغ و جوجه (شول shool) ب-سبد برای قرار دادن سفره نان ج-بافت حصیر مانند از ترکه گز که طول و عرض آن زیاد و اغلب برای پوشش سقف و انبار گندم که دیواره خارجی آن را با حصیر می پوشاندند استفاده می شد. ح-سبدهای خورجین مانند که باغداران برای حمل میوه بخصوص انگور استفاده می کردند.

7-پرده بافان: که در حاشیه نیزار زندگی می کردند و زن و مرد و بچه روزها وارد نیزار می شدند و نی های بزرگ را می بریدند و به ساحل می بردند. پوست نی را می گرفتند و از همین نی پوست گرفته پرده های کوچک و بزرگ برای آویزان کردن جلوی در اتاق ها می بافتند. این پرده ها در بیشتر از ۶۰درصد شهرهای ایران به فروش می رفت که البته در شهرهای دیگر به غیر از آنکه جلوی در اتاقها آویزان می شد، داخل اتاقها هم بصورت تزئینی استفاده می کردند. به غیر از خانواده هایی که مستقیماً با نیزار و نی و دریاچه وابسته بودند هر روزه تعداد زیادی از مردم شهر و روستا برای خریدهای متفرقه از روغن و کشک و مرغ و ماهی گرفته تا گوساله به حاشیه نیزار می رفتند و خرید می کردند.امین ا...سرابندی


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 بهمن 1393برچسب:, :: 3:56 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

انگلیسی ها که همراه روسها و بلژیکی ها در سیستان مثل بقیه ایران حضور داشتند، وقتی به مقاومت مردم سیستان درسال1905میلادی در برابر خود روبرو شدند با آوردن پرندگانی از شبه قاره هند که آلوده به بیماری طاعون بودند و توزیع مجانی آن ها بین مردم سیستان شیوع طاعون در این خطه از ایران را اجرایی کردند.

توزیع این پرندگان زمینه ساز شیوع طاعون در میان مردم سیستانی شد که به سختی درد و رنج گرسنگی و خشکسالی را تحمل می کردند.بر اساس اسناد تاریخی حتی در آن زمان پس از شیوع طاعون، انگلیسی ها در برخی از مناطق شهر با برپایی کپرهایی بعنوان درمانگاه نه تنها مردم را مداوا نمی کردند بلکه آنان را زنده زنده می سوزاندند.

پس از انجام این عمل ننگین و اطلاع مردم از این جنایت، باعث شد تا سید رضامجتهد و  محمد تقی از روحانیت با نفوذ سیستان که در بنجار زابل اقامت داشتند دستور فتوای جهاد را بر علیه انگلیسی ها را صادر کنند.این جهاد باعث شد تا انگلیسی ها کنسولگری انگلستان را در سیستان ترک کنند و قبل از رسیدن توده مردمی به آنان، سیستان را ترک و جان سالم به در ببرند.این سال در میان مردم سیستان به سبب کشتار بی رحمانه به سال شوم معروف شد که امروزه با مرور تاریخ آن دل بسیاری از مردم غمگین و تنشان می لرزد.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 بهمن 1393برچسب:, :: 3:50 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

امروزه شهر چغانسور یک شهر بسیار کم جمعیت و دور از راه های اصلی بوده که از فاقد اهمیت تجاری و راهبردی میباشد. در چخانسور کمتر آثار تمدن جدید مشاهده شده و اکثریت مردم ساکن آن حتی برق ندارند. ذوالفقار کرمانی نویسنده کتاب جغرافعیای نمیروز در سال ۱۲۸۸ قمری چخانسور را چنین توصیف نموده است: سه قلعه در میان هم، قلعه سیم که ارک است روی تپه واقع شده، دور تپه هم قلعه دیگری در وسط ارک که خانه سردار ابراهیم خان می‌باشد برج بلند مستحکمی سه مرتبه. سردار ابراهیم خان در میان همان برج منزل دارد. حالت سردار ابراهیم خان این است که از مردم دوری می‌کند؛ تمام حکمرانی میان طایفه را زنش، مادر خانخان، می‌کند... از قرار مذکور قلعه اول چخنشور خیلی مستحکم است. قطر دیوار با خاکریزی که وصل به دیوار است بیست و پنج ذرع است. عرض شمالی چخنشور ۳-۸-۳۱، طول شرقی‌اش از دارالخلافه ۲۰-۲۳-۱۰. اطراف چخنشور در تمام صحرا نیزار و علامت مرداب است که از آب خوش‌رود مرداب بوده‌است.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 بهمن 1393برچسب:, :: 3:27 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

اینک این ویرانه ها

داستان از مردمان سر به گردون سای اینک خفته در انبوه خاک دارد

مردمان سر به گردون سای اینک خفته ای

کز غبار پایشان

تاریخ زپای افتاده است

گر که نامش بر دل آبی آب افسون شود

ور زنامش جز به سنگ اندر نماند هیچ

لیک

هر شکافی که به ایوان هاش بینی

یک زبان و صد زبان

داستان از مردمان سر به گردون سای اینک خفته در انبوه خاک دارد


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 بهمن 1393برچسب:, :: 1:40 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

