لنگ شدن تیمور
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

تیمور جهانگشا در کارزار با اهالی سیستان لنگ شد وپس از آن به تیمور لنگ معروف گشت وشاید بتوان گفت این امر ناشی از اتحاد اقوام سیستانی بود.

در سال 764 هجری اهالی سیستان بر جلال الدین محمد کیانی امیر خود شوریدند واو از تیمور برای درهم کوبیدن آنان کمک خواست وتیمور با سپاهیان ماجراجوی خویش بنام حمایت از فرمانروای سیستان بر شورشیان تاختند وروستاها را غارت کردند وسرانجام شورشیان که از چپاول و غارتگری به ستوه آمده بودند به امیر خود پیغام دادند که اگر قوم تاتار را آزاد بگذاری تو وکسانت را بیرون خواهند کرد ما با تو سر جنگ نداریم وحاضریم در رکاب تو با تاتار بجنگیم و این پیام در فرماندار سیستان اثر کرد وبا شورشیان همدست شده بر تیمور تاختند ودر این درگیری تیری به پای تیمور خورد ودر بستر بیماری افتاد ونهایتا به سمت شمال حرکت کرد.

منبع:تیمور لنگ فاتح جهان- هارولد لمب


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 29 تير 1391برچسب:, :: 1:18 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 27 تير 1391برچسب:, :: 12:26 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

 در آغاز، انسان از نيروي بازوان خود براي آرد كردن غله ياري مي‌گرفت. پس از آنكه انسان دام را به كار گرفت، در برخي نقاط ايران، اصطلاح «خرآس» پديد آمد. از آنجا كه در اين گونه آسيابها بيشتر از نيروي الاغ استفاده مي‌شد، به آسيابهايي هم كه به نيروي شتر يا گاو يا اسب به حركت در می ‌آمدند «خرآس» می ‌گفتند. از اين گونه آسيابها تا اين اواخر براي گرفتن روغن از دانه‌هاي روغني استفاده مي‌شد.




 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 27 تير 1391برچسب:, :: 12:2 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba


اینجا سیستان است؛ روزگاری انبار غله‌اش می‌نامیدند و در شورمستی‌های هامون پرنعمتش بسیاری از مردمان به همراه میلیون‌ها قطعه پرنده و چرنده پا‌می‌کوبیدند و شادی می‌افروختند و زندگی را جشن می‌گرفتند
امروز اما هامون با سیستان قهر کرده! همسایه‌ی شرقی هم دیگر مثل اون‌وقت‌ها شیر آب هیرمند را به سوی سیستان رها نمی‌سازد
نتیجه این شده که می‌بینید: کوه خواجه، برهنه‌تر از همیشه و مردمانی که محرومیت و فقر را از نو معنی می‌کنند نمی‌کنند؟
با این وجود، وقتی
 زن و مرد سیستانی را می‌بینم که چگونه می‌کوشند تا از آنچه برایشان هنوز باقیمانده، ره‌توشه‌ای برای بقا بیافرینند، دلم گرم می‌شود
آنها برگ‌‌های شور درختچه‌ای شورپسند و بیابانی به نام گز (
Tamarix) را خشک کرده و می‌شورند تا نمکش کم شده و بتوانند آن را به عنوان علوفه‌ی جایگزین به دام‌هایی دهند که روزگارشان از صاحبان‌شان اگر بدتر نباشد، بهتر هم نیست!
می‌دانم! شاید بپرسید که خب چه کار کنیم؟

می‌فهمم … دنبال چه کار کردن نیستم؛ فقط دلواپس بی‌احساسی مردمان در مواجهه با چنین تصاویری هستم!

به قول ریچارد باخ در یادداشت‌های مرد فرزانه:
عیبی ندارد عادی رفتار کنی
به این شرط که عادی احساس نکنی!
و من دوست ندارم که شما هرگز عادی احساس کنید.
همین.

ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 22 تير 1391برچسب:, :: 1:20 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

قــــدیم مئگفته : کمون ِ رستم ...

بعد بشدک ، کمون ِ آرش ... بعد بشه کمون ِ علی ... بعد بشه رنگین کمون ... آلاکی ئه ، ایچی نیــّه ... نه بارشه ... نه کمونه ... نه رستمه ...


