زاهدان کهنه
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

محوطه  زاهدان کهنه در 27 کيلومتري جنوب شرقي زابل  ودرشمال حوزه زهک سيستان واقع شده است . بقاياي  اين شهر از پنج بخش مجزا به نامهاي قلعه، ارگ اول، ارگ دوم،شارستان وربض تشکيل شده است ، غير از ربض  شهر که فاقد حصار است ، هريک از ديگر بخش هاي اين محوطه عظيم با حصاري قطور وبرج هاي مستحکم خشتي محصور شده اند. زاهدان کهنه يکي از بزرگترين شهرهاي ايران در سده هاي ميانه اسلامي است که فقط وسعت مجموعه قلعه، ارگ وشارستان  محصور آن معادل 325 هکتارمي رسد.

 نام اصلي اين محوطه باستاني،شهر سيستان بوده است وزاهدان نامي است که بعد از حمله امير تيمور گورکاني به خرابه هاي اين شهر تاريخي داده شده است. هنگامي که امير تيمور شهر سيستان را که دارالحکومه بوده است تصرف کرد، مطابق عادت خويش هنرمندان ، دانشمندان، صنعتگران، عرفا وزهاد رااز ديگر مردم جدا کرده وانهارا به جان امان داد، مشروط برانکه انها نيز به زادگاه او در سمرقند رفته، باقي عمر خويش را صرف خدمت به اباداني ان ناحيه بکنند. دراين بين چهل وچهارتن از عرفا وزهاد بزرگوار سيستان، ازاين بخشش مشروط تيمور استقبال نکردند ومردن درزادگاه خويش را به رفتن درسرزمين دشمن ترجيح دادند.
تيمور که اين جسارت وسرسختي راديد براشفت ودستورداد همه ان چهل وچهارتن را ازدم تيغ گذرانده ودريک گوردسته جمعي  دفن کنند.ازان پس تاکنون مردم سيستان به پاس احترامي که براي ان چهل وچهار پير قايل بودند نام اين شهررا که مدفن ان بزرگواران بود، زاهدان گذاشته اند.
 زاهدان کهنه يا شهر سيستان دراوايل قرن پنجم هجري قمري وپس از ان که شهر زرنگ اعتبار سياسي ونقش مرکزي خودرا ازدست داد بنياد نهاده شد وتا سده نهم هجري قمري نيز هم چنان وبدون وقفه دارالحکومه سيستان بوده است
اين شهر با حمله تيمور  گورگاني درسال 785 هجري قمري به شدت تخريب شد وسپس با حمله شاهرخ تيموري درسال 811 هجري قمري که با خرابي  سدهاي سيستان همراه بود، به تباهي کشيده شد وازان پس نيز براي هميشه دربستر تاريخ خفته ماند.



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 28 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 6:32 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 28 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 9:35 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

اوکاتی،اردونی،اشترک،آبيل،اربابي،ارجوني،اله دو،باراني، بامري ،بختياري، برخوردار ،بزي ،بخته ای،بولاغ،بندانی، پودينه، پیری،پنجکا،پهلوان ،تيلر،تاکر،جديدالاسلام، جر، جنگي، جان آبادی،جهان تيغ، چاري،چشک، حيدري،  خارکوهي، خدري، خمر،خاکسفیدی،خلیلی،دلارامي، دهمرده،دیوانه،دهباشی، راشکي، رامرودي،راز، ،راهداري، رخشاني، رئيسی،زور، ساراني،سرابندي، سرحدي، سرگزي، سرگلزايي،سنجراني ،سنچولي ،سندگل، سياسر، شهرکي ،شهرياري، شيبک، شيخ ،شیرزایی، صيادی، صوفی، صفرزایی،فراهي، قزاق،کلبعلي ،کمالي، کول،کده ای ،کوهکن،کياني، کریم کشته،کشانی،کته لوک،کيخا،گرگ،گزمه، گلوي، گنجعلي،گرگیچ،عودی،غلجه ای،قروتخوار،فارسی، لکزايي،مير ،ميرشکار، میرزایی،مرادقلی،ماککی،محمدقاسمی،ملاشاهی،نورا ،نوري،نورزایی،هادی،غورزایی


