هيرمند در باورها
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

آمده است كه هيرمند دختر پادشاه سيستان بزرگ بود ودردسيسه اي اهريمني ناخواسته سبب مرگ پدر مي شود وپس از اگاهي برسر گور پدرآنقدر اشك مي ريزد كه رودخانه اي بزرگ پديدار مي شود                                      

هيرمند كهن ترين نام برجاي مانده سيستان امروز در متون تاريخي است. يازدهمين سرزمين نيكوي هست شده از اراده اهورامزدا ست كه با ريشه هاي فرهنگ ايراني واسلامي پيوندي عميق وديرينه مي يابدوبرهمين مبنا فره وفرهنگ ايراني از جايي ست كه هيرمند با شكوه وفر درياچه كيانسه را برگرداگرد كوه اوشيدا با آبهاي سپيد وسركش چهره مي بخشد. واينجاسيستان ؛سرزمين رازهاي سربه مهر هويت ملي ايرانيان است. ارتباط فره يا فرهنگ ايران زمين با هيرمند در متون تاريخي ومذهبي ايران باستان قابل مطالعه است.برمبناي همين باورهاي كهن ريشه هاي بنيادين فره يا فرهنگ ايران زمين با هيرمند فرمند ؛هامون ورجاوند واوشيداي/كوه خواجه ي/راز مند پيوند مي يابد واين وادي داراي رسالتي ابدي براي بهروزي و رستگاري ايرانيان در فرجامين روزهاي گيتي ست.

كشمكشها ي اساطيري افراسياب توراني با پهلوانان وادي نيمروز وزابلستان در كناره هاي هيرمند برسر ربودن همان فره ايزدي بوده است. فره يي كه به دل هركس بتابد از همگان برتري يابد. علاوه برباورهاي مذهبي كهن وتعريف جايگاه مقدس براي هيرمند وشاخابه هاي متنوعش در فرهنگ ايران زمين به ديده بسياري از پژوهشگران اين حوزه خاستگاه اساطير ملي ومحل نشو نماي قهرمانان شاهنامه سند گرانسنگ هويت ملي ايرانيان است.

از پگاه تاريخ ودر گذر هزاره هاي كهن هيرمند وهامون درداد ودهشي از سر سخاوت ومهروخلق تمدنهاي بزرگ وزايشهاي فرهنگي با نام نشان ايران زمين به بشريت نقش بنياديني عرضه داشته اند؛ شهر سوخته؛دهانه غلامان؛ كوه خواجه ومحوطه هاي بزرگ ديگر به همراه صدها گوهر نيك انديشمند وخردمندايراني ومسلمان گواهاني از اين مدعايند. برمبناي همين باورها هيرمند به سبب دارامندي فره ايزدي .وحيات بخشي الهي در جاري زمان هميشه مورد ستيزه اهريمنان قرارداشته وبه پيش بيني كتاب مقدس ايران باستان، اهريمن بد سرشت دراينجا جادويي زشت پديد آورد.فقرو خشكسالي ودروغ ازنگاه اهريمني در وادي فره و فرهنگ در هزاره هاي پاياني گيتي پديد خواهد آمد. اما درهمين باورها سرانجام گيتي با زايش مادر نيك نهاد كناره هاي هامون ورجاوند وپايان افسانه هوشيدرماه؛ هامون بارديگر لبريز از فره مندي حيات ،كمر به اعتلاي ايران زمين خواهد بست.

 


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1391برچسب:, :: 5:0 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

به دليل اکولوژی زیبای منطقه چاه نیمه؛ اولينباغ‌وحش تحقيقاتي كشوردراین مجموعه ایجادشده است. پرورش شترمرغ يكي از اقدامات موثر در پژوهشكده دام‌هاي خاص چاهنيمه است كه براي اولين بار به منظور اجراي انواع طرح‌هاي تحقيقاتي روي شترمرغ و سپس ترويجپرورش اين گونه غيرمرسوم در سطح منطقه و استان براي افزايش گوشت و درآمدروستاييان به اجرا درآمد كه در نوع خود بي‌نظير است.
در اين راستا، دانشگاه زابل تجربيات خود را به دانشگاه پاكستان نيز منتقلكرده است‌. به منظور احيا و اصلاح نژاد گاو سيستاني نيز طرح پرورش ‌ايننوع دام اجرا شده است كه اين موضوع با توجه به خشكسالي‌هاي اخير در سيستاننقش شاياني در بهبود اقتصاد خانواده‌هاي روستايي منطقه داشته است‌. همچنينپرورش مرغ بومي و بوقلمون و ديگر پرندگان بومي از ديگر اقدامات صورت گرفتهمجتمع پژوهشكده دام‌هاي خاص زابل در 3 سال اخير هستند.
مركز تحقيقات و باغ‌وحش پژوهشكده دام‌هاي خاص نيز در نوع خود بي‌نظير است؛به طوري كه به عنوان تنها مركز داراي مجوز رسمي از سازمان محيط ‌زيست دركشور است‌.‌