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 20 تير 1391برچسب:, :: 4:36 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

شهر ها ... اقوام ... پادشاهان ... روز ها ... فلک ها و ... آمدند و رفتند ...

سیستانم ، هنوز در حضیض ِ زمان جا مانده است ...

....

آفتاب

آب ها را برد ...

و باد

خاک ها را بخار می کند

و من

مست ِ پیاله ی سرمه ی جاده ی چشم هایت ،

سیستان .


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 20 تير 1391برچسب:, :: 4:23 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 20 تير 1391برچسب:, :: 4:7 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

لیث پدر یعقوب هفت اصل را به عنوان مرامنامه و پایه واصول عیاری وضع کرد که به شرح ذیل است   :

 ۱ ) جوانمردی ؛  از دید جنبش عیاران افراد سه دسته اند  :

 دسته اول: حقوق هیچ کس را رعایت نمی کنند  واگر کسی هم به آنها نیکی کرد جوابش را به بدی میدهند که از نظر عیاران بدترین مردمند و در عیاری به آنها نا مرد گفته میشود .

 دسته دوم: در نیکی پیش قدم نمی شوند ولی اگر کسی به آنها نیکی کرد جوابش را با نیکی میدهند که به آنها مردمی گو یند.

 دسته سوم: کسانی هستند که در کار خیر پیش قدمند و ابتدا اگر کسی در حق آنها بدی کرد مقابله به مثل نمی کنند اما اگر چنانچه خطای کسی را بخشیدند و او دگر باره ستم نمود سزاوار کیفرش دانسته وبد اندیش را مجازات می کنند که به این گروه جوانمرد می گویند. وظیفه دوم جوانمرد ، حمایت از مظلوم و جدال بی امان با ستمگران است حتی مجازند اگر راهی برای مبارزه آشکار میسر نبود از اموال ظالم بربایند و به مظلومان و در ماندگان برسانند .

  2)راستی : پیر عیاران گفته است ؛ جوانمرد عیار بدان که راه تاریک است و باریک ، سویی آتش است و سوی دیگر آب ، راستی  چراغ است و دروغ طوفان ، بی چراغ راه نتوان برد ، پس چراغت را درآغوش طوفان میفکن .

 ۳) ستاری ( پرده پوشی)  : میر عیاران حدود پرده پوشی را مشخص کرده است که خلاصه آن چنین است:

 در آن گناه که در وی حق ناس بود** به هیچ وجه روا نیست غمض وستاری

 ۴) مروت : مروت وجوانمردی را بر سه اصل استوار میدانستند ؛

اول اینکه آنچه میگویی انجام دهی .  دوم راستی در قول و فعل .   وسوم شکیب درکارها .

 ۵) امانت داری : امانت داری از اصول بلامعارض مرامنامه عیاری است و در همه جا  با همه کس لازم الاجراست . شگفت اینکه امانت داری را در اموال خلاصه نکرده اند بلکه حفظ راز دیگران را هم شامل امانت داری دانسته وگفته اند ؛                    رندانه سخن گوی که رندان نپسندند  **   گر باز کنی پیش کسان راز کسی را

 ۶) وفا ی به عهد : در باورعیاران پیمان شکنی گناهی نا بخشودنی است .

خلف پیمان مکن ای دوست که در مذهب ما ** هرکه پیمان شکنی کرد مسلمان نبود

 ۷) حق نمک : پایبندی به حق نمک جزو سنگین ترین وظیفه عیاران بوده است علاوه بر این نمک بزرگترین سوگند عیاران نیز بوده است.