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 27 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 5:11 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

در ابران باستان هفت خاندان وجود داشتند که شهرت و حوزه ی نفوذشان بیشتر از دیگر خاندان ها بود که یکی از آن خاندان ها،خاندان سورن درسیستان بود که نفوذ این خاندان در عهد اشکانی به اوج خود رسید به طوری که بعد از خاندان سلطنتی دومین خاندان معروف آن زمان بود و شغل موروثیه این خاندان تاجگذاری پادشاهان بود و شرکت گسترده ای در مجلس مهستان داشتند و تعداد زیادی از سرداران دوره ی اشکانی از این خاندان بودند که معروفترین آنها سردار سورنا بود

سردارسورنا(۵۲-۸۲ پیش از میلاد) فرزند آرخش ( آرش ) و ماسیس است. بر پایه گفتهٔ پلوتارک «سورنا در دلیری و توانایی پیشروترین پارتی/ایرانی دوران خود بود.» و در جای دیگر گفته‌است : «سورنا بلندقدترین و خوش چهره ترین مرد زمان خود بود.»
سورنا سردار سیستانی معاصر اشک سیزدهم،ارد اول (قرن اول ق م.) وی از نظر نژاد و ثروت و شهرت پس از شاه رتبهٔ اول را داشت و بسبب نجابت خانوادگی در روز تاجگذاری پادشاه حق داشت که کمربند شاهی را بکمر پادشاه ببندد. سورنا ارد را به تخت نشانید و شهر سلوکیه را متصرف شد و اول کسی بود که بر دیوار شهر مذکور بر آمد و با دست خود اشخاصی را که مقاومت می‌کردند بزیر افکند. وی در این هنگام بیش از ۳۰ سال نداشت، بااین وجود به احتیاط و خردمندی شهره بود و بر اثر این صفات کراسوس سردار رومی را مغلوب کرد، چه نخست جسارت و تکبر کراسوس و یأسی که بر اثر بدبختیها سورنا را دست داده بود، به آسانی وی را در دامهایی افکند که سورنا برایش گسترده بود.
آری سورنا سردار دلیر سیستانی یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ ایران در زمان اشکانی است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان فرماندهی کرد و کراسوس که قصد داشت به مانند اسکندر،ایران را فتح کند، از سورنا، سردار ایرانی، شکست خورد و خود و اغلب سربازانش کشته شدند و رومی‌ها را که تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای اولین بار با شکستگی سخت و تاریخی روبرو ساخت.
سورنا و ویشکا دو بار جان فرهاد چهارم، پادشاه ایران را از ترور رومیان نجات دادند. که بار دوم به قیمت جانشان تمام شد و آنها به وسیله مزدوران رومی کشته شدند. قتل سورنا بدست ارد دوم ساخته و پرداخته تاریخ نویسان مغرضی همچون گیریشمن فرانسوی بوده و عاری از حقیقت می‌باشد،چرا که ارد دوم دو سال قبل از سورنا در انزوا و تنهایی مُرد .
آری این است سیستان و پهلوان پروری آن ،این خاک همواره در طول تاریخ نه تنها به ایران بلکه به جامعه ی بشری انسان هایی را معرفی کرده که با رفتارشان معنی واقعی انسانیت ، از خود گذشتگی ، وفای به عهد و هزاران صفت خوب را به انسان های سرتا سر تاریخ فهمانده اند.
آن جایی که سورنا از جان خود می گذرد تا نشان دهد سر تا سر زندگیش تنها خدمت به مردم کشورش است و هیچ چشم طمعی به تاج و تخت ندارد جانش را برای حفظ جان پادشاه در دستانش می گذارد و به استقبا ل مرگ می رود نمونه ی زیبای معنی کردن این صفات توسط این زاده ی سرزمین مردان مرد سیستان است.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 26 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 5:27 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba


ارسال شده در تاریخ : شنبه 23 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 7:59 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

مراسم عروس کشان يا «گرابرد» در سيستان بسيار جذاب و ديدنى است...




