یعقوب لیث زابلی
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

یعقوب ليث،دلاور مرد سيستاني يكي از پادشاهان ايراني و از دودمان صفاري بود .صفاريان از دودمان هاي ايراني بودند كه فرمانروايي بخش هايي از ايران را برعهده داشتند و پايتخت آن ها شهر زرنگ(زابل)بود.يعقوب ليث با عشق آتشين به تجديد مجدو عظمت ايران بزرگ پرداخت و با آرزوي احداي زبان فارسي و هويت ايراني و ستيز با حاكميت ستمگرانه بيگانه و عيادي آن در سيستان قيام خود را آغاز نمود.يعقوب ليث را مردي با خرد و استوار توصيف كرده اند. او كوشش كرد خلافت عباسي را سر نگون كند وو حتي تا نزديكي بغداد نيز پيشرفت ولي روزگار به او امان نداد و در ماه شوال 265هجري قمري به بيماران قولنج مبتلا و سرانجام در جندي شاپور رخ در نقاب خاك كشيد.

 y' aqoub Leith the brave hero of sistan was an lranian king of saffari by-nasty. saffari kings were from Iranian families who ruleb parts of lran anb their capital city was zarang. Y' aqoub Leith intenbeb to revive the past gandeur of lran as persian language  and identity and therefore rose against the tyrannical rule of occupiers and their henchmen in sistan. He was a wise and determined man.he tried to topple Abbasid rule and progressed as far as Baghdad but he went down with severe cramps in 265 AH and finally died in gondi shaapoor


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 20 اسفند 1393برچسب:, :: 8:15 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

موسسه خیریه آبشار عاطفه ها زابل
 جهت برگزاری مراسم و اطعام  ایتام و نیازمندان ازکلیه خیرین و نوع دوستان دعوت به همکاری می نماید.
شماره کارت:6104337989114234
شماره حساب: 4744477090
بانک ملت بنام سازمان خیریه آبشار عاطفه ها واریز نمایید.
تلفن تماس:054-32228568
زابل:میدان امام حسین (ع) روبرو طالقانی4 کوچه بن بست ایران


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 19 اسفند 1393برچسب:, :: 10:4 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 19 اسفند 1393برچسب:, :: 9:49 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

چیده

كشته گر وه كل شه

امطو که چیده ره بدی

گراغکه خونه سوخته پور که


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 19 اسفند 1393برچسب:, :: 9:41 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

قلعه سه کوهه یکی از قلعه های معروف سیستان می باشد که در دوران افشاریه تا اواخر دوران ناصرالدین شاه قاجار آباد و معمور بوده و به عنوان آخرین کرسی نشین سیستان به ثبت رسیده است...


 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 19 اسفند 1393برچسب:, :: 9:30 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

حضور پرستوها پس از سرمای زمستان در اوایل اسفند ماه نشانگر اعتدال هوا در سیستان است، پرستوها در اوایل زمستان سیستان را ترک و به نقاط گرمسیر کوچ می‌کنند و در اسفند هر سال به سیستان بازمی‌گردند اما باد پنجکه در فاصله 24 تا 28 اسفندماه می‌وزد و اصولاً یک روز بیشتر طول نمی‌کشد.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 19 اسفند 1393برچسب:, :: 9:23 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

 


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 19 اسفند 1393برچسب:, :: 9:13 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

