روستای دادی
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 

 
عکس دهه40روستای دادی درفیلم مستندبادصبا
به نقل ازوبلاگ شهریارزاهدان:
روستای دادی یكی ازروستاهای تاریخی وباقدمت  منطقه ی شیب آب سابق وشهرستان هامون فعلی درسیستان است كه در12 كیلومتری شهر محمدآباد و2 كیلومتری شمال بخش تیمورآباد واقع می باشد ، این روستابراساس سرشماری سال 1385 جمعیت آن 270 خانواروحدود300 نفر است درحالیكه جمعیتش دردهه 30 بیش از2000 نفربرآوردشده است...


 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 28 مرداد 1393برچسب:, :: 2:41 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

ابوسعيد مسعود بن ناصر سنجري سجستاني کتابي مستقل که ضخامت آن به هفده جزء مي رسد، در جمع طرق حديث غدير تصنيف نموده و آن را به کتاب دراية حديث الولاية» موسوم ساخته و اعداد اسانيد آن يک هزار و سيصد است. و در آن از صد و بيست صحابه اين حديث شريف را روايت کرده است.

در «طرائف في معرفة مذاهب الطوائف» آمده: [صفحه 161]

من وقوف يافتم بر کتابي که ابوسعيد مسعود بن ناصر سجستاني تصنيف نموده، و آنرا کتاب «دراية حديث الولاية» نام گذاري کرده است. و آن مشتمل بر هفده جزء است. و من همانند چنين کتابي نديده ام، و اين مسعود بن ناصر از موثق ترين مردان مذاهب اربعه است، او از حديث يوم الغدير و نص رسول الله بر اينکه علي بن ابيطالب بعد از او خليفه است، پرده برداشته است. از يکصد و بيست تن از صحابه روايت کرده است، که شش تن از آنها زن مي باشند، و هر کس بر مضمون و محتواي کتاب «دراية حديث الولاية» اطلاع پيدا کند هيچ شکي براي او نمي ماند که آن کساني که بر علي بن ابيطالب تقدم جستند،دشمني کردند، و ميل به رياست پيدا کردند


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 28 مرداد 1393برچسب:, :: 2:24 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 28 مرداد 1393برچسب:, :: 1:35 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba


...سپس سپاه بزرگى از سجستان به سركردگى مردى از بنى عدى به يارى مهدى مى آيد ; خدا ياران و سپاه او را پيروز مى گرداند...

به نقل ازکتاب الحاوى للفتاوی2/69

نام کتاب و پدید آور :الحاوی للفتاوی / نویسنده: عبدالرحمن بن ابی بکر بن محمد, السیوطی, ۹۱۱هـ ;
زبان اصلی: عربی  منبع خبر :کشف الظنون ۱/  ۶۲۹
محل نگارش :المدینه المنوره محل عرضه كتاب :المکتبه المحمودیه سایر توضیحات :شماره نسخه: ۱۳۸۳
محل نگهدارى كتاب :المملکه العربیه السعودیه     تاریخ :۱۳۹۱-۰۱-۲۵

ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 27 مرداد 1393برچسب:, :: 9:56 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

از شما می ‏خواهد كه مرا دشنام دهيد و ناسزا گوييد و از من بيزارى جوييد امّا، دشنام و ناسزا بگوييد زيرا براى من مايه پاكى است و هم سبب رهايى شما از مرگ. امّا بيزارى، از من بيزارى مجوييد كه من بر فطرت اسلام زاده شده ‏ام و به ايمان و هجرت بر ديگران سبقت گرفته‏ ام...

 



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 26 مرداد 1393برچسب:, :: 3:17 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

رستم ازجنگاوری شاه سکستان بودومن

باوفاداری به عهدعشق تو گردسکستانم هنوز


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 26 مرداد 1393برچسب:, :: 3:9 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