 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 21 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 7:57 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

شهید مطهری از چهره های برجسته دانشگاه و حوزه به دلیل تالیفات متعدد واشراف ایشان به مباحث مخـتلف همچـون دین ، فلسـفه ، تاریخ وسیـاست جزوچهره های شاخص عصر ما هستند .همراهی ایشان با انقلاب و تئوریهای جدیدی که در حوزه انقلاب عرضه کرد موجب شد تا آوازه و شهرت آن از فراسوی مرزها ی ایران نیز گذر کند .مرتضی مطهری فرزند شیخ محمد حسین نوه شیخ محمدعلی کیخااز معتمدین سیستان از ده کنگ پیران بخش پشت آب زابل ، یک قرن پیش از زابل به فریمان مهاجرت کرده اند.میل شیخ محمد علی کیخا به اقامت در جوار حضرت رضا (ع) و بهره مندی از حوزه علمیه مشهد و کشاورزی از دلایل عمده این سفر بوده است . علت تغییر فامیلی ایشان از کیخا به مطهری را برخی از افراد مطلع اینگونه ذکر می کنند . علامه طباطبایی به دلیل کثرت علاقه به مرتضی مطهری ، به وی می گوید : تومطهر در علم و مرتضی در عمل هستی . به همین دلیل مرتضی مطهری به پاس حرمت استاد و دلدادگی وی به علامه طباطبایی نام خانوادگی خود را از کیخا به مطهری تغییر می دهد.
حسين كيخا فرماندار سابق زابل به خبرنگار فارس در زاهدان گفت: اگرچه شخصيت‌هاي بزرگي از جمله شهيد مطهري متعلق به همه بشريت و مسلمانان هستنداما منطقه سيستان مفتخر است كه انديشمندان و علماومراجع بزرگي چون شهيد مطهري و آيت‌الله سيستاني منتسب به اين سرزمين مقدس هستند. وي افزود: امروز انديشه شهيد مطهري چراغ راه بسياري از اساتيد و دانشجويان علوم اسلامي و مردم آزاده جهان است و افتخار آن به همه مسلمانان جهان ومردم ايران باز مي‌گردد

.

بیوگرافی

استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان ميگشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديدرضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهد گرفته اند. ایشان در ساعت بيست و دو وبيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان وجنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 17 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 6:16 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

سیستان خاستگاه نخستین تمدنهای پیشرفته بشری وکانون اجتماعات شهرنشینی بوده است.شهرسوخته بزرگترین استقرارشهری درنیمه خاوری فلات ایران،نمونه ای منحصربه فردوبیانگرواقعی دانش،صنعت وفرهنگ گذشته دورسیستان است.شهرسوخته دارای فرهنگ خلاق وهوشمندبوده وبیش از5هزارسال دیرینگی درعصرمفرغ بوده است.شهری با4میلیاردماده فرهنگی که کاوش آن بافناوری امروزی450سال به طول می کشد.

این شهرمرکزثقل وپل ارتباط ومعبرکاروانهای تجاری تمدنهای بزرگ ماوراء النهر،بین النهرین،هندوچین بوده که بارهاویران ودوباره سازی شده است.

این پهنه باستانی درفاصله57کیلومتری جنوب زابل به بلندی12تا18متروبه وسعت5/2کیلومتربراساس عکسهای هوایی مساحت دارد.درمحوطه باستانی این منطقه باستان شناسان معروفی ازکشورهای مختلف به کارکاوش پرداخته اندکه بسیاری ازآثارمکشوفه به موزه های معروف اروپایی منتقل شده است.

باستان شناسان درزیرلایه های شورونمک،آثارسالم وپابرجایی رابدست آوردندازجمله:کاسه اولین انیمیشن جهان-طناب-سبد-پارچه-لاروحشرات-ناخن ومو-چشم مصنوعی-انواع سفالها،سنگهاواشیای گوناگون دیگر.احتمالاًخرده سنگهای عقیق ولاجوردواحدپولی رایج این منطقه بوده است.این شهربین2700تا2100قبل ازمیلادبه دلایل نامعلومی دچارآتش سوزی شده است.