 در سیستان انواع خار وجود دارد كه در فصول چهارگانه سال و در زمین های مختلف می روید كه به تعدادی از آنها به شرح زیر اشاره می كنم:
 1- خار شتر: این نوع خار در اكثر اراضی سیستان مخصوصاٌ اراضی كه آماده كشت میشود یافت شده و چون این نوع خار بعنوان خوراك دام هم بحساب می آید معمولاً كشاورزان سیستانی این نوع خارها مخصوصا نوعیكه به بار نشسته باشد را برای زمستان گوسفندان واحشام جمع آوری و خیلی برای دامها مقوی است.
 2- خار زیر: این نوع خارها در كنار دیوار باغات سبز می كند و در بهار كاملا سبز میشود و دارای برگهای ریز گوشتی می باشند، خار زیر كاملا در هم تنیده رشد می كنند و در اواخر بهار نوعی میوه سیاه رنگ ریز و خوشمزه نیز تولید می كند كه با خوردن آنها زبان و دهان تا ساعتها رنگ مشكی بخود می گیرد.
 نام میوه این خار در گویش سیستانی ها " زیم بارك " {zimbarak} میباشد، كاربرد اصلی خار زیر در گذشته سیستان پس از درو و خشك شدن كار گذاشتن این نوع خار روی دیوارها و حصارهای اطراف منازل مردم روستائی بوده كه در برابر ورود افراد سارق ومزاحم قوی ترین حفاظ منازل به شمار می رفته است.
3- خار مغیلان: این نوع خار در بیابانهای بدون آب سیستان بسیار یافت میشود كه معمولا شتران از آنها برای تغذیه استفاده می كنند.
 4- خار چغك: این خار در اراضی كشاورزی بسیار یافت میشود و حتی در فصل تابستان میوه آن نیز كه شباهتی به خرما دارد می رسد ودر طب سنتی نیز موارد استفاده زیادی داشته و دارد.
 5- خار جعجك: خار زرد رنگی است كه بسیار خارهای ریز آزار دهنده دارد و به وفور در كنار نهرهای آب و حتی داخل یونجه ها و شبدرها كه به آب مداوم نیاز دارند یافت میشوند.
 6- خار گل مریم: این نوع خار كه در بهار گلهای بسیار زیبا دارد از جمله خوراك دامهاست و عمدتا در كنار جوها و نهرها و در باغات سبز میشوند.غلام محمد خلیلی

ارسال شده در تاریخ : شنبه 2 اسفند 1393برچسب:, :: 9:4 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

جغرافی نگاران این محل را غالباًدر نقشه ی سیستان به نام حصار تاق نشان داده اند که البته نام اصلی این ناحیه همین بوده است، زیرا این منطقه مساحتی در حدود (500) میل مربع را شامل می شود. وقتی شاهد مدنیت شکوهمندی بوده و حتی این منطقه در مجموع گدام غلهء شرق گفته میشده است. حصار تاق مانند اکثر شهر های قدیمی دارای سه قسمت بوده است: نخست ارک که دورادور آن حصار بیضوی کشیده شده بود و محل وصل به ارک از طریق پل متحرک روی خندق میسر می شده دوم شارستان که مساحت بیشتری راشامل می شده محل بودوباش ملاکان و اشراف بوده است و سوم  ربض که نسبت به شارستان بزرگتر بوده محل زیست برای دهقانان و پیشه وران و اهل کسبه و قشون را تشکیل میداده است. دوره عظمت حصار تاق در قرون قبل از میلاد بوده و در سده های 9 - 15 میلادی با وجود لشکر کشی های ویرانگرانه ی چنگیز تا جایی آبادان بوده است. تیمور در اثر زخم وارده در همین ناحیه لنگ شده وبه تیمور لنگ معروف گردیده است. البته هنگامیکه این شهر بزرگ به ویرانه مبدل گردید نام ساروتار(بیابان بی آب و علف و غیر قابل زیست )را به خود گرفت.


ارسال شده در تاریخ : شنبه 2 اسفند 1393برچسب:, :: 8:48 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba


ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 اسفند 1393برچسب:, :: 8:12 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

تنها کار دستی که هنوز در سیستان ادامه دارد، بافندگی می باشد. پارچه های پنبه ای نخ نما را که مردم مورد استفاده قرار می دهند، مردان می بافند. نویسندگان گذشته، حتی تا قرن دهم میلادی (قرن چهارم هجری) نیز خبر از وجود مراکزی می دهند که در آن مراکز مردان به کار بافندگی اشتغال داشتند. دکتر فوربس (Forbes) هم که به سال 1841 م (1220 ش) در سیستان کشته شد، متوجه وجود بافندگانی گردیده بود که کارشان شباعت به کار دستباف های امروزی اسکاتلند داشت. به نظر دکتر فوربس، هوش و معلومات سیاسی بافندگان سیستان قابل توجه بود، و به قول او: «روحیه مستقل و اخلاق خوش و سرزندگی آنها با اکثریت ایرانی ها تفاوت زیادی داشت». این توصیف، حتی امروز نیز در مورد بافندگان سیستان صادق است.
پروفسور جان فوربس نش یکی از سرشناس*ترین برندگان تاریخ جایزه نوبل محسوب میشود.
جرج پیترتیت، باستان شناس و مورخ انگلیسی (1905 م)