‌در اين مجتمع، گونه‌هاي نادر جانوري از قبيل خرس سياه وجود دارد كه در كلكشور فقط يك گونه كه آن هم در اين مجتمع است،مراقبت می گردد. ضمن آن كه همه حيوانات ازقبيل تمساح پوزه كوتاه، شير آفريقايي، سنجاب، ببر، پلنگ، انواع مارها وپرندگان، ‌در اين مركز نگهداري مي‌شود‌ايجاداین محيط ‌زيست مصنوعی؛ حضور پرندگان كمياب و نادرمهاجررا به منطقه  نیزهمراه داشته است.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1391برچسب:, :: 4:46 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

ايرج افشار سيستاني در2آبان 1319 درروستاي كوشه علياي زابل به دنيا آمد ويتحصيلات ابتدايي را از دبستان امير معزي زاهدان و دوره متوسطه رادردبيرستان 15 بهمن در همان شهر گذراند يك سال نيز در كرمان به تحصيلادامه داده سپس به تهران رفت و تحصيلات دانشگاهي را تا مقطع دكتري گرفت وپس از آن مسئوليت‌هاي گوناگوني را عهده دار شد و پس از بازنشستگي در سال 1361 به تحقيق و تأليف درباره ي جغرافياي تاريخي ايران پرداخت.



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 28 خرداد 1391برچسب:, :: 9:23 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

می گویند زمانی که سورنا سردار شجاع سیستانی سپاه امپراتور ایران (( ارد دوم )) از جنگ بر می گشت به پیرزنی برخورد .پیرزن به او گفت وقتی به جنگ می رفتی به چه دلبسته بودی ؟گفت به هیچ ! تنها اندیشه ام نجات کشورم بود .پیرزن گفت و اکنون به چه چیز ؟سورنا پاسخ داد به ادامه نگاهبانی از ایران زمین .پیرزن با نگاهی مهربانانه از او پرسید : آیا کسی هست که بخواهی بخاطرش جان دهی ؟سورنا گفت : برای شاهنشاه ایران حاضرم هر کاری بکنم .پیرزن گفت : آنانی را که شکست دادی برای آیندگان خواهند نوشت کسی که جانت را برایش میدهی تو را کشته است و فرزندان سرزمینت از تو به بزرگی یاد می کنند و از او به بدی !سورنا پاسخ داد : ما فدایی این آب و خاکیم . مهم اینست که همه قلبمان برای ایران می تپد . من سربازی بیش نیستم و رشادت سرباز را به شجاعت فرمانده سپاه می شناسند و آن من نیستم .پیرزن گفت : وقتی پادشاه نیک ایران زمین از اینجا می گذشت همین سخن را به او گفتم و او گفت پیروزی سپاه در دست سربازان شجاع ایران زمین است نه فرمان من .اشک در دیدگان سورنا گرد آمد .بر اسب نشست .سپاهش به سوی کاخ فرمانروایی ایران روان شد .ارد دوم ، سورنا و همه میهن پرستان ایران هیچگاه به خود فکر نکردند آنها به سربلندی نام ایران اندیشیدند و در این راه از پای ننشستند .به سخن ارد بزرگ : میهن پرستی هنر برآزندگان نیست که آرمان آنان است



ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 28 خرداد 1391برچسب:, :: 9:19 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

    شاید که ای غریبه تو همزاد ... من ... باشی
               من... تو ... چقدر مثل تو هستم! خدای من!!

از من رمقی به سعی ساقی مانده است

وز صـحبت خلق بی وفایی مانده است

از بــاده ی دوشین قدحــــی بیش نماند

از عمــر ندانم که چه باقی مانده است

روز تولد من

حیف شد حیف شد ز آنکه کسی نیست

 تبریکی گوید تا من خوشحال باشم

امروز یا امسال که گذشت

به فکر فرداها و بهترین سال باشم

چگونه به زندگی امیدوار باشد؛کسی چون من

اما نه باید پی یافتن بال باشم !