قلعه چهل برج واقع در15کیلومتری شرق زرنج؛سرزمین فراموش شده ای که قلب دنیای سیستان دیروز بود ، نیمروزی که در امتداد تمدن دوره های مختلف بوده است . اگر گذرتان روزی به این دیار آباء واجدادی سیستان افتاد،خواهی نخواهی نظرتان به قلعه های باشکوهی که امروزه بصورت متروکه درآمده است جلب خواهدشد. بله این دیار عیاران سیستان است.دیاری که درآن فرخی سیستانی،ابوداود سجستانی وده ها دانشمند ، نویسنده و عالم بزرگ و...می زیسته اند. در این دیار زمانی پادشاهان بزرگی چرخه قدرت را به دست داشته اند و حتی اگر به تاریخ مراجعه نمائید می توانید زرنگه یا همین زرنج امروزی را به عنوان پایتخت ایران قدیم ببینیم . نیمروز با تاریخ 5000 ساله خویش همچون نگینی درخشیده است ، این سرزمین زمانی گدام اسیا نام داشته است چرا که زمین های کشاورزی آن با آب فراوان که از دل کوههای مرکزی افغانستان در بستر رود خانه هیرمند و از آنجا هم بوسیله کانال های خروشان آب که در آن زمان حیرت هر بیگانه ای که از آن دیار گذر می کرد را بر می انگیخت آبیاری میشدند . سیستم لوله کشی آب  2000 ساله از عجایب سیستان قدیم محسوب می شود ، شاید کمتر کسی باور کند که در آن زمان مردم نیمروز از شبکه آب رسانی زیرزمینی بهره مند بودند این شبکه بوسیله کندن کانال های باریک با خشت های پخته کار گذاری شده و بطور خط مستقیم از یک خانه به خانه دیگرارتباط داشته است البته این نکته را باید ذکر کرد که این امر شامل حال تمام ساکنان این سرزمین نبوده بلکه آنانی که در قلعه ها و حصار ها زندگی می کردند دارای چنین سیستم قدیمی آب رسانی بودند که شواهد عمده آن را در اطراف چهل برج میتوان دید. آنان از این سیستم لوله کشی قدیمی برای صرف آب آشامیدنی و دیگر امورات زندگی استفاده می کردند. قلعه هایی که از خشت خام ساخته شده و سر به فلک کشیده اند در بعضی حالات در دنیا  بی نظیرند. سکه ها و مجسمه های بدست آمده از اطراف این قلعه ها حاکی از تاریخ چند هزار ساله آنان است . موره های بودای قدیمی که از اطراف چهل برج پیدا شده اند نشان دهنده تاریخ ما قبل این قلعه است . مجسمه های برنزی و مسی با سر های پادشاهان اشکانی که از دل خاک های اطراف به دست آمده اند این امر را هویدا می سازد که اشکانیان در اینجا نیز میزیسته اند .مجسمه مومیایی بدست آمده با قدمت 3500 ساله آن که گفته میشد متعلق به دختر خشایار شاه ، شاه بزرگ هخامنشی بوده است که بصورت ماهرانه ای مومیایی گردیده و  در یکی از برج های این شهر بصورت عمودی جای داده شده بودازجمله این کشفیات است.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 بهمن 1393برچسب:, :: 1:9 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

پهنه ای دیگرازتمدن سیستان ؛ناحیه ی وسیع و آبادان در دوران آریاییان کهن، و اما ویران و سوزان در عصر کنونی دشت مارگوویامرغومی باشد.این سرزمین جای داردمورد پژوهشهای پیکرشناسی، کرونولوژی و باستان شناسی قرارگیرد. دشت مارگو دراستان نیمروز افغانستان امروزی قراردارد. این دشت در قرون قبل از اسلام به نام درنگیانا و در عهد ساکها به نام ساکستانابا استفاده از رود معروف هیرمند،سراسر سر سبز و شاداب و آبادان بوده ومدنیتهای درخشانی را از سر گذرانیده است. اما امروز به دشت سخت گذر و سوزانی مبدل شده است و از همین جاست که نام دشت مارگورا گرفته است، یعنی که دشت مارگو به معنای دشت مرگ است و بعضاًهم آن را دشت جهنم گفته اند، البته دشت مرغوبه روزگارپرازمرغان دریایی وزمینی دردوران شکوفایی وسرسبزی اش نیزمی تواندنام گرفته باشد.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 بهمن 1393برچسب:, :: 12:54 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

روستای کلوخی از توابع دهستان بنجار ، بخش مرکزی شهرستان زابل می باشد...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 بهمن 1393برچسب:, :: 11:39 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

 

بی گمان، نمی توان پذیرفت آحاد جامعه، به یک گونه بیندیشند و سخن واحدی بر زبان آورند. گروه های مختلف قومی؛مذهبی،نژادی،ورزشی،سیاسی و.. با فعال سازی شبکه های ارتباطی متعدد ازجمله تلویزیون وماهواره تلاش می کنند با بیان دیدگاه های خود، به نوعی ارتباط مستقیم خود را با مخاطبین خاص حفظ نمایند.