هر کس که نمک خورد و نمکدان بشکست** در مذهب رندان جهان سگ به از اوست


ارسال شده در تاریخ : شنبه 17 تير 1391برچسب:, :: 3:25 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

وی متولدسال ۲۰۲ هجری قمری و متوفای 16شوال سال ۲۷۵ ه.ق  دربصره می‌باشد. بنا به اظهار ابن ندیم، نام اصلی او سلیمان بن اشعث بن اسحاق بن بشیر بن شدادابن عمران الازدی سجستانی است.این فقیه و دانشمندسیستانی، کتب متعددی در فقه، تفسیر و حدیث تالیف نموده‌است که مشهورترین آن حدیث السنن است که مشتمل بر پانصدهزار حدیث که چهار هزار و هشتصد حدیث فقط در باره فقه و تشریع در آن آمده‌است.دهخدا در لغت نامه و در خصوص وی چنین می‌نویسد.سلمان بن اشعث بن اسحاق بن بشیر، مشهور به ابو داوود، پیشوای اهل حدیث است.وی ثالث اصحاب الصالح اهل سنت درحدیث است.

تالیفات :حدیث السنن المسائل-البعث والمنشور-رساله تسمیه الاخوه-ابتداء الوحی-اخبار الخوارج-رساله الی اهل مکه فی وصف سنه-رساله فی متشابه التعبیرلفظ فی آیات القرآن-الدعاء-دلائل النبوه- اصحاب الشعبی-مسند مالک-کتاب الناسخ-کتاب القدر-کتاب فی الرجال

ابو داود دارای آثار مختلف علمی ؛ از جمله کتاب المسائل است که در آن به پرسش های احمد بن حنبل پاسخ گفته است. ابو داود به دنبال آن بود تا احادیثی را گرد آورد که برای استدلال فقهاء به کار می آمد و احکام از آنها استنباط می شد، بر این اساس کتاب سنن خود را فراهم آورد. ابوبکر بن داسه یکی از راویان سنن از ابو داود این سخن را نقل کرده است: از روایات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پانصد هزار روایت نگاشتم و از میان آنها ۴۸۰۰ حدیث انتخاب کردم و روایات صحیح و نزدیک به صحیح را در آن آوردم و کتاب خود را پس از نگارش به رؤیت احمد بن حنبل رسانده و او کتابش را مورد تأیید قرار داد.

بدین خاطر کتاب سنن ابو داود از اعتبار زیادی  نزداهل سنت وجماعت برخوردار بوده و پس از صحیح بخاری و صحیح مسلم در مرتبه سوم ازصحاح6گانه(سته)قرار دارد. خطابی می گوید: در علم حدیث بسان سنن ابو داود نگاشته نشده است


ارسال شده در تاریخ : شنبه 17 تير 1391برچسب:, :: 3:18 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

دستانم را
كه به ریسمان محكم نام تو گره می زنم
احساس تلخ سقوط
در دلم محو می شود
چقدر با نام تو فاصله گرفته ام؟!



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 14 تير 1391برچسب:, :: 1:41 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

استفاده مناسب از امكانات و پتانسيل‌هاي كشاورزي و توانايي عرضه محصولات كشاورزي،گياهان دارويي، نهالستان با تنوع گل‌هاي زينتي و ديدني و همچنين توليد محصولاتخارج از فصل درحاشیه چاه نیمه ها ،باعث شده تا نام این منطقه بیشتربه سرزبانهابیفتد.
تغيير الگوي كشت منطقه با اجراي پروژه‌هاي آبياري‌ تحت فشار (قطره‌اي، باراني وكوزه‌اي)و كشت‌هايگلخانه‌اي وکشتهای خارج ازفصل بااستفاده ازکشت تونلی به منظور مقابله با اثرات ناشي از خشكسالي و استفاده از منابعآب و خاك از جمله اقدامات صورت گرفته در بخش كشاورزي در اين منطقه بودهاست‌.‌
در حال حاضر و با تلاش پژوهشكده كشاورزي، گسترش باغات انگور اين منطقه از2هكتار به ‌200 ‌هكتار رسيده كه در اين ميان بايد ايجاد قلمستانانگور و كاشت درختان پسته و زيتون، آلوزرد، انجير، عناب و نخل را هم ازديگر اقدامات صورت گرفته در بخش كشاورزي اين مركز دانست‌.‌ همچنين با توجه به نقش گياهان دارويي كاشت بيش از ‌200 ‌گونه گياهاندارويي ازقبيل چاي ترش، زردچوبه و زنجبيل، ‌گسترش گلخانه‌ها از ديگراقدامات صورت گرفته از سوي پژوهشكده كشاورزي درمنطقه چاه نیمه هاهستند.