شهر سوخته در شش كيلومتري قلعه رستم واقع شده و مشتمل بر تپه‌هايي است كه بيش از پنجاه مترارتفاع ندارند. ضمن كاوش‌هاي علمي، ‌بناي مستطيل شكلي با اطاق‌هاي چهارگوش، راهرو و پلكان‌هايي نمايان شده كه به وسعت تقريبي پانصد متر مربع است. ديوارهاي ضخيمي  ازخشت به بلندي  سه متر در انتهاي اين كاخ باستاني، ‌كه نشانگر وقوع آتش‌سوزي پردامنه و مهيبي است، به جاي مانده است. از  جمله اين نشانه‌ها تيرهاي سوخته و اسكلت انساني است كه دسته هاون در دست راست دارد. چنين مي‌نمايد كه اين بناها به بيست سال اول هزاره دوم پيش از ميلاد تعلق دارد و از اهميت باستان‌شناختي ممتازي برخورداراست. از جمله اشيايي كه ضمن كاوش در تپه‌هاي شهر سوخته هخامنشي به ‌دست آمده، پيكر مفرغي زني است كه كوزه‌اي بر سر دارد و متعلق به نيمه دوم هزاره سوم پيش از ميلاد است. ظرف‌هاي سفالي گوناگون به رنگ‌هاي متفاوت كه اكثراً نخودي، برخي منقوش و بيش‌تر بي‌نقش است، قدمت شهر سوخته را نشان مي‌دهد كاوش‌هاي مقدماتي كه در اين شهر و پيرامون بمپور و بردسیر به عمل آمده است نشان مي‌دهد كه مردمان اين سرزمين‌ها در هزاره چهارم، سوم و دوم پيش از ميلاد تمدن درخشان و همانند تمدن هند و بين‌النهرين داشته‌اند.


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 14 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 3:0 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

هامون بر غربت سیستان آنقدر گریست تا چشمه های حیات زیبایش خشکید

نمیدانم از کجا سخن را آغاز کنم همین قدر میگویم که هامون را دیگر نمی بینیم . میتوانیم ساعتها در کنار ساحل خشکیده و تفدیده اش بایستیم و سوگواری کوه خواجه را ببینیم ، همچون رهگذرانی که از کنار مجلس عزا بی تفاوت رد میشوند و فقط سئوال می کنند که این جماعت برای چه گریه می کنند و بعد سری به نشانه تاسف تکان میدهند و می گذرند و دیگر هیچ .

بغض گلویمان را می فشارد توان فریاد نداریم تا فریاد بکشیم و بگوئیم رستم سهراب مرد ، نوشدارو کارساز نیست . فریاد بکشیم و نفرین کنیم کیکاووس را که عظمت سیستان خار چشمش بود و بیمناک از او برای آینده تاج و تختش ،

چه ناجوانمردند این جماعت . فریاد بزنیم و با بغضی شکسته بگوئیم زابل ، دیگر لازم نیست طبیب بر سر بیمار بیاوری ، دیگر لازم نیست دارو و درمان کنی ،کیکاووس ها در فکر نوشدارو نبودند تا چه رسد به اینکه بر بالین سهراب برسانند تا ریاکارانه بگویند ما دارو را فرستادیم دیر بدست شما رسید ، دیگر هامونی نیست تا در گرمای تابستان نسیم خنک روح افزایش عطش را از وجودمان دور کند و آهنگ نیزارهایش گوشمان را بنوازد و دست نوازش بر سر تنهائی و غربتمان بکشد .

می نگریم که کوه خواجه چگونه عزا داری میکند پایمان از شدت تشنگی توان رفتن بر بلندای آنرا ندارد تا در مراسم عزایش شرکت کنیم و به رسم نیاکانمان دست در گردنش بیاندازیم و گریه کنیم و بگوئیم راضی بشی و او بگوید راضی به رضای خدا باشیم .

چقدر این غم و این ماتم سنگین است میخواهیم با گلوی بغض گرفته و حنجره درهم شکسته که ازشدت تشنگی ترک ترک شده فریاد بکشیم:خداوندا چقدر این مردم فراموش شده صبورند . خدایا پاداش این صبوری را کی میدهی؟ خداوندا هزار سال صبوری کردیم...