با توجه به بازتاب نیافتن دیدگاه های خاص وبومی اقوام در رسانه ملی،بسیاری از افراد بدنبال منبعی هستند تاازموضوعات مورد تمایل خوداطلاع پیدا کنند که به ویژه در روزهای خاص و همزمان با رخدادهای مهم ، از جریانات عقب نمانند.

هرچند این موضوع ساده اما بسیار مهم است، زیرا در خلأ اطلاع رسانی و روشنگری از طریق رسانه های داخلی، ممکن است به تدریج ذهن مخاطب بی طرف به سویی رود که به صلاح نباشد.

ناگفته نماند، گسترش شبکه های استانی تفکر بسیار ارزنده ای برای هویت بخشی بیشتر به خرده فرهنگ ها و قومیت های ایرانی و شنیدن صدای اقوام گوناگون کشور در رسانه بود که البته از همه ظرفیت ها آنگونه که باید استفاده نمی شود و از این روی، همچنان مباحث خواسته های قومی محقق نمی شود.
باید گفت، بزرگترین مشکل در این راه که باعث شده تا شبکه های استانی از آنچه برای ایشان پیش بینی شده بود، فاصله بگیرند، سیاستگذاری واحد برای این سی شبکه در مرکز رسانه ملی و کم توجهی به مقتضیات و شرایط خاص بومی هر منطقه است که جا دارد موردتوجه جدی مسئولین صداوسیماقرارگیرد.

در ایامی که گذشت شاهد سه رویداد مهم وتاریخی در سیستان کهن بودیم، که اگراین موضوعات دراصفهان ومشهدوتبریز ...بودصداوسیماجرات پخش نکردن آنهارانداشت لاکن همچون سایرموضوعات محلی سیستان؛این مسئله نیزمتاسفانه مورد بی مهری رسانه ملی و حتی استانی قرار گرفت .

برگزاری روز جهانی تالابها و اولین همایش شهید مطهری سیستانی و اولین همایش و بزرگداشت قیام ۱۹ بهمن سال ۱۳۳۰ مردم سیستان در مصلی المهدی این شهرستان به همت سپاه و با حضور چشمگیر مردم برگزار گردید که متاسفانه شبکه هامون تنها در حدچند ثانیه در اخبار شبانگاهی به این مهم پرداخت و موجبات ناراحتی و نگرانی بسیاری را فراهم آورد.

باتوجه به اینکه زبان رسمی شبکه هامون زبان فارسی است ودرضمن نیمی ازبرنامه هانیزمتعلق به قوم دیگربازبان آنها می باشدبرای زنده مانده لهجه شیرین سیستانی منشعب اززبان دری خواهشمنداست اقلاًیک شبکه سیمای محلی به منطقه سیستان اختصاص یابدکه کمی هم بالهجه خودمان وحوادث تاریخی مان که همواره موردغفلت ایرانیان بوده صفاکنیم.

ازآنجائیکه انتظاراستان شدن سیستان به هفت خوان رستم می ماندوبرای غلبه برآن تفکر،قدرت ودرایت رستمی رادوباره می طلبدچراکه از سیاست مداران کشوری آبی گرم نمی شود!!! نکندکه این آرزو راهم درفهرست محالات ذهنی گذاشته وباخودبه گورببریم!!!


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 بهمن 1393برچسب:, :: 11:31 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

رئیس فراکسیون احیای تالاب هامون با بیان اینکه کشور افغانستان درصدد ایجاد یک مسیر انحرافی برای جلوگیری از ورود آب به تالاب هامون است ، گفت: اقدام افغانستان در این زمینه غیر منطقی و برخلاف روابط بین الملل است که باید توسط وزارت خارجه جلوی این کار گرفته شود.

وپاسخ ظریف به این موضوع:


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 22 بهمن 1393برچسب:, :: 6:17 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

 آقا سید باقر ؛سیدی پاك سرشت و مؤمن و مردم دوست و صاحب كرامت بود این حكایت منقول از خود سید باقر به یكی از آشنایان سیستانی اش می باشد كه روزی به محفل جمعی از دراویش علی الهی درآمدم و پای صحبت مرشد نشستم چون مجلسبه آخر رسیددراویش یكایك پیش می رفتند و سر خویش را در برابر مرشد خم می نمودند و او ضربتی سخت با شمشیر برگردن آنان می كوفت و آنان را از این ضربت هیچ آسیبی نمی رسید.
 تا نوبت به من رسید در این موقع خویشتن را به مولا علی علیه السلام سپردم و ترسی بدل راه ندادم و ضربت بهمن كارگر نیافتاد و از آن پس عقیده ی من به مولا و سرورم دو صد چندان گردید.
 آقا سید باقر خویشتن را از سلاله امام موسی كاظم (ع)می دانست و به همین جهت ملقب به موسوی بود و در سیستان مورد احترام خاص و عام قرار داشت بطوریكه پس ار مرگ ایشان بسیاری از سیستانیها كه این مرد خدا و با كرامت را ملاقات كرده بودند " نذر جد سید باقر" از جمله صدقات جاریه آنها بود ودر حال حاضر نیز قبر این سید بزرگوار محل زیارت مومنین است.
 