 


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 14 تير 1391برچسب:, :: 1:36 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

اهورا  
گاهی...
خسته می شوم از این همه درد
گاهی...
دستهایم تنهایند
اشكهایم دیگر راهشان را گم كرده اند
همان لحظه هایی كه می گریم از بی كسی ام
همان لحظه هایی كه تو را كم دارم
خوب می دانم که...
   
تنها دست مهربان توست كه اشكهایم را پاك می كند...




ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 13 تير 1391برچسب:, :: 8:36 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

ميراث، آن چيزي است که از گذشتگان به ارث مي رسد



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 13 تير 1391برچسب:, :: 8:31 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

با دیدگانی تار... می نویسم... برای تو و برای دل!
دل ! .... این دل تنگ و تنها... امروز تنهاتر از هر زمان دیگری هستم.....
تو هستی!.... در تار و پود لحظاتم.... اما...
اما..... سهم من از این دنیای رنگی همیشه تنهایی بوده....
چشمانم را از من مگیر... بگذار تا جان دارم برای تو بنویسم... برای تو و از تو !.... تویی که مهربانترینی...
خدایا !.......... دریاب حال مرا که.... از وصف حالم عاجزم.... و خسته....
دریاب مرا ! این بنده ی سراسر بغض و حسرت را....
صبر !.... صبر را به من هدیه کن!
خدایا !...بگذار دست یابم به هر آنچه که دلم با او آرام میگیرد... و مگذار! تو را قسم به خداییت مگذار گناه کنم....
خدایا! مواظبم باش! مواظب این روح بی قرار و تنهایم باش!
خدای مهربانم ای بی کران نازنین!... عاشقم بر تو و هر آنچه که به من هدیه می کنی!
بهترین ها را به قلب بی قرار و تنهایم هدیه کن... ای قدرتمند بی نهایت کریم.
دوستت دارم ای مهربان... تو را سپاس برای همه ی رحمت هایت...
با من بمان.... خدا.... با من که تنها
تو نگهدار منی! به تو و محبت و مهر و هدایتت نیازی مبرم و عمیق دارم.


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 12 تير 1391برچسب:, :: 7:18 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

 آیا اینگونه نیست که در منطقه خودمان سیستان اکثریت قریب به اتفاق برای باز پس گیری حقوق مسلم خود از جامعه خود متوسل به بی اعتنایی و ترس شده ایم


 



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 12 تير 1391برچسب:, :: 6:57 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

طرز تهيه لندو

موادلازم

خرما 500 گرم

گندم 600 گرم

کنجد به مقدار لازم

برای تهیه این خوراکی اول از همه ،هستهخرما را جدا کرده و در ظرفی که میخواهید غذا را آماده کنید به صورت نپختهبریزید.بعد از آماده کردن خرما نوبت گندم است که بعد از خوب برشته شدن، گرماگرم باید در خرما ریخته شود. کنجد هم به همین صورت اضافه شود. وقتی همه گندم ها وکنجد ها به خرما اضافه شد.مواد رو با هم مخلوط کرده و زیر حرارت سنگین میگذاریم تابهم خوب بچسبند و سفت شوند.بعد از 12 الی 13 ساعت از زیر بار برداشته و به شکلدلخواه در آورده و میل نمایید


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 11 تير 1391برچسب:, :: 7:10 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

سیستان مانند خراسان و مشرق بطور کلی در میانه و اواخر دوره ی ساسانی دارای گروه های پراکنده از جمعیت مسیحی بوده است. این عناصر مسیحی گرچه شمارشان رو به کاهش میرفت ، اما تا اوایل دوره ی اسلامی دوام آوردند.
درباره ی وضع کلیسای مسیحی در سیستان اطلاعات صریح چندانی در دست نیست ، بلکه پاره ای اشارات پراکنده باقی مانده است

وضع و حال مسیحیان در ایران عصر ساسانی هرگز کاملا دور از تنشها و کشاکش ها نبوده است. شاهنشاهی ساسانی از همان سالهای نخست پایه گذاری این دودمان بر جمعیت های مسیحی فراوانی در بین النهرین و مزرهای سوریه و ارمنستان فرمانروایی یافته بودند.