زالق . [ ل ِ ] (اِخ ) رستاق یا قلعه ای بوده است در سجستان (سیستان ). بلاذری آرد: عبداﷲبن عامربن کریز که در 30 هَ . ق . بعزم خراسان میرفت با لشکریان خود در شیرجان (سیرجان ) کرمان فرود آمد و ربیعبن زیادبن انس حارثی را به سجستان فرستاد. ربیع پس از گذشتن از فهرج و همچنین از بیابانی بطول 75 فرسخ به زالق که قلعه ای بود واقع در 5فرسخی سجستان رسید. در روز مهرجان (مهرگان ) بدان حمله برد و آن را گشود و چون بر دهقان (رئیس ) قلعه دست یافت دهقان نیزه ٔ خود را در زمین فرو کرد و جای آن را از طلا و نقره پر ساخت و با آن مبلغ طلا و نقره ، آزادی خود را از ربیع خریداری کرد. سپس ربیع به قریه ٔ کرکویه در 5فرسخی والق رفت . در همان روزها که مردم زرنج امیر خود را جانشین عبدالرحمن بن سمرة (خلیفه ٔ عبداﷲبن عامر) بود اخراج کردند، مردم زالق نیز پیمان صلح خود را شکستند و چون علی (ع ) از جنگ جمل فراغت یافت حسکةبن عتاب حبطی و عمران بن فصیل برجمی با گروهی از دزدان عرب بزالق رفتند، اموالی از مردم آنجا گرفتند و جد بختری (اصم بن مجاهد) را اسیر کردند. (از فتوح البلدان بلاذری چ بریل صص 393 - 395). یاقوت آرد: رستاقی است بزرگ در سجستان مشتمل بر قصرها و قلعه ها و ربیعبن کریز آن را گشود و 10هزار تن از اهالی آنجا را ببردگی گرفت . اتفاقاً غلام دهقان (رئیس ) زرنج که 300هزار درهم از درآمد غلات قریه های مولای خود گرد آورده بود و همراه خود داشت ، بدست ربیع افتاد. ربیع از غلام پرسید همه ساله منافع دهقان به این مبلغ میرسد گفت آری . پرسید از کجا بدست آورده است جواب داد: به کمک بیل و کلنگ . (از المعجم البلدان ).


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 26 مرداد 1393برچسب:, :: 3:1 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

اگر چه نام سيستان براى همه ايرانيان مسلمان نوعى افتخار به شمار می ‏آيد و مفاخر علمى فرهنگى، هنرى و ادبى واسطوره ای آن مايه مباهات است. امّا آنچه بزرگترين افتخار مردم سيستان به شمار می ‏آيدعبارتست از:

از مهم‏ترين اسناد تاريخي كه مي‏توان درباره مادر امام سجاد(ع) به آن استناد كرد، نامه‏ هاي منصورعباسی به محمد بن عبدالله معروف به «نفس زكيه» است كه رهبري مخالفان علوي و طالبي (اولاد ابوطالب) را در مدينه بر عهده داشت و هميشه ميان او و منصور نزاع و درگيري بود.
در يكي از اين نامه‏ ها كه منصور قصد ردّ ادعاهاي محمد مبني بر افتخار به نَسَب خود را داده چنين مي‏ نگارد: «ما وُلِدَ فيكم بعد وفاة رسول الله(ص) افضل من علي بن الحسين و هو لِاُم ولد».{الكامل في التاريخ، ج 2، ص 570}: يعني، بعد از رحلت پيامبر خدا(ص)در ميان شما شخصيتي برتر از علي بن حسين (امام سجاد(ع)) ظهور نكرده، در حالي‏كه او فرزند ام ولد (كنيز) بود.
جالب آن است كه هيچ اعتراضي - نه از سوي محمد و نه از سوي ديگران - به اين فقره شنيده نمي‏شود كه علي بن حسين(ع) فرزند كنيز نبود؛ بلكه فرزند شاهزاده‏ اي ايراني (وآنهم یزدگردسوم )بود! در حالي‏كه اگر اين داستان واقعيت داشت، حتماً محمد بن عبدالله براي پاسخ دادن، به آن استناد مي‏ كرد.

لذابه استناد کتاب انساب الاشراف(این کتاب که ۲۰ جلد و در نه هزار صفحه بوده‌است و دست کم سیزده جلد آن دردسترس است، در واقع یک فرهنگ‌نامه تاریخی می‌باشد)، أبوالحسن احمد بن یحیی بن جابر بن داوود البغدادی البلاذری، ج 3، ص 325. همسرامام حسین(ع)زنی ازاسرای سجستانی وبه نام غزاله بوده است. (رجوع کنیدبه کتاب: امام سجاد (ع) در رهبری شیعه / 24 ) و در هنگام تولد امام سجاد(ع) در همان حالت نفاس از دنيا رفته ودرقبرستان بقیع دفن شده است.{عيون اخبار الرضا(ع)، ج 2، ص 128} و نيز چنين گفته‏ اند: يكي از كنيزان حضرت علي(ع) به عنوان دايۀ به بزرگ كردن امام سجاد(ع)پرداخت. {بحار الانوار، ج 46. ص 8}

سنجان، نوشجان و شيرويه راالقاب پدر بی بی ذكر كرده ‏اند.{حول السيدة شهربانو، ص 28}