   مقبره آقا سید باقر كه در جوار پارك یعقوب لیث زابل واقع شده است هم اكنون از طریق نذورا ت و صدقات مردمی در حال ساخت وساز جدید است و متولی امور این مقبره برعهده ی نوادگان و وراث او بوده كه زیر نظر اوقاف و امورخیریه اداره میشود.
 مقبره وی اینك جزو مزارهای معتبر شهر زابل و خاك آن متبرك و شفادهنده است و مردم برای رسیدن به  حاجات و آرزوهایشان همواره به نشانه ی امام هفتم شیعیان كه جد سید باقر شناخته میشود معمولا ارقام وبا معیارهای هفتگانه نذر می كنند.
 یكی از پسران سیدباقر یگانه دختر میر قاسم ترابی از سادات موسوی را به همسری دارد فرزندان اناث و ذكور سید باقر مورد احترام خاص مردم سیستان اند گفته میشود همسر خانم عالی (مهندس فرقانی) نماینده مردم سیستان در مجلس یكی از نوادگان دختری " سید باقر " میباشد.
 چنین حكایت می كنند آقاسید باقر در زمان حیاتش از محل كمكها و نذورات مردم جمع زیادی از مساكین سیستانی را تحت حمایت مادی داشته و خود نیز از درآمد روز مره خویش به اندك قناعت می كرد و مازاد آنرا به درماندگان می بخشید. روحش شاد باد.وبلاگ شهریارزاهدان

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 19 بهمن 1393برچسب:, :: 7:47 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

قیام مردم سیستان برعلیه حکومت پهلوی و خاندان خزیمه علم ۱۹ بهمن ۱۳۳۰ اتفاق افتاد و علت آن این بود که نسبت به انتخاب انتصابی امیرحسین خزیمۀ علم برای نمایندگی مجلس سیستان اعتراض داشتند. اکثریت قریب به اتفاق سیستانی‌ها خود نماینده‌ای منتخب به نام مرحوم آیت ا… میرزا ابراهیم شریفی را قبول داشتند...

 



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 19 بهمن 1393برچسب:, :: 7:32 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

خليج ثور دغال دهستان لوتك –گودال ثور دغالجاده  ترا قو به سكوهه– جاده تاريخي

آن زمان كه مسير اصلي هيرمند در رودخانه رامرود يا بيابان (تركو  = ترقو= تراقو ) جريان داشت.رودخانه شيله عملاُدنباله طبيعي رودخانه به حساب مي آمد يا اين تفاوت كه هاموني در وسط در ميان رودخانه رامرود و رودخانه شيله قرار داشته است كه قسمتهاي جنوبي هامون هيرمند و قسمتهاي شرقي هامون فعالي يعني گودال ثور دغال (سرخ دغال- سور دغال)دهستان لوتك را در بر مي گرفت.

رود رامرود (يا تراكوو بيابان)5يا6 انشعاب و مسير داشت كه از طريق آنها به درياچه هامون تخليه مي شده است.يكي از اين 6 مسير بسيار عميق كه از طرف جنوب دهستان لوتك به پوزه دغال سرخ وارد مي شد و کلاُ منطقه لوتك وتوابع  زير آب و غير قابل سكونت بود.

روي اين شاخه ششم رودخانه رامرود كه خيلي عميق بود در جنوب حوض دار   بند ماشي (سد مچي )قرار داشت كه اوقات سيلابي آب سرريز اين سد به خليج دغال سرخ (ثور دغال ) وارد مي شد ه است زماني كه رودخانه هيرمند در رودخانه بيابان (تراكو )- رامرود )جريان داشت مسير انتهايي شمالي آن» به خليج پوزه دغال سرخ (ثور دغال)وارد مي شده است كه متصل به درياي ورمال بوده و آب آن از طريق رودخانه شيله به گود زره مي ريخته است.

احتمال مي رود علاوه بر خليج ثور دغال (سور دغال )در اوقات طغيان رامرود ، منطقه ما بين حوضدار؛ كندر، رامرود نيز تبديل به درياچه موقت مي شده ،يا به علت فراواني آب مزبور براي مدتي غير قابل عبور مي گرديد.بنابراين براي حفظ ارتباط ،جاده اي از تر قون شروع واز دشت مزبور (دشتي كه سيلاب آن را فراگرفته بود)عبور كرده و به رأس خليج سور دغال مي رسيده است و يك انشعاب اين راه به شمال خليج سور دغال مي رفته و انشعاب ديگرش از دامنه مرتفع انتهاي غربي رودخانه سنا رود (رود خانه ما قبل تاريخ)به سكوهه مي رفته است اين جاده و انشعاب دومش كوتاهترين راه از ترقون به سكوهه بوده است.