 


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 25 خرداد 1391برچسب:, :: 12:19 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

کسی ما را نمی جوید !

کسی ما را نمی پرسد

 ! کسی تنهایی ما را نمی گرید

دلم در حسرت یک دوست ...

!دلم در حسرت یک بی ریایِ مهربان مانده است


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 25 خرداد 1391برچسب:, :: 12:3 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

سکاها در هزاره های دوم و اول پیش از میلاد، دارای دینی برخاسته از آیین کهن پرستش عناصر طبیعت همچون آسمان، خورشید و ماه بودند وبزرگان هر طایفه، امور دینی و دنیایی آنان را در دست داشتند.

سکاها که مظاهر طبیعت را می پرستیدند، بزرگ ترین مراسم دینی را درباره ی تابیت تی وستا Tabiti-vesta الهه ی بزرگ که مظهر آتش بود، بر پا می داشتند.

همچنین آنها؛آپیا فلوس Apia –Fellus الهه ی زمین، پاپای-اورازان خدای آسمان،هی ت سر-خدای آفتاب، آرتیم پئاسا Artimpeasa الهه ی ماه ووجاهت(آفرودیت یونانی ها) را می پرستیدند.گذشته از این، سکاهای سلطنتی تاهیس ماساد نپتون Thamumasadas – Nemtun خدای آب ودریاها را می پرستیدند.سکاهاعادت نداشتندمعبدیاهیکل الهه رابسازند به استثنای معبدوهیکل آرس(رب النوع جنگ).هراکل هم درنزدآنهاموردپرستش بود.سکاهابرای این الهه قربانی می کردند وحیوانات قربانی ازمیان حیوانات اهلی واسب هاانتخاب می شدند.ولی برای آرس قربانی انسان نیزجایزبود.بدین ترتیب که ازهرصدنفراسیر،یکی رامی کشتندوخون اورا روی شمشیری که علامت این خدااست می ریختند.قربانی کردن خوک جایزنبودوسکاهاخوک نگاه نمی داشتند.

 


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 24 خرداد 1391برچسب:, :: 5:46 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

آهای آدمها که در ساحل پر آب نشسته شادو خندانید  

  
سفره تان پرنان و جام هاتان پر ز می 

هامون خشکید  
مردمانش از کین نامردمان  

ازدرد غریبی و تنهائی   
در ساحل خشکیده اش میسپارند جان  

 بغض در گلوشان بشکسته     
 آرام میگریند 

در دل امید کمک دارند  

هامون آرام میسپارد جان    


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 24 خرداد 1391برچسب:, :: 5:30 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

یک پرده میکشم روی تمام اعتقادات دنیا

.

 

.

 تا به کسی بر نخورد وقتی تورا می پرستم!

سیستان من

.

.

مراببخش اگربه توپیله کرده ام!قدری طاقت بیاورپروانه ات می شوم !


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 22 خرداد 1391برچسب:, :: 5:34 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

مقداری آرد به همراه کمی ادویه (زرد چوبه ، فلفل ، نمک ، روغن ) در یک دیگ ریخته و هم زده می شود تا سرخ شود و سپس مقداری آب تا حدی که لازم باشد اضافه می کنند ، این معجون را که بصورت یک سوپ درآمده مصرف می نمایندکه آنرا لیتی می گویند

یک ضرب المثل سیستانی در مورداین غذااین گونه است:
و قربون سر همچون نگاره     که هرلیتی پزه ره لیتی خواره
ترجمه : به قربان خدای بزرگ شوم که هر لیتی پزی را با یک لیتی خوری جفت و همسر آفریده و هماهنگ کرده. است


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 22 خرداد 1391برچسب:, :: 5:14 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 21 خرداد 1391برچسب:, :: 10:17 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

ابوسعیداحمدبن عبدالجلیل سجزی(وفات:۴۱۴ ه.ق( ستاره شناس وریاضی دانبزرگ و مشهورایرانی قرن چهارم هجری است که باابو جعفر بنمحمدصفاری سیستانی وعضدالدوله؛معاصربود درسیستان زاده شدونشوونماگرفت و در خراسان و شیرازنیزمدتی زیست.

