گالری-10
 
سیستان برای سومین بار...
زابل پایتخت ایران باستان
 
 


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 28 شهريور 1392برچسب:, :: 8:50 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

من از تاریکی شبها

وازصبح وطلوع نورخورشید

من از سیلاب خون آشام وجانکاه

واز نم نم بارش باران زیبا

من از رنگ سیاه و اهرمن دوست

واز بال سپید هر فرشته

من از سرما وسوز فصل تاریک

واز تابیدن صبحی دل انگیز

من از طوفان و غرشهای مغرور

وازرنگ خدای آسمانی

یقین دارم که ظلمت را فنا هست

یقین دارم که نوری بین راه است

کمی با خود مدارا کن

گذر کن از شب ظلمت

کمی صبر و کمی آرامش دل

کمی رنج و بسی باید تحمل

که ظلمت را بقاء نیست

یقین دستی فرا تر از خدا نیست

کمی صبر وکمی باید تحمل

کسی غیر از سحر در پشت در نیست


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 28 شهريور 1392برچسب:, :: 8:48 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

خون گریه ی ِ رستم شدم و عاقبت ِ کار

از سینه ی ِ سهراب چکیدم ،

نشد آخر ...!


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 28 شهريور 1392برچسب:, :: 8:46 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

تاریخ سیستان- از نویسنده یا نویسندگانی ناشناس – عنوان یكی از كهن‌ترین و مهمترین آثار در تاریخ سرزمینی است كه نه فقط در روایات نیمه تاریخی- نیمه افسانه‌ای بلكه در تاریخ پر‌فراز و نشیب ایران پس از اسلام در عرصة استقلال طلبی و مقابله با دستگاه خلافت نقشی بزرگ و اهمیتی خاص دارد.
عنوان تاریخ سیستان را شادروان بهار به تبع عنوان نخست این اثر در پاورقی روزنامه ایران در سالهای 1299 تا 1302 ق اختیار كرده و در خود اثر عنوانی برای آن ذكر نشده است.
تاریخ سیستان از جهات ادبی و تاریخی حایز اهمیت بسیار است و شادروان بهار در مقدمة ممتع و عالمانة خویش به بخش مهمی از آنها اشاره كرده است. این اثر از لحاظ تاریخ‌نگاری نیز محل بحث و بررسی بسیار تواند بود. چه یكی از كهن‌ترین و مهمترین آثاری به شمار می‌رود كه می‌توان به عنوان نمونه‌های قابل توجه در شیوه‌ها و روشها و انواع تاریخ‌نگاری اسلامی- ایرانی از آن‌ها یاد كرد و من در كتاب تاریخ‌نگاری خود به تفصیل در آن مباحث سخن رانده و نوعی طبقه‌بندی از آنها به دست داده‌ام.
از لحاظ روش تاریخ‌نگاری، تاریخ سیستان در زمرة آثاری به شمار می‌رود كه از نوعی روش تركیبی پیروی كرده‌اند. یعنی اثری است حد فاصل میان روش روایی و روش تحلیلی. از نظر شیوة تدوین و تنظیم تاریخی در شمار آثاری است كه به طور كلی به شیوة سالشمارانه تدوین شده گرچه در مواضعی بنا به ضرورت و برای تكمیل گزارش یك حادثه، اندكی به عقب یا جلو رفته است و می‌دانیم كه این روش در تواریخ معتبری چون الكامل ابن اثیر و تجارب الامم ابوعلی مسكویه نیز رایج بوده است. سرانجام در انواع تاریخ‌نگاری، تاریخ‌سیستان در زمرة تواریخ محلی و یكی از مهمترین نمونه‌های آن به شمار می‌رود. چه غالب بلكه همة خصوصیاتی را كه برای این نوع تاریخ‌نگاری می‌توان به دست داد در این اثر دیده می‌شود. آنگاه این اثر، به ویژه در مباحث مربوط به تاریخ‌نگاری ایرانی هم بدان سبب كه لااقل بخش اول آن از نخستین آثار در نوع خود و در ردیف تاریخ بلعمی و بیهقی و گردیزی به شمار می‌رود و در شكوفایی و تكمیل سنت تاریخ‌نگاری ایرانی لابد نقش داشته، قابل توجه بسیار است. شادروان بهار به طور غیر مستقیم و تا حدی به این نكتة اخیر توجه داشته و در مواضعی از مقدمة خویش با دقت تمام و به مدد همت و علم و اطلاع كافی از منابع تاریخ ایران این اثر را با آثار جغرافیایی و تاریخی معتبر مقایسه كرده و منابع آنرا نشان داده و از تأثیرش بر آثار متأخرتر سخن رانده است. وی پس از بحثی دربارة ارزش تاریخی و ادبی كتاب به بررسی این نظر بعضی محققان كه گفته اند تاریخ سیستان اصلا عربی بوده و بعد‌ها كسی آنرا فارسی گردانیده پرداخته و با بیطرفی تحسین برانگیزی اظهار داشته كه تشخیص درستی یا نادرستی این نظر آسان نیست ولی بعضی قراین حاكی از آن است كه تاریخ سیستان اصلا فارسی بوده است