 


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 12 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 5:50 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

هنگامى که شاه و عروس، کنار هم ايستاده اند و قرار است مراسم آينه در قرآن و شمعدان اجرا گردد. ابيات ذيل خوانده مى‌شود :
ماه نو ابروى دلدار مبارک بادا
آشنايى من و يار مبارک بادا
چادرى بر سر يارست بمانند کتان
پيرهن دانه انارست مبارک بادا
به رخ ماه نشسته است چنان گرد و غبار
بدست شاه دو دستمال مبارک بادا
مجلس آرا چو فردوس که آخنه آمد
به يکى حمد زقرآن مبارک بادا
و اکنون، زمان، زمان عقد است که در سيستان به آن «عقد بندونى» مى‌گويند و تقريباً شبيه ساير جاهاى ايران است. 


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 11 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 5:29 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

میرحیدر معروف و متخلص به "حجابی" از میران بزرگ سیستان است .و مقرّب درگاه ملک شاه محمود کیانی بود.
میرحیدر از میران ،میر سید احمد است که به منصب قیچا چیگری مشغول بود.و دم از وکالت می زد .و نزد ارباب عزیز و مکرّم بود .و به غایت رشید و قابل و شعر نیکویی داشت .
در آخر عمر زهد او به مرتبه ای رسید که دامن از مردم برچید و گوشه نشینی اختیار کرد و با راز و نیاز با معبود پرداخت.

این دوبیتی از اشعار اوست:
چها دیدم در ایام جوانی
که گم باد از جهان نام جدایی
"حجابی" سخت جانی بر تو ختم است
که گشتــــــــــی زنده از دام جــــدایی


ارسال شده در تاریخ : شنبه 9 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 4:19 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

 18 آهنگ پيشواز براي ايرانسليهاي سيستاني


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 6 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 9:49 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

زابل سلام، زابل تو کعبه بودی ورمهِ سیستونی    

قربون خاک و پلگِ تونو، چور و بستونی


 



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 4 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 1:8 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

خواجه یحیی بن عمار از عارفان بزرگ در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم سیستان است.وی از شاگردان شیخ ابوعبدالله خفیف شیرازی است.

خواجه عبدالله انصاری نزد امام یحیی درس فقه و حدیث آموخته است.

یکیاز شاگردان وی به نام خواجه عبدالله درباره او گفته است :من در تذکره وتفسیر شاگرد خواجه امام یحیی عمارم .اگر من وی را ندیدی دهان باز نتوانستیکرد .

خواجه یحیی مردی عارف و فاضل و محدث و فقیه بود و خواجه عبدالله که غوغایی در ادبیات و عرفان بپا کرده از تربیت یافتگان مکتب اوست.

خواجه امام یحیی سیستانی در سال 420در هرات درگذشت

امروزه آرامگاه این بزرگوار و پیرخواجه به زیارت "خواجه غلطان" در هرات معروف است.

 


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 3 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 5:57 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

بقعه بي بي دوست كه در 10 كيلومتري شهر زابل واقع شده در بين مردم سيستان و نهبندان و نيز عده اي از مردم افغانستان داراي اهميت و جايگاه خاصي است. بي بي دوست از جمله مكانهاي مقدس براي مردم ديار و شايد منحصر به فردترين زيارتگاه در سيستان باشد.

.

مردم بومي سيستان داستان سيده 'بي بي دوست' را اين گونه روايت مي كنند:درروزگاران گذشته دختري سيده به همراه برادرش سرگرم شباني بودند كه مردي قصدآزاراو را مي كند، دختر مي گريزد تا به جايگاه كنوني زيارتگاه مي رسدو از فرط خستگي از رفتن باز مي ماند و در اين هنگام براي در امان ماندن ازآزار مرد مهاجم، دست به دعا بر داشته و از خدا مي خواهد كه زمين دهان بگشايد و او را ببلعد و فرياد مي زند 'اي زمين مرا درياب' و زمين نيز به خاطر پاكي و صداقت اين دختر دهان مي گشايد و او درون خاك ناپديد مي شود،در حالي كه گوشه اي از چادرش بيرون از خاك مي ماند.از آن زمان به بعدجايگاه فرو رفتن اين دختر پاكدامن در زمين به زيارتگاه تبديل و پاكي ونجابت آن سيده بزرگوار زبانزد همگان مي شود. مزار 'بي بي دوست سيستان' درشرق شهر زابل قراردارد.