ابوسعید سجزی ازدانشمندانی است که زیج مامونی را بنیاد کرد وی دور کرهزمین را محاسبه نمود. به طوری که تفاوت آن با محاسبات کنونیفقط چند متر اختلاف دارد. وی نظریه بطلمیوس رامبنی برزمین مرکزی نفی ونظریهکوپرنیک رامبنی برخورشیدمرکزی طرح نمود.ابوسعیدازاولین کسانی است که اثبات کردزمین متحرک است وفلک باهمه آنچه درآن است ثابت می باشد.

تالیفات ابوسعید:

  • کتاب الاختیار
  • تحصیل القوانین الهندسه المحدود
  • الزایجات الکواکب
  • المدخل
  • رساله در حل ده مسئله
  • رساله فی باب انقسام خط مستقیم ذی النهایه
  • رساله فی خواص الشکل الجسم الحادث
  • رسالة فی عمل البرکار التام و هو برکارالمخروط : در مورد ساختمانپرگار تاماست.

اعتقاد به چرخش ِ زمین

شواهدی در تاریخ وجود دارد که سجزی معتقد به چرخشِ زمین به دور ِ خودش بوده است.ابوریحانبیرونیدر کتاب ِ "استیعاب الوجوه الممکنة فی صنعة الاسطرلاب" می گوید : " از ابو سعید سجزی، اُسطرلابی از نوع واحد و بسط دیدم که از شمالی و جنوبی مرکّبنبود و آن را اسطرلاب زورقی می نامید و او را به جهت اختراع آن اسطرلاب تحسین کردم. چه اختراع آن متکی بر اصلی است قائم به ذات خود و مبنی بر عقیده ی مردمی است کهزمین را متحرّک دانسته و حرکت یومی را به زمین نسبت می دهند و نه به کره ی سماوی. بدون شک این شبهه ای است که تحلیلش در نهایت ِ دشواری.و قولی است که رقع و ابطالشدر کمال صعوبت است. مهندسان و علمای هیئت که اعتماد و استناد ایشان بر خطوطمساحیه=مدارات و نصف النهارات و استوای فلکی و دایرةالبروج) است؛ در نقض ِ اینشبهه و رد آن عقیدت بسی ناچیز و تهی دست باشند و هرگز دفع آن شبهه را اقامت برهان وتقریر دلیلی نتوانند نمود. زیرا چه حرکت یومی را از زمین بدانند و چه آن را به کرهی سماوی نسبت دهند در هر دو حالت به صناعت آنان زیانی نمی رسد و اگر نقض این اعتقادو تحلیل این شبهه امکان پذیر باشد موکول به رای فلاسفه ی طبیعی دان است.


ارسال شده در تاریخ : شنبه 20 خرداد 1391برچسب:, :: 6:53 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

ایشان در سال 1296 در روستای سه کوهه در منطقه شیب آب سیستان بدنیا آمد. از همان کودکی نشان داد که همانند اسلاف خود از هوش و استعداد فوق العاده ای برخوردار است. در سال 1314 دیپلمش را درمدرسه شوکتیه بیرجند گرفت و پس از آن وارد دانشکده افسری شد و در پی آن مدتی نیز به تحصیل علوم قدیمه پرداخت و لیکن اینها جوابگوی ذهن پرسشگر و هوش سرشارایشـان نبود.

وارد دانشکده پزشکی شـد و دو سال نیز به تحصیـل طب مشغول بودتا نقطه عطف زندگی آن رادمرد رخ داد و دریافت که گمگشته اش، همانند پدرانش، خدمت موثرتر و مستقیم به مردم از طریق بالا بردن سطح معیشت و امنیت آنان است. او طریق رهایی از بند وابستگیهای دنیوی را پیمود و برای آنانی که او را می شناسند، تجسمی ازآزادگی شد. به سیستان و سیستانیان عشق می ورزید و علیرغم پیشنهادات بسیار برای زندگی در فرنگ، هرگز راضی به ترک خاک سیستان نشد و خانه را مأمن دردمندان ساخت.

در یکی از خشکسالیهای سیستان که بسیاری از مردم زمین هایشان را می فروختند و مهاجرت میکردند، کشاورزی به والده مکرمه ایشان مراجعه میکند که زمینم رابخرید تا بتوانم به شهر دیگری برای کار بروم و ایشان از سر دلسوزی می پذیرند، چون خبر به سردار می رسد، برای اولین بار با مادر درشتی میکند: «میخواهید سیستان خالی شود، پول بدهید ولی زمینشان را نخرید تا پس از خشکسالی به سیستان برگردند.» آری اورهبری خیرخواه و مردمی بود، همان بود که آرزو میکرد دیگران باشند.