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 25 شهريور 1392برچسب:, :: 8:43 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

خواجه مهدی فرزند علی بن ابیطالب است و با پنج نسل به محمد حنیفه می رسد و از بسیاری امام زاده های ایران به حضرت علی نزدیکتر است.مزار وی برروی کوه مقدس خواجه قرار دارد.به سبب این مزار است که مسلمانان نام این کوه راازکوه اوشیدا به کوه خواجه تغییرداده اند.

ساختمان مقبره پلان مربع شکل دارد و روى آن در جانب مشرق تعبیه شده و مصالح بکار رفته در آن از خشت و گل است. سه طاقچه در داخل بنا به صورت متقارن احداث شده و گنبد بنا به صورت عرقچینى ساده است که با کاهگل پوشش یافته است. ترک‏هایى در دیوارغربى بنا مشاهده مى‏شود. ایوانى بلند در جانب شرق با طاق هلالى قرار دارد که توسط سه پلکان به مدخل آن راه مى‏یابد. چهار زاویه داخل اتاق را با ایجاد گوشواره به دایره تبدیل نموده و در نتیجه گنبد بنا را بر آن استوار ساخته‏اند. دو پنجره جهت نورگیرى در بالاى اتاق طراحى شده و طاقنماهایى نیز در جداره بالایى دیوار به چشم مى‏خورد.

صورت قبرى در داخل بنا است که فاقد سنگ قبر و کتیبه مى‏باشد. در مجاورت بقعه نیز یک بناى چهارطاقى از سنگ لاشه و ملاط گل به چشم مى‏خورد. این بنا به شماره 12288 و در تاریخ 30/4/1384 به ثبت آثار ملّى و تاریخى رسیده است.

محمد مهدی فقیه بحرالعلوم

 


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 25 شهريور 1392برچسب:, :: 3:59 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

روستا ی لوتک در 25کیلومتری جنوب شرقی شهرستان زابل ودر 14کیلومتری جنوب غربی شهر محمد آباد ودر مسیر جاده اصلی زابل- زاهدان قرار دارد .

هنگام عبور از لوتک روبه روی پاسگاه پلیس راهنمایی ورانندگی ودرمجاورت سنتو(دکل مخابراتی )آثار قلعه ای بزرگ در مقابل دیدگان رهگذر خودنمایی میکند . که برجهای آن پابرجاست وبا زیبایی خارق العاده ای سربه فلک کشیده اند که رمز وراز های بیشماری در دل آن نهفته اند .

تاکنون از طرف سازمان میراث فرهنگی هیچگونه اقدامی جهت بازسازی وحفظ ونگهداری آن صورت نگرفته وبه سرعت در حال تخریب وخطر انهدام قرار دارد وتاکنون هیچگونه کاوش باستان شناسی در این قلعه انجام نشده ورمزو رازهای آن همچنان سربه مهر باقی خواهدماند.

 (بله این خرابه ها درواقع آثار باقی مانده از قلعه زیبای لوتک است .)

قلعه لوتک .قلعه ای بزرگ ومستحکم بوده که قدمت آن به 800سال قبل برمیگردد وهمزمان با قلعه های سار وتار وقلعه مچی وقلعه حوضداروکندروقلعه روم وقلعه رامرود وگردی قلعه واز بناهای باشکوه دوره اسلامی میباشد .

قلعه لوتک مثل قلعه کوهک وسرسنگ از نوع قلعه های نظامی میباشد که آن را برجهای تدافعی به همراه حصار وخندق در برگرفته است .

طرح قلعه چند ظلعی منظم ومستطیل شکل است که از دو مستطیل تودر تو تشکیل شده است وگرداگرد هریک را برج وباروهای قلعه در برگرفته است .

معماری آن از نوع ساختمانهای دو ایوانه اسلامی اما فاقد مسجد وکاروانسراست .

این بنا در دوره اسلامی به عنوان مرکز حکمرانی محلی تمدن جنوبی دشت سیستان محسوب میشده ودر حال حاضر آثاری از یک یا دوساختمان در شمال شرقی قلعه مشاهده می شود وتعداد۱۰برج دیده بانی وآسیاب بادی آن سالم واستوار وآشکار است .

به نظر می رسد قلعه ای بوده با قلعه بند محکم ومحوطه ای در داخل آن که مردمی که پیرامون قلعه زندگی میکرده اند فقط از نظر ایمنی به آن پناه می آورده اند .