نامهایی که  درمنابع مختلف برای بی بی  عنوان شده عبارتنداز: 1. شهربانو، 2. شهربانويه، 3. شاه زنان، 4. جهان شاه، 5. شه زنان، 6. شهرناز، 7. جهان بانويه، 8. خولة، 9. برّة، 10. سلافة، 11. غزالة، 12. سلامة، 13. حرار، 14. مريم، 15. فاطمة، 16. شهربان.{بحارالانوار، ج 46، ص 8-13}

درتاییدسخن بلاذری همین نکته کافیست که:

 وی ازنسب شناسان  ومنابع متقدم است ودراواخرقرن دوم هجری می زیسته که نزدیک به این واقعه حیات داشته است. مترجم کتابهای پارسی به سریانی بود.یاقوت حموی از وی بسیار تمجید نموده‌است

اما اشكالاتی که برسایرنظریات وارداست عبارتنداز:
1- اسارت دختري از يزدگرد، به شدّت محل ترديد است. اين نشان مي‏دهد كه سازندگان مختلف این مطالب، با انگيزه‏ های خاصی به خيال خود فره ايزدي و تخمه شاهي را از ساسانيان به امامان شيعه منتقل سازند.كه به خيال خود به جهت پيوند خوردن نسل ساسانيان با نسل پيامبر(ص) در امام سجاد(ع)خواسته‏ اند آن حضرت(ع) را به عنوان «خير اهل الارض» معرفي كنند!

2-برخي از نويسندگان متقدم همانند مسعودي، هنگام ذكر فرزندان يزدگرد سوم، دختراني با نام‏هاي ادرك، شاهين و مردآوند براي او ذكر مي‏كنند كه باهيچ‏يك از نام‏هايي كه براي مادر امام سجاد(ع) گفته شده، هماهنگي ندارد و ثانياً خبري از اسارت دختران یزدگرد در تمام نوشته‏ هاي خود به ميان نمي‏ آورد. (شعوبيه، ص 324)

3-همچنين از سوي محققان معاصر با دلايل قطعي ثابت شده است كه بقعه بي‏ بي شهربانو - كه در كوهستان شرق ري معروف به كوه بي‏ بي شهربانو پديدار است - هيچ ربطي با مادر امام(ع) ندارد و بنايي است كه در قرون بعدي ساخته شده است. چنان‏كه تاريخ ساخت صندوق منبت كاري آن سال 888 ق را نشان مي‏دهد و درب منبت كاري آن كار عهد صفوي است و الحاقاتي از هنر دوره قاجاريه دارد.{شعوبيه، ص 326}عدم ذكر چنين بقعه‏ اي در آثار شيخ صدوق - كه خود ساليان دراز در ري مي‏زيسته و به آن آشنايي كامل داشته - مؤيد ديگري بر عدم وجود اين بقعه در قرن چهارم و در زمان شيخ صدوق (متوفي 381 ق) است. لذاایشان درقبرستان بقیع دفن شده اند.


ارسال شده در تاریخ : شنبه 25 مرداد 1393برچسب:, :: 2:7 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

من یک زابلی ام، سرزمين بادها ، خاستگاه اسطوره‌ها ،سرزمين يادها و هويت‌ها، سرزمين خاطره‌انگيز شاهنامه فردوسي با جمع رستم و سهراب وپهلوانان.يعقوب ليث صفار و رويگر زادگان  وعیاران عاشق وطن؛ از زابل و شهر سوخته‌اش هستم كه بخشي از هويت علمي و پزشكي ايران را از 5200 سال پيش در دل خود حفظ كرده است. زابلي، مردي ايراني است كه دوست دارد همه به اعتقادات و باورهايش احترام بگذارند. جوانان و پيران سیستان افتخارشان اين است كه از نوادگان رستم و پور دستان هستند. با خود مي‌انديشم شهري با شناسنامه چندين هزار ساله كه خاستگاه داستان‌هاي اساطيري شاهنامه است؛ چرا اکنون نمي‌تواند فرزندان خود را در كنار خود نگه دارد؟

شماپاسخ بدهید...


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 مرداد 1393برچسب:, :: 10:31 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

این طایفه اصل خویش را از مهاجرینی می‌دانند که بعد از ویرانی سیستان وارد این منطقه شده‌اند. همچنین این طایفه معتقد است که منسوب به حیدرسلطان جنید پدرشاه اسماعیل صفوی می‌باشند.آنان پس از مهاجرت به سیستان در شمال طبسین و بعد از آن در منطقه میانکنگی (جلال آباد) و روستای جهانتیغ پشت آب و ده بلی (ده بلند)شیب آب سکونت نمودند.