مزيت ديگر راه ترقون به سكوهه اين بود كه در زمان طغيان رودخانه دلتاي رود بيابان(منطقه حوض دار،كندرو مچي و رامرود ) براي چندين روز حتي چندين هفته زير آب بود و غير قابل عبور و اين جاده مناطق تر قون ، حوض دار ، كندر، مچي ،  قلعه رستم و سكوهه را به هم پيوند مي داده است.بعد از تباهي سيستان و از بين رفتن بند رستم و هاونك كه آب هيرمند را به رامرود منتقل مي كرد دلتاي شمالي رودخانه هيرمند از آب  افتاد و از اهميت اين جاده(تراقو به سكوهه)كاسته شد. اين جاده قديمي امروز قابل تشخيص نيست ولي آن گذرگاهی  عمومي بود و در يكي دو جا علائمي از آن باقي مانده است .

اين علائم نشان مي دهد كه چگونه بايد از صخره هاي تشكيل دهنده دشت بالا و پائين رفت يكي از اين علائم سكوي كوچكي از خاك رس است كه وسط آن چوبي از گز را به صورت عمودي نصب كرده اند .....علائم مزبور را براي از بين بردن خط سقوط گذاشته اند زيرا بالا و پائين رفتن از صخره ها هميشه ايمن نبوده است .همچنين اين علائم نشان مي دهد كه چگونه بايد از ميسل ها عبور نمود ميسل هايي كه در داخل دشت مجراي خود را بريده و در جا هاي تنگ و تاريك و در دره هاي كم عرض عميق به داخل زمين به صورت ناگهاني فرو مي رفتند و نا پديد مي شدند.ژینوس


ارسال شده در تاریخ : جمعه 17 بهمن 1393برچسب:, :: 9:17 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

"دشتک"در ازمنه گذشته بر سر راه"سرخ گزی"به"ریگ آب"کدخدا آقا جان قورزایی،قرارداشته که مردمان دامدار ومسافران استان خراسان جنوبی،چون مردمان بندان ونهبندان وبیرجند وروستاهای اطراف این دوشهرستان را به شهرستان زابل که مهمتر وآبادترازآن دوبوده میرسانید.
چون این راه،ازسایر جاهای نیزاربلندتر وزودتر ازسایر مکان های آبی به هنگام تابستان ومرگ آب به وسیله ی تبخیر خشک میگردید،ازاهمیت فوق العاده ای برخورداربوده است.
اگرچه براثر ضرورت وسیلاب های شدید،دسته ای ازدامداران  طوایف قروتخوار،سنچولی و بزی به مدت کمی در دشتک زندگی میکرده اند اما به علت بعد نیزارها وکمبود مراتع برای چرای گاوها،ترجیح میدادندکه دربرنگ وجاهای دیگر اسکان یافته وزندگی کنند.
عامل دیگراهمیت دشتک آن است که سیم تلگراف وتلفن خراسان وسیستان از محل دشتک وراه معروف سرخگزی میگذشت ومأموران پست وتلگراف جهت نگهداری این خط دائما دراین منطقه تردد داشتند ودرنتیجه این محل وراه ،تامین اساسی داشته ودیگران نیز به طبع آنان ازاین محل وباخیال راحت رفت وآمد میکرده اند.
درجنوب شرقی دشتک محل های دیگری به نام شورود وسرشوری قرارداشت که که قسمتی از طوایف دامدار گاودار،به ضرورت دراین دومحل نیز میزیسته اندوازنیزارهای پشت کوه خواجه واطراف"سنگل"جهت چرای دام های خود استفاده میکرده اند وبه هنگام پاییز وزمستان به محل اصلی خود برمیگشته اند.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 17 بهمن 1393برچسب:, :: 9:10 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

یکی از طوایف سیستان ،طایفه کوچال می باشد. افراداین طایفه علاوه بر سیستان در استانهای خراسان جنوبی (خوانشرف،نهبندان،چاه دراز ،اسماعیل آباد،سهل آباد وبیرجند)استان خراسان رضوی واستان گلستان وتهران سکونت دارند.

طایفه کوچال در زمره عشایر قدیمی دیار سیستان سرافراز وایران با شکوه است واز دیر باز در تحولات مثبت (اقتصاد برپایه دامپروری از راه ایجاد اشتغال با حرفه دامداری ودامپروری وتولید گوشت در چرخه ورونق اقتصاد بدون وابسطه به دولت نقش غیر قابل انکاری داشته است .