ذوالفقار کرمانی درصفحه 144 کتاب جغرافیای نیمروزخویش اینگونه می نویسد :

لوتک سمت مغرب وجنوب سکوهه واقع شده ونیم فرسخ فاصلی دارد .قلعه وارگ معتبر داشته حال خراب شده وآثار عمارت عالی آن دیده میشود حال بقدر 520خروارزمین بذرافشان ملک داردو360خروارزمین بلا استفاده دارد که همه را ریگ فراگرفته است.  {مهندس ذوالفقار کرمانی فارغ التحصیل دار الفنون می باشدکه در آنجا علوم توپخانه وقور خانه وهندسه را به نیکی آموخته است

ودر سال 1288از جانب ناصر الدین شاه قاجار مامور نقشه برداری از منطقه سیستان میشود وحاصل این سفر کتاب جغرافیای نیمروز است .


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 25 شهريور 1392برچسب:, :: 3:53 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

مرحوم مزارگلستانه در سال 1326 درشهر زابل بدنیا آمد...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 24 شهريور 1392برچسب:, :: 5:45 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

 

تنور در سیستان مقدس است به گونه ای که اگر کسی خانه اش را ترک کند تنور را خراب نمی کند...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 24 شهريور 1392برچسب:, :: 5:41 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

درباره رقص شمشیر سخن های زیادی بر زبان رانده شده است و در کتاب ها و تارنما ها و مجلات مختلف مطالب گوناگونی از زبان افراد بزرگی درج شده است؛ و تحلیل های مختلفی نیز درباره آن شده است. از این گذشته در باره تاریخچه آن نیز همین اتفاق افتاده است؛ و خیلی ها تاریخ رقص شمشیر را به مربوط به دوران کهن سیستان می دانند.
متن اصلی همه این تحلیل ها این است که رقص هادر سیستان بصورت ترتیبی مکمل هم اند. به گونه ای که بعضی معتقدند چاپ سیستانی مرحله گرم کردن و آمادگی جسمانی است و بعد از آمادگی جسمانی رقص چوب (چوب بازی) آمادگی اولیه برای رزم می باشد و بعد از آن نیز رقص شمشیر مرحله پیش رفته ی این آمادگی جسمانی و نظامی است.
در این تحلیل ها نوعی سلسه مراتب آموزش نظامی دیده می شود. در وهله اول فرد نظامی خود را با چاپ سیستانی به آمادگی های اولیه جسمانی می رساند. این آمادگی جسمانی را در رقص های سه چکه ای و چاپی و بخصوص در حرکات دست و پای رقاصان می توان دید. بعد از این آموزش اولیه این آموزش شکل پیشرفته تری را در رقص چوب به خود می گیرد. فرد ابزار جنگ را در دست گرفته و شروع به آموزش دیدن می کند. و این برای مصون ماندن از ضربات آموزش دهنده می باشد.
در مرحله آخر فرد آنقدر مهارت دارد که شمشیر به دست گرفته تا آموزش هایش را کامل کند. در این مرحله سطح آموزش پیشرفته تر و سخت تر است؛ حرکات و ریتم موسیقی تند تر و ظریف تر می شود. به گونه ای که کوچکترین خطا باعث صدمات جبران ناپذیری می شود.

رقص شمشیر رقص سمبلیک سیستان

اما با توجه به ظرافت هایی که در این تحلیل می باشد می توان با پیش کشیدن تاریخچه رقص شمشیر این نوع نگاه را به این رقص  رد کرد.رقص شمشیربرای اولین بار با نقش آفرینی مستقیم عباس باقری و در نمایشنامه عروس هیرمنداجرا شده است. این نمایش و رقص شمشیر سیستان بازنمایی و روایت رزم رستم و سهراب است. رزمی که در آن پدر خنجری بر پهلوی پسر می زند.

اما آنچه که متاسفانه در بین گروه های رقص شمشیر  غافل مانده همین نکته بوده است که این رقص بازنمایی رزم رستم و سهراب است و بایستی در این رقص دو نفری که می رقصند (می جنگند) باید یادشان باشد بار دراماتیک این قصه را روایت کنند نه اینکه بار معنایی این رقص را فدای خوشحالی مخاطب و همچنین ندانستن سمبل های نهفته در بطن رقص توسط خودشان و مخاطب کنند.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 22 شهريور 1392برچسب:, :: 8:34 بعد از ظهر :: توسط : SOHRAB

طایفه چشک قبلا در جهان آبادمیان کنگی سکونت داشته، اما اکنون در روستای محمدآباد بولائی در حاشیه نیزار و منطقه شیب آب و افضل آباد زابل سکونت دارند. شغل مردم این طایفه در زابل و حومه،دامداری وکشاورزی و مذهب آنان شیعه و به گویش زابلی تکلم می‌کنند.