حیدری‌ها مردمی سخت کوش وشیعه مذهب اند و اکنون در روستای گل آبادزابل ساکن هستند و تعدادی نیز از این طایفه درشهرهای سرخس،گرگان،ترکمن صحراوکلاله سکونت دارند. تیره تاکور (تکور) درسیستان زیر شاخه این طایفه‌است.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 31 مرداد 1393برچسب:, :: 5:23 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

 
متولد1338شهرستان زابل
فوق تخصص کلیه اطفال

 قائم مقام  ریاست دانشکده پزشکی کشور

گزیده ای از سوابق علمی و اجرایی :

اخذ مدرک پزشکی عمومی سال ۱۳۶۵ از دانشگاه علوم پزشکی ایران

اخذ مدرک تخصص کودکان سال ۱۳۶۸از  دانشگاه علوم پزشکی ایران

فوق تخصص نفرولوژی سال  ۱۳۷۴ دانشگاه شیراز

دانشیار دانشگاه علوم پزشکی سال ۱۳۸۴

شروع به کار سال  ۱۳۶۸ دانشگاه علوم پزشکی زاهدان

ریاست بیمارستان اطفال ۱ سال

 معاونت درمان دانشگاه ۲ سال

ریاست نظام پزشکی استان سیستان و بلوچستان ۴ سال

ریاست دانشکده پزشکی زاهدان ۳ سال

ریاست دانشگاه علوم پزشکی زاهدان ۸ سال

 ریاست بیمارستان امام حسین (ع)



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 30 مرداد 1393برچسب:, :: 11:54 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

جهانگیرخان و مخصوصاً پدرش محمد حسین خان سیستانی از امرای بزرگ و مقتدر کرمان مقیم بم بوده‎اند. جهانگیرخان در سال 1206 ﻫ . ق چون از ده برادر دیگرش بزرگتر بود پس از درگذشت محمد حسین خان جای پدر را گرفته و حکمران بم گردید در سال 1208 ﻫ . ق که لطفعلی خان زند از طبس بازگشته و در کمال پریشانی در قاین بسر می‎برد فرستادگان محمدخان پسر اعظم‎خان افغان و جهانگیر خان پسر محمد حسین خان سیستانی سابق‎الذکر به نزد او آمدند و لطفعلی خان را به آمدن به بلوچستان و کرمان دعوت کردند محمدخان و جهانگیرخان متعهد شده بودند که کرمان را برای لطفعلی خان فتح کرده و او را به پادشاهی ایران برسانند. چون دعوت آنان از روی صدق و صفا و لطفعلی خان هم که از همه جا مأیوس و ناامید شده بود دعوت آنها را پذیرفته با عده همراهان قلیل خود متوجه بم و نرماشیر و کرمان گردید. جهانگیرخان با هزار سوار به لطفعلی خان پیوست و کرمان در سال 1208 ﻫ . ق به تصرف لطفعلی خان در آمد و سکه به نام خود زد. در همین سال آغامحمدخان برای دفع لطفعلی خان و تصرف کرمان با لشکری مجهز عازم کرمان شد و پس از زد و خورد شهر را محاصره نمود و جهانگیرخان در همه جا و همه اوقات بهترین یار و یاور لطفعلی خان بود کرمان پس از چندین ماه مقاومت سرانجام به تصرف لشکر آغامحمدخان درآمد و لطفعلی خان با هر قدر کوشش فوق‎العاده نتوانست که مانع ورود آنان به شهر گردد و لطفعلی خان پس از سه ساعت جنگ سخت به اتفاق جهانگیرخان و دو عم خود به طرف بم فرار نمود و جهانگیرخان از وحشت و اضطرابی که به او دست داده بود هنگامی که از دروازه کرمان بیرون آمد به جای اینکه به طرف بم برود راه را گم کرده به بیراهه افتاد. لطفعلی خان 193 کیلومتر راه را با اسب غران خویش در یک شبانه روز طی نموده خود را به بم رسانید لکن جهانگیرخان سه روز بعد به بم رسید. برادران جهانگیرخان چون دیدند که برادرشان نیامده و ممکن است که اسیر چنگال آغامحمدخان باشد با این که لطفعلی خان مکرر به آنان اطمینان داد که جهانگیرخان به زودی خواهد رسید با وجود این برادران از آمدن او به کلی مأیوس گردیدند و برای نجات برادر چاره‎ای اندیشیدند که لطفعلی خان را گرفته دست بسته تحویل شاه قاجار بدهند برادران و سواران سیستانی و بمی برای دستگیر کردن او بر وی حمله‎ور شدند و پس از مجروح کردن و زنجیر نمودن او را سوار شتر کرده روانه کرمانش نمودند جهانگیرخان هنگامی رسید که لطفعلی خان راتحویل داده بودند.ملول شد اما چاره‎ای نداشت زیرا عملی بود که توسط برادرانش انجام یافته بود و دیگر علاجی نداشت.پس از چندی که از این واقعه گذشت جهانگیرخان را برحسب امر آغامحمدخان کور کردند و بعد در حال کوری با کوچ و بنه به تهران روانه نمودند و بدیهی است که با این وضع در حال بیچارگی و درماندگی بسربرد و عمر خویش را به پایان رسانید.