لیاقت ونفوذش بر دلها باعث شد که پس از «سردار علی خان پردلی» مردم این رادمرد بزرگ را به مجلس بفرستند. چهار دوره نماینده مردم بود و فریاد العطش سیستان را برسر دولتمردان وقت کشید، نارسائیها را فریاد می زد و ترس از جان و مال و مقام نداشت. در یک دوره انتخاباتی به تهران تبعید شد و در دو دوره مجلس اعتبارنامه اش تصویب نشد... اوبرآنچه ایمان داشت پای فشرد و لیکن هرگز از جفای زمانه ننالید و لب به گلایه نگشود،که این مرام رادمردان است

سردار ابراهيم خان پردلي نماينده مردم سيستان در مجلس شوراي ملي در سال 1387ه.ش.بدرود حيات گفت ودر قبرستان خانوادگي خاندان سرابندي در دولت آباد شيب آب به خاك سپرده شد.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 19 خرداد 1391برچسب:, :: 7:39 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

درحفريات شهر سوخته قبوری بامشخصاتی به شرح زير به دست آمده است :

گودال‌هاي ساده: از نظر شكل خارجي ؛قبور گودالي داراي فرم منظمي نيستند و شكل‌هاي چهارگوش،راست‌گوش و گاهي نزديك به دايره دارند. عمق اين گورها از سطح زمين بين چندسانتي‌متر تا يك متر در نوسان است. البته فرسايش خاك باعث عدم دقت‌اندازه‌گيري ابعاد قبور است. به طور كلي از اين گورها يك بار و به ندرت دوباره استفاده شده است و گاهي نيز دو جسد را يك جا دفن كرده‌اند كه دراين مورد يكي از اسكلت‌ها معمولاً متعلق به كودكان است

گودال‌هاي دوقسمتي: اكثر اين قبور در لايهنوع اول است، با اين تفاوت كه بيشتر آنها شكل دايره دارند.  سنگ ريزه‌اي قرار دارد و به وسيله تيغه‌اي متشكل از يك تاپنج خشت به دو بخش تقسيم شده‌اند. اين خشت‌ها از نوع خشت‌هاي به كار برده شده در ساختمان‌هاي شهر سوخته است. اسكلت‌ها معمولاً در قسمت شمال قبورقرار داده شده‌اند. اين نوع قبور از گورهاي نوع اول بزرگتر است و در آنهانيز يك اسكلت و به ندرت دو اسكلت ديده مي‌شود

قبور سردابه‌اي: اين نوع قبوربدون شك جالب‌ترين نوع قبور يافت شده در شهر سوخته به شمار مي‌رود. گورهابه صورت يك چاله زيرزميني بيضي شكل در يك طرف كنده شده‌اند. اين دخمه‌هايا چاله‌ها معمولاً صد و هشتاد سانتي‌متر عمق دارند، در صورتي كه عمق طرف ديگر سردابه تنها صد و بيست سانتي‌متر  است. قسمت ورودي گور با يك ديوار خشتي پوشانده شده است كه خشت‌هاي آن از نوع خشت‌هاي به كار برده شده در قبور دو قسمتي است. وقتي در گور با اين ديوار بسته مي‌شد قسمت ديگري خالي مي‌ماند. برخي از اين قبرها دو بار مورد استفاده قرار مي‌گرفته ا‌ند. معمولاً بقاياي جسد اول را جمع كرده و در كنار سردابه‌ مي گذاشتند و سپس جسد جديد را در قبر جاي مي‌دادند. اشياء موجود در اين قبور بيشتر در قسمت پايين ورودي پيدا شده‌اند

قبور شبيه سردابه‌‌اي يا سرداب‌هاي كاذب: فرق اين قبور با سرداب‌هاي حقيقي در آن است كه به جاي ساختن سردابه‌، ابتدا يك گودال معمولي كنده و سپس در يك طرف آن با خشت اتاقكي ساخته‌اند. بقيه امورمانند تدفين قبور سردابه‌اي است.

قبور خشتي: اين قبور نادر و شكل آنهاراست ‌گونه است. مساحت اين نوع قبور سه و نيم مترمربع است و ديوارهاي آنهابه وسيله يك رشته خشت افقي پوشانده شده است. بزرگترين قبر در اين قبرستان متعلق به پيرمردي است كه به پهلوي چپ خوابانده شده است و قبرش دويست و ده سانتي‌متر طول و هفتاد سانتي‌متر عرض دارد. اين قبر با استفاده از دو رديف خشت ساخته شده و ديوارهاي آن در داخل اندود شده‌اند

.