اكنون روي مقبره با پارچه سبز رنگ پوشيده شده و برخي از زنان و دختران به قصد نذر و تبرك تكه اي از آن را مي برند و در صورت اجابت خواسته شان به جاي آن شال سبز رنگ ديگري پهن مي كنند.يك درخت كهنسال 'گز' به طور كامل بام مقبره را در برگرفته است كه اين درخت در ميان مردم بسيار محترم شمرده مي شود و هيچ كس اجازه تعرض به آن را ندارد.برخي مي گويند اگر كسي به اين درخت گز آسيبي برساند، سزاي بي احترامي خود را خواهد ديد و در آينده به اوآسيب مي رسد.

مردان حق ورود به محوطه اين مقبره را ندارند، با اين وجود برخي از آنان چنان به اين بقعه اعتقاد دارند كه حاجت هاي خود را از طريق زنان ودختران به 'بي بي دوست ' مي رسانند.نوعروسان منطقه سيستان نيز به رسم نياكان خود در روز سوم پس از ازدواج، براي دعا و درخواست خوشبختي درزندگي، به زيارت بي بي دوست مي روند و چنانچه نذري داشته باشند ادا مي كنند.زیارتگاه بی بی دوست سیستان در آغازین روزهای سال نو نیز آغوش خود را به روی بانوان و نوعروسان گشوده تا با توسل به صاحب پاكدامن آن، حاجاتشان برآورده شود و دعای خیرش بدرقه راه نوعروسان در راه خانه بخت شود.

نوعروسان براي تداوم خوشبختي در زندگي خود در نزديكي مقبره شمع روشن ميكنند و آثار شمع هاي باقي مانده در مقبره دليلي بر اين مدعاست.

بيماران بسياري نيز با مراجعه به اين زيارتگاه، شفاي خود را از خداوندگرفته اند و كساني كه پزشكان از آنان قطع اميد كرده اند، به بي بي دوست پناه آورده اند و مردم مي گويند بعضا شفاي كامل خود را گرفته اند.

هر ساله در روزهای تعطیل بویژه نوروز زیارتگاه بی بی دوست پذیرای مسافران است و یكی از جاذبه های گردشگری ویژه این منطقه به شمار می رود. 


ارسال شده در تاریخ : شنبه 2 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 8:43 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

سرلشکر شهیدحاج قاسم میر حسینی جانشین لشکر 41 ثارالله که فرمانده آن سرلشکر قاسم سلیمانی یکی ازفرماندهان مطرح کنونی سپاه بود، درخرداد ماه 1342درسیستان به دنیاآمد ،پدرش کشاورز بود. قاسم میر حسینی کوچکترین فرزند خانواده هشت نفری بود.

تحصیلات ابتدایی وراهنمایی رادر جزینک به پایان رساند و برای ادامه تحصیل به هنرستان کشاورزی زابل رفت. درسال 1360 با اتمام تحصیلات به عضویت سپاه درآمد و باتوجه به لیاقتها و شایستگی هایش در سن هیجده سالگی برای گذراندن دوره فرماندهی به تهران اعزام شد

.

در عملیات آزاد سازی خرمشهر شرکت کرد و پس از آموزش تکمیلی به فرماندهی گردان شهید مطهری لشکر 41 ثارا... برگزیده شد. این جوان رعنا قامت سیستانی لیاقت خود رادر جنگ به اثبات رساندوآوازه اش درتمامی جبهه هاپیچید و به سرعت تا جانشینی فرماندهی لشکر 41ثارا... پیش رفت.