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 23 مرداد 1393برچسب:, :: 4:6 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 22 مرداد 1393برچسب:, :: 7:17 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

قلعه تیموردر27کیلومتری زابل در جنوب غربي زاهدان كهنه در بخش پشت آب واقع شده ومربوط به دوره ي مغول و دوره صفويه است.این اثر در تاریخ ۱ اردیبهشت ۱۳۴۵ باشماره ثبت۵۳۸ به‌عنوان یکی ازآثارملی ایران به ثبت رسیده است.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 29 مرداد 1393برچسب:, :: 6:52 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

دَم بیگَه که بگَ بار کرده
هنگام غروب (گاه رفتن) فرارسیده است و گله شتران باربسته
وَ زیربارلو کو غار کرده
و فریاد شتران نررا زیر سنگینی این بار
غم دنیایه رویه دِل مِه کوکَه
غم تمامی دنیا روی دلم سنگینی کرد
دَم که ماپری رَه سوار کرده
هنگامی که دیدم ماه پری را برشتر نشاندند

قطعه آوازی ماه پری ازآلبوم اوشیدا-محسن ذوالفقاری


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 29 مرداد 1393برچسب:, :: 7:10 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

اَروس از آلم بالا میایَه
عروس از عالم بالا می آید (عروس آسمانی)
کَتو پوشیدنو آلا میایَه
او می آید جامه ای از کتان برتنش
کتو پوشیدَ یَه که مخوایَه شایه
کتان پوشیده در انتظار سرزمین آرزوهایش می باشد
وَزَیر اَبر چادَر رفتهَ مایه
او ماهی است که زیر ابر چادر نهان است

قطعه آوازی عروس آسمان

ازآلبوم سیستانی اوشیدا-محسن دوالفقاری


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 22 مرداد 1393برچسب:, :: 6:17 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

قضاوت و حل و فصل ِ منازعات بین مردم از زمانی که بشر پا به عرصه ی این زمین خاکی گذاشته ، به عنوان لازمه زندگی بشر به وجود آمده است...




 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 22 مرداد 1393برچسب:, :: 5:46 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

بخشی ازنارسائیهاومشکلات ومحرومیتهای سیستان به اعمال خودماسیستانی هانیزبرمی گردد.واقعاً فكر نمی كنید ازروزیكه تحصیل كردگان ما عافیت طلبی رادرپیش گرفتند ، ثروتمندان سیستانی سرمایه های مالی خودرابه مناطق امن وخوش آب وهوا منتقل وآنجا رابرای زندگی انتخاب كردند، ازروزیكه بزرگان راتحقیر كردیم وسران خودرادرودكردیم ، ازروزیكه تبدیل به توده شدیم وسران هدایتگرخودرااز دست دادیم، ازروزیكه كشاورزان مادل به دولت بستند وتوانمندی های فردی خوددراحیاء نهرها ورودخانه هابه فراموشی سپردند، ازروزیكه مردم روستائی ماكاسه ی گدایی جلوی سازمانهای حمایتی درازكردند ، از همان روزسیستان به سوی نابودی سوق یافت.
ازآن روز تنورهای خانگی درسیستان ورجاوندكه هرروز نان تافتون گرم مهیامی ساخت روبه خاموشی رفت ، ازهمان روز به بعد دیگه حاجی مؤمن های باانصاف راسیستان به خودش ندید ، ازروزی كه بزرگان راحقیركردیم دیگه افغانی هاحرف توده های مارابرای حقآبه هامون گوش نكردندزیرا می دانند سیستان محمدرضاخانی ندارد، ابراهیم خانی ندارد ، به همین دلیل رودخانه ها و دریاچه ی ماپرازماسه بادی بود ، بادهای 120 روزه كه طراوت وآسایش رابه همراه داشت به عامل مرگ مردمانمان تبدیل شده است، خشكسالی های مكرر عامل بیكاری، فقر، فساد ومهاجرت باشندگان سیستان گردیده است.
آیامی توانیم دوباره حَشَرهای سابق رابجای بیلهای مكانیكی بی احساس وعاطفه برای لایروبی رودخانه هابسیج كنیم؟ آیامی توانیم سرمایه هاوسرمایه داران سیستانی را با احیای منطقه ویژه اقتصادی مجدداً به سیستان برگردانیم؟ آیامیتوانیم سیستانی های تحصیل كرده رابرای سكونت دائم وحتی برای یك دوره موقت به سیستان برگردانیم؟ آیامیتوانیم فرهنگ بزرگی وصاحب نفوذی طوایف رابرای رایزنی های برون مرز زنده سازیم؟
آیاما می توانیم....بله قطعاً می توانیم بشرط ایكه همه من نباشیم ، بلكه همه خدمتگذارسیستان باشیم، دعواها و حسادت های قومی وطایفه ای رو هم كناربگذاریم.