 طایفه کوچال امروزه مشتمل از فرزندان سه برادر بنامهای لشکرخون،شهسوار ورستم می باشد که با پسوند (ی) کوچالی شناخته می شوند.آنطورکه از نام کوچال برمی آید.خواستگاه اولیه این طایفه در استان فارس وهسته اصلی آن همان تیره ممسنی بوده است اگر برخی کوچالی های ممسنی الاصل با گذشت روزگاران زاد وبوم خود را فراموش کرده باشند امری طبیعی است.

حافظه تاریخی برخی از ریش سفیدان کوچال به ویژه (حاج الله دادخان براهویی بزرگ وریش سفید فامیل براهویی مستقر در سفیدآبه که معتقد است تیره های براهویی،کوچال،جر،شهرکی،بزی وپودینه همگی ریشه درایل بزرگ ممسنی دارند)وخود رامنتسب به تیره ممسنی می دانند.

اولین بزرگ ومعتمد این طایفه در پنج نسل قبل کوچال بوده که آنقدر مورد اعتماد واعتبار بوده که اسم آن به عنوان فامیل زبانزد عام وخاص می گردد چرا که خود کوچال اسم شخص بوده یعنی پدر شهسوار ولشکر خون :بعد از کوچال بزرگی فامیل به نوه اش علی پسر شهسوار پسر کوچال می رسدکه در این دوران علی شهسوار با ارتباط هماهنگ وتنگاتنگی که با دایی اش زینل خان داشته امورات هر دوفامیل کوچال وسارانی مستقر در طویله خانه (اسلام آباد) را به بهترین وجه به پیش می برند. 

زینل خان که با حمایت مالی علی شهسوار ساپورت میشد از بزرگان وریش سفیدان طایفه کوچال وسارانی اسلام آباد ( طویله خانه سابق)است.ایشان اولین شخصی است که شال امیری را در این طایفه از حاکم سیستان وقائنات دریافت کرده است.

این خلعت توسط شوکت الملک به پاس قدردانی از زحمات زینل خان در پاسداری از مرز وبوم ایران به وی داده شده است.هم زمان با اهدای شال امیری به زینل خان ،روستای ده عیسی سفلی وده عیسی شهباز با زمین های اطراف نیز به وی واگذار شده است.

بعد از علی شهسوار برسر برگ این طایفه نام رادمردبزرگوارمرحوم  کدخداکربلایی غلام عباس کوچال می درخشد که با ایجاد اخوت وبرادری وجمع کردن تمامی تیره های کوچال زیر بیرق واحد طایفه کوچال روز به روز بر عظمت وشوکت فامیل افزوده می شدتا جاییکه هیچ کس به خود اجازه زور وجسارت ناحق به فامیل را نمی داد. 

کدخدای طایفه کوچال در حال حاضر کدخدا یوسف کوچالفرزند مرحوم کدخدا غلام عباس کوچال است که با زحمات بی شائبه خود هرروز به افتخارات طایفه کوچال می افزاید فامیل های اردونی،پسنده،ظریف نژاد،ژاله گیر ،بام شاد، پورور،گرامی نیا،صادقی نژاد،یوسفیان نیک،حائری نژادمنشعب شده از طایفه کوچال هستند طایفه کوچال دارای دو تیره اصلی بنامهای لشکرخون،شهسواراست از بزرگان وریش سفیدان این طایفه می توان آقایان جناب سروان کربلایی ملنگ ژاله گیر حاج ملنگ کوچال ،حاج رستم یوسفیان را نام برد.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 17 بهمن 1393برچسب:, :: 9:1 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

شناسايي دقيق ومعرفي فرهنگ قوميت ها ميتوانددر شكل گيري، انتقال وتوسعه فرهنگ ازيك جامعه به جامعه ديگر ويا ازنسلي به نسل ديگرتاثيرگذار باشد.جامعه شناسان بر اين عقيده اند كه اگر فرهنگ يك جامعه از پويايي و شايستگي لازم  برخوردار نباشدچه بسا كه بسياري از پيشرفتها ميسر نحواهد شد ونتيجه آن چالشهاي است كه موجبات شكاف وتعرضات قومي را فراهم مي كند

سطح سواد پايين  افراد جامعه  ويا هنجارهاي ضد توسغه  فرهنگي است كه خواسته  ويا ناخواسته افراد با باورهاي غلط به  ترويج  فرهنگ مي پردازند.شكل گيري قوميتهاي متفاوت با افكاري متناقض با ديگر قوميتها وانعكاس برداشتهاي غلط از فرهنگ  ، اداب ورسوم  وسنن گذشتتگان كه  بعضا" در جهت  تنوع در گفتگوها مطرح مي گردد ميتواند عملكرد گذشتگان را تحت تاثير قرار داده وچه بسا كه در مسيري غلط هدايت ونتيجه اي عكس قضيه را در پي داشته باشد . 