خشکسالی سیستان باعث شد تا تعدادی از مردم طایفه چشک به طبسین،مازندران،گرگان،سرخس (روستای یازتپهکندکلی) کوچ نمایند. برخی از چشک‌های ساکن گرگان تغییر نام داده و فامیل چشمه نور را برگزیدند.


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 21 شهريور 1392برچسب:, :: 10:34 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

In the past sericulture had been common in some parts of Sistan and many pepole were merchant of silk textiles and women made cap, purpot broiders with silk threads.

We can find a relationship between women's skills in broidering , needle work on the textile and silk thread production. This relationship is so consistent  that silk production stoppage could not remove it.Qomak work which is the local name for sleave work called white work.

Sleave Work

Xumak or khumak work is the name that,while watching fine illuminating tender silk fibers in the warp and weef of fine Sistan textiles reminds us the endless capabilities of its people. In the past this work was used to ornament clothes,Qorans cover,collar,cap,Kerchief,purlpot.

But today  it Mostly is used to ornameent praying  cloth cover table linen and ,cushion

The reason why this sistan work is called'Qame douzi' is that in the past silk was used as raw (namele Qam) material  without being polished or being  batched,or in dyeing and white washing process being polished.

One of its feature is count-sewing that every stitch of the thread over the textile was performed by counting wrap and weef with a special or geomet-ric regulation.

 Black sewing work

Black  sewing is a kind of needlework and is used to ornament chest  front and wristband and one should only use blak silk thread.

The procedure is that through notched sewing interwiven triangular  motifs are sewed on the clothes and sometimes between these notched sewing ,chain sewing is used.


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 21 شهريور 1392برچسب:, :: 10:32 بعد از ظهر :: توسط : mojtaba

با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا

بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !

خـالی از هـرتشبیه و استعـاره و ایهـام …

تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :

دوستت دارمــ خاص ترین مخـاطب دنیـا !


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 21 شهريور 1392برچسب:, :: 9:58 قبل از ظهر :: توسط : ARASTOO

دگر روز لشكر بياراستند

درفش از دو رويه بپيراستند

بهاماوران بود صد ژنده پيل

يكى لشكرى ساخته بر دو ميل‏



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 21 شهريور 1392برچسب:, :: 3:29 بعد از ظهر :: توسط : SOHRAB

 

پس از مرگ جانگذار لیث ، عیاران سیستان در کوه خواجه اجتماع می کنند تا یعقوب را به سرهنگی برگزینند ، یعقوب می گوید چرا دیگری را انتخاب نکردید ؟ عیاران می گویند تو در هر فن استاد تری ، یعقوب می گوید آنچه من تاکنون انجام داده ام ، وظیفه یک عیار است ، برای سرهنگی بیش از اینها لازم است ، یاران می گویند راه انتخاب سرهنگ چیست ؟ یعقوب می گوید : هریک از ما نامه ای به حاکم بنویسیم و از او پنج هزار دینار طلب کنیم ، حاکم فرمان هر کس را اجابت کرد ، او سرهنگ ما خواهد بود.

  حاکم سرانجام فرمان یعقوب را اجابت می کند ، و عیاران پایکوبان یعقوب را به سرهنگی بر می گزینند . آن جوانمرد بلند همت تمام سکه ها را به طور مساوی بین کلیه ی عیاران تقسیم می کند ، ازهر پیر عیار می گوید چرا برای خود دیناری برنداشتی ؟ یعقوب می گوید سهم من باشد در آینده از خلیفه بغداد می ستانم ، ازهر شیرین گفتار به مزاح می گوید: ای رند کامل ، جوجه مرغ را بین ما تقسیم کردی که شکار بزرگ برای خودت بماند . یعقوب می گوید : آنچه که از خلیفه بستانم پیش کش مردموطنم می کنم.


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 21 شهريور 1392برچسب:, :: 3:27 بعد از ظهر :: توسط : SOHRAB

جرک یکی از روستاهای بخش پشت آب شهرستان زابل میباشدو تقریبا یکی از بزرگ ترین و با امکانات ترین روستاهادرشهرزابل می باشد. جرک ازشمال با روستاهای راهدار و بزی و از جنوب باروستاهای کچیان وده کول واز شرق باروستاهای خوشدادرضا  ومیر عبدالله و از غرب با روستای ساختمان همجوار می باشد. مساحت تقریبی این روستا شامل روستا وزمینهای کشاورزی1200 هکتار می باشد. حدود 300خانوار باجمعیت بالغ بر 1200نفردراین روستا زندگی می کنند و وازجمله روستاهایی است که تمامی ساکنان آن شیعه مذهب می باشند واکثریت این روستارا فامیل دهمرده و گرگ تشکیل میدهند. و بزرگ این روستا یا به اصطلاح کدخدای این روستا جناب آقای ناصر دهمرده می باشد. اماکن روستا:

1-دبستان 2-راهنمایی پسرانه ی شبانه روزی و3-راهنمایی دخترانه 4-دبیرستان دخترانه 5-دبیرستان پسرانه ی  6-دبیرستان درحال ساخت شبانه روزی عشایری  7-مسجد 8-پاسگاه انتظامی 9-دفترمخابراتی  10-خانه ی بهداشت 11-دهیاری 12-شعبه ی کمیته ی امداد  13-جایگاه سوخت شامل گازوییل و نفت سفید 14-شرکت تعاونی 15-انبارکود شیمیایی بخشی 16- نانوایی 17-مکان درحال ساخت ورزشگاه 18-آسیاب 19-جوشکاری درب وپنجره  20-شرکت تعاونی دامداران وشورای حل اختلاف می باشد.

اکثریت این روستا به شغل کشاورزی ودامداری مشغول می باشند. مردم این روستا با لهجه ی زابلی صحبت می کنند. برای آمدن به این روستا از جاده ی شهرستان نیمروز(ادیمی) و طاغذی وازبالاخانه وهمچنین از جاده ی کول میتوان تردد نمود که ازاین جهت دربین روستاهای زابل بی نظیر می باشد


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 21 شهريور 1392برچسب:, :: 3:22 بعد از ظهر :: توسط : SOHRAB

 

می گویند قسمت نیست

حکمت است...؟ 

خدایا من معنی قسمت و حکمت را نمی دانم

اما تو معنی طاقت بچه های معصوم زابلی را می دانی !!!

مگـــــه نـــــــه؟؟؟


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 18 شهريور 1392برچسب:, :: 5:13 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 18 شهريور 1392برچسب:, :: 5:13 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

دكتر رستم خسروياني پژوهشگر و استاد دانشگاه  درخصوص نام رستم گفت:
رستم، نام نژاده و زيبايي است كه بايد پابرجا بماند
رستم خسروياني ،فرنشين انجمن زرتشتيان تهران با اشاره به اين كه در گذشته، ايرانيان از نام رستم بيشتر از امروز بهره مي بردند و باور ويژه اي به بزرگي اين نام داشتند، گفت: «شوربختانه امروز كمتر از نام رستم بهره مي گيريم. اميدوارم بهره گيري از اين نام نژاده (: اصيل) و زيبا پابرجا بماند و در نامگذاري ها بيشتر از آن بهره گرفته شود.
وي با برشمردن ويژگيهاي بنيادي قهرماناني همچون رستم، افزود:قهرمان ملي كسي است كه نژاده، والاگوهر و از دودماني تربيت يافته باشد، در سايه ي پرورشهاي اخلاقي، به پندار و گفتار و كردارنيك رسيده باشد و در راه راستي گام بزند.
به گفته ي خسروياني، قهرمان، فردي ديندار است و نسبت به آيين هاي كشور وفادار است، او انسان ازخود گذشته و فداكاري است كه در گيرودارهاي سخت ، مردانه گام به ميدان مي گذارد و براي نجات كشور كمر همت به ميان مي بندد . رستم تن به زبوني نمي دهد و خويشتندار و بردباراست، از نيروي جسمي و نفوذ مينوي برخوردار است و از رويارو شدن با خطر نمي هراسد. رستم هرگز نيكي را از ياد نمي برد و همواره حق شناس و دادگر است.


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 18 شهريور 1392برچسب:, :: 5:12 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

خیلی عجله نکنید!

ایـــــنـجــا ،

 

ازدیروقته شهرسوخته ست !


 


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 17 شهريور 1392برچسب:, :: 2:36 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

در همايشگاه ماركار در تهرانپارس ،استاد شيدرنگ در گفتاري كوتاه به ريشه يابي نام سيستان پرداخت وگفت: واژه ي سيستان برگرفته از نام سكاهاست. آنها سومين گروه از آريايي هايي بودند كه در اپاختر درياي خزر در اران ، كه همين ايران است ، دو شاخه شدند . يك شاخه از اين گروه رو به سيستان نهاد و شاخه ي ديگر به اروپا رفت . مردم درسدن و لايپزيك آلمان خود را از نژاد همين شاخه ي دوم سكاها مي دانند.
در اين همايش كه در جشنگاه ماركار برگزار شد ، اردشير مهرباني به ياد رستم، فردوسي و پهلوانان و ردان ايران جشن خواني كرد. ودرادامه بانو ايرانگرد به هنگامه خواني(:نقالي) پرداخت و ابوالقاسم دهقان ابياتي از شاهنامه را خواند. شيوه او در بازگويي بيت هاي شاهنامه مورد توجه واستقبال باشندگان همايش قرار گرفت . افزون بر اين، شهلا جهانگير و مرشد حميد رضايي، هفت خوان رستم را روايت كردند و بهرنگ كوفگر به نوازندگي تار پرداخت.