.... کوچاندن مسیحیان بویژه در امتداد مرز ارمنستان از 339 م آغاز گردیدودر نتیجه در نواحی گوناگون فلات ایران کوچ نشینهای مسیحی بنیاد نهادند.

مسیحیان نیز مانند یهودیان ، مانویان و پیروان ادیان دیگر به پایگاه فرودستی و فرمان گذاری خود در کشور تن دادند و زیر سرپرستی مطران خود که در تیسفون بسر می بردند و اسقفان خود در جوامع جداگانه ای سازمان داده شدند که بسیار همانند نظامی بود که در اواخر دوره ی اسلامی و در امپراتوری عثمانی رواج گرفت.

آیین مسیح را کوچ نشینان مسیحی رواج دادند . پس از آنکه خسرو پرویز در 609 م " ادسا (شهری که مرکز نستوری ها بود) را سخت دستخوش غارت ساخت ،مسیحیان یعقوبی این شهر به سیستان و خراسان کوچ داده شدند

این یعقوبیان از مافریان یا مطران تکریت به نام ماروناس درخواستند که برای آنها رهبران روحانی تعیین کند؛ ازین رو وی اسقفانی به سیستان ، هرات و آذربایجان فرستاد.

نام یکی از اسقفان سیستانی " آفرید" نام داشت که در شورای دادبشوع که در 424 م برپا گشت ،شرکت داشت.

در سیستان بزرگ، پنج مرکز عمده ی مسیحیان وجود داشت : درنگیانا یا زرنگ _ فراه _ قاش یاخواش- بست و رخد = آراخوسیا یا الرخج)

در 394 ق / 1003 م سپاه نورسیده ی محمود غزنوی که در میان آنها شماری هندوان کافر حضور داشتند شهر زرنگ را که هنوز شماری مسیحی داشت غارت کردند و مسجد آدینه ی مسلمانان و کلیسای ترسایان را به آتش کشیدند

*******.


ارسال شده در تاریخ : شنبه 10 تير 1391برچسب:, :: 7:20 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

به گفته کالین مک ایودی در کتاب اطلس تاریخی جهان ص 271؛صفاریان بزرگترین قدرت نظامی ایران پس از تسلط اعراب بر ایران بودند.صفاریان(سیستانیان)نه تنها موفق به ایجاد استقلال در نواحی شرقی؛مرکزی وشمالی ایران شدند بلکه به همراه سامانیان؛ادریسی ها(که الجزایر امروزی رادر اشغال دارند)اغلبیون(که تونس ولیبی را حکمرانی می کردند) وطولونی ها که مصر را مسخر کرده بودند.امپراطوری عباسی را به شدت ضعیف کردند وآن را به نیرویی شکست خورده تنزل دادند.به گفته کالین مک ایودی,سامانیان وصفاریان با تصرف ایالات شرقی ایران نمایندگان تجدید حیات ملی ایرانیان بودند



ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 6 تير 1391برچسب:, :: 12:19 قبل از ظهر :: توسط : ARASTOO

شاه‌منصور خواجه‌اف، کارشناس فرهنگی تاجیکستان در موسسه‌ی فرهنگی اکو با اشاره به مهری که تاجیک‌ها به شاهنامه دارند،  گفت: «بسیاری از مردم تاجیکستان با باز کردن شاهنامه برای فرزندان‌شان، نام برمی‌گزینند. برپایه‌ی واپسین آمار، از هر 5 نفر، یک تن در تاجیکستان، نامی از نام‌های قهرمانان شاهنامه را بر خود دارد

 به گفته‌ی وی در تاجیکستان، شاهنامه و فردوسی آن‌چنان نقش پررنگی داشته‌اند که دانشمندترین فرد کسی بود که بیشتر بر شاهنامه چیرگی داشت. او گفت: «حتی در میان قبایل غیرایرانی هنگامی که جنگ می‌شد برای حل مساله، پیش کسی می‌رفتند که شاهنامه را به نیکی می‌دانست و او مساله را حل می‌کرد 