سال 1363 به پاس شجاعت مثال زدنی و تدبیر و تحلیل های آگاهانه اش از جنگ،مسئولیت طرح و عملیات لشکر به او واگذار شد .در عملیات بدر مفهوم اطاعت پذیری از اولیای جنگ را به رزمنده ها آموخت و با مقاومت جانانه دربرابر دشمن ،براثر اصابت تیر مستقیم از ناحیه پا به سختی مجروح گردید اماماندن در بستر بیماری را برنتافت ،به پشت جبهه آمد و در شهر ها به تبلیغ مبدانی دفاع مقدس و رسالت خون شهدا پرداخت .سال1364 میهمان خانه خدا شد وبا حجرالاسود مصافحه کرد .در بازگشت بیش از چند روز فضای خانه را تاب نیاورد و بی قرارانه به جبهه رفت .اما هنوز دلتنگی اش را بر بلندای خاکریزهای خونرنگ باز نگفته بود که در جلسه ای زیور گرفته از حضور فرماندهان عالی سپاه و لشگرثارالله به عنوان قائم مقام فرماندهی این لشگر همیشه پیروز وکلیدی معرفی شد .در عملیات والفجر هشت چنان نیروهای لشگر را هدایت کرد که توفانی از خون و خاطره برانگیخت و به یاری همه عاشقان شهادت ،شهرفاو آزاد گردید. میر قاسم در آن عملیات به آفتاب حیثیت بخشید و به لاله های سرخ شهیدان میهن آبرو داد .هنوز رزمندگان توان رزمی و طنین فریاد های شجاعانه او را در حاشیه خور عبدالله و کارخانه نمک به یاد دارند .درکربلای یک گرمای آفتاب را با جوشش خون صدها رزمنده دلاور در آمیخت و آنگونه با دشمن در آمیخت که رزمنده ها حجم گسترده آتش را پشت سر نهادند وخود را به ارتفاعات قلاویزان رساندند .در کربلای 4 که سرمای دی ماه استخوان می ترکاند ،سینه اروند را شکافت و درحالی که اروند خروشان از خون زیبا ترین لا له های دشت میهن ،ارغوانی شده بود موانع متعدد ایزایی را پشت سر نهاد در دالانی از خون وگلوله قدم گذاشت و خط دشمن را در هم شکست تا به خاک خونرنگ شلمچه در کربلای 5 قدم نهد و خون جوشانش را چون چلچراغی همیشه فروزان ،فرا راه فردائیان ایران بزرگ کرد.وی سرانجام درعملیات کربلای پنج به شهادت رسید وزابلستان فرزند برومندش را ازدست داد 


ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 9:37 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

سهراب در شاهنامه فرزند رستم و از بطن تهمینه دختر شاه سمنگان است. وی در سمنگان که بخشی از توران محسوب می‌شود به دنیا می‌آید. رستم پس از بدنیا آمدن سهراب مهره‌ای بر بازوی وی می‌بندد تا شناسه‌ای باشد برای فرزندش و توران را ترک می‌کند.

سهراب پس از شناختن اصلیت خود و دریافتن اینکه فرزند رستم است تصمیم می‌گیرد که ابتدا ایران و سپس توران را فتح کرده و پدر خود را بر تخت شاهی هر دو کشور بنشاند. افراسیاب پادشاه توران پس از دریافتن تصمیم سهراب ازفرصت استفاده کرده و سپاهی را به همراه او به سوی ایران روانه می‌کند. کیکاووس شاه ایران پس از با خبر شدن از لشکرکشی تورانیان، رستم را برای مقابله با آنان می‌فرستد

.

در ادامه همه چیز دست به دست هم می‌دهد تا اینکه پدر و پسر رودرروی یکدیگرقرار بگیرند. سهراب با دیدن رستم مهرش را در دل می‌گیرد واز او می‌خواهدکه خود را معرفی کند و بگوید که رستم است یا خیر اما رستم هر بار انکارمی‌کند و خود را معرفی نمی‌کند و در آخر پس از سه روز مبارزه سهراب به دست پدر خود رستم کشته می‌شود. رستم پس از فرو کردن خنجر در قلب سهراب خفتانش را می‌گشاید و مهره را بر بازوی فرزند می‌بیند و همان دم، آه فغان می‌کندکه چرا خنجر بر سینه پسر فرو کرده‌است. در حال پیکی به سوی کیکاووس می‌فرستد تا برایش نوشدارو را ارسال کند. کیکاووس که از زنده ماندن سهراب بیم دارد آنقدر در فرستادن نوشدارو سستی می‌کند تا سهراب جان می‌دهد.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 1 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 9:35 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content