بافندگي يكي ار صنايع دستي مهم سيستانيان است . واز اهميت خاصي هم برخوردار است . در گذشته اي نچندان دور در اكثر خانواده هاي سيستاني دارهايي قالي بافي بر پاه بود و دختران سيستاني ساعتها به بافندگي مشغول بودند . قالي سيستاني به جهت مرغوبيت خاصش زبان زد عام وخاص است اين قاليها در عرض 1 متر وطول 2/5تا 3 متر بافته ميشد و وبه جهت ظرافت كار ، قابليت حمل راحت و وجود نقش ونگارهايي زيبا معروفيت داشت . در حال حاض به جهت پيشرفت علم وتكنولو ژي ودر اختيار قرار گرفتن ابزار بافت فرشهاي ماشيني اين صنعت دستي وارزشمند رو به فراموشي است و بصورت محدود آنهم با طرحهاي جديد كه از سوي شركتهايي تعاوني فرش ارائه ميشود تهيه ميگردد.
نكته قابل توجه در بافت قاليهايي سيستاني اينكه براي بافت اين قاليها از نخ پشم گوسفند كه توسط خود صنعت گران روستايي تهيه ميشد استفاده مسشد واين نخها در رنگهايي متفاوت ومورد نياز توسط خودشان رنگرزي ميشد و كاري كالا" دستي وبدون استفاده از هرگونه مواد شيميايي ويا غبر مرتبط بود .
نوع ديگر بافت روستايي در سيستان را گليم ميتوان نام برد . به اين نوع گليم در اصطلاح محلي (شالتوك) ميگفتند كه زير اندازي ساده بحساب مي آمد .
لوازم مورد نياز بافت اين شالتوكها از تكه هاي پارچه اضافي در خياطيها بود كه به هم گرده خورده وبصورت رج بافته ميشد . عرض اين شالتوكها هم يك متر وطول آن هم به 2 متر ميرسيد .


ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 اسفند 1393برچسب:, :: 8:8 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba


ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 اسفند 1393برچسب:, :: 8:6 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

شيله با مساحت 6525 هكتار از سال 1378 تحت حفاظت قرار گرفت منطقه اي است دشتي واقع درسيستان.داراي اقليم فرا خشك گرم كه در جنوب منطقه حفاظت شده هامون واقع شده است. از پوشش گياهي ضعيفي برخوردار است گونه هاي اصلي جانوري منطقه عبارتند از جبير،گربه وحشي،روباه معمولي،شغال،تشي،خرگوش،هوب ره،دراج،عقاب صحرايي،انواع سارگپه،دليجه،چكاوك هدهدي،چكاوك كاكلي،انواع گنجشك سانان .وجود جاده اصلي زابل زاهدان در شرق منطقه دسترسي به آن را آسان ساخته است .