 به گزارش ایسنا، خواجه‌اف گفت: «پس از انقلاب اکتبر روسیه و ورود روس‌ها به آسیای مرکزی آن‌ها تلاش کردند تا هویت‌زدایی کنند و بسیاری از نشست‌های شاهنامه‌خوانی را که در آسیای مرکزی برگزار می‌شد تعطیل کردند. در این میان الغ‌زاده تلاش‌های بسیاری برای زنده کردن میراث شاهنامه، کرد.که نوشتن داستان کوتاه مرگ حافظ، برجسته‌ترین کار وی بود و از سوی دیگر برگردان شاهنامه به نثر تاجیکی و نوشتن رمان فردوسی در سال 1987 ، از دیگر کارهای دکتر الغ‌زاده برای زنده کردن فرهنگ شاهنامه در تاجیکستان است


ارسال شده در تاریخ : شنبه 3 تير 1391برچسب:, :: 6:7 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

معاون رئیس جمهورورئیس سازمان میراث فرهنگی وگردشگری دولت احمدی نژاد،متولد1345شهرستان زابل است.ملک زاده یکی ازارکان دولت نهم ودهم جمهوری اسلامی بود که درقالب دبیرشورای عالی امور ایرانیان خارج ازکشور،ارتباط آنهارابانظام ایران برقرارکرده است.اصولگرایان باتوجه به همین ارتباطات،بازدن برچسب هایی همچون فسادمالی و...خواستارمحاکمه وی بودندکه عفورهبری ایران همه نقشه های آنهاراباطل نمود.ملک زاده علاوه برپست معاونت ریاست جمهوری ،مشاورسیاسی رئیس جمهوری ایران ومشاورسیاسی رئیس اسبق قوه قضائیه آیه ا...شاهرودی رانیزدرکارنامه خدمتی خوددارد.وی پتانسیل تصدی گری مسئولیتهای مهمتری درجمهوری اسلامی ایران را داراست.

 

 


ارسال شده در تاریخ : شنبه 3 تير 1391برچسب:, :: 4:57 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

 هزار و يك‌ اسم‌ داری‌ و من‌ از آن‌ همه‌ اسم‌ «لطيف» را دوست‌تر دارم‌ كه‌ ياد ابر و ابريشم‌ و عشق‌ می‌افتم. خوب‌ يادم‌ هست‌ از بهشت‌ كه‌ آمدم، تنم‌ از نور بود پر  و بالم‌ از نسيم. بس‌ كه‌ لطيف‌ بودم، توی‌ مشت‌ دنيا جا نمی‌شدم. اما ...
زمين‌ تيره‌ بود. كدر بود، سفت‌ بود و سخت. دامنم‌ به‌ سختی‌اش‌ گرفت‌ و دستم‌ به‌ تيرگی‌اش‌ آغشته‌ شد. و من‌ هر روز قطره‌قطره‌ تيره‌تر شدم‌ و ذره‌ذره‌ سخت‌تر.
من‌ سنگ‌ شدم‌ و سد‌ و ديوار؛ ديگر نور از من‌ نمی‌گذرد، ديگر آب‌ از من‌ عبور نمی‌كند، روح‌ در من‌ روان‌ نيست‌ و جان‌ جريان‌ ندارد.
حالا تنها يادگاریي‌ام‌ از بهشت‌ و از لطافتش، چند قطره‌ اشك‌ است‌ كه‌ گوشه‌ دلم‌ پنهانش‌ كرده‌ام، گريه‌ نمیي‌كنم‌ تا تمام‌ نشود، می‌ترسم‌ بعد از آن‌ از چشم‌هايم‌ سنگ‌ريزه‌ ببارد.
يا لطيف! اين‌ رسم‌ دنياست‌ كه‌ اشك‌ سنگ‌ريزه‌ شود و روح‌ سنگ‌ و صخره؟ اين‌ رسم‌ دنياست‌ كه‌ شيشه‌ها بشكند و دل‌های‌ نازك‌ شرحه‌شرحه‌ شود؟
وقتی‌ تيره‌ايم، وقتی سراپا كدريم، به‌ چشم‌ می‌آييم‌ و ديده‌ می‌شويم، اما لطافت‌ كه‌ از حد بگذرد، ناپديد می‌شود.
يا لطيف! كاشكیي‌ دوباره‌ مشتی، تنها مشتی از لطافتت‌ را به‌ من‌ می‌بخشيدی،‌ يا می‌چكيدم‌ و می‌وزيدم‌ و ناپديد می‌شدم، مثل‌ هوا كه‌ ناپديد است، مثل‌ خودت‌ كه‌ ناپيدايی...