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 17 شهريور 1392برچسب:, :: 8:48 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

دكتر حسين وحيدي، پژوهشگر و استاد دانشگاه تهران،شاهنامه را نامه ي تاريخ ايران خواند و رستم را يك انسان واقعي دانست. به گفته ي وي، ا سطوره به چم (: معني) گفته هاي پنداري است اما آنچه فردوسي بزرگ درباره ي رستم و ديگر پهلوانان شاهنامه گفته است هرگز سخنان پنداري و دروغين نيست . شاهنامه، سخن تاريخ ايران است. پس بايد از به كار بردن واژه ي «اسطوره» براي شاهنامه پرهيز كنيم و پهلواناني چون رستم را از شمار اسطوره ها ندانيم. آنها انسانهايي واقعي بوده اند كه در پهنه ي ايران مي زيسته اند.
وحيدي كه واژه ي «نوژه» را به جاي «فيلم» به كار مي برد، در دنباله ي سخنانش چنين گفت: «جهان امروز، جهان " توژه" و نمايش است . توژه ابزاري است در دست كساني كه بخواهند انديشه اي را بازگو كنند . شاهنامه يكي از بزرگترين كتابهايي است كه مي تواند پايه اي براي آفرينش گران سنگ ترين فيلمها باشد. من كتاب « رستم در شاهنامه » را ساليان پيش نوشتم تا زمينه اي فراهم آورده باشم تا روزي داستان هاي شاهنامه در ايران ساختار فيلم به خود بگيرد چرا كه شاهنامه گرانبها ترين يادگار و شناساننده فرهنگ ايران است.
اين نويسنده كه پيرامون «آموزشهاي شاهنامه در داستانهاي رستم» سخن مي راند، افزود: «آنچه بر ارزشهاي شاهنامه مي افزايد، درسهايي است كه در آن گنجانده شده است و امروز هم براي ما آموزنده است. براي نمونه در داستان «رستم و اسفنديار»، جايي كه كتايون، اسفنديار را هشدار مي دهد كه فزون خواه(طمعكار) نباشد ، نكته اي پندآموز نهفته است كه نشان مي دهد، چگونه فزون خواهي ، خرد آدمي را از ميان مي برد و سرانجام كارها را به تباهي مي كشاند جهان امروز را بهتر بشناسيم.»


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 17 شهريور 1392برچسب:, :: 8:45 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

برای نخستین بار در شهر سوخته یك چشم مصنوعی متعلق به 4800 سال پیش كشف شد. این چشم مصنوعی متعلق به زنی 25 تا 30ساله بوده که در یکی از گور های شهر سوخته مدفون شده بوده است.جمجمه زن صاحب چشم مصنوعی شهر سوخته چشم مصنوعی روی جمجمه او دیده می‏شود.چشم مصنوعی یافت شده در چشم چپ او کار گذاشته شده و با وجود گذشت زمان نزدیک به 4500 سال از ساخته شدن آن هنوز سالم است.جنس این چشم مصنوعی یافت شده هنوز بطور کامل مشخص نشده است اما به نظر می رسد در ساخت آن از قیر طبیعی مخلوط به نوعی چربی جانوری استفاده شده است.در روی این چشم مصنوعی ریزترین مویرگ‌های داخل چشم توسط مفتول‌‌های طلایی به قطر كمتر از نیم میلی‌متری طراحی شده‌اند. مردمك این چشم در وسط طراحی شده و تعدادی خطوط موازی كه تقریباً یك لوزی را تشكیل می‌دهند در پیرامون مردمك دیده می‌شود.سرپرست گروه باستان شناسي شهرسوخته سيد منصور سيد سجادي  :براي نخستين بار در شهر سوخته يک چشم مصنوعي پيدا شد . مطالعات اوليه نشان داده اند که چشم چپ زن تنومند مدفون در قبر شماره 6705 مصنوعي بودهاست . همين مطالعات نشان مي دهند که زير طاق ابروي زن مذکور آثار آبسه ديده مي شود. به علت طول زمان زيادي که بخش زيرين اين چشم مصنوعي با پلک چشم در تماس بوده است آثار ارگانيکي پلک چشم نيز در روي آن مشهوداست . جنس و ماده اي که چشم مذکور با آن ساخته شده است هنوز به دقت روشن نشده و تشخيص آن به آزمايشهاي بعدي موکول شده است اما به نظر مي رسد که چشم مزبور از جنس قير طبيعي که با نوعي چربي جانوري مخلوط شده است ساخته شده است . در روي اين چشم مصنوعي ريز ترين مويرگهاي داخل کره چشم توسط مفتول هاي طلايي به قطر کمتر از نيم ميلي متر طراحي شده اند مردمک چشم در وسط طراحي شده و جز از آن تعدادي خطوط موازي که  تقریباً يک لوزي را تشکيل مي دهدند درپيرامون مردمک ديده مي شود از دو سوراخ جانبي واقع در دو سوي اين چشم مصنوعي جهت نگهداري و اتصال آن به حدقه چشم استفاده مي شده است . بررسي هاي انسان شناسانه نشانداده که به احتمال بسيار زياد زن مزبور داراي سني بين 25 تا 30 سال بوده و دو رگه (سياه و سفيد) بوده است . اشياء پيدا شده در اين قبر دو قسمتي عبارت بوده اند از ظرفهاي سفالي ، مهرهاي تزييني ، يک کيسه جرمي و يک آينه مفرقي . قدمت اين قبر و چشم مصنوعي به حدود 2800 سال بيش ازميلاد و 4800 سال پيش از اين مي رسد . مطالعه جهت دستيابي به اطلاعات بيشتر در اين مورد چشم و اسکلت ادامه دارد.