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 18 خرداد 1391برچسب:, :: 8:3 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

کوروش در آخرین نبرد خود ،به قصد تحت سیطره بردن قوم ایرانی‌تبار سکا (و بنابرروایتی ملکه‌شان به نام تهم‌ریشه که از ازدواج با کوروش امتناع ورزیده بود)به سمت شرق کشور حرکت کرد میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانه‌ای بود (هیرمند)که لشکریان کوروش باید از آن عبور می‌کردند. هنگامی که کوروش به این رودخانه رسید، تهم‌ریشه ملکه سکاها به او پیغام داد که برای جنگ دو راه پیش رو دارد. یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند.

کوروش این دو پیشنهاد را با سرداران خود در میان گذاشت. بیشتر سرداران ایرانی او، جنگ در خاک ایران را برگزیدند، اما کرزوس امپراتور سابق لیدی که تا پایان عمر به عنوان یک مشاور به کوروش وفادار ماند، جنگ در سرزمین سکاها را پیشنهاد کرد. استدلال او چنین بود که در صورت نبرد در خاک ایران، اگر لشکر کوروش شکست بخورد تمامی سرزمین در خطر می‌افتد

در مقابل اگر در خاک سکاها به جنگ بپردازند، پیروزی ایرانیان با فتح این سرزمین همراه خواهد بود و شکست آنان نیز تنها یک شکست نظامی به شمار رفته و به سرزمین ایران آسیبی نمی‌رسد.
کوروش این استدلال را پذیرفت و از رودخانه عبور کرد. پیامد این نبرد کشته شدن کوروش و شکست لشکریانش بود.

تهم‌ریشه سر بریده کوروش را در ظرفی پر از خون قرار داد و چنین گفت: «تو که با عمری خونخواری سیر نشده‌ای حالا آنقدر خون بنوش تا سیراب شوی»

پس از این شکست، لشکریان ایران با رهبری کمبوجیه، پسر ارشد کورش به ایران بازگشتند

 


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 17 خرداد 1391برچسب:, :: 6:10 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

اي نيمروز !
اي سرزمين رستم و سهراب ! اي زادگه پاك ! اي خاستگاه يعقوب ! اي مهد خيزش حماسه هاي باستاني ايران ! اي انبار غله سابق وطن ! اي خطه ي شهر سوخته بلند آوازه ! اي دارالولايه !
تورا و محبت روستاييانت را و شكنج دستار مردانت را و وقار زنانت را و گِل بازي كودكانت را و خنكاي بادگيرهايت را و بلنداي خواجه كوهت را و چه نيمه ي خوش رويت را و هامون زيبايت را دوست دارم .


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 17 خرداد 1391برچسب:, :: 4:10 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

آتشکده کرکویه یا کرکوشاه ،این اثر بقایای یک آتشکده ، میراث هخامنشیان و شهری از دوره اشکانی وساسانی است که در روستای کرکویه در فاصله 25 کیلومتری شمال شرق زابل ودرمسیرجاده دوستمحمد قرار گرفته است. براساس مدارک موجود ، آتش این آتشکده  همواره روشن بوده و در بین زرتشتیان قداست خاصی داشته است وآتش آن رابه کیخسرونسبت داده اند .نقل است برای روشن کردن آتش در سایر آتشکده ها نیزازاین آتش استفاده می کرده اند. این بنا به گنبد رستم نیز مشهور بوده است . این آتشکده تا قرن 17 که قزوینی آن را وصف کرده ،بسیار خرم و زیبا بوده ، دو شاخ بزرگ گاو داخل آن قرار داشته و در وسط آنها آتشگاه قرار داشته است. بنای این اثر منحصر به فرد که را که دارای اتاقی با گچبری زیبا میباشد به دست گرشاسپ ذکر می کنند که به نقل از شاهنامه نبرد سیاوش با بهمن در این مکان رخ داده است.پیشینیان مي گفتند؛ كيخسرو و رستم در آن جا به دعا و نيايش پرداخته اند و جادوي افراسياب را از بين برده اند. ، این اثرو همچنین آثار تخته پل در میان کنگی شهرستان زابل ، در غرب روستای خمک و هشت کیلومتری تپه منطقه شهرستان و در میان زمین های باتلاقی سیستان و نزدیک مرز ایران با افغانستان قرار دارد. تخته پل، پل آجری بوده است که به نوشته استخری، راه زرنک (سیستان) و هرات را به هم متصل می کرده است.