 يا لطيف! مشتی، تنها مشتی‌ از لطافتت‌ را به‌ من‌ ببخش...



ارسال شده در تاریخ : شنبه 3 تير 1391برچسب:, :: 4:35 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

 نسیـم، دانه را از دوش مـورچـه انـداخت.

 مورچـه دانـه را دوبـاره بر دوش گرفــت و رو به آسمان گفــت:

 "گـاهـی یـادم مـی رود کــه، هستی…

 کـاش بیـشتـر نسیـم بـوزد."


ارسال شده در تاریخ : جمعه 2 تير 1391برچسب:, :: 11:15 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

تماس!

هر روز اهریمن لعنتی

خط های ذهن مرا اشغال می كند

هی با شماره های غلط ، زنگ می زند،‏

آن وقت من اشتباه می كنم و او با اشتباه های دلم حال می كند.

دیروز یك فرشته به من می گفت:

تو گوشی دل خود را بد گذاشتی

آن وقت ها كه اهورا به تو می زد زنگ

آخر چرا جواب ندادی چرا بر نداشتی؟!

یادش به خیر

آن روزها

مكالمه با خورشید

دفترچه های ذهن كوچك من را

سرشار خاطره می كرد

امروز پاره است

آن سیم ها

كه دلم را

تا آسمان مخابره می كرد. 

با من تماس بگیر ، خدایا

حتی هزار بار

وقتی كه نیستم لطفا پیام خودت را

روی پیام گیر دلم بگذار....


ارسال شده در تاریخ : جمعه 2 تير 1391برچسب:, :: 10:27 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

يكي از بازيهايي بومی در سيستان است كه از نظر نوع بازي تشابه بسيار نزديكي به بازي كبدي كه همكنون به عنوان نماد بازيهايي سيستان وافتخار آفرين مطرح است،می باشد

تفاوتي اندك در چگونگي نوع بازي وجود دارد هرچند تعداد نفرات ونحوه بازي به همان شكل است وضربه زدن به نفر طرف مقابل به منزله حذف وي ميباشد اما فرد مهاجم بايد حتما" دستها را هم بر روي زمين قرار داده وچهار دست وپا حمله كند واگر در حين حمله كه ضربات سرنوشت ساز از طريق پا صورت ميگيرد به يكي از افراد تيم مقابل ضربه اي وارد كند آن فرد حذف واز دور خارج مي شود . منتهاي مراتب اگر فردي از تيم طرف مقابل ضربه به ناحيه سر مهاجم وارد كند بازنده محسوب خواهد شد اما در صورتي كه اين فرد ضربه اي به پاي آن فرد وارد نمايد ضربه وارده به ناحيه سر منتفي وبازي كماكان ادامه خواهد يافت . وبازنده تيمي خواهد بود كه آخرين نفر آن با اين حركات از دور خارج شود


ارسال شده در تاریخ : جمعه 2 تير 1391برچسب:, :: 9:36 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

شمس الدین مبارک سیستانی از بزرگان شعر و سرآمدان سخن در عصرخویش بوده است. از او کتب بسیاری باقی مانده است که مشهورترین آن‌ها "مجمع البحرین" می‌باشد.
محمد عوفی در کتاب لباب الالباب می‌نویسد، شاعر در باب مفاخر و مباهاتشهر خود چنین می‌گوید: شهر ما سیستان به واسطه سهچیز رجحان دارد، به شیر و امیر و شعر.
او در ستایش نصرالدین وزیر ممالکنیمروز(سیستان) چنین سروده است.
نصرالدین که فراش سعادت
خیام احتشامت بر فلک زد
امل را بعد تحصیلات سیری
به عون همت او شد یکی صد


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 1 تير 1391برچسب:, :: 1:32 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content