رودخانه شیله که در این منطقه جاری است داراي ويژگيهاي منحصر به فردي است كه آن را از ديگر جريانهاي آبي سيستان متمايز ميکند. اين رود تنها رودخانه سيستان است كه با حفر دره اي عميق و عريض، مسير ثابتي دارد و تغيير مسيرهاي شناخته شده ديگر رودهاي سيستان در مورد آن صدق نمي كند. رودخانه شيله بر خلاف شيب توپوگرافيك زمين، از شمال غرب به جنوب شرق جريان دارد. از ديگر ويژگي هاي رودخان شيله اين است كه تنها رود خروجي سيستان به  شمار مي رود در حالي كه ديگر رودهاي سيستان، از حاشيه با بيرون منطقه به داخل حوضه آبريز سيستان مي ريزند. در طول بررسي باستان شناسي كه در سال 87 انجام گرفت محوطه هاي باستاني بسياري متعلق به دروان پيش از تاريخ، تاريخي و اسلامي شناسايي شده اند كه در زندگي تداوم و حتي تخريب آنها مستقيما به اين رود مربوط مي باشند. رودخانه شيله، زمان پر آبی در سيستان نقش ارزنده اي در ثبات زندگي و معيشت مردم منطقه دارد به گونه اي كه اين رودخانه تامين كننده آب منطقه است و حفظ و احياي زيست بوم هاي منطقه را بر عهده دارد.سنچولی


ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 اسفند 1393برچسب:, :: 8:0 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

خوشو خوشو که تره کتو میپوشو
گرخونشه ای مه تره بفروشو
نه مفروشه نه که بهای دارو
نه نه مه محمد خه ورخه نگه مدارو

-

لالا لالا گل پونه
به به تو رفته پی خونه
لالالالا گل گندم
بابه تو رفته پی مردم

لا لا لا لا گلم باشی ..
همیشه همدمم باشی

لا لا لا لا گل پونه

پسرم رفته در خونه


ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 اسفند 1393برچسب:, :: 7:46 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

الوکه، اشعاری است که از زبان پیران خوش قریحه در عروسی ها و جشن ها بصورت مولودی خوانده می شود این اشعار بیشتر مضامین مذهبی با سروده های سنگین عشقی، تاریخی سرچشمه می گیرد. این اشعار گاها بصورت گروهی توسط زنان و مردان سیستانی با همراهی دف و دایره و گاها به همراه دهل و ساز اجرا می شود. نمونه بارز آن می توان به سروده "دل زمهر حیدر" و یا "ره دوره دوره" اشاره نمود.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 اسفند 1393برچسب:, :: 7:43 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

يشتر شاعران پارسي نيز با احترام و حسرت واندوه از كيان وكيان زادگان ياد كرده اند. مانند:

رفتند کَيان و دين پرستان / ماندهست جهان به زيردستان. نظامي.
تاج کَيان بين كه کِيان مي نهند؟ / جاي کَيان را به کِيان ميدهند؟ خواجوی کرمانی.
کَيا ن زادگان با جوانان من / که هر يک چنان چون دل و جان من. دقيقي بلخي .
کجا آن يلان و کَيان جهان؟ / از انديشه دل دور کن تا توان.
کياني نژادا شَها سرورا / جهان شهريارا و گُندآورا.[1]
بپرسيد شان از نژاد کَيان / وز آن نامداران و فرخ گَوان
که تاج کیانی کند آرزو؟ / تفُو بر تو ای چرخ گردون تفُو فردوسي.

«کِريستِن سِن و گروهي ديگر به استناد اوستا و داستان هاي ملي وديني معتقدند که تاريخ کيانيان واقعي است و بر مبناي اساطيري استوار نيست. پادشاهان اين سلسله را به اين ترتيب آورده اند: 1 - کيقباد (کيغباد). 2 – کيکاوس بن کيقباد. 3 – کيخسروبن سياوش بن کيقباد. 4 – کي لهراسب بن کي وجي بن کيمنش بن کيقباد. 5 –گشتاسب بن لهراسب. 6 – بهمن بن اسفنديار بن گشتاسب. 7 – هماي، بنابه روايتي زن و به روايتي دختر بهمن که پس از وي بر تخت نشست.8 - داراب اول‚ پسر هماي. 9 - داراب دوم، وي با اسکندر جنگ ها کرده و شکست خورد و در نتيجه سلسله کياني از بين رفت.»[2]

1-گنداور يعني دلير و سلحشور(دهخدا)