كركــــــونَ مَبي تَپّه َاي مَعـــبدِ گَبرونَ

ازبس خاطـــريو گرون َ زَ از دسيو نالاُنَ

پ.ن
گَبر: افراد سرشنا ،افراد بزرگ

زَ : زن

گرون َ: زياد ، سنگين


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 17 خرداد 1391برچسب:, :: 3:40 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

بانو گُشَسْپ از شخصیتهای حماسی ایرانیان است. او دختر رستم و همسرگیو و مادر بیژن است. وی از زنان جنگاور و پهلوان است.مادر بانوگشسپ خالهٔ کی‌قباد است و به روایتی گلندام نام دارد.

 



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : شنبه 13 خرداد 1391برچسب:, :: 7:38 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

كنون رزم Virus و رستم شنو / دگرها شنيدستي اين هم شنو
كه اسفنديارش يكي Disk داد / بگفتا به رستم كه اي نيكزاد
در اين Disk باشد يكي File ناب / كه بگرفتم از Site افراسياب
چنين گفت رستم به اسفنديار / كه من گشنمه نون سنگگ بيار
جوابش چنين داد خندان طرف / كه من نون سنگگ ندارم به كف
برو حال مي‌كن بدين Disk، هان! / كه هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوي خانه‌اش / شتابان به ديدار رايانه‌اش
چو آمد به نزد Mini Tower اش / بزد ضربه بر دكمه Power اش
دگر صبر و آرام و طاقت نداشت / مر آن Disk را در Drive اش گذاشت
نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت / يكي List از Root ديسكت گرفت
در آن Disk ديدش يكي File بود / بزد Enter آنجا و اجرا نمود
كز آن يك Demo شد پس از آن عيان / با فيلم و موزيك و شرح و بيان
به ناگه چنان سيستمش كرد Hang / كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ
چو رستم دگرباره Reset نمود / همي كرد Hang و همان شد كه بود
تهمتن كلافه شد و داد زد / ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود / بيامد كه ليسانس رايانه بود
بدو گفت رستم همه مشكلش / وز آن Disk و برنامه خوشگلش
چو رستم بدو داد قيچي و ريش / يكي ديسك Bootable آورد پيش
يكي Toolkit، Hard اندرش / چو كودك كه گردد پي مادرش
به ناگه يكي رمز Virus يافت / پي حذف امضاي ايشان شتافت
چو Virus را نيك بشناختش / مر از Boot Sector برانداختش
يكي ضربه زد بر سرش Toolkit / كه هر Byte آن گشت هشتاد Bit
به خاك اندر افكند Virus را / تهمتن به رايانه زد بوس را
چنين گفت تهمينه با شوهرش / كه اين بار بگذشت از پل خرش
دگر باره اما سادگی مكن / ز رايانه اصلا تو صحبت مكن
قسم خورد رستم به پروردگار / نگيرد دگر Disk از اسفندیار


ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 خرداد 1391برچسب:, :: 1:12 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba


ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 خرداد 1391برچسب:, :: 12:26 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

بهار شته
هامون انوزه چشه يو خشكه
رگه بي جون نورو نمتنه جو بديه و هامون
هامون آه مكش در حسرت ني و صياد و پچو
آه مكش نيزار
وا وروزه كه كو خواجه و سوره بشه يه از غم بي ياري و بي هم نفسي. مگه مشما مله كو خواجه و خا فكر بوكنه؟
كو خواجه اشك بريز بلكه اشكه تو كاراسز بشه يه. نكنه توه دگه جو نداري؟
ببخشي ياد مه نبو كه تو بي نيزار و ني و ماهي و او جونه و تو نمونده...
چز بوگو از سيستو كه بي ايشو فقط از او اسميو مونده

 


ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 خرداد 1391برچسب:, :: 11:58 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