امروزه بادستاوردهاي نوين  و پيشرفتهاي تكنولوژي زمينه هاي مناسبي براي ترويج فرهنگ فراهم گرديده مجموعه هاي ساخته شده كه  با اهدافي مشخص طراحي و باتجمع افراد در اشكال وگروهاي خاص به  جهت  عدم  برخورداري از نظم خاص،فرهنگ،آداب ورسوم ،شيوه  زندگي يك قوم را با قدمتي چندين  هزار ساله در مسيري انحرافي قرار داده  درجاهاي نيز تيشه به  ريشه  فرهنگ مي زنند .

به  نظر "دان " هدف فرهنگي تكنولوژي درجوامع متفاوت اين است كه با آرزوها، سنتهاي اجتماعي،آداب ورسوم سازگارباشدتاازهم گسيختگي فرهنگي در شكلهاي متفاوت جلو گيري كند

فرهنگ سيستاني از جمله  فرهنگهاي است كه با وجود قوميتهاي بومي متفاوت از گذشته هاي با بسط صنايع،آداب ورسوم درنوع اجتماعي وزندگي اين  روزها دستخوش تغييراتي اساسي گرديده كه عامل اصلي آن شكل گيري همين مجموعه هاست كه به دليل بي توجه به  ارزشهاي فرهنگي گذشته گان تغييراتي را درنوع بيان وگفتار ناخواسته وبه جهت عدم آگاهي در پي داشته است.ناصرصیاد


ارسال شده در تاریخ : جمعه 17 بهمن 1393برچسب:, :: 8:52 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

دل، وه تنده؛

وه ره شتده سون تو،

خاکسارئ،

چئپی شه.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 17 بهمن 1393برچسب:, :: 8:50 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

پرورش يافته دامان پاك وزلال تو، زادگاهم توبودي وبهترين دوران كودكي ونوجواني ام با تو گذشت.

آیا مرا بیاد داری ؟وقتي چله زمستان از راه میرسید،سوزش تركهاي نيزارهاي تو آزارم  مي داد ومن با افتخار تحمل می کردم!

من سنگولت را رونگ خالمش ، ده زهرايي وكورق ملاحسين را خوب بياد دارم.هنوز هم زيبايی پرنده گان را برفراز نيزارهاي تو در خاطرم مجسم مي كنم  ،هنوز هم برفراز كوه خواجه هميشه سر فراز مي ايستم  ودر دور دستها تورا جستجو ميكنم

 هامون من؛دوستدارانت را از ياد برده اي!

هنوز پيرمردان صيادودامدار چشم انتظارت نشسته اند،چشم انتظاراينكه برگردي. هنوز گاوها وگوساله ها را ميبينم كه در نيزارهاي تو به چرا مشغولند

   

روزگاري محل تاخت وتاز توتنها بودي، چرای گاوها وگوساله ها وشكارگاه صيادان كه لابه لاي نيزارهايت به دنبال صيد بودند وامروز محل تاخت وتاز ماشينها

آنروزها زندگي دوستدارانت را تامين ميكردي وامروز هم هامون دوستت دارم وچشم به راهت نشسته ام تا دوباره تورا در اوج ببينم وبا افتخار كنار ساحل زيبايت بايستم وبا صداي بلند فرياد بزنم هامون من ، دوستت دارم

سنگول : قسمتي از درياچه هامون در غرب كوه خواجه كه از عمكيق ترين قسمت هامون در اين منطقه در زمان پرآبي است

رونگ  خالمش: محل عبور قايقها در لابلاي نيزارها كه به جهت عميق بودن آن به رونگ خالمش معروف گرديده

ده زهرايي : محلي جزيره ماننددر هامون به علت سكونت درآن همان ده يعني روستا ي زهرايي است

كورق : گودالهاي كوچك در هامون كه با نامهاي برخي افراد سرشناس وهاموني از آنها ياد ميشود.

چونگ : محلهاي عميق با وسعت بيشتر در هامون كه خالي از ني -ناصرصیاد


ارسال شده در تاریخ : جمعه 17 بهمن 1393برچسب:, :: 8:36 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

از قديم الايام زنان درسیستان داراي جايگاه ويژه اي بوده اند و چادر زن سيستاني كه هميشه همراه او بوده ، از حرمت ويژه اي برخوردار بوده است . در برخي موارد وقتي بين دو نفر ويا دوطایفه در گيري ايجاد مي شد و كار به جاهاي حساس مي كشيد كه از هر روشي براي فروكش كردن اين در گيري نا اميد مي شدند،خانمي پادر مياني مي كرد ودر ميان دو نفر ويا دو گرو قرار مي گرفت ويا اينكه چادر خود را در ميان اين دو گروه يا دونفر مي انداخت . به جهت قداست چادر ديگر هيچ يك از دو گروه جرات ويا حق گذشتن از چادر را نداشتند كه اگر اين كار از طرف هر گروه يا فرد صورت مي گرفت به حرمت شكني متهم مي شد . واين عمل از ادامه نزاع ودعوا جلو گيري مي كرد .
اميد آن است اين حرمت كه از باارزشترين رسوم است اين روزها هم در بين سيستانيان مد نظر قرار گيرد.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 17 بهمن 1393برچسب:, :: 8:23 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