منبع:وبلاگ شهریارزاهدان


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 22 مرداد 1393برچسب:, :: 5:35 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

فاطمه حسین زاده خزائی (نگین خزائی) متولد1374شهرستان زابل-عضوتیم ملی پینگ پنگ دختران ایران

مقامها:

سال ۸۴ نایب قهرمان نونهالان کشوردر اراک

سال ۸۵ قهرمان کشوردر اهواز

سال ۸۷ نایب قهرمان مدارس راهنمایی درزنجان
سال ۸۷ نایب قهرمان نوجوانان درقزوین
سال ۸۹ عضو تیم ملی آموزشگاهی ایران
 سال ۸۹ قهرمان انفرادی و دوبل نوجوانان در قم
سال ۸۹ و ۹۰ قهرمان بسیج دانش آموزی کشور ونایب قهرمان باشگاههای کشور در قزوین

 سال ۸۹ مقام اول مدارس کشور در همدان

سال ۸۹ عضو تیم ملی نوجوانان واعزام به مسابقات کشورسنگاپور

 سال ۸۹ قهرمان نوجوانان کشور دربخش انفرادی و دوبل در قم

شیرین ترین خاطره ورزشی:

درسال ۲۰۱۰ که عضو تیم ملی دانش آموزی ایران درجمهوری چک بودبرای کسب عنوان پنجم تا هشتم به حمایت از ملت مظلوم فلسطین با ورزشکاران رژیم صهیونیستی حاضر به مسابقه نشد.

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 19 مرداد 1393برچسب:, :: 7:54 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

تجگی- پوری- شورو- لندو- لتی- گندم بریو- کشک کولی- خرمابریون- قاتق- اشکنه کشته- چولی- بورک- دوغ بر- ماهی شیرپز- کله جوش- رخمی- قروت- پوچ- قتلمه دیگی- اشکنه آرددستمال- اوجیزک- اشکنه انارترش- گرماست- رشته بریو- اوجیزک گشنیز- کلوچه قندی- کلوچه خرمایی- چنگالی- غلور- آچار- کشک زرد- گندم شیر- پلو- مدل- املت سوزی- نان جو- ترکی- آرددستمال- کورگی- قوتوی سیستانی- شیرینک- شیره هندوانه- چمچه ریزک- پله.


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 19 مرداد 1393برچسب:, :: 7:41 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

بلوچستان همان گدروسیای باستانی یونانی ها است . اسکندر شرح لشگر کشی هایش را به گدروسی در تاریخ ثبت کرده است . وی از دریانوردی فرمانده اش به نام نیارخوس در دریای مکران ( دریای عمان ) نام برده است . ولی قدیمی ترین نامی که بر این نواحی بلوچستان داده شده است مکا می باشد . نوشته های هرودوت مورخ یونانی دلیل محکمی بر این باور است . مکا (بلوچستان کنونی )ساتراپ چهاردهم شاهنشاهی گسترده هخامنشی بوده است . جغرافی دان نامدار بطلیموس بلوچستان را به دو بخش می داند که نیمی متعلق به ایران و نیمی دیگر به هند تعلق داشته است و کشوری به نام پاکستان وجود خارجی نداشته است . نام بلوچستان در پیش از اسلام بیشتر به همان گروسی خوانده می شده است ولی پس از حمله اعراب به ایران مکوران - مکران - مک کران خوانده شد . دریای عمان نیز نام ساختگی برای کشور عمان امروزی است و در بسیاری نقشه های باستانی دریای مکران نام داشته است . فردوسی بزرگ بلوچ ها را جزوی از ارتش کیخسرو شاه ایران نامیده است . جای دیگر از جنگ بلوچها با انوشیروان سخن میگوید . قوم جت مشهور ترین اقوامی هستند که در این سرزمین ساکن بودند...