2-دهخدا، لغت نامه، ذیل كيانيان،. برای توضیح تاریخ کیانیان به يشت ها تأليف پورداود ج 2صص 207- 288 و به تاریخ بلعمی و طبری و حمزه اصفهانی و مروج الذهب مسعودی و کامل ابن اثیر وآثار الباقیة ابوریحان بیرونی و... رجوع شود.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 اسفند 1393برچسب:, :: 7:27 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

كيان» را در فرهنگ آنندراج و نفیسی «جمع کَي» وبه معني پادشاهان بزرگ آورده است.
کَی « در اوستا، «کَوي» ياد شده. از گات ها (بخش قدیمه اوستا) برمي آيد که «کَوي» به معني پادشاه و امير و فرمانده است. در بند70 و71 زامياد يشت آمده است: « فرّ (شأن و شوكت) كياني را مي ستاييم. فرّي كه به کيقباد، کي اپيوه، کيکاوس، کي آرش، کي پَشين، کي بيارش، وبه کي سياوش تعلق داشت. و در بند 72 آمده: کيَانيان همه چالاک و پهلوان و پرهيزکار و بزرگ منش وچُست و بي باکند.»دکتر پورداود، يشت ها، ج2 ص346
تمام اوستا و شاهنامه ها از نام و نشان و تاریخ و داستان كيان وكيانيان پر است وحتي يكي از سوره هاي مهم اوستا (يشت19) بنام «كيان يشت» موسوم است. در این یشت نام تعداد زيادي از كيانيان ذكر شده است. در سورة ديگري از اوستا موسوم به «فروردين يشت» بيش از350 نفر از ناموران لشكري و كشوري كياني نام برده شده است.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 اسفند 1393برچسب:, :: 7:16 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

پولاد نام یکی از پهلوانان زابلی تبار در عهد کیان است. «پولاد نام پهلواني به روزگار کَي قباد و سيزدهمين جد «بختيار» جهان پهلوان بود در نسب نامة پهلوان بختيار بنام «بختيار نامه» ذكر شده که وی از فرزندان رستم است.»[1] بر اساس تاریخ سیستان: پولاد به یازده واسطه به رستم دستان میرسد و به دوازده واسطه به سام نریمان و به سیزده فاصله به کُورنگشاه زابل و به چهارده واسطه به گرشاسب آخرین پادشاه پیشدادی و پهلوان اسطوره ای زابل میرسد.[2]

[1] لغت نامه دهخدا، ذیل پولاد.
[2] در كتاب «تاريخ سيستان» چاپ بهار ذيل عنوان « نسبت بختيار الاسبهبد» نوشته: «بختيار بن شاه فيروز بن بزفرى [بُرزفرى، كه اصل لغت فريبرز باشد ] بن شير اوژن بن خدايكان بن فرخ به بن ماه خداى بن فيروز بن كرد آفرين [گودرز آفرين ] بن پهلوان بن اسپهبد بن مهر آزاد بن رستم ابن بولاد بن كان آزاد مرد بن رستم بن جهر آزاد بن نيرو سنج بن فرخ به بن داد آفرين ابن سام بن به آفريد بن هوشنگ بن فرامرز بن رستم الاكبر بن دستان بن سام بن نريمان بن كورنگ بن گرشاسب.» تاريخ ‏سيستان، چ بهار، ص8


ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 اسفند 1393برچسب:, :: 7:11 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