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 17 شهريور 1392برچسب:, :: 8:42 بعد از ظهر :: توسط : ARASTOO

كلوچه خرمایی
مواد لازم برای تهیه كلوچه محلی خرمایی :

آرد -روغن-خمیر مایه -سیاه دانه و رازیانه(بادیو)کنجد و خرما می باشد
طرز تهیه خمیر :
ابتدا خمیر مایه را در نصف لیوان آب ولرم حل كرده سپس در یك ظرفی آب و روغن و خمیر مایه حل شده و رازیانه و سیاه دانه را میریزیم و آرد را به آن اضافه می كنیم و ورز می دهیم آرد باید به اندازه ای اضافه گردد كه خمیر به دست نچسبد روی خمیر پارچه تمیزی می اندازیم و خمیر را به مدت 2-3ساعت در هوای اتاق می گذاریم البته پس ازیك ساعت خمیر را دوباره با روغن ورز می دهیم ..
از طرفی روغن را در ظرفی داغ كرده و هسته خرماها را جدا میكنیم وخرماها را در روغن سرخ می كنیم وقتی خمیر آماده شد به اندازه دلخواه جدا كرده و گرد میكنیم (در اصطلاح محلی چونه میكنیم) چونه های خمیر را به مدت كوتاهی كنار می گذاریم سپس انها را با وردنه پهن كرده و خرما را داخل آن میگذاریم و سه طرف آنرا روی هم میگذاریم تا شكل مثلثی به خود بگیرد مرحله بعد شانه زدن برای زیبایی و سوزن زدن که با نوک تیز چاقو،چنگال و یا چیزی شبیه به آن میتوانید انجام دهید این کاربرای پف نکردن کلوچه است حال كلوچه ما آماده پختن است.
كلوچه ساده (بدون خرما)
مراحل اولیه تهیه خمیر از شیر و آب با هم استفاده می كنیم

 برای تهیه كلوچه ساده همان مراحل بالا را طی می كنیم با این تفاوت كه درصورت تمایل در

خمیر كه آماده شد انرا پهن كرده و قالب میزنیم اگه میخواین خرمایی نکنین به فکر زیبایی ش هم نیستین و به فکر وقتتان هم هستید از چاقو برای برش استفاده کنین
كلوچه قندی
طرز تهیه این كلوچه هم همانند كلوچه خرمایی است البته همانطور كه از اسم این كلوچه پیداست در این كلوچه شكر را در آب حل كرده و خمیر رابا شكرو آب تهیه میكنیم.


*** ضمنا در گذشته خمیر مایه نبوده .. وبرای اینكه خمیر رو ترش كنند به صورت زیر عمل میكردند :
در حالت عادی خمیر برای اینكه به طور عادی خودش ترش بشه زمان خیلی زیادی میبره . و همینطور كه میدونید خمیر مایه عمل تخمیر رو سرعت میده .. اون قدیما یكبار خمیر رو میذاشتن ترش بشه بعدش وقتی كه خمیرشون آماده میشده مقداری از اون خمیر رو میذاشتن توی سفره ای كه خمیرشونو توی اون درست میكردند و دفعه بعد اونو در صورتیكه خشك میشده توی آب حل میكردند و در صورتیكه خوب میمونده در مرحله اول تهیه خمیر بهش اضافه میكردند و دفعه عمل تخمیر زودتر و سریعتر انجام میشده


ارسال شده در تاریخ : شنبه 16 شهريور 1392برچسب:, :: 11:45 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