هرتسفلد نام بلوچ را برگرفته از رویة مادی واژه « برازاـ واچیا » BRAZA- VACHIYA ( فریاد بلند) که در زبان پارسی باستان نیز بدین گونه است، می داند و مُکلِر آن را برگرفته از واژه گدروسیا GEDROSIA در زبان یونانی کهن بلیو نام بلوچ را برگرفته از واژه « بالااِچا »BALAECH A دانسته و گیلبرتسن آن را برآمده از واژه سانسکری  « مالِچا » MALECHA  به معنی دون دین می داند.راولینسن نام بلوچ را دگرگون گشته نام بلوص شاه بابل دانسته و سایکس می نویسد که این گروه چون در سرزمین کوسان در خاور کرمان می زیستند کوسی و کوشی نامیده شدند و کوش و بلوص پس تر به گونه کوچ و بلوچ در آمد.

مارکوپولو”، از سرزمین بلوچستان به نام “کسماکوران” یا “کسمه کوران” یاد نموده است. وى مى‏نویسد: «کسماکوران، ایالتى است که شاهى برآن حکومت مى‏کند. مردم آن با زبان خاص خود گفت و گو مى‏کنند، بیشتر مردم ‏آن مسلمانند؛ هرچند بت‏ پرستان هم در آن جا زندگى مى‏کنند»
نویسندگان قرون سیزده، چهارده و پانزده میلادى غالباً براى تسمیه تمام ایالت، کلمه “کیچ” و “مکران” را استعمال مى‌کردند و به همین جهت “مارکوپولو” ولایت مزبور را “کسمه کوران” نامیده است.ظاهراً در گذشته‏ هاى بسیار دور طایفة دیگرى به نام کوچ (ظاهراً براهوییها) با بلوچها خویشاوندى داشته است و “فردوسى” در “شاهنامه” از دوطایفه مجاور یکدیگر “کوچ” و “بلوچ” نام برده است


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 19 مرداد 1393برچسب:, :: 7:20 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

سیستان نامه - جلد 1
نویسنده: ایرج افشار سیستانی
سال چاپ: 1369
شمار صفحات: 595


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 19 مرداد 1393برچسب:, :: 7:1 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

وضعیت بازار سیستان در یک نگاه و با انشایی ادیبانه و سرشار از احساس در سالهای 1335 شمسی توسط استادآقای غلامرضا عمرانی :

«از فلکه حوض [میدان انقلاب فعلی] رو به شمال، تا چهارراه شهربانی، وجود یک شرکت فعال باربری و مسافربری کافی بود تا توجیهی برای آن مایه هیاهو و شور و تحرک باشد. نرسیده به چهارراه شهربانی، رو به روی اداره پست کوچه ی باریکی بود که پشت به بنگاه مسافربری داده بود. از این کوچه ی باریک که وارد می شدی، دنیا دیگر می شد و جوش و خروش زندگی از آن به آسمان می رسید. دست چپ این کوچه به سه بازارچه ی پرهیاهوی شهر راه داشت؛ سومی سرپوشیده و طولانی بود با یک انشعاب عمودی. کوچه ی اصلی با مغازه های رنگارنگ و قد و نیم قدش، پشت در پشت کنسولگری روس تا بازار قبرستانی ادامه  می یافت؛ یک دو چرخ می زد و در بازار قبرستانی جاری می شد. چهار پنج قهوه خانه ی شهر و سه چهار کاروانسرای دایر پر از عربده و قیل و قال در این بخش شهر بود؛ بازار نجارها، بازار آهنگرها، بازار خرمافروشها، بازار گندم فروشها، بازار گاوکشها و ماهی فروش ها، همه در این قسمت بود و نیز خرازی ها و بزازی ها. طوّاف ها و دوره گردها و بساطی ها و پرده داری ها و گداها، همه این جایی بودند. سبدهای جوجه و مرغ و میوه این جا خالی می شد؛ خرمن خرمن گندم و جو و ماش و ماک و عدس به کام این میدان می ریخت و از بام تا شام رایحه ی خوش و شادمانه ی ریحان و ترتیزک و تره و دوغ و ماست و شیر و نان خانگی مشام جان را در این میدان می نواخت. صف بلند بی گسست شیرکش ها هر روز صبح، اینجا نوای زندگی می نواخت و برکت نیزارهای سرشار هامون را از اینجا به شهر هبه می کرد. همه ی زندگی همین جا بود؛ همین جا. کواره های مالامال از «روچه» و «سنگک» و «فخری» و«شست عروس» و «عسکری» و «چش گو» و... و «کلوخ سیب» و«قندک» و «گلاب» و «دورنگ» و... امرود و آلوچه و توت و و و در سبدهای سیری ناپذیر میوه فروش های تکیه داده به فصیل ستبر بر آورده ی کنسولگری سرازیر می گشت و با بوی خوش و سرگیجه آور قصیل تازه رسته به هم می آمیخت و آدمی را حالی به حالی می کرد؛ رنگ و نگارشان چشم را نوازش می داد؛ عطر و بویشان مشام را و های و هوی فروشندگان و خریدارانشان گوش را. گوش ها می بایست تا این همه جوش و جلای زندگی را بشنود و سرمست شنیدن گردد؛ و این جا نه شگفت اگر چشم ها نیز گوش شود؛ و چه نیکو گفت...» ...