در سال 1385 کشف عجیبی در محوطه باستانی شهر سوخته سیستان باعث حیرت باستان شناسان شد.این اسکلت متعلق به خانمی 25 ساله بود که در قسمت حدقه چشم اسکلت،شی مدور چرمینی کشف شد که متشکل شده بود از سفیدی چشم و سیاهی ، همچنین مفتولهای طلایی بسیار ظریف، که نقش مویرگیهای چشمی را داشتند، و آن را «چشم مصنوعی» نام نهادن.در واقع چشم این خانم به عللی نامعلومی معیوب می شود و مردمان 5000 هزار سال پیش شهر سوخته بخاطر برگرداندن زیبایی ظاهریش برای بیمار،چشم مصنوعی ساختن و امروزه باعث شگفتی همگان به صورت عام و باستان شناسان به صورت خاصه گشتن، و انسان را به تفکر وا میدارد که مردمان آن سامان به چه سطحی از دانش و تمدن دست یازیدن که کارهایشان به علم پزشکی امروزین نزدیک شده بود. وباعث مباهات بشر کنونی و افتخار مردم ایران زمین باشند و من هم احساسات خود را به صورت گفتگوی نمادین با این اسکلت بیان می نمایم.
برخیز شهربانوی شهر سوخته! گونه هایت را از خاک برگیرو چشم بگشا،رستاخیزت فرا رسیده است دیگر تو محبوس دخمه تنگ و تاریک نیستی،برخیز چرا غنوده بر خاکی ، تو دیگر از اعماق تاریخ بر اوج افلاکی .
آفرین بر تمدن پاکت که پیکر نجیبت را نه سوزاندن ،نه به دریا انداختن نه غذایی لاشخورانش کردن ،بلکه به امید زندگی پس از مرگت تمام داروندارت را در دامن خاک نهادن تا باز حیات دگر یابی.تو میراث گران سنگ سرزمین مادریمان هستی، تو خود مام مهینی ،تو خارچشم دشمنان، چشم تنگی.حال می دانم ریشه هایمان بر چه فرهنگ و تمدنی استوار است و از چه فرهنگ ریشه داری ارتزاق می کند ولی خود نمی دانستم!
چه بگویم نمی دانم دستان کدام جراح،هنرمند ویا متفکر خالق چشمان حیرت انگیز تو بوده است کدام جراح و دانشمند بر جمجمه همشهری دیگرت در شهر سوخته طبابت کرده که افتخار اولین جراحی مغز نیز ازآن مردمان شماست، دستان چه هنرمندی بر کوزه های شهرتان نقش زده ، بزی و درختی بر آن ترسیم کرد و به آن جان بخشید و حال افتخار اولین انیمیشن به نام مردمان تو در اذهان جهان است.
پاک نژاده شهر سوخته، در شگفتم در مسیر جاده زابل- زاهدان که میرویم بر تابلوی نوشتن "شهر سوخته بهشت باستان شناسان"یعنی بعد از نابودی دیارتان و بعد از سوختن شهرتان آن را بهشت می خوانند؛در شگفتم زمانی که زندگی جریان داشت آنجا چه بهشتی بوده است! کشفیات شهرسوخته بیشتر به تخیل و قصه شبهات دارد ولی نه دراشتباهم!علم باستان شناسی تخیل نیست و با متد و روش علمی به پیش می رود پس تو نه داستانی ، نه قصه وتخیل. تو خود گویای خود هستید .حال می دانم سرزمین سیستان بستر چه تاریخ عظیمی بوده است و پهلوانی ها و حکایتهای زال ، سام و رستم دستان و صدها افتخار گذشته... اسطوره نیستند بلکه بخشی از تاریخ پر رمز آن دیارند

ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 اسفند 1393برچسب:, :: 1:34 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

خدا جو ملک سیستو ملک کنعو
هزارو یوسف از او بی رد و گمو
سر بازار گرگان سر وگوشو
که از یوسف کو ورسیستو ب رو نشونه

ترجمه:
خداجان ملک سیستان.ملک کنعان شد.

هزاران یوسف ازما بی رد گم شدند
دربازار گرگان سر گوش میسپارم..

که شاید از یوسف های سیستان نشانه ای بیابم........

خال کجک استاد دهبانی


ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 اسفند 1393برچسب:, :: 1:26 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

بنابه اعلام مدیرکل ثبت احوال استان پس ازنام فاطمه درمنطقه سیستان بیشترین انتخاب اسم ،نام یسنا برای دختران سیستانی بوده است.

یسنا ریشه زرتشتی واوستایی دارد وبه معنای ستایش است.

 عيار عشق در اين آب و خاك تا چند است؟
كدام خاك به هامون پاك مانند است؟
صبور باش كه سوشیانت منجی مي‌آيد
صبور باش كه پايان ماه
اسفند است


ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 اسفند 1393برچسب:, :: 9:32 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content