تو  فِکرِ ب کُ  وَ حا لِِ ای  دِلِِ مَ

خَرا بَ  آ لُ و ما لُ  و مَنزِ لِِ مَ

گِرفتارُ و غَر یبُ  اِی   خُد ا جُ

گُنه  کا رُ   مَریضِِ   بِ ِ عَلا جُ

ذَ لیلُ  و خا رُ سَر بارُ خُدایا

مَثالِِ  بُتَّ  شُو رُ خا رُ و گَیا

اَگَ  دُ ست  داری تو  پِیغمبر خَ

مَرَ  بُو رُ و مَکو تُو  اَز دَر خَ

وَ حقّ ِ  پادُشاهِ   مُلکِ   زابُل

 اُ کِ  گَشتَ  وَ سیستُو مِثلِِِ کاکُل

اُ کِ   دا رَ  وَ دِل مَ پادُشاهی

همیش َ  بُ عِیو  بُویِِ   خُدا یی

اُ کِ   شمشیر ِ دارَ  ذُوالفَقار ی

و  پَشتِ  عمرو عاصِ  کَرم خا ری

وفَرقِِ  اِبنِِ  مُلجَم خُوگّ بِ با ک

هِزارمَ خاکُ وپَلگُ  وریگُ ت َمّاک

وَ فَرق عَمرُوعاص اُ مَرغِ ِلُور ی

جُدا کُ چیمُ وخَشت اَز خاکِ گُوری

خُدایا  رُسوَ  کُ  آ لِِ   یَز یدَ

هَمیشنَ اَز  دَ مُ  و نَسلُ ونَتیجَ

    خُدا یاهَر کَ  دارَ خ علی جَنگ

 دُ پُونَ تالَ  کُ  تَ اُ بشِیه لَنگ

مَرَ  یَکجَ  وَ  حَقِِّ  شا هِ  عالَم

اَ ز اِینجَ  تا دِوالِِ و خَشت آدَم

قَر ا رِ بدِ خُد ایا دُرُّ و گُو هَر

عَطا  کُ  اَ ز شَرابِ حَوضِ  کُو ثر

شعراز:شیخ قاسم بختیاری سیستانی

 


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 10 خرداد 1391برچسب:, :: 5:6 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ مُوصِلَ كِتَابِي هَذَا ذَكَرَ عَنْكَ مَذْهَباً جَمِيلًا وَ إِنَّ مَا لَكَ مِنْ عَمَلِكَ مَا أَحْسَنْتَ فِيهِ فَأَحْسِنْ إِلَى إِخْوَانِكَ وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ سَائِلُكَ عَنْ مَثَاقِيلِ الذَّرِّ وَ الْخَرْدَلِ قَالَ فَلَمَّا وَرَدْتُ سِجِسْتَانَ سَبَقَ الْخَبَرُ إِلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ النَّيْسَابُورِيِّ وَ هُوَ الْوَالِي فَاسْتَقْبَلَنِي عَلَى فَرْسَخَيْنِ مِنَ الْمَدِينَةِ فَدَفَعْتُ إِلَيْهِ الْكِتَابَ‏ فَقَبَّلَهُ وَ وَضَعَهُ عَلَى عَيْنَيْهِ ثُمَّ قَالَ لِي مَا حَاجَتُكَ فَقُلْتُ خَرَاجٌ عَلَيَّ فِي دِيوَانِكَ قَالَ فَأَمَرَ بِطَرْحِهِ عَنِّي وَ قَالَ لِي لَا تُؤَدِّ خَرَاجاً مَا دَامَ لِي عَمَلٌ ثُمَّ سَأَلَنِي عَنْ عِيَالِي فَأَخْبَرْتُهُ بِمَبْلَغِهِمْ فَأَمَرَ لِي وَ لَهُمْ بِمَا يَقُوتُنَا وَ فَضْلًا فَمَا أَدَّيْتُ فِي عَمَلِهِ خَرَاجاً مَا دَامَ حَيّاً وَ لَا قَطَعَ عَنِّي صِلَتَهُ حَتَّى مَات .

الكافي، ج‏5، ص:   112

ترجمه متن قبلاًتحت عنوان سیستان وامامان شیعه درتاریخ4فروردین91دراین وبلاگ منتشرشده است.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 10 خرداد 1391برچسب:, :: 4:54 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

نجف لك زايى در سال 1348 متولد شد.



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 10 خرداد 1391برچسب:, :: 4:23 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

مردم سيستان عمدتاًاز2 نژادسکاها وسرنگی ها(زرنگی ها)ازتیره های  آريايی تشکیل شده اند.که بعداًمهاجرین اعراب به این گروههااضافه شدند.



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 8 خرداد 1391برچسب:, :: 3:58 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content