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 19 مرداد 1393برچسب:, :: 6:52 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

ورود سینما به زابل را مانند بسیاری از موارد دیگر باید طفیلی همجواری سیستان با هند انگلیس دانست. تاریخ ورود سینما به زابل به قبل از سال 1300 شمسی بر می گردد که توسط تجار هندی به سیستان و شهر فعلی زابل وارد شد.

بنابراین سینما حداقل در سال 1299 به وسیله یکی از سرمایه داران سیک هندی در سیستان شروع به کار کرد. این سینما در آغاز «سینه ماتوگرافی» نامیده می شد. سیک هندی مزبور که سیت محمدعلی نامیده می شد، دارای تجارتخانه در سیستان بود. که با تبادل کالا میان هند و سیستان بازار زابل را در دست داشت و همانطور که در قسمت های مربوط به بازار موجود است، در زابل بازاری نیز به نام بازار سیک ها وجود داشت که از اولین بازارچه های موجود دربازار زابل بوده است...

...از دیگر مکان های معروف که در دهه 1310 سینما در آن فعال بود می توان به خانه سرکار محمدرضا خان صمصام الدوله اشاره کرد. این خانه جزء محدود اماکنی  است که به صورت نیمه خراب هنوز نماینده معماری قدیمی شهر زابل است. سینمای مزبور در قسمت شمال شرقی این منزل وجود داشت. و می توان از آن به عنوان قدیمی ترین ساختمان سینمایی زابل یاد کرد. احتمال می رود که سینمای سیت محمد علی نیز در ساختمان سرکار به سال 1300 شمسی فعال بوده است.

 سینماهای معصرزابل به نام سینما فرهنگ روبروی اداره آموزش و پرورش زابل قرار داشت. سابق بر این زابل دارای سینمای دیگری نیز در غرب چهارراه شهربانی به نام سینما فرخی مربوط به آقای خراشادی بود که در دهه 1360 یک بار توسط گروههای مخالف با انقلاب اسلامی در حین پخش فیلم بمب گذاری شد.

 


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 19 مرداد 1393برچسب:, :: 6:45 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

مهدی جعفری پویا، متولد 1370 درشهرزاهدان ازخانواده ای سیستانی وازطایفه اصیل چشک.
تیراندازی را از سال 1386 در هیئت تیراندازی استان  آغاز کرده  و بعد از حدود 2 سال و در طی برگزاری اردوی استعداد یابی به تیم ملی دعوت شده است. در اردوهای تیم ملی توانست به سرعت رکورد خود را افزایش داده و در ترکیب تیم های اعزامی به مسابقات بین المللی قرار بگیرد. در حال حاضر عضو باشگاه لیگ برتری استان می باشد.

رکوردها:
 در ماده سه وضعیت با نمره 1170 و در ماده درازکش با نمره 596 رکورد دار ایران است.

مقام ها:

مسابقات جوانان جهان درکشورچک  در تفنگ بادی عنوان نایب قهرمانی، و در سه وضعیت رکورد ایران را 11 نمره افزایش داد.

مسابقات گوانجوبانمره 589 دربخش تیمی چهارم آسیا

مسابقات کویت در تفنگ بادی انفرادی نقره و  تیمی طلا -و در ماده سه وضعیت طلای انفرادی و دو نقره تیمی 

در رده بزرگسالان در مسابقات دانشجویان جهان - روسیه مدال برنز


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 19 مرداد 1393برچسب:, :: 6:2 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content