گياهي است وحشي وتقريبا شبيه درخت انگور اما با برگهاي ريز و قدي كوتاه كه به نيم متر هم نمي رسد اين گياه در كناره هاي زمين كشاورزي مي رويد وميوه آن شبيه دانه هاي انگور است كه بصورت تك دانه وقرمز رنگ مي باشد . در گذشته اين گياه در اكثر زمينهاي كشاورزي سیستان رشد ونمو داشت اما بعد از خشكسالي چندين ساله بصورت محدود در برخي مكانها كه شرايط رشد مناسب دارد مي رويد . عكسهاي زير نمونه از اين گياه است كه ميوه آن هم قابل رويت ميباشد .
نام فارسی: تاجریزی- سگ انگور Solanum nigrum
نام محلی: انگور توره
قسمت های مورد استفاده گیاه: برگ و سرشاخه های گلدار- میوه

مصارف محلی: طبیعت سرد و خشک، قابض، برطرف کننده تشنگی، ازبین برنده ورمهای داخلی و مقعد، ضد التهاب، ضد باد سرخ، جهت ورم حلق و درد دندان بصورت ضماد مورد استفاده قرار می گیرد.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 17 بهمن 1393برچسب:, :: 8:18 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

شيرنك  نيز از انواع ديگر خوراكيهاي است  كه  تهيه آن در سيستان  مرسوم  بوده واستفاده  زيادي خصوصا" دربين  روستائيان  در فصلي خاص از سال دارد .
شيرنك  را از گندمي كه  دانه  آن پر شده است  يعني (پَلويی)كه  تقريبا"  شيرابه درون آن  خشك  شده است تهيه مي كنند.به  اين طريق كه گندم را در برابر آفتاب قرار داده  تا خشك  شود، سپس با دست  آس (آس دستي ) آرد مي كنند وتركيبي از بلغوروآرد به  دست  مي آيد بعد از آن  شيره هندوانه  يا خربزه را كه  قبلا" گرفته  وآماده كرده اند   را دريك  ديگ  باهم  مخلوط مي كنيم  تا آب هندوانه كاملا"  با آرد جذب گردد . پس از جذب كامل مجدداً: در برابر نور آفتاب فرار مي دهيم  تا خشك گردد . معجون  بدست  آمده بايد چند روزي از هم  جدا شده  وبازهم دررير نور خورشيد خشك  مي شودكه  در نهايت  بصورت نخودچي وريزه هاي برنج  در مي آيد .درزمستان  مقداري از اين  معجون به  جاي تنقلات  استفاده مي شد.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 17 بهمن 1393برچسب:, :: 8:14 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

اين خشكسالي هاي پي در پي مرا كشت

آري صداي اين شبان با ني مرا كشت

گرگ آمدست وگله راازنودريدست

بي گله ودشت وغزل هي هي مرا كشت

سجاده ها بي مي چرا رنگ سياه است

اين باغ انگور و شراب و مي مرا كشت

تعظيم اربابان گنبدهاي متروك

بالا نياوردم ولي اين قي مرا كشت

تسبيح تزوير وريا مي چرخد آري

  الله اكبرهاي پي درپي مرا كشت

 پاييز فصل شاعران فصل هبوط است

اما زمستان وتگرگ ودي مرا كشت

ماشاء ا...خلیلی


ارسال شده در تاریخ : جمعه 17 بهمن 1393برچسب:, :: 8:8 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

اگر از محور مواصلاتي زابل به شهرستان هيرمند گذر كرده باشيد در كيلومتر 15 اين جاده حوالي پل رنده در شمال وجنوب گسلي از تپه هاي به شكل ارگ وبرجك بهم پيوسته كه بقايايي اندكي از آنها باقي مانده در فاصله 100 تا 50 متربصورت موازي در يك محور وبصورت مستقيم به چشم ميخورد . كه از ميان دو ارگ ميرجمال وخان ملك ميگذرد . 
اين تپه ها متعلق به شهر پشيرو است كه از زاهدان كهنه آغاز وپس از گذر از مسيرهايي طولاني در مسير بي بي دوست ، برج اوقان ، رنده ، ادامه يافته و آخرين مسير آن به شندك ودرنهايت منطقه نيزارمي رسد .
قدمت اين شهر به قبل از پيدايش شهر سوخته مي رسد . كه بصورت موازي ودر يك خط مستقيم شهري وجود داشته بطوريكه اگر يك بزغاله از انتها بر روي بام برجكها قرار ميگرفته تا انتها در يك مسير به نيزار ميرسيده است.اكنون با توجه به وجود اين تپه ها در يك خط مستقيم كاملا" مشهود است وامري انكار ناپذير مبني بر وجود اين  شهر تاريخي مي باشد . 

 


ارسال شده در تاریخ : جمعه 17 بهمن 1393برچسب:, :: 8:2 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content