این روستا درفاصله ۱۰کیلومتری ازمرکز سیستان(زابل)ودرفاصله ۵کیلومتری ازمرکزبخش(بنجار)واقع شده است،ازنظر موقعیت جغرافیایی ازشمال به روستای آقاجان ازغرب باروستای امامیه وازشرق با روستای دهمرده همسایه می باشد.شغل اصلی مردم روستا کشاورزی ودامداری می باشدودرزمان فراوانی آب محصولات کشاورزی بسیارمرغوبی چون انگور،پیاز،سیر،انواع سبزیجات،انار،گندم،جو وسایر محصولات رابه بازار عرضه  می کردند،به گفته بزرگان ،ده ارباب ازدیرباز دارای باغها وزمین های کشاورزی بسیارمطلوبی بوده است.جمعیت روستا بالغ بر۳۰۰خانواربوده ،تمام مردم روستا  شیعه اثنی عشری می باشندومراسم ولادت وشهادت امامان معصوم را آنچنان که درخورمقام شامخ این بزرگواران هست رابه جا می آورند،نخستین روحانی این روستا که نقش بسیار ارزنده درارتقاءوبقاءآگاهی مردم درزمینه مسائل شرعی ومذهبی داشته است مرحوم حاج شیخ جعفرنخعی می باشدسپس شاگردایشان حاج علی اکبربینش روحانیت روستا راعهده دارشدودرخصوص مسائل دینی به روشنگری اهالی روستاپرداختند به طوریکه کمتر فرد ده اربابی است که به صورت نسبی با مسائل شرعی ومذهبی آشنایی نداشته باشدتاآنجاییکه ازقدیم الایام از روستای ده ارباب به علت آشنایی ورعایت کامل مردم به مسائل دینی ومذهبی به برکت وجود علمای بزرگواری چون (حاج شیخ جعفر وحاج علی اکبر)به قم دوم تعبیر شده است.ودرحال حاضر حاج شیخ محمدتقی اربابی روحانیت روستا راعهده دارهستند.مراسم تاسوعاوعاشورای حسینی همه ساله باحضورگسترده تمامی اهالی روستا حتی کسانی که مقیم شهرهای دیگرکشور میباشند باشکوه ،اتحادویکدلی کامل برگزارمی گردد.مردم روستا درپیروزی انقلاب به سهم خود،نقش بسیار مطلوبی راایفانمودند وجوانان عزیزی رادرراه انقلاب ودفاع ازمیهن اسلامی تقدیم کردند،این روستا باتقدیم ۲۹شهیدازبهترین فرزندان خود،نامش راهمراه بااین ستاره های همیشه درخشان تاریخ ،دربرگ برگ صفحات کتاب انقلاب به ثبت رسانده است.


ارسال شده در تاریخ : شنبه 16 شهريور 1392برچسب:, :: 11:34 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

زَرتُشت یا زَردُشت پیامبر ایران باستان بود که مزدیسنا را بنیان گذاشت. وی همچنین سراینده گات‌ها، کهن‌ترین بخش اوستا می‌باشد. زمان تولد وی مشخص نیست اما گمانه‌زنی‌ها و اسناد، زمانی بین ۶۰۰۰ تا ۶۰۰ سال پیش از میلاد مسیح را برای او حدس زده‌اند و زادگاه وی را به سیستان نسبت داده‌اند.تعلمیات زرتشت بعدها با باورهای بومی ایرانیان ترکیب شد و آئین مزدیسنای کنونی که نزدیک به پنج سده دین رسمی ایران نیز بوده‌است، را پدید آورد. نام زرتشت در فهرست یکصد نفرهٔ انسان‌های تاثیرگذار تاریخ که توسط مایکل هارت تنظیم شده‌است، قرار دارد. دین زرتشت امروزه حدود ۲۰۰ هزار تن پیرو در ایران، هند و برخی نقاط دیگر جهان دارد.

در اوستا دریاچه ی هامون "کانس اویا" به معنای مکان فراوانی آب پربرکت و کوه خواجه ی سیستان"اوشیدا"به معنای جایگاه هوش و خرد نامیده شده اند. همچنین کانس اویا(دریاچه ی مقدس هامون) در آیین زردشتی محل ظهور منجی آخرالزمان(سوشیانت) تلقی شده است.


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 7 شهريور 1392برچسب:, :: 10:27 قبل از ظهر :: توسط : mojtaba

درباره وبلاگ
امیدوارم این یادگاری های مکتوب ناگفته های سرزمینم رابرهمگان روشن نماید. اهورای پاک راشاکرم برآنکه ازجام خدمت ؛به من جرعه ای نوشاندتاگامی درراه اونهم وبه مقام قربش نزدیک گردم. امیدوارم که تلاشم دراهدای این وبلاگ موردرضایت مخاطبین قرارگرفته وباانعکاس نظرات پیرامون مندرجات،مراازانتظارات آینده خودبهره مندفرمایند.
موضوعات
آرشيو وبلاگ
نويسندگان